یاد یاران


کنسرت استاد محمدرضا لطفی به همراه گروه بزرگ همنوازان شیدا ۲۵ ،۲۶ و ۲۷ آبان ماه، ساعت ۲۱ در سالن میلاد نمایشگاه به صحنه می رود.

به گزارش روابط عمومی موسسه فرهنگی -هنری آوای شیدا، این کنسرت در دو بخش بداهه نوازی و گروه نوازی برگزار می شود که در بخش نخست محمدرضا لطفی با اجرا قطعاتی در دستگاههای مختلف به تکنوازی خواهد پرداخت. همچنین در بخش دوم، گروه بزرگ همنوازان شیدا که متشکل از گروه بانوان و گروه همنوازان شیدا است،به صحنه می رود و قطعاتی را به صورت چند صدایی در دستگاه همایون اجرا می کند. محمد رضا لطفی پس از یک سال و نیم دوری از صحنه با همراهی گروه بزرگ همنوازان شیدا به خوانندگی علیرضا فریدون پور به مدت سه شب در تهران به صحنه می رود.
گفتوگوي با استاد «محمدرضا لطفي» نوازنده تار و سرپرست گروه "شيدا"؛
قرار بود سياست، حمايت از هويت باشد
استاد محمدرضا لطفي در سال ۱۳۲۵ در شهر گرگان به دنيا آمد. در هنرستان موسيقي به مدت پنج سال به آموختن موسيقي پرداخت و موسيقي را نزد استاداني چون علياكبر شهنازي و حبيبالله صالحي فرا گرفت. پس از پايان هنرستان به دانشكده موسيقي راه يافت و به تكميل آموخته هايش پرداخت.
در اين زمان از ديگر استادان نيز بهره جست كه ميتوان به اين نامها اشاره كرد: نور علي برومند، عبدالله دوامي، سعيد هرمزي و ساير استادان دانشكده موسيقي. در جشنواره موسيقي جشن هنر ۱۳۵۴در شيراز به همراه محمدرضا شجريان و ناصر فرهنگ فر به اجراي راست پنجگاه پرداخت كه بسيار مورد توجه قرار گرفت.در اجراي رديف آوازي توسط عبدالله دوامي با ساز تار وي را همراهي كرد. در سال ۱۳۵۳ به عضويت گروه علمي دانشكده موسيقي درآمد و در همين سال همكاري خود را با راديو آغاز كرد.
به مدت يك سال و نيم به عنوان مدير گروه موسيقي دانشكده موسيقي هنرهاي زيباي تهران به كار مشغول شد و پس از آن از اين سمت استعفا كرد.
در سال ۱۳۵۴ گروه شيدا را راهاندازي كرد و به همراه گروه عارف به سرپرستي حسين عليزاده به بازخواني و اجراي دوباره آثار گذشتگان پرداخت.
كانون موسيقي چاووش را با همكاري هنرمنداني مثل حسين عليزاده، پرويز مشكاتيان، علي اکبر شكارچي و... راه اندازي كرد و طي يک فعاليت چشمگير آثاري از اين گروه به جاي ماند كه به گفته بسياري از اساتيد از بهترين كارهاي موسيقي ايران به شمار ميروند. محمد رضا لطفي در سال ۱۳۴۳ جايزه نخست موسيقيدانان جوان را نيز كسب كرد. پس از انحلال چاووش بعد از سفرهاي زيادي که براي کنسرت به ايتاليا، فرانسه و آلمان کرد، در سال ۱۳۶۵ به امريکا رفت. علاوه بر کنسرتهاي متعدد در سراسر امريکا، مرکز فرهنگي هنري شيدا را در واشنگتن تأسيس کرده است.
وي هم اکنون پس از سالها دوري از وطن به ايران بازگشته است و در مکتب خانه ميرزا عبدالله به تدريس علاقهمندان موسيقي مشغول است.
وارد مكتبخانه ميرزا عبدالله ميشوم سلام ميكنم به گرمي پاسخ ميدهد؛ ظاهراً قبل از ورودم گرم گفتوگو بوده، با عكاس مينشينيم تا زمان مصاحبه فرا برسد و به اتاقي برويم.
او به صحبتهايش ادامه ميدهد از قذافي ميگويد و اينكه اگر ثروتش را خرج مملكتش ميكرد هم امروز مردم ليبي در شرايط خوبي زندگي ميكردند هم به آن شكل از دنيا نميرفت و مهمتر از همه نام نيك از او به يادگار ميماند. ميگويد: «برگهاي تاريخ براي عبرت ورق ميخورد اما تعداد كساني كه عبرت ميگيرند اندكاند» همواره محمدرضا لطفي را نسبت به وقايع سياسي و اجتماعي حساس ديدهام اصلاً ساده از كنار هر چيزي نميگذرد. او از معدود هنرمنداني است كه نگاهي جامع به اتفاقات ايران و جهان دارد و هنرمند خنثي و بيتفاوت را بر نميتابد.
نگاهي به من و عكاس روزنامه مياندازد ما را به اتاقي راهنمايي ميكند تا براي گفتوگو آنجا بنشينيم گفتوگويمان را با سؤالي درباره كنسرتي كه قرار است 25تا 27 آبان با گروههاي سه گانه شيدا در سالن ميلاد نمايشگاه بينالمللي برگزار كند آغاز ميكنم او هم صبورانه به سؤالاتمان كه تنها به اين كنسرت محدود نميشود پاسخ ميدهد. در ادامه شما را به خواندن اين گفتوگو دعوت ميكنيم:
آقاي لطفي از آخرين كنسرت موفقي كه در تهران داشتيد يكسال و نيم ميگذرد چرا اين وقفه اتفاق افتاد؟
همان طور كه ميدانيد ما 6 سال است با سه گروه كه مجموعاً بالاي 40 نفر هستند فعاليت ميكنيم و هر پنجشنبه با اين گروهها تمرين داريم به همين دليل همواره توليد و آمادگي اعضاي گروهها به مراتب جلوتر از شرايط اجراست اما متأسفانه برگزاري كنسرت و برنامههاي اين چنيني و همچنين مقوله توليد آثار شنيداري در اين عرصه دچار مشكلات بوروكراتيك و بسيار زمانبر است. آنقدر اين مكاتبات اداري به طول ميانجامد كه ما نتوانستيم همچون سالهاي گذشته طبق برنامهريزي كه داريم كنسرتمان را ارديبهشتماه برگزار كنيم. سه گروه داريم، اگر هر گروه 6 كنسرت در سال داشته باشد جمعاً ميشود 18 كنسرت در سال، خود من هم به عنوان تكنواز اجرا دارم كه در نهايت ميشود 21 كنسرت اما در واقعيت نميتوانيم اين كار را بكنيم آن هم به دليل اشكالاتي است كه هنرمند را براي برگزاري كنسرت دچار مشكل ميكند؛ چرخ دندههاي برگزاري كنسرت حداقل براي موسيقي ايراني زنگ زده است در حالي كه شما در موسيقي پاپ با چنين مشكلاتي روبهرو نيستيد. تقريباً يكسال و نيم است كه تمام برنامههاي كنسرتها را مرور كردهام به عنوان مثال در برج ميلاد تقريباً هر هفته برنامه كنسرت وجود داشته كه 99 درصد آن كنسرت موسيقي پاپ است. چطور ممكن است چرخ دندههاي آن تا اين حد با سرعت حركت كند اما موسيقي دستگاهي و جدي ايراني با سازهاي ايراني حركت كندي داشته باشد. اين شرايط در حالي است كه از ابتدا قرار بوده سياستها در جهت دفاع از هويت باشد، پس طبيعتاً بايد به هويتهاي ايراني توجه بيشتري شود در اين راستا اين ضرورت وجود دارد كه فرهنگ و هنر خودي در مقابل فرهنگ وارداتي از حمايت و توجه بيشتري برخوردار شود. مثل اينكه حكومت بگويد زبان و ادبيات فارسي را ناديده ميگيرم كه البته نگرفته است حال موسيقي كه پايه با اهميتي در كنار ادبيات است بهطوريكه شعر و موسيقي هزاران سال است كه با هم حركت كرده و پيش رفتهاند. وقتي كه ادبياتي با اين قدمت داريم بايد معادل آن موسيقي هم داشته باشيم. معادل موسيقي حافظ، مولانا و سعدي موسيقي دستگاهي ماست اما در آن حوزه ضعيف هستيم نتيجه چه ميشود؟ نتيجه اينكه وقتي شاعري غزل فارسي بگويد و من لطفي آن را براي تصنيف انتخاب نكنم يا خوانندهاي بارز آن شعر را براي آواز برنگزيند آن شعر نيز وارد جامعه نميشود. هرگز اشعار با خواندن و نوشتن به گوش شرقيها كه فرهنگ شنيداري قوي دارند نميرود. پس ما به عنوان موسيقيدان از اين بابت ناراضي هستيم كه امكانات بالقوه براي اجرا داريم، اما نميتوانيم آن را به بالفعل تبديل كنيم.
چرا سالن ميلاد نمايشگاه بينالمللي را براي اجرا انتخاب كرديد؟
از كنسرت آبانماه خود بگوييد؟
كنسرت امسال كمي متفاوت برگزار ميشود تفاوت هم در سه مورد است. اول اينكه ممكن بود گروههاي سهگانه شيدا را با هم ادغام كنيم كه ضرورتش هم با قطعهاي كه من ساخته بودم و نوع آن حكم ميكرد، اتفاق افتاد. نكته ديگر اينكه تمام قطعاتي كه اين بار در كنسرت تهران به اجرا خواهيم گذاشت آثاري است كه من در ايران ساختهام. طبيعتاً چون در ايران ساختهام حال و هواي ديگري دارد. اما تفاوت سوم اينكه در اين كنسرت خواننده جديدي را معرفي ميكنيم. عليرضا فريدونپور سابقه كمي دارد. او جسته و گريخته در اين سال اجراهايي داشته است اما تبديل به خواننده مطرحي نشده است. از نظر شخصيت هنري بسيار بارز و تحصيلكرده است. از همه مهمتر صدايش شبيه صداي شجريان نيست. او صداي متفاوتي شبيه صداي بنان و محموديخوانساري دارد، لطافت و مخملي صداي بنان را دارد اما وسعت صدايش خوب است و رنگ جديدي از موسيقي ايراني را به گوش ميرساند و اميدوارم آينده خوبي در موسيقي ايراني داشته باشد.به آواز اشاره شد و اينكه با خوانندهاي كه انتخاب كرديد رنگ جديدي كه از موسيقي ايراني به گوش ميرسد. تقليد در موسيقي ايراني بسيار و آواز به شيوههاي مختلف كم شده است چرا اين روند اتفاق افتاده؟
علتش روشن است، من در كل با كشوري كه تك محصولي است مخالفم. حال اگر اين تك محصولي در هنر باشد به همان اندازه خطرناك است كه در كشاورزي باشد چون در اين 33 سال خوانندهاي كه از دوران قبل از انقلاب به دوران انقلاب پيوند خورده به نسبت قوامي، شهيدي، خوانساري و.. . شجريان بودهاست كه به وسيله ما به جريانات اجتماعي و انقلاب وارد شد و با خواندن كارهايي كه ما ساختيم وارد عرصه شد و گرنه بايد تا به حال آن طرف جاده ميايستاد، او در اين 33 سال پركار بودهاست، در راديو و تلويزيون هم مرتب صدايش پخش ميشده است در نهايت تأثيرگذاري صداي او و شيوه خوانندگياش به صورت طبيعي تك محصولي شدهاست چون همه صداي او را شنيدهاند، موفق هم بوده و همه از او تقليد كردهاند اما اين ضعف هنر است، من ايشان را به عنوان استاد آواز قبول دارم اما اين دليل نميشود كه اينگونه فكر نكنم. من اول به ايران فكر ميكنم بعد به فرد، البته اين نكته مهم را هم بايد بگويم كه او هم نخواسته اين آسيب را برساند و بهطور طبيعي كار خود را انجام داده است. اما تأثيرپذيرها به دنبال او رفتند و خوانندگاني چون سالار عقيلي، عليرضا قرباني و. . . مثل شجريان ميخوانند و همه مسابقه تقليد از شجريان گذاشتهاند البته اخيراً صداهايي ميشنوم و اوضاع كمي بهتر شده. اين خوانندگان نيز كمي از تقليد دور شدهاند. اميدوارم خوانندههاي جديدي بيايند تا مردم با صداهاي نو روبهرو شوند و در كشورمان تنوع آواز داشته باشيم تا مردم بتوانند كار خواننده مورد علاقه خود را دنبال كنند.
آقــاي لطفي همواره در شيوه كاريتـان صـــداي پرحجمــي در اركستـر شنيــده ميشـــود و شما خيلي به حجم تأكيد داريد و عمدتاً خوانندگاني را ميپذيريد كه صداي پرحجمي داشته باشند تا در گروه اصطلاحاً صدايشان كم نشود حال با تفاسيري كه درباره صداي فريدونپور داشتيد و اينكه صدايش شبيه صداي بنان و محمودي خوانساري است او ميتواند جوابگوي آنچه شما ميخواهيد باشد يا به خاطر صداي ايشان شيوه كارتان را تغيير دادهايد؟
وقتي آهنگساز آهنگي را ميسازد اول خواننده را در ذهن مجسم ميكند و اثر را براي او ميسازد. من وقتي آهنگي را ميسازم ميدانم چه كسي قرار است آن را بخواند تا به حال نشده كاري را بسازم و ندانم چه كسي قرار است آن را بخواند. سيدي اين اثر هم با عنوان هنر گام زمان آماده است و همزمان با اجرا توزيع خواهد شد.
اگر قرار است كاري را در حال و هواي چاووش 6 بسازم حتماً ميدهم محمد معتمدي آن را بخواند كه همين كار را هم كردهام. آن صدا و قدرت مناسب آن كار است. «اي ايران» را نخستين بار غلامحسين بنان خواند كه بعد از او هيچكس نتوانست همچون او بخواند. اين نكته را هم بايد در نظر گرفت كه خوانندهاي كه تكنيك داشته باشد و به خوبي تمرين كند ميتواند كار آهنگساز را با همان قدرت صدايي كه دارد بخواند.
مشاهداتمان ميگويد كه مردم خيلي حوصله آواز را ندارند بعد از مدتي كه هنرمندان هم به اين نتيجه رسيدند از مدت آواز كم كردند اما متأسفانه باز هم از كسلكنندگي موسيقي ايراني كم نشده چرا كه اين بار جواب آوازها طولاني شدهاست و نوازندگان در جواب آواز مدت زمان طولاني مينوازند. نظر شما در اينباره چيست؟
مردم مشغلهشان زياد شده در امريكا و اروپا هم همين طور است. موسيقيهاي دستگاهي ما به دليل قدمت و ماهيتاش موسيقي انديشهورزانه است. درباره شعر هم همين گونه است تعداد شاعران نيز بسيار است و براي ذائقههاي مختلف فرهنگي شعر وجود دارد گاهي اوقات مردم غزليات حافظ و سعدي را ميشنوند به آن علاقه دارند اما شايد به لحاظ فلسفي با آن رابطه برقرار نكنند. در موسيقي ما نيز همين اتفاق افتاده است پايه موسيقي ما غير از موسيقيهاي بومي موسيقي دستگاهي است كه در طي تاريخ بناهايي گذاشته شده. اين موسيقي در درجه اول موسيقي فرهيختگان و علاقهمندان هنر و ادبيات است در غرب هم همين روال وجود دارد. موسيقي كلاسيك غربي براي طبقهاي مشخص جذابيت دارد. من خودم اصل را بر پاپيولار شدن موسيقي سنتي نميگذارم به همين دليل اگر 3 شب كنسرت داشته باشم هر شب 2 هزار نفر بيايند و 6 هزار نفر پر شوند آنقدر قابل اهميت نيست چراكه نميخواهم سالن به هر قيمتي پر شود. حتي اگر سالن شبي هزار نفر كه شنونده جدي و علاقهمند ما هستند داشته باشد براي ما اهميت بيشتري دارد من نميخواهم چندين دوست و فاميل فقط براي اينكه در فضاي كنسرت حضور داشته باشند به اجراي ما بيايند اما علاقهمند موسيقياي كه ما اجرا ميكنيم نباشند. اما اين مسئله كه آوازها و جواب آوازها طولاني شده را نيز من هم قبول دارم كه به ضعف آموزشي ما بازميگردد يك خواننده نبايد در يك برنامه بيش از يك غزل بخواند و آن غزل نبايد بيش از 6 يا 7 بيت داشته باشد اگر بيشتر شد ديگر غزل نيست بعد با اين توضيحات در كنسرتي ميرويد كه خواننده 6 غزل ميخواند كه ميشود 36 بيت. معلوم است مخاطب خسته ميشود. در برنامه آوازي گلها ببينيد خواننده بيش از 10دقيقه آواز نميخواند. اركستر گلها برنامهريزي داشت و آقاي شهبازيان تهيهكنندگي كار را به عهده داشت. خودش هم موسيقيدان بود. در يك اجرا نحوه آرايش گروه اهميت بسزايي دارد. دسته گلي را تصور كنيد كه گل وسط خواننده است و همه گلها ميآيند كه آن گل را آرايش دهند و زيبايش كنند. اينكه چه گلهايي بگذاريم كه آن دسته گل را زيبا كنند به سرپرستي و تهيه كنندگي موسيقي بازميگردد. ما متأسفانه در هنر سرپرستي و تهيه كنندگي موسيقي ضعف داريم. اين مسئله نه تنها در كنسرتها بلكه در نسخههاي صوتي نيز اهميت دارد. نحوه زندگيها تغيير كردهاست و بسياري از مردم در ترافيك شهر موسيقي گوش ميدهند بايد اين موسيقي در مسيري كه مثلاً حدود 40دقيقه طول ميكشد تمام شود نه اينكه فرد به مقصد برسد و موسيقي تمام نشده باشد.
اين ضرورت وجود دارد كه دانشكدههاي موسيقي متخصص تهيهكنندگي موسيقي پرورش دهند و تنها به فكر تربيت نوازنده نباشند.
ما منتقد موسيقي ميخواهيم، به برنامه ريز موسيقي نياز داريم و بايد يك تهيهكننده موسيقي متخصص داشته باشيم كه در زمينه آموزش موسيقي تخصصيتر پيش برويم. در پايان هم بايد بگويم بايد كاري كنيم كه موسيقي ما در منطقه حرفي براي گفتن داشته باشد با اين همه استعداد و امكانات امروز بايد موسيقي ما پيشرو باشد. راضیه غنجی روزنامه ایران
رئیس هیئت مدیره و قائم مقام خانه موسیقی از استاد «محمد اسماعیلی» نوازنده تنبک که به دلیل کسالت در بیمارستان بستری بود دیدار کردند.

استاد محمد اسماعیلی نوازنده تنبک هفته گذشته به دلیل کسالت در بیمارستان آسیا بستری شد.
«داوود گنجه ای» و «محمد سریر» به نمایندگی از خانه موسیقی به ملاقات و عیادت این هنرمند رفتند.
محمد اسماعیلی از نوازندگان نام آشنای تنبک به شمار و آید و تا به حال آثار موفقی را از خود به جای گذاشته است.
هفته گذشته همچنین مهندس «همایون خرم» نیز برای انجام یک عمل جراحی در بیمارستان دی بستری شد. ایشان پس از پشت سر گذاشتن موفقیت آمیز عمل جراحی از بیمارستان مرخص شدند و سلامتی خود را بازیافتند. نمایندگان خانه موسیقی از این هنرمند بزرگ نیز عیادت کردند.