ما نگران تاریخ نگاران هستیم؛ نویسنده: «محمدرضا لطفی»
بگذار بر پیکره هنر آوایی این سرزمین بگرییم!
بگذار فریاد برآوریم که چه مظلومیم ما، که هنوز حرفه موسیقی در میان بخش عمده یی از حاکمیت ما سیاه و تاریک است!
بگذار جلیل ها، کسایی ها و حافظی ها دار فانی را وداع کنند و کسانی حتی اجازه ندهند که علاقه مندان در مراسم خاکسپاری بعضی از آنها شرکت کنند!
تا زنده هستیم به نوعی در معرض بی مهری هستیم و هنگامی که می میریم، باز به دلایلی ناموجه، گروه هایی تلاش می کنند که مزار ما را از تاریخ کشور محو کنند! سوال این است که چه کسانی مسوولیت این همه بی مهری را پذیرفته اند؟ از زمان شاه طهماسب تا کنون هیچ کس در میان متشرعین جرات نمی کند حتی کلمه "موسیقی"را به زبان آورد.
در مناظره های تلویزیونی تنها یکبار یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری از واژه موسیقی یاد کرد. هنگامی که کاندیداها راجع به فرهنگ و هنر سخن می گفتند، سخنی از هنر موسیقی نشد و مجریان برنامه هم آگاهانه حرفی از این حرفه سیاه فرض شده، به زبان نیاوردند! در یک کلمه گویا موسیقی یک "تابوی" وحشتناک است.
انبوه موسیقی وارداتی و صادراتی و بنجل در گوشه و کنار کشور به وفور یافت می شود و دریغ از یک نگاه درست فرهنگی به هنر جدی موسیقی و تنها آه...
«جلیل شهناز» و«حسن کسایی» 34 سال در بهترین موقعیت نوازندگی قرار داشتند. اما چند کنسرت بزرگ یا کوچک برای این اساتید برگزار شد؟ لطف کنند رادیو و تلویزیون و وزارت ارشاد و حوزه هنر آمار دهند که چند تکنوازی از این اساتید تهیه کرده اند. این همه موسیقی های تهی و توخالی و غیرهنری تولید کرده اند، اما چند تکنوازی یا ساز و آواز از این دو هنرمند و بزرگمردان دیگر این راه تهیه کرده و پخش کرده اند. باید گفت «صفر درصد»!
مرگ جلیل شهناز، هنرمند یگانه احتیاجی نه به سوگواری دارد و نه معرفی ! و نه حتی ابراز تاسف، چرا که این عزیزان مانند دیگر هم حرفه یی هایمان مدت هاست که دار فانی را وداع کرده بودند، زنده هایی که روح شان مرده بود. آنقدر نارسایی ها در عرصه موسیقی جدی و هنری زیاد است که انسان را تنها عصبانی می کند. فاجعه آنقدر بزرگ است که واژگان هم مجال نمی یابند تا حتی چند کلمه یی مثبت و امیدوارکننده به میان آید. حتی از کلمه تسلیت نیز برای حافظی ها و جلیل ها نمی توان استفاده کرد البته هنرمندان خوب ما خواهند ماند و هیچ کس قادر به حذف این عزیزان و تاثیرشان نیست. اما در میان فرهنگ دوستان و مردم عاشق به این هنر آوایی همیشه زنده اند.
ما نگران تاریخ نگارانی هستیم که این بخش از پرونده کشورمان را در بخش تاریخ هنری، غیرمنصفانه و غیرواقعی رقم خواهند زد آن هم در اوایل قرن تحولات جهانی.
بگذار فریاد برآوریم که چه مظلومیم ما، که هنوز حرفه موسیقی در میان بخش عمده یی از حاکمیت ما سیاه و تاریک است!
بگذار جلیل ها، کسایی ها و حافظی ها دار فانی را وداع کنند و کسانی حتی اجازه ندهند که علاقه مندان در مراسم خاکسپاری بعضی از آنها شرکت کنند!
تا زنده هستیم به نوعی در معرض بی مهری هستیم و هنگامی که می میریم، باز به دلایلی ناموجه، گروه هایی تلاش می کنند که مزار ما را از تاریخ کشور محو کنند! سوال این است که چه کسانی مسوولیت این همه بی مهری را پذیرفته اند؟ از زمان شاه طهماسب تا کنون هیچ کس در میان متشرعین جرات نمی کند حتی کلمه "موسیقی"را به زبان آورد.
در مناظره های تلویزیونی تنها یکبار یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری از واژه موسیقی یاد کرد. هنگامی که کاندیداها راجع به فرهنگ و هنر سخن می گفتند، سخنی از هنر موسیقی نشد و مجریان برنامه هم آگاهانه حرفی از این حرفه سیاه فرض شده، به زبان نیاوردند! در یک کلمه گویا موسیقی یک "تابوی" وحشتناک است.
انبوه موسیقی وارداتی و صادراتی و بنجل در گوشه و کنار کشور به وفور یافت می شود و دریغ از یک نگاه درست فرهنگی به هنر جدی موسیقی و تنها آه...
«جلیل شهناز» و«حسن کسایی» 34 سال در بهترین موقعیت نوازندگی قرار داشتند. اما چند کنسرت بزرگ یا کوچک برای این اساتید برگزار شد؟ لطف کنند رادیو و تلویزیون و وزارت ارشاد و حوزه هنر آمار دهند که چند تکنوازی از این اساتید تهیه کرده اند. این همه موسیقی های تهی و توخالی و غیرهنری تولید کرده اند، اما چند تکنوازی یا ساز و آواز از این دو هنرمند و بزرگمردان دیگر این راه تهیه کرده و پخش کرده اند. باید گفت «صفر درصد»!
مرگ جلیل شهناز، هنرمند یگانه احتیاجی نه به سوگواری دارد و نه معرفی ! و نه حتی ابراز تاسف، چرا که این عزیزان مانند دیگر هم حرفه یی هایمان مدت هاست که دار فانی را وداع کرده بودند، زنده هایی که روح شان مرده بود. آنقدر نارسایی ها در عرصه موسیقی جدی و هنری زیاد است که انسان را تنها عصبانی می کند. فاجعه آنقدر بزرگ است که واژگان هم مجال نمی یابند تا حتی چند کلمه یی مثبت و امیدوارکننده به میان آید. حتی از کلمه تسلیت نیز برای حافظی ها و جلیل ها نمی توان استفاده کرد البته هنرمندان خوب ما خواهند ماند و هیچ کس قادر به حذف این عزیزان و تاثیرشان نیست. اما در میان فرهنگ دوستان و مردم عاشق به این هنر آوایی همیشه زنده اند.
ما نگران تاریخ نگارانی هستیم که این بخش از پرونده کشورمان را در بخش تاریخ هنری، غیرمنصفانه و غیرواقعی رقم خواهند زد آن هم در اوایل قرن تحولات جهانی.
+ نوشته شده در یکشنبه ۲ تیر ۱۳۹۲ ساعت 9:21 توسط حجت ملائی چافی
|