تبليغاتX
به گیله لو خوش آمدید هر چقدر زمان پیش می رود و ایران عزیزمان از تموجات گونه گون به گونه ای اندک به آرامی می گراید، ارج و منزلت اعزه ای که نگهدار موسیقی چند صد ساله ما بوده اند و نیز باعث آرایش و پیرایش آن تاکنون، برایمان بیشتر و بیشتر به روشنائی می گراید. گیله لو را به تمامی دوستداران موسیقی تقدیم می کنم گیـله لـو

 
دو عکس از استاد شجریان در حین نواختن سنتور... یکی بیش از سی سال پیش در حین نواختن و دیگری کمتر از چند ماه پیش در حین ساختن و نواختن!  

        

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 دی1387ساعت 7:3  توسط حجت ملائی چافی   | 

         گيله لو

بیست ودوم دی اولین سالروز خاموشی استاد بی بدیل موسیقی گیلان مهندس احمد عاشورپور است. در اولين سال در گذشت زنده ياد احمدعاشورپور بیست ودوم دی در بی بی حوریه بندر انزلی دور هم گردمی‌آییم ؛ و ياد و نام استاد موسيقي گيلان را گرامي مي داريم .    

                      

  روحش شاد يادش گرامي

+ نوشته شده در  جمعه 20 دی1387ساعت 7:0  توسط حجت ملائی چافی   | 

             گيله لو

            " ياد و نام جان باختگان زلزله بم گرامي باد "

پنجم دي‌ماه سالروز درگذشت « ايرج بسطامي » خواننده نامدار ايراني است كه پنج سال پيش در فاجعه زلزله بم به ديار باقي شتافت.

زنده ياد «ايرج بسطامي» در سال 1336در بم به دنيا آمد و تا قبل از زلزله دلخراش اين منطقه،در همين شهر زندگي مي‌كرد. او از 5 سالگي به خواندن آواز علاقه نشان داد و از ده سالگي تحت آموزش پدر قرار گرفت و با دستگاه‌هاي موسيقي آشنا شد و در خانواده‌اي كه عمويش تار و ويلون و دو برادرش سنتور و دامادشان تنبك مي‌نواخت به خوانندگي پرداخت و تا سال 57 نزد عموي خويش آموزش ديد و پس از آن در آزمون باربد نفر دوم شد.

پس از آن هفته‌اي يك بار فاصله 2400 كيلومتر راه رفت و برگشت بين بم تا تهران را جهت آموزش نزد استاد «محمد رضا شجريان» مي‌پيمود.

موسيقي در خانواده پدري او ريشه‌دار بود به طوري پدرش در ساعات فراغت ساز مي‌زد.اما او خود را بيشتر مديون عمويش «يدالله بسطامي» مي‌دانست چرا كه از نظر «بسطامي» او در موسيقي استادي و مهارت داشت. او بود كه صدا و ذوق ايرج را به موسيقي كشف كرده بود و از همان نوجواني گوشه‌ها و رديف‌هاي موسيقي اصيل را به او آموخته بود.

«بسطامي» پس از مرگ عمويش به تهران آمد و نزد استادان و بيشتر از همه نزد«پرويز مشكاتيان» موسيقي را فراخواند و كم كم به ميدان آمد.اولين كار وي با گروه عارف و با همكاري مشكاتيان،كامكارها،كياني نژاد و كيوان ساكت شكل گرفت.

« بسطامي » در فعاليت هنري خود با اساتيد ديگري همچون،«محمدرضا درويشي»و«كيوان ساكت» نيز همكاري داشته است.وي يك بار در سال 1990به همراه «پرويز مشكاتيان»به اروپا رفت و كنسرتهاي متعددي را در سراسر اروپا ترتيب داد. در سال 1994هم به همين منوال با«مشكاتيان»همراه شد و به اروپا سفر كرد اما پس از آن در بم گوشه نشين شد.

البته قبل از سفر به اروپا آلبوم «مژده بهار»را روانه بازار كرده بود. وي در آلبوم «رقص آشفته»با ترجيع بند«من ماندم تنهاي تنها» و در مجموعه «افق مهر» با«اي خوشا مست و خراب اندر خرابات آمده»بر سر زبانها افتاد.

تصنيف«دلم اي واي دل» سروده خواجوي كرماني و«خوش نواي بي نوا»از جمله تصنيفهايي است كه توسط او خوانده شده است كه در زمان خود با استقبال دوستداران مواجه شد.همچنين مجموعه «افق مهر» نخست در كنگره جهاني خواجوي كرماني اجرا شد و سپس در اروپا در 26 شب اجرا شد.

« بسطامي » در تهران مورد بي مهري هاي زيادي واقع شد.حتي تلويزيون بعد از مرگش درباره او بسيار سخن گفت.در زمان حيات وي صدايش را بدون ذكر نامش پخش مي‌كرد.هميشه مي‌گفت كه دوست ندارم در اين فضا تنفس كنم و سرانجام به كويري كه به آن عشق مي‌ورزيد،برگشت. وي در سال‌ها فعاليت هنري خود آلبوم‌هايي چون افشاري مركب،مژده بهار،افق مهر،افسانه، تحرير خيال، ظهور، موسم گل ، وطن من و... را منتشر كرد.

زنده ياد «ايرج بسطامي» در 5 دي 82 روح كويري‌اش از فشار رنج‌هايي كه در 46 سال زندگي‌ تحمل كرده بود در زير آوار زلزله بم آزاد شد و به آسايش ابدي رسيد.

            روحش شاد يادش گرامي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 دی1387ساعت 7:20  توسط حجت ملائی چافی   | 

استاد شجریان : 50 سال روی ساز تحقیق کردم؛ اغلب سازسازها نجارهای خوبی هستند.

سخنرانی استاد «محمد رضا شجریان» درباره نقش پوست در ساز که در جشن موسیقی انجام شد واکنشهای بعضا توام با انتقاد برخی از سازسازها را در پی داشت. استاد در گفتگو با مهر ضمن توضیح بیشتر درباره نقش اجزا مختلف ساز، ویژگیهای یک سازساز خوب را نیز مطرح کرد.

استاد شجریان در پاسخ به این شبهه که از قول ایشان مطرح شده است که کاسه تار مهم نیست و یک ساز خوب یعنی یک پوست خوب،گفت : من نگفته ام کاسه مهم نیست؛ من در آن جلسه گفتم آنها که فکر می کنند همه چیز در کاسه ساز خلاصه می شود اینگونه نیست.

کاسه مثل یک آمپلی فایر است. در واقع سیم‌های یک ساز تارهای صوتی هستند و بعد پوست و... . در سنتور هم به جای پوست صفحه است که بسیار اهمیت دارد.

استاد شجريان گفت: من از سال 1340تاکنون دارم تحقیق می‌کنم هیچکس به انداره من در زمینه ساخت سنتور دقیق نشده است حتی به استاد قنبری مهر که مدتها پیشش ساز سازی کار کرده ام نکاتی را می گفتم که ایشان تعجب می کرد و می گفت شما در این باره خیلی اطلاعات دارید.

 فقط خواننده نیستم

استاد شجریان افزود: در طول این چهل پنجاه سالی که در کار موسیقی هستم فقط خواننده نبودم. همواره سازهای مختلف را با دقت نگاه و نکات مثبت، منفی و مشکلات آنها را مرور کرده ام. سالها است هر جای دنیا که می روم دو جا را حتما سر می زنم یکی گل فروشیها و یکی هم ساز فروشیها....سازهای مختلف را از نزدیک می بینم و صدایش را در می آورم و ویژگیهایش را پیدا می کنم.

 

خواننده برجسته آواز ايران افزود: من ارتباط صدا را با سیم با پوست و با چوب می دانم چیست و حجم صدا را می شناسم. ممکن است بعضی ها بگویند فلانی بهتر است برود خوانندگی اش را بکند، خیر من فقط خواننده نبودم.

من روی ساز کار کردم. هر سازی را دست نوازندگان می بینم در باره اش صحبت می کنم و بعد در خلوت خودم درباره اش فکر می کنم. همین جمعه گذشته من از صبح تا نیمه شب در حال طراحی ساز جدیدی بودم تا گرفتاری و مشکلات سازهای فعلی را نداشته باشد.

 

نقش مهم پوست و صفحه ساز

استاد شجریان با تاکید دوباره بر اهمیت نسبی همه اجزا ساز گفت: طور دیگری شرح بدهم. فرض کنید که نمره یک ساز خوب 100 است.من می گویم این نمره صد که همه اش کاسه نیست، همه اش پوست نیست و همه اش هم سیم نیست.هر کدام نقشی دارند اما نقش پوست و صفحه ساز بسیار مهمتر از آن چیزی است که انگاشته می شود. چرا بعضی وقتها تار یحیی که بهترین تار شناخته شده است آن صدای مناسب را ندارد و به اصطلاح جواب نمی دهد؟ در خوبی و بی نقصی کاسه تار یحیی که دیگر حرفی نیست. اما وقتی پوست آن را عوض می کنیم همان تار با همان کاسه صدای دلخواه ما را تولید می کند. پس همانطور که گفتم این کاسه در حد یک دستگاه تقویت کننده صدا و رنگ دهنده است و البته که آنهم مهم است و باید نقش رزنانس صدا را خوب ایفا کند اما بسیاری از همین سازسازها فکر می کنند که ساز همه اش کاسه است و من می خواستم این توجه را به این دسته بدهم که نقش مهم پوست و صفحه ساز را نباید فراموش کنند.

نزدیک به پنجاه سال است که ساز می سازم

استاد شجریان در پاسخ به انتقاد برخی از سازسازها که گفته اند ایشان خواننده است و نباید در کار سازسازی نظر بدهد گفت: به این آقایان بگویید اگر شما حالا دارید ساز می سازید من نزدیک به پنجاه سال است که ساز می سازم .البته من تحقیق می کنم. من ساز فروش نیستم، من به دنبال صدا هستم و صدای بهتر ساز یعنی صدا نه شکل. یک سازساز خبره در وهله اول باید به صدا اهمیت بدهد. بعضی از سازسازها می گویند حالا ساز را به این فرم می سازیم ببینیم صدایش چه می شود. من می گویم خیر نباید این کار را کرد. اول ما باید ببینیم چه صدایی می خواهیم؟ صدای باس می خواهیم، سوپرانو می خواهیم، رنگ خاصی مد نظرمان استو ... . اول باید هدف مشخص شود و بعد بر اساس آن ساز را طراحی بکنیم.

اکثر سازسازها فقط نجارهای خوبی هستند

رئیس شورای عالی خانه موسیقی گفت: قطعا ساز سازی که می خواهد برای رسیدن به صدای مورد نیاز ابتدا طراحی کند و دست به ساخت ساز بزند باید ارتباط اجزا ساز را با یکدیگر بداند. فیزیک صوت را بشناسد، با نقش و کارکرد اجزای ساز آشنا باشد و.... اما متاسفانه اکثراین سازسازها فقط نجارهای خوبی هستند چرا که شناخت صدا یک تخصص است وسازنده باید تشخیص داشته باشد که چه نوع صدایی را می خواهد والبته راهش را هم بداند.از سوی دیگر یک ساز ساز خوب باید در حوزه موسیقی کار کرده باشد، نوازندگی بداند، استودیو رفته و حتی کنسرت داده باشد تا مشکلات نوازنده را بشناسد و گرنه فقط ساختن ساز بدون درک این مسائل می شود نجاری که فقط ظریف کاری می کند.

" ساغر" و "باربد" سازهای جدید شجریان

استاد شجریان در پایان در پاسخ به این پرسش که بعد از سازهای صراحی و بم‌ساز چه سازهایی را ساخته است گفت‌: دو ساز جدید ساخته ام. یکی به نام "ساغر" که کاسه اش یک تیکه و از کاسه تار بزرگتر است و برای صدای بم با رنگ آمیزی خاصی طراحی شده و دیگری سازی شبیه به گلابی و به نام "باربد"است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 دی1387ساعت 18:45  توسط حجت ملائی چافی   |