«فریدون پوررضا»؛ آوازی كه ماندگار شد

" مجال ، بی رحمانه اندك بود و واقعه سخت نامنتظر ..." ؛ «فریدون پوررضا» اسطوره آواز گیلان هم رفت اما آوازی به زلالی باران برای همیشه ماندگار شد.

       شهر من لنگرود
همیشه خندان بود و لحن گفتارش حال و هوایی مملو از همان موسیقی برآمده از دل شالیكاران، صیادان خشنود از تور پر ماهی ، هیاهوی چایكاران هنگام چینش برگ سبز بوته های چای و صدای شكستن كنده زیر ضربه های تبر جنگل نشینان را داشت.
خاطرم هیاهویی است از حرفهایش ؛ پیر آواز گیلان هراسناك بود مبادا موسیقی بیگانه كه حتی در خانه خودشان هم به اختناق مبتلا شده به خورد مردم داده شود و بی هیچ سلام و علیكی با گذشته سر آخر هیچ شویم.
پیكرش بی جان شده اما صدایش در گوشم جاودان ؛"فضای رسانه ها را بایستی با موسیقی مردمی و ملی دمساز نمود و به پرواز درآورد."
می گفت: "در تعزیه خوانی در رشت نوایی به گوشم خورد كه با آن آشنا نبودم ، به نزد استاد بنان رفتم و موضوع را برایش بازگفتم و استاد بنان گفت: از این پس هر موسیقی با هر نامی كه ایرانی باشد را در هر كجا كه شنیدید ثبت كنید، موسیقی ایرانی بسیار دامنه وسیعی دارد كه هیچكس به تنهایی از آن با خبر نیست."
پوررضا بازگشت به سرزمینش و در طول بیش از نیم قرن فعالیت هنری خود در عرصه موسیقی فولكلور گیلان حدود 469 ترانه فولكلور و شبه فولكلور گیلكی را با لهجه های شرق و غرب گیلان اجرا، بازسازی و بازخوانی كرد.
از میان این ترانه ها 280 ترانه فولكلور را بازسازی و دوباره خوانی، و ملودی یكصد ترانه را خود تنظیم نمود؛ این ترانه ها مایه های مختلف زندگی گیل مردان و گیل زنان از شادی و اندوه، كار و تلاش، تاریخ و حماسه، عشق و وفا و ... را منعكس كرد.
می گیلان، رعنا، سیا ابران، تی تی، بارش، بوشو بوشو، جان گیلان، ای وارون ای وارون، شالیزار، بزن چوپان، عروس گوله و چه بسیار دیگر برای همیشه نسل ها ماندگار شد.
صدای استاد با صدایی به غم نشسته در سریال پس از باران به خانه های تمام ایرانیان راه یافت و جامعه ای را با خویش همراه ساخت.
اسطوره آواز گیلان تنها به خواندن بسنده نكرد و رگه های موسیقی فولكلور را در ارتفاعاتی مه آلود و جنگل گون و یا در دل شالیزارهایی به وسعت گیلان یك به یك در كلبه ها می جست و ثمر تحقیقش كتابی شد با عنوان "موسیقی فولكلوریك گیلان" كه اتفاق بزرگی در عرصه پژوهش های موسیقی فولكلوریك ایران است.
استاد داریوش علیزاده كه خود در جهان موسیقی گیلان پیشكسوت است، می گوید: در تمامی وجود استاد فریدون پوررضا عمارت موسیقی سنتی بنا شده بود و حقیقتی در بروز لحن با صدای خوش استاد به گوش می رسید.
علیزاده گفت:ایشان با آوای سنتی تنفسی می نمودند؛ در جامه اش، رفتارش، و حركاتش بوی و طعم شرافت گیلان پیچیده بود.
استاد فریدون پوررضا خواننده خوش آوا ،استاد و كارشناس موسیقی فولكلور، مدرس و پژوهشگر موسیقی بومی گیلان سوم مهرماه 1311خورشیدی در لشت نشاء از توابع شهرستان رشت دیده به هستی گشود و غروب بیست و سوم فروردین 1391 خلیج ژرف نگاهش را فروبست.
و اینك تمنای ادامه راهی روشن از دانش آموختگانش...
روانش آرام و دیگرانی چنانش پر ارج در زندگی ...

 روحش شاد؛ يادش گرامي

دوباره آسمانه دیل پوره بو

دوباره آسمانه دیل پوره بو (دل آسمان دوباره پر شد)....

شالیزارها عزادارند...
«فریدون پوررضا» بزرگ موسیقی فولکلور گیلان درگذشت.
زحمات سالیان او، نغمات بسیاری را از شالی‌ها و باغ‌ها و روستاهای غریب گیلان به شهر آورد و جاودان ساخت. آواز دیلمان حزن‌انگیز پوررضا در "پس از باران" به گفته‌ی خودش، یادگاری از غمِ رفته بر کشاورزان و گیله‌مردان سرزمینش بود.
روحش شاد، یادش گرامی

   شهرمن لنگرود

   شهر من لنگرود

درگذشت فریدون پوررضا خنیاگر و پژوهشگر گیلانی

                      درگذشت فریدون پوررضا خنیاگر و پژوهشگر گیلانی

فروردین ماه دومین خنیاگر سرشناس موسیقی نواحی را مسافر دیار باقی کرد. استاد فریدون پور رضا خواننده و پژوهشگر موسیقی منطقه گیلان در سن 79 سالگی درگذشت.
این هنرمند عرصه موسیقی که حدود یک سال با بیماری تنفسی و مشکل ریوی، دست و پنجه نرم می‌کرد، ساعتی پیش در منزل خود از دنیا رفت.
از جمله معروفترین کارهای فریدون پوررضا می‌توان به آلبومی که او برای میرزا کوچک خان خواند و البته خوانندگی سریال معروف «پس از باران» اشاره کرد.
گیله لو درگذشت این هنرمند و پژوهشگر موسیقی را به جامعه موسیقی و هنری ایران تسلیت می‌گوید و  برای آن مرحوم آمرزش الهی و برای بازماندگان او آرزوی صبر و شکیبایی دارد.

سخنرانی استاد شجریان در دانشگاه کالیفرنیا

استاد«محمد رضا شجریان» امروز دوشنبه نهم آوریل 2012 پیش از آغاز تور کنسرت هایش در امریکا به دعوت انجمن دانشجویان کالیفرنیا در سن دیگو سخنرانی  می کند.

                     گیله لو
این سخنرانی که به دعوت انجمن دانشجویان دانشگاه کالیفرنیا انجام می شود، استاد شجریان به معرفی موسیقی ایرانی و سازهای ابداعی خود می پردازد.
همچنین در بخش دیگری از این مراسم استاد شجریان به پرسش های دانشجویان درباره موسیقی ایرانی و سازهای ابداعی خود پاسخ می دهد.
استاد شجریان پیش از این نیز در تورهای اروپایی خود و در کشورهای مختلف به سخنرانی و معرفی موسیقی ایرانی و سازهای ابداعی خود پرداخته بود.
استاد «محمد رضا شجریان» هفته آینده در امریکا تور کنسرت های خود را با همراهی گروه شهناز برگزار می کند.

                     گیله لو
این تور آمریکایی از ۱۰ روز دیگر آغاز می شود و شامل هشت برنامه در هشت شهر آمریکا است . در این کنسرت از سازهای ایرانی و سازهای ابداعی که استاد شجریان ساخته استفاده می شود.
طبق برنامه اعلام شده توسط مدیر برنامه های گروه "شهناز"، شجریان با همراهی گروه شهناز در شهرهای بوستن (۱۹ آوریل)، نیویورک (۲۰ آوریل)، واشنگتن‌ دی‌سی (۲۲ آوریل)، آتلنتا (۲۸ آوریل)، هوستون لس‌آنجلس و کوپرتینو (۶ می) به روی صحنه می رود.

نازنینـی کــه به رویش مــی گـلـگون نوشیم

خوش هواییست فرح بخش، خدایـا بفرست
نازنینـی کــه به رویش مــی گـلـگون نوشیم

مـــی‌کشیم از قـدح لالـه شـرابـــی مـوهـوم
چشم بد دور که بی مطرب و می مدهوشیم

    گیله لو

برنامه گروه شهناز در هشت شهر آمریکا

              گیله لو

تور کنسرت های  «محمدرضا شجریان» استاد آواز موسیقی ایران با همراهی گروه "شهناز" و به سرپرستی «مجید درخشانی» آوریل سال جاری میلادی در هشت شهر ایالات متحده آمریکا آغاز می شود.
بر اساس برنامه اعلام شده توسط مدیر برنامه های گروه "شهناز"، استاد شجریان با همراهی گروه شهناز در شهرهای بوستن 31فروردین (۱۹ آوریل)،  نیویورک اول اردیبهشت (۲۰ آوریل)، واشنگتن‌ دی‌سی سوم اردیبهشت(۲۲ آوریل)،  آتلنتا نهم اردیبهشت (۲۸ آوریل)، هوستون دهم اردیبهشت(۲۹ آوریل)، لس‌آنجلس شانزدهم اردیبهشت (۵ می) و  کوپرتینو 17 اردیبهشت (۶ می) به روی صحنه می‌رود.
استاد شجریان اواخر سال 2011 میلادی نیز در اروپا به اجرای کنسرت پرداخته بود.

یاد؛ استاد ذوالفنون

زنده نام استاد جلال ذوالفنون در کنار استاد شجریان، استاد محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و ...
(اصفهان 1352)      

       گیله لو

استاد شجریان ، ناصر مسعودی و کیوان ساکت به خانواده ذوالفنون تسلیت گفتند

 استاد محمدرضا شجریان، ناصر مسعودی معروف به بلبل گیلان و کیوان ساکت درگذشت استاد جلال ذالفنون را به خانواده این مرحوم تسلیت گفتند.

استاد محمدرضا شجریان بزرگ مرد موسیقی اصیل ایران برای اجرای برنامه در خارج از ایران به سر می‌برد.

مقرر شد در مراسم چهلم استاد جلال ذوالفنون موسیقی و برنامه ویژه ای به یاد آن محروم اجرا شود. جمعه و دوشنبه آینده نيز بزرگان موسیقی ایران به منظور یاد و خاطره استاد جلال ذوالفنون بر سر قبر این بزرگ مرد گرد هم آیند. 

پیکر استاد جلال ذوالفنون قبل از ظهر چهارشنبه (دوم فرودين 91)از مقابل منزل وی در گوهر دشت، بلوار رستاخیز فاز دو خیابان دوازده شرقی به سمت امامزاده طاهر تشییع و به خك سپرده شد.

گزارش تصويري

شجریان؛ از رؤیا تا واقعیت

اولین‌بار زمانی‌که در سنین نوجوانی بودم، در جایی تصنیفی شنیدم که برایم بسیار خوش آمد. چنان شیفته‌اش شده بودم که به شتاب خود را به اولین کاست‌فروشی رساندم، کلمات شعر را فراموش کرده بودم. نام آلبوم را هم نمی‌دانستم. فقط آهنگ زیبایش در خاطرم بود. به ناچار نزد فروشنده شروع کردم به خوانش قطعه‌ای از آهنگ.
فروشنده با لبخندی فی‌الفور منظورم را فهمید. گفت آلبوم جدید استاد است با نام «دستان»...
بدین‌ترتیب بود که اولین آلبوم استاد را تهیه کردم.

                             از در درآمدی و من از خود به در شدم
                             گویی که از این جهان به جهان دگر شدم

و این آغازی شد بر آشنایی و الفتم با او ...

هر چه بیشتر با آثارش آشنا می‌‌‌‌‌‌‌‌شدم، حالتی از سرمستی به من دست می‌‌‌‌‌‌‌‌داد. روزی نبود که صدایش را نشنونم مگر می‌‌‌‌‌‌‌‌شود کسی غرق در نوای ملکوتی این استاد شود و از خود بی‌خود نشود؟!
نوروز سال ۷۳ از بهترین روزهای زندگی‌ام بود. آن‌روزی‌که برای اولین‌بار توانستم، چهره‌ی استاد را در حال صحبت کردن از تلویزیون ببینم. استادی که صدایش را می‌‌‌‌‌‌‌‌شنیدم ولی تا آن زمان هیچ تصویری از وی ندیده بودم. نمی‌دانستم چرا از دیدن چهره این بزرگمرد تا آن زمان محروم شده بودیم؟! هر چند که این حضور در تلویزیون، آخرین حضورشان هم در تلویزیون بود!

                  گیله لو

آن قدر شیفته ی صدایش شده‌ام که می‌‌‌‌‌‌‌‌توانم به جرأت بگویم، تنها صداییکه می‌‌‌‌‌‌‌‌تواند بیشترین آرامش را برایم به ارمغان آورد همین است و بس. خاطرم می‌‌‌‌‌‌‌‌آید که شبی در خواب به کنسرت استاد رفته بودم. بدون اینکه حتی در عالم واقعیت اصلاً کنسرتی را دیده باشم تا چه برسد به کنسرت استاد! صبح آن روز بلافاصه پس از برخاستن از خواب، اسم آن خواب را «رؤیای شیرین» نام نهادم. هشت سال از آن «رؤیای شیرین» گذشت تا سرانجام توانستم در کنسرت استاد شرکت کنم. شور و هیجان وصف‌ناشدنی‌ای داشتم. وارد سالن کنسرت می‌‌‌‌‌‌‌‌شوم. درست همانجایی می‌‌‌‌‌‌‌‌نشینم که در خواب دیده بودم! و این است تعبیر عشق ...
عشق و علاقه ی عجیبی به اجراهای مشترکش با پرویز مشکاتیان دارم. بیداد، دود عود، جان عشاق، نوا مرکب‌خوانی، دستان و...
اما چقدر افسوس خوردم که این کار مشترک ادامه پیدا نکرد به یاد دارم زمانی که در مراسم ترحیم شادروان پرویز یاحقی شرکت کرده بودم، به طور اتفاقی پرویز مشکاتیان را دیدم که در میان غلغله‌ی جمعیت به سرعت از مراسم خارج می‌‌‌‌‌‌‌‌شد. از میان جمعیت بلند فریاد زدم: «منتظر اجرای مشترکتون با استاد شجریان هستیم...» در آن لحظه و در کمال ناباوری مشکاتیان سری برگرداند و نگاه معناداری به من کرد و لبخندی زد. وااسفا که دست روزگار نگذاشت که نگذاشت...
همه‌ی آلبوم‌هایش را تهیه کردم. و بعد به سراغ برنامه‌ی گل‌ها، برگ سبز، گل‌های جاویدان و... رفتم. باز می‌‌‌‌‌‌‌‌دیدم کارهای قبلی هم همین زیبایی کارهای جدید را دارند اما به گونه‌ای دیگر، گویی ذهن‌اش پر است از نوآوری، خلاقیت و زیبایی که در آثارش ظهور نموده است...
چند سال پیش میهمانانی داشتم از کشور ترکیه که خوب تاریخ و ادبیات می‌دانستند. با هم عزم سفر به سمت شیراز را نمودیم، یکی از آنها مرتّب در داخل اتومبیل به دنبال نوای مناسبی بود تا در طول جاده به آن گوش سپرد. اما آنچه را که دلخواهش بود نمی‌یافت. من که همواره آثاری از استاد در گوشی‌ام دارم به او گفتم: «آهنگی دارم اما سنگین است و به زبان فارسی.» گفت:‌ «مشکلی ندارد، بگذار گوش کنیم اگر خوب نبود گوش نمی کنیم» آنگاه من اثری از استاد گذشتم. تغییر چهره‌شان دیدنی بود.
هر دو با هم می‌‌‌‌‌‌‌‌گفتند:‌ «این کیست که این چنین می‌‌‌‌‌‌‌ خواند؟» در طول مسیر شش ساعته‌مان تا شیراز آن‌ها فقط این آهنگ را گوش کردند. بعد از خداحافظی با آن‌ها، آن‌طور که می‌‌‌‌‌‌‌‌گفتند از ایران تا شهر خودشان در ترکیه که ۱۸ ساعت راه بود به آن آهنگ گوش کردند و حتی یکسال بعد که من سفری به آن کشور داشتم، در کمال ناباوری دیدم که باز هم همان آهنگ را گوش می‌‌‌‌‌‌‌‌دهند و آن چیزی نبود جز:

طفیل هستی عشق اند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری

اما می‌‌‌‌‌‌‌‌توان یکی از وی‍‍‍ژگی های بارز استاد که باعث شده تا محبوبیت گسترده‌ای در میان مردم پیدا کند همراهی‌اش با مردم در اعصار مختلف دانست. در کمتر مردان هنرمند و ناهنرمندی می‌‌‌‌‌‌‌‌توان چنین خصیصه‌ای را یافت. او در برهه‌های مختلف تاریخ عمرش، در دوره ی انقلاب، در جنگ، زلزله‌ی رودبار و بم و دیگر مواقع همراه و هم‌صدای مردم بوده است و ثابت نموده که هنرمندی‌ست مردمی و به تمام معنا...   از دیگر وی‍‍ژگی‌های عالی استاد این است که علی‌رغم اینکه از شهرت بالایی در سطح ایران و جهان برخوردارند و به خاطر همین اشتهار و بالا رفتن سنشان، می‌‌‌‌‌‌‌‌توانند دست از تلاش و کوشش بردارند و به راحتی در بهترین مکان‌ها و بهترین شکل ممکن به استراحت بپردازند. اما باز دست از همت بالا بر نداشته و همچنان در بالاترین نقطه‌ی قله‌ی موسیقی ایران‌زمین برای حفظ و اشاعه این موسیقی تلاش می‌‌‌‌‌‌‌‌کنند و تعلیم و تربیت شاگردان و علاقه‌مندان مشغولند؛ سازهای جدید ابداع م‌ کنند؛ و... و... و... بی‌گمان این همت بالای ایشان، می‌‌‌‌‌‌‌‌تواند درس بزرگی برای همگان باشد که همیشه در تلاش و تکاپو باشند و هیچ‌گاه برغم تمام مسائل و شکست‌ها و بی‌مهری‌ها دست از تلاش و کوشش بر ندارند.        به نظرم٬ کسانی‌که علاقمند و شیفته استاد هستند، معمولاً دارای ویژگی‌های اخلاقی یکسانی هستند. می‌‌‌‌‌‌‌‌توانم بگویم به واسطه‌ی همین حس مشترک، دوستان صمیمی بسیاری یافته‌ام و سال‌های سال است که همچنان این صمیمت و دوستی بین‌مان استوار و پابرجامانده که می‌‌‌‌‌‌‌‌توان آن را ازدیگر فضائل آشنایی با استاد برشمرد...
همیشه من و دوستانم از این نظر خوشحالیم که در زمانه‌ای به سر می‌‌‌‌‌‌‌‌بریم که مصادف شده است با دوره‌ی زندگی استاد شجریان؛ استادی که بسیار به ما آموخت، شاید آیندگان حسرت داشتن چنین گوهری را در زمانه خود خورند؛ پس چه شایسته است تا می‌‌‌‌‌‌‌ توانیم او را ارج نهیم.
در آخر آرزوی عمری طولانی همراه با سلامتی و سعادت را برای آن بزرگمرد خواهانم.

عدالت عابدینی؛ روزنامه‌نگار و کارشناس مترجمی زبان

موسیقی در سال 90 در سوگ چه کسانی نشست؟

سال ۱۳۹۰، شاهد خاموشی آوا و نوای هشت هنرمند موسیقی ایران زمین بود.

                    گیله لو

با درگذشت جلال ذوالفنون، هنرمندان و علاقمندان موسیقی ایران در سال ۱۳۹۰ برای هشتمین بار به سوگ نشستند.
اگر چه در آستانه نوروز، سخن گفتن از مرگ چندان ساده نیست،اما درگذشت جلال ذوالفنون، آهنگساز و نوازنده سه تار، دو روز مانده به سال تحویل، واقعه‌ای ناگوار را برای اهالی موسیقی رقم زد که بی‌شک تلخی آن تا مدت‌ها در کام هنرمندان و مخاطبان این هنر خواهد ماند.
پیش از آنکه ۲۸ اسفند، آتش در نیستان وجود استاد ذوالفنون بیفتد، از اردیبهشت تا دی ۱۳۹۰ نیز هفت هنرمند فعال در شاخه‌های موسیقی نواحی، کلاسیک و سنتی بانگ رحیل را سرداده بودند که پیش از تحویل سال نو، یاد و خاطره آنان را زنده می‌کنیم.
هوشنگ مبشری، خواننده و استاد پیشکسوت موسیقی، نخستین هنرمندی بود که اردیبهشت امسال به دلیل کهولت سن و بیماری تنفسی، به قافله مسافران سرای باقی شتافت.
فریدون زرین‌بال، نوازنده با سابقه ارکستر ملی، دومین هنرمندی بود که سال جاری بر اثر ابتلا به بیماری سرطان در سن ۶۸ سالگی دارفانی را وداع گفت. این نوازنده ویولن آلتو ارکستر ملی و ارکستر سمفونیک تهران که در کارنامه خود آهنگسازی آثاری همچون «من مرغ طوفانم» و «عشق من ایران» را دارد، تیر ماه ساز رفتن را کوک کرد.

مرداد ۱۳۹۰ نیز شاهد درگذشت دو هنرمند موسیقی نواحی ایران بود؛ ماشاء الله بامری از خواننده‌های خطه کهن بلوچستان و شنبه نوایی (شنبه شعبانی) از نوازندگان محلی سرنا، کرنا و نی در شهرستان نورآباد ممسنی استان فارس. بامری که علاوه بر خوانندگی، سازهای تنبورک و دهلک را نیز می‌نواخت، بخش عمده‌ای از عمرش را صرف زنده نگاه داشتن میراث موسیقایی بلوچستان کرد که خواندن ترانه ‌های مردمی این خطه از جمله آنهاست. این هنرمند پیشکسوت در ۶۰ سالگی بر اثر بیماری سرطان درگذشت.
شنبه نوایی (شنبه شعبانی) از نوازندگان مطرح سازهای محلی سرنا و کرنا و نی بود که در مناطق فارس و لرستان شهرت بسیاری داشت. مهم‌ترین آلبوم منتشر شده مرحوم نوایی که به دلیل ایست قلبی دار فانی را وداع گفت، «نای نای» نام دارد.
بعد از نوایی و بامری، دینار زهی خواننده پیشکسوت موسیقی سیستان و بلوچستان نیز ۲۸ مهر روی در نقاب خاک کشید. این هنرمند در اجرای لحن‌های حماسی موسیقی بلوچی تبحر ویژه‌ای داشت.
خسرو رحیمیان، نوازنده ویلن و عضو ارکستر ملی ایران دیگر هنرمند موسیقی این مرز بوم است که آبان امسال درگذشت. این نوازنده ۱۰ سال در کنار اعضای ارکستر ملی ایران به رهبری فرهاد فخرالدینی برنامه‌های متعددی را برگزار کرد و در ساخت و تولید بسیاری از موسیقی متن فیلم‌ها و آلبوم‌های منتشرشده نیز همکاری داشت.
نام موسی بلوچ دونلی نواز بلوچی در ماههای آخر سال به فهرست نوازندگان درگذشته سیستان و بلوچستان در سال ۹۰ اضافه شد. او در ۴۶ سالگی بر اثر سانحه رانندگی جان خود را از دست داد.
جلال ذوالفنون، هشتمین هنرمند در گذشته موسیقی ایران در سال ۱۳۹۰ بود که بعد از یک عمل جراحی سنگین قلب، دو روز مانده به آغاز سال نوی خورشیدی درگذشت. با مرگ این هنرمندان اگر چه آنان دیگر در میان ما نیستند، اما یاد و خاطره‌شان با نغمه‌هایی که به یادگار گذاشته‌اند، تا ابد زنده است.