تبليغاتX
به گیله لو خوش آمدید هر چقدر زمان پیش می رود و ایران عزیزمان از تموجات گونه گون به گونه ای اندک به آرامی می گراید، ارج و منزلت اعزه ای که نگهدار موسیقی چند صد ساله ما بوده اند و نیز باعث آرایش و پیرایش آن تاکنون، برایمان بیشتر و بیشتر به روشنائی می گراید. گیله لو را به تمامی دوستداران موسیقی تقدیم می کنم گیـله لـو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 نوروز مظهر زنده جاودانگي ،زندگي ،نشانه بهار و تبلور شادي و شکفتن طبيعت و انسان است.

نياکان ما در تاريخ و تمدن ايران باستان درسرودها و نيايشهاي خويش از پروردگار مي خواستند؛

خدايا ...، ما را از آسيب ستمگران رهائي بخش !

منش جنگ خواهان را از ما دور ساز !!

و به ما در خانماني از آشتي و آرامش ،شادي عنايت کن .

نوروز همواره جلوه گر فرهنگ والاي فروغ راستي و سازندگي بشارت دهنده صلح و همبستگي و همزيستي همه مردمان است .

بـا چنين اميـــــدي نوروز هميشه پيروز را به شمـا شادباش مي گويم و در سال نو براي همگان سلامتي،صلح و سرافرازي آرزو مي کنم. 

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 13:27  توسط حجت ملائی چافی   | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 10:4  توسط حجت ملائی چافی   | 

« شهرام ناظری » به دلایل مختلف نیاز به معرفی ندارد، چون حتی پیش از گرفتن نشان «شوالیه ادب و هنر» از سوی دولت فرانسه که بالاترین نشان فرهنگی فرانسه است نیز محبوب مردم‌ايران بود و مهم‌تر آن که ‌اين محبوبیت را با پایبندی به موسیقی اصیل‌ايرانی به دست آورده بود.

              

شواليه موسيقي ايران در سال 2006 و 2007 «سال جهاني مولانا» بسيار فعال بوده، بنابراين عجيب نيست كه امسال را سال او بناميم.

اعطاي دكتراي افتخاري از وزارت فرهنگ فرانسه، دريافت جايزه ميراث فرهنگي شرق از طرف مجمع آسيا سوسايتي در نيويورك با حضور بان كي مون، دبير كل سازمان ملل متحد، دريافت نشان طلايي مولانا در قونیه، دريافت تقدير نامه از‌دانشگاه هاروارد و دانشگاه يوسي‌ال آمريكا و دريافت تقدير نامه از كنگره آمريكا در واشنگتن به‌دليل معرفي بيشتر مولانا به غرب، برگزاری کنسرت‌هایی در سراسر آمریکا، حضور آلبوم شور رومي در فهرست 5 آلبوم برتر جهان و... از اتفاقات خوشایندی است که امسال برای شهرام ناظری و در واقع براي همه‌ايرانیان رخ داده است.

در روزهای آخر سال گفت‌وگویی با وی داشتیم تا با نوع کار او در معرفی مولانا به جهان بیشتر آشنا شویم. 

این مدت درباره جوایز و افتخارات شما در نشریات مختلف خیلی صحبت شده است. شاید بد نباشد از‌اين جا شروع کنیم که با توجه به شرایط فعلی و دشواری کار موسیقی، چه حسی شما را به فعالیت در حوزه موسیقی تشویق مي‌کند؟ 

موسیقی یک حس قدیمي‌در وجود انسان است. اگر شرايط سالم و مناسبي باشد چه بهتر، اگر هم نباشد خيلي مهم نيست. حسي در درون هنرمند مي‌جوشد و در حقيقت هنرمند آبستن پيامي است كه بايد آن را به اجتماع هديه كند.

موسیقی در من هم مانند بسیاری از هنرمندان از دوران کودکی شکل گرفته. اگر چه در ذهن هر هنرمند متعهد اهداف و آرزوهایی وجود دارد که ممکن است به دلایلی تا سال‌ها به‌آن اهداف نرسد اما آن حس وابستگی عميق نسبت به موسیقی باعث مي‌شود بدون دلسردی به کار خود ادامه دهد.

گویی سرنوشت هنرمند، فیلمنامه‌اي است که پیش از خلقت طرح آن ریخته شده، مانند وجود ماه و خورشید که هميشه بوده‌اند و باید باشند. هنرمند هم باید بدون توجه به موانع به خلاقيت خود بپردازد. 

به‌نظر شما چه چیز باعث تشویق و ماندگاری هنرمند در عرصه هنر مي‌شود؟

هنرمند واقعی فارغ از تشویق و سرکوب کار خود را ادامه مي‌دهد، چون به آن‌ايمان دارد. او به هنر خود عشق مي‌ورزد و برای ابراز عشق خود موانع را كنار مي‌زند. ماندگاری به عوامل بسیاری وابسته است. تعداد هنرمندانی که ماندگار شده‌اند بسیار کم است اما به‌طور قطع همان تعداد اندک‌توانسته‌اند به دنيا و بشريت معنا بدهند.

به قول ميلان كوندرا تنها افرادي ماندگار مي‌شوند كه به فكر ماندگاري نيستند. در مجموع باید بگویم که نکات زیادی در هستی وجود دارد و هنرمند برای ماندگاری باید آنها را دریابد و بتواند بین‌اين راز و رمزها با هستي يگانه باشد. 

زمانی که برای گفت‌وگو با شما تماس گرفتیم، به نکته جالبی اشاره کردید. گفتید فقط صداي خوش و رديف‌دان بودن نمي‌‌تواند هنرمند را به اوج برساند و عوامل مهم‌تری وجود دارد.‌اين عوامل چه چیزهایی هستند؟

 هزار نكته باريك‌تر ز مو مي‌بايد تا بتواند هنرمند را به سوي تعالي بكشاند كه يكي از آنها خوب خواندن و خوب نواختن است.

من‌اين جوایز را به خاطر صدای خوب یا کار قابل‌قبولم نگرفتم. بلکه‌اين جوایز نتیجه‌اي از کل عملکرد، طرز فكر و نوع زندگی من است. هر هنرمند باید بتواند با بخشش و روح آينه‌وار، حركت خود را در هنر تداوم ببخشد. ممکن است‌اين آثار در زمان ارائه با مشکلاتی مواجه شوند اما به هر حال روزی نتیجه خود را بر جای مي‌گذارند.

هنرمنداني هم بوده‌اند كه چون با صداقت حركت نكرده‌اند، کائنات هنرشان را از آنها گرفته است. به‌نظر من هنر هدیه‌اي است آسماني و لطفي است الهي كه به هنرمند اهدا شده است، اگر هنرمند شایستگی نگهداری آن را نداشته باشد از او گرفته مي‌‌شود. در واقع هنرمند باید بخشنده و عاشق باشد تا راه به جايي ببرد. 

سال‌هاي قبل، پیش از‌گرفتن جوایز، در کشورهای مختلف کنسرت‌هایی اجرا کردید و از‌اين راه سبک کارتان را نشان دادید. به‌نظرتان‌اين معرفی و شناختی که از طریق‌اين کنسرت ها به وجود آمده، در به دست آوردن جوایز مؤثر بوده است؟

صد در صد. به هر حال گاه لازم است که مردم سایر کشورها نیز، با آثار هنرمندان کشورهاي ديگر آشنا شوند تا بتوانند نوع کار و آثار آنها را نقد و بررسی کنند. از طرفی جوایزی مثل نشان شوالیه کشور فرانسه به کسانی اهدا مي‌شود که تحولی در يكي از زمينه‌هاي هنر به وجود آورده باشند.

در مورد من‌اين موضوع که توانستم توجه مردم غرب و دنيا را به موسیقی و فرهنگ‌ايران جلب کنم، مد نظر بوده است. معاون فرهنگی رئیس جمهوري فرانسه به من گفت که در‌اين سال‌ها من همه کنسرت های شما را در اروپا دیده ام.

‌اين نشان مي‌دهد که من توانستم با موسیقی، توجه آنها را به نام‌ايران جلب کنم.از طرفی عده‌اي از اروپاییان مي‌گفتند که با‌اين کنسرت ها و اشعاری که از مولوی خوانده شد، شناخت بیشتر و بهتری نسبت به‌اين شاعر و عارف‌ايرانی پیدا کرده‌اند.

این در واقع حرف کسانی که مي‌گویند موسیقی سنتی‌ايران، بین المللی نیست و نمي‌تواند باشد را نقض مي‌کند.

تجربه به من نشان داده که موسیقی به دلیل نداشتن متولی و نابسامانی‌ها، کمتر توفیق حضور در مجامع بین المللی را به دست آورده.

در حالی که مي‌بینیم موسیقی همه کشورها حتی کشورهای شرقی توانسته جایگاه خود را پیدا کند و توجه مردم سایر کشورها رابه‌خود جلب کند.

برای نمونه مي‌توان به موسیقی هند اشاره کرد که حدود 50 سال است غرب را تسخیر کرده. حتی انواع موسیقی کشورهای اروپایی، موسیقی ‌هاي شرقي، امروز به‌عنوان یکی از رایج ترین انواع موسیقی مورد توجه قرار گرفته است.

جالب‌اينجاست که حتی موسیقی کشورهای همسایه ما مثل عربستان، ترکیه و پاکستان هم در جهان مطرح شده‌اند اما موسیقی سنتی‌ايران خیلی دیر از مرز خارج شده. معتقدم که‌اين عدم‌حضور موسیقی‌ايران در عرصه‌های بین المللی به ذات موسیقی‌ايران وتوانایی‌های آن ربط ندارد.

متأسفانه موسیقی ما هميشه تحت تاثیر عوامل مختلف قرار گرفته، ضربه خورده و به آن بی توجهی شده است. البته ناگفته نماند كه در سال‌هاي اخير بسياري از هنرمندان طراز اول ايران هم در اشاعه موسيقي ايراني در سطحي بين‌المللي تأثير بسزايي داشته‌اند. 

     

امسال در کشورهای زیادی کنسرت داشتید. با وجود آنکه امسال بسیاری از بزرگان موسیقی در‌ايران به اجرای کنسرت پرداختند چرا شما برای علاقه‌مندان آثارتان در‌ايران برنامه نداشتید؟ 

هیچ کدام از ما موسیقی دانان با هم در ارتباط نیستیم و به همين دلیل برنامه ریزی مشخصی برای برپایی کنسرت‌ها نداریم. خوشبختانه جو مناسبي به وجود آمد كه هنرمندان برجسته كشور بتوانند به اجراي كنسرت بپردازند.

البته خیلی خوشحالم که سال 86 سال پرباری برای موسیقی‌ايران در داخل کشور بود و شاید به همين دلیل يا پر بودن برنامه‌هايم در خارج از كشور به فكر اجراي كنسرت نبودم. ازطرفی هميشه یک مورد منفی مثل زخمي‌یا تلنگری من را وادار به کار کرده، نیرو و فرمانی از بالا من را به حرکت در مي‌آورد. خودم چندان از قبل تصميم نمي‌گیرم.

در‌اين نوع کار افرادی که از بچگی با آنها در ارتباط بوده‌ام مثل پدر و مادر و مرشدم در من تاثیر گذاشته‌اند و‌اين دیدگاه را در من به وجود آورده اندکه منتظر یک حس و حال درونی باشم و بعد از به وجود آمدن‌اين حس به کار بپردازم؛ همچون مولانا که مي‌فرماید: «مرده گردم خویش بسپارم به آب/ مرگ پیش از مرگ امن است از عذاب» اين به معنی سطحی بودن و باری به هرجهت حرکت کردن نیست بلکه به معنی سپردن خود به جریان کائنات است که عقل را ورای عقل مي‌برد. 

پس پرکاری در خارج از‌ايران علت بی توجهی به مخاطبان داخل کشور نبوده؟ 

جالب اينجاست كه من به مناسبت سال مولانا در سال‌هاي 2006 و 2007 در اكثر كشورهاي دنيا كنسرت اجرا كردم اما براي اين مناسبت فقط در ايران كنسرتي برگزار نشد كه جاي تعجب و شگفتي براي خود من هم هست.  

 چرا آلبوم شور رومي‌هنوز در‌ايران منتشر نشده؟

این آلبوم در دست انتشار است. دليل تاخیر آن به نبودن اعضای گروه در کنار یکدیگر برمي گردد. حافظ پسرم،‌اين گروه را تشکیل داده بود اما بعد ازکنسرت سعدآباد در سال 80، ویزای تحصیلی گرفت و به آمریکا رفت. به همين دلیل ضبط‌اين کنسرت خیلی سخت شد. اما به هر حال آلبوم شور رومي‌‌که به‌عنوان یکی از 5 سی دی برتر دنیا معرفی شده، توسط انتشارات سروش، به اسم مولویه تا آخر سال منتشر مي‌شود. 

در كنسرت‌هاي خارج از كشور استقبال‌ايرانیان بیشتر بود یا خارجی‌ها؟ 

همانطور که اشاره کردم یکی از عواملی که باعث شد نشان شوالیه را به دست آورم جلب توجه خارجی‌ها به موسیقی‌ايرانی بود. از سال 1988 در فستیوال‌ها و سالن‌های معتبر جهان کنسرت داشتم که آرام آرام تاثیر خود را گذاشته است.‌اين اواخر تعداد تماشاگران خارجی بیشتر از‌ايرانی‌ها بوده. حتی در فرانسه برآورد کردیم که در برخی کنسرت‌ها 80 در صد حاضران اروپایی بوده‌اند. 

يعني شما غربی‌ها را با موسیقی سنتی‌ايران به سوی مولانا کشاندید،چراكه زبان و شعر فارسی در‌ايجاد‌اين كشش نمي‌توانسته به تنهايي مؤثر باشد؟ 

بله. همين طور است.‌اين توانایی‌های موسیقی‌ايراني را نشان مي‌دهد. البته باید بگویم که موسیقی زبان بین‌المللی است و نياز به چيزي ندارد. 

شما به‌عنوان خواننده شناخته شده‌ايد. با‌اين حال چرا در برخی از کنسرت‌هایتان در خارج از‌ايران، سه تار مي‌نوازید؟

وقتی صدایم با سه تاری که خودم مي‌نوازم آميخته مي‌شود هماهنگی بیشتری دارد. فقط برای تنوع‌اين کار را انجام مي‌دهم، دلیل خاصی ندارد چون آنقدر نوازنده خوب سه تار هست که ضرورتی برای‌اين کار احساس نمي‌کنم. از طرف ديگر من در درجه اول موزيسين هستم و بعد خواننده.

ممکن است بعداز‌اين با گروه‌های موسیقی که سال‌ها پیش همکاری داشتید کنسرت بگذارید؟

بله.‌اين وقفه‌ها گاه لازم است تا دوباره توانایی‌های یکدیگر را پیدا کنیم. بنابراین ممکن است کنسرت‌های بعدی را با گروه‌هایی که پیش از‌اين با آنها همکاری داشتم اجرا کنم.

گویا بعد از مولانا قصد دارید اشعار فردوسی را به همراه حافظ ناظري كاركنيد.

4 سال قبل پسرم حافظ، پايان‌نامه تحصيلي‌اش را در رشته آهنگسازي درباره شاهنامه فردوسي تدوين كرده و تحصيلش را در رشته رهبري اركستر ادامه داد و در اين راستا اركستري متشكل از 4 كشور به وجود آورد. ما دو طرح بزرگ مولانا و فردوسي را براي كارانتخاب كرديم. در 4 سال گذشته ما مشغول طرح مولانا بوديم و اگر در سال آينده مشكلي پيش نيايد به طرح فردوسي مي‌پردازيم.

یک دفعه تصميم نگرفتم که شاهنامه بخوانم. بالاخره یک تفکر و تحقیق پشت‌اين تصميم هست. در تحقیقاتم به‌اين نتیجه رسیدم که موسیقی ما به دلیل محدودیت‌هایی که داشته هیچ گاه نتوانسته همراه با ادبیات فارسی حرکت کند. از طرفی بر اثر همين مشکلات بسیاری از ریتم‌ها، لحن‌ها و طرز بیان‌های آواز از بین رفته که یکی از‌اين لحن‌ها لحن باستاني و اسطوره‌ای در آواز است که بسیار دچار آسیب شده‌است.

من سعی کردم‌اين لحن‌ها را تا حدودي پیدا کنم. البته در صدای من به‌طور ذاتی نوعی آکسان وجود دارد که فضای حماسه را به وجود مي‌‌آورد و استادانم دکتر د اریوش صفوت و نورعلی برومند، متوجه‌اين آکسان‌ها شدند و مرا به‌دنبال کردن‌اين راه تشویق کردند. اما خودم حس مي‌كردم که شعر مولوی با صدای من بیشتر هماهنگ است.

چون شعر مولوی هم مثل اشعار فردوسی يك روحيه حماسي دارد و فرم غزل مولوي در زمان خودش نوعي شكستن غزل سنتي بود. در حالی که اغلب اشعار موسیقی آوازی‌ايران از سعدی است، شايد بهتر بگويم صرفاً نوعي نگاه تغزلي بوده و به دلايلي تاريخي كمتر به فردوسي و مولانا توجه شده است.

به هر حال همه‌اين عوامل دست به دست هم داد تا اول به سراغ مولانا بروم و بعد از مدتی با اشعار او به سوی فردوسی هدایت شوم.

منبع : همشهری  

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 7:38  توسط حجت ملائی چافی   | 

فردا بيست و سومين سال درگذشت «علي اكبرشهنازي» نوازنده تار است.

    

علي‌اكبرخان شهنازي روز عيد قربان سال 1276در تهران به دنيا آمد و از سن پنج سالگي زير نظر پدرش آقا حسينقلي مشغول نواختن تار شد و مدت شش سال رديفها را از پدرش آموخت.

شهـنازي در سال 1290 به امر پدر اولين صفحه موسيقي خود را همراه استاد آواز آن دوره، دماوندي، در بـيات ترك و افشاري ضبط كرد و پس از فوت پدر و عمويش شاگردان آنها را تحت تعليم قرار داد كه از جمله شاگردان او مي‌توان به ميرزا حسن خان مشار ، ميرزا عيسي خان خاتم ، باصرالدوله ، منتظم الحكماء و حاج محمد آقا ،حميد وفا ، لطفي ، دلنوازي و فرهنگ شريف اشاره كرد.

او از اوليل دهـه 1300 شروع به ساخـتن آهـنگ و قطعـات مخـتـلف ضربي كرد كه بهـترين آنهـا پـيش درآمدهاي او از جمله پـيش درآمد شور و پـيش درآمد سه گاه است.

شهنازی در ارديـبهشت 1301، اولين كـنسرت خود را در گراند هـتـل تهـران اجرا كرد و در اين ايام صفحات زيادي به همراه اقبال السلطان خواننده بنام و ديگـر خوانـندگـان موسيقي ايران چون حسينعـلي خان نكيسا، رضا قـلي ظلي و ... اجرا و ضبط كرد.

شهنازي در سال 1308 به منظور حفظ و انـتـقال درست شيوه درست موسيقي ايراني و نيز تعـليم شاگـردان، دست به تاًسيس مكـتب شهـنازي زد و تا سال 1351 در هـمين مكـتب به تعـليم شاگـردان بسياري پرداخت.

او غير از تار به سازهاي ديگري مانند سه تار و پيانو نيز آشنايي كامل داشت.

شهنازی در سال 1332 عازم آبسرد دماوند شد و در آنجا مشغول كشاورزي شد ولي كم و بيش با شاگردان و طرفدارانش همكاري داشت و به كارهاي هنري نيز مي‌پرداخت.

استاد موسیقی ایران سرانجام در 26 اسفند 1363 درگذشت.

« روحش شاد یادش گرامی »

+ نوشته شده در  شنبه 25 اسفند1386ساعت 20:0  توسط حجت ملائی چافی   | 

اردیبهشت آینده در تالار بزرگ کشور
استاد محمدرضا لطفی با گروه‌های سه‌گانه شیدا به روی صحنه می‌رود


استاد «محمدرضا لطفی» موسیقی‌دان پرآوازه ایرانی همراه با گروه‌های سه‌گانه شیدا، در روزهای 26 تا 28 اردیبهشت سال آینده در تالار بزرگ کشور به روی صحنه خواهد رفت.

این دومین فعالیت صحنه‌ای لطفی پس از بازگشت به ایران محسوب می‌شود که طی آن گروه‌های «شیدا» به خوانندگی «محمد معتمدي»، «بانوان شیدا» به خوانندگی «علیرضا شاه‌محمدی» و «بازسازی شیدا» به خوانندگی «امیر اثنی عشری» به روی صحنه خواند رفت. سرپرستی، آهنگسازی و مدیریت هنری هر سه این گروه‌ها بر عهده محمدرضا لطفی است.

در این برنامه که توسط موسسه فرهنگی هنری آوای شیدا برنامه‌ریزی و برگزار می‌شود ابتدا گروه «بازسازی شیدا» به اجرای قطعاتی بازسازی شده از آثار «درویش‌خان» و «علی‌اکبر شیدا» در مایه آواز ابوعطا خواهند پرداخت. در این گروه «امیرحسین شریفی» و «آرش غفاری» تار می‌نوازند و «ماهیار تمسکنی» نوازندگی سنتور را عهده دارد. در این گروه همچنین «هوشمند عبادی» نی‌نواز، «رضا پرویززاده» کمانچه‌نواز و «احمد مستنبط» تمبک‌نواز نیز حضور دارند. خوانندگی گروه بازسازی برعهده «امیر اثنی عشری» است و بازسازی و تنظیم قطعات را محمدرضا لطفی انجام داده است.

در بخش دیگری از این برنامه گروه «بانوان شیدا» آثار منتشر نشده‌ای از «محمدرضا لطفی» در دستگاه ماهور را اجرا خواهند کرد. در اجرای این قطعات «علیرضا شاه‌محمدی» گروه را به عنوان خواننده همراهی خواهد کرد. اما نوازندگان گروه بانوان شیدا را بهاره فیاضی (تار) ، ساناز ستار زاده (تار)، هنگامه مشهدی الاصل (تار)، سپیده مشکی (سه تار)، آزاده شمس (قیچک)، بهنوش بهنام نیا (کمانچه)، بهناز بهنام نیا (عود)، نیره فخری (عود)، نسترن سادات هاشمی (سنتور)، گهرناز مسائلی (تمبک)، نفیسه طباطبائی (نی)، المیرا نصیری (دف) تشکیل داده‌اند.

گروه بانوان شیدا از دوازده نوازنده خانم تشیکل شده و «علیرضا شاه‌محمدی» خوانندگی آن را برعهده دارد

اما بخش اصلی کنسرت به اجرای گروه شیدا اختصاص دارد. این گروه که سابقه تاریخی آن به حدود 35 سال می‌رسد با ترکیبی متفاوت و متشکل از نوازندگان جوان با حضور محمدرضا لطفی پس از حدود 20 سال نام گروه شیدا را در عرضه موسیقی کشور احیا خواهند کرد. این گروه آثار منتشر نشده و بعضاً جدیدی از محمدرضا لطفی در مایه آواز دشتی را اجرا خواهند کرد. به غیر از لطفی، «فرخ مظهری» نوازنده پر سابقه تار از میان هنرمندان چاووش در این گروه حضور دارد. در این گروه «حمید سکوتی» سه‌تار ابریشم می‌نوازد و «حمید خبازی»، «پویان بیگلر» و «مازیار شاهی» دیگر تارنوازان گروه را تشکیل می‌دهند. «هادی آذرپیرا» نوازندگی عود را برعهده دارد، «فرهاد زالی» و «هوشمند عبادی» نی‌نوازان گروه هستند و «آرش کامور»، «روزبه اسدیان» و«حمیدرضا خلعتبری» گروه کمانچه‌های شیدا را تشکیل می‌دهند، «آریا محافظ» نیز نوازندگی سنتور را برعهده دارد. اما کوبه‌ای نوازان گروه شیدا را «عیسی شکری» (دایره)،‌ «شهریار فامیل‌نظری» (دف) و «احمد مستنبط» (تمبک) تشکیل داده‌اند. خواننده گروه شیدا «محمد معتمدی‌» است. وی پیش از این اجراهای مختلفی را با گروه‌های «خورشید»، «هم‌نوازان مهر» و ... در ایران و اروپا به روی صحنه برده است.

پایه‌های تاسیس گروه شیدا در سال 1351 توسط «محمدرضا لطفی» و با همکاری «علی‌اکبر شکارچی»، «حسین عمومی» و «ناصر فرهنگ‌فر» در دانشگاه تهران ریخته شد، اما فعالیت رسمی این گروه در سال 1353 با همکاری «هوشنگ ابتهاج» در رادیو ایران آغاز شد. . اولین برنامه گروه شیدا که از رادیو پخش شد بازسازی آثار قدما شامل پیش درآمد ابوعطا از درویش خان و تصنیف شیدا بود. و نخستین اجرای گروه شیدا نیز در جشن هنر سال 54 با اجرای دستگاه نوا همراه بود. اما نوازندگان گروه شیدا پس از وقایع 17 شهریور 1357 از رادیو استعفا داده و به شکل مستقل فعالیت خود را در کانون چاووش ادامه دادند.

گروه بازسازی شیدا با اجرای آثاری از درویش‌خان و علی‌اکبر شیدا به روی صحنه خواهند رفت

به اذعان اکثر قریب به اتفاق صاحب‌نظران موسیقی گروه شیدا در کنار عارف تاثیرگذارترین جریان هنری – اجتماعی در تاریخ موسیقی ایران بوده‌اند. این گروه که سابقه همکاری با استادان بنام موسیقی کشورمان همچون «محمدرضا شجریان»، «شهرام ناظری»، «مجید درخشانی»، «عبدالنقی افشارنیا»، «هادی منتظری» و ... را دارد، درکنسرت اردیبهشت ماه سال آتی فصل نویی در تاریخ خود را باز خواهد کرد. گروه امروزی شیدا حدود یک سال است که تمرینات خود را زیر نظر محمدرضا لطفی در محل مکتب‌خانه میرزاعبداله موسسه آوای شیدا آغاز کرده و اولین آلبوم خود را هم‌زمان با اجرای کنسرت منتشر خواهد کرد.

گفتنی است، محمدرضا لطفی در نظر دارد که در آغازین روزهای سال 1387 با برگزاری نشستی مطبوعاتی در محل موسسه آوای شیدا به تشریح جزییات این برنامه بپردازد. همچنین بنا بر اعلام روابط عمومی کنسرت شیدا، سایت اطلاع‌رسانی این کنسرت از آغاز سال 1387 راه‌اندازی خواهد شد و هر روز اخبار مربوط به کنسرت گروه شیدا را در اختیار رسانه‌ها و علاقه‌مندان خواهد گذاشت.

منبع :فرهنگ و آهنگ

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 17:36  توسط حجت ملائی چافی   | 

کنسرت گروه‌های سه گانه شیدا به سرپرستی استاد «محمد رضا لطفی» 26 تا 28 اردیبهشت در تالار بزرگ کشور برگزار می شود.

         

گروه موسیقی "بازسازی شیدا" به خوانندگی امیر اثنی عشری به عنوان نخستین گروه اجرای برنامه دارد.

این گروه قطعاتی بازسازی شده از آثار درویش خان و علی اکبر شیدا را در آواز ابوعطا اجرا می کنند و "امیر حسین شریفی"،"آرش غفاری" تار و " ماهیار تمسکنی " سنتور،" هوشمند عبادی" نی ، "رضا پرویزاده" کمانچه و " احمد مستنبط " تنبک از جمله نوازندگان گروه موسیقی "بازسازی شیدا" هستند.

در بخش دیگر از سلسله اجراهای گروه موسیقی شیدا گروه موسیقی "بانوان شیدا" به خوانندگی علیرضا شاه محمدی، قطعاتی ازآثار منتشر نشده لطفی را در دستگاه ماهور اجرا می کنند؛ در این گروه "بهاره فیاضی" ، "ساناز ستار زاده" و "هنگامه مشهدی الاصل " تار ،"سپیده مشکی" سه تار،"آزاده شمس"، قیچک،"بهنوش بهنام نیا" کمانچه ،"بهناز بهنام نیا"و"نیره فخری"عود ،"نسترن سادات هاشمی" سنتور ، "گهرنازمسائلی" تنبک،"نفیسه طباطبائی" نی ، "المیرا نصیری" دف می نوازند.

بخش اصلی این کنسرت به اجرای گروه موسیقی "شیدا" به خوانندگی محمد معتمدی اختصاص دارد؛ این گروه برخی از آثار جدید محمدرضا لطفی را در مایه دشتی اجرا می کند و "فرخ مظهری" نوازنده تار ، حمید سکوتی " سه تار ،" آریا محافظ" سنتور، " هادی آذر پیرا" عود از جمله نوازندگان این گروه هستند.

همچنین "فرهاد زالی " و "هوشمند عبادی " نی، "حمید خبازی"،"پویان بیگلر و "مازیار شاهی " تار و"آرش کامور"،"روزبه اسدیان" و "حمیدرضا خلعتبری " کمانچه نوازان شیدا را تشکیل می دهند.

منبع : مهر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 18:17  توسط حجت ملائی چافی   | 

با گذشت بیست و دو  سال از درگذشت استاد زنده یاد «غلامحسین بنان » سیر موسیقی آوازی ایران همچنان رو به افول است.

موسیقی آوازی ایران آسیب پذیر ترین حوزه موسیقی ایرانی است و به همین علت هم هست که پس از درگذشت خوانندگان برجسته ای چون بنان،تاج اصفهانی،ادیب،اقبال آذر و...هنوز هیچ جایگزینی برای این سبک های متفاوت به وجود نیامده است و به نظر می رسد بار موسیقی آوازی ایران تنها بر دوش استاد شجریان قرارگرفته است.

شاید شرایط و اقتضائات روزگار، نبود آموزش کلاسیک، بالارفتن سرعت زندگی ومسائلی از این دست را بتوان ازمهمترین عوامل افت و افول موسیقی آوازی ایران را برشمرد اما عامل مهم دیگری هم هست که به مدیریت کلان موسیقی کشور و بی توجهی دستگاه ها و نهاد های موسیقایی به اهمین آواز در موسیقی ایرانی باز می گردد.

فردا هشتم اسفند، بیست و دومین سال درگذشت استاد غلامحسین بنان آواز اساتید بلامنازع موسیقی آوازی ایران است.

زنده یاد بنان اردیبهشت 1290 خورشیدی در تهران به دنیا آمد. پدرش کریم خان بنان الدله نوری و مادرش دختر شاهزاده محمد تقی میرزارکن الدوله بود.

از شش سالگی بنا به توصیه استاد نی داود به خوانندگی و نوازندگی ارگ و پیانو پرداخت و در این راه از راهنمایی های مادرش که پیانو را بسیار خوب می نواخت بهره ها گرفت، اولین استاد او پدرش بود و دومین استاد، مرحوم میرزا طاهر ضیاءذاکرین رثایی و سومین استادش مرحوم ناصرسیف بوده اند.

بنان در سال 1321 خوانندگی را در رادیو آغاز کرد،از سال1321 صدای غلامحسین بنان، همراه با همکاری عده ای از هنرمندان دیگر از رادیو تهران به گوش مردم ایران رسید و دیری نگذشت که نام بنان زبانزد همه شد و شیفتگان فراوانی در سراسر کشور پیدا کرد.

بنان نه تنها در آواز قدیمی و کلاسیک ایران استاد بود، بلکه در نغمات جدید و مدرن ایران نیز تسلط کامل داشت.

تصنیف زیبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترین معرف این ادعا می باشد.

غلامحسین بنان از ابتدا در برنامه های گلهای جاویدان و گلهای رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشت که رهآورد این همکاریها دهها برنامه گلهای جاویدان، گلهای رنگارنگ و برگ سبز است . استاد بنان هشتم اسفندماه سال 1364 در بیمارستان ایرانمهر قلهک در گذشت...

                       روحش شاد یادش گرامی

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 15:52  توسط حجت ملائی چافی   | 

امروز سي‌و چهارمين سالروز درگذشت زنده یاد «حسين تهراني» نوازنده برجسته تنبك است.

             

زنده یاد حسين تهراني در سال 1290 شمسي در تهران، خيابان ايران متولد شد.حسين كمي كه بزرگتر شد، دور از چشم پدر، پوستي تهيه كرد و بر روي گلداني كشيد و در زير زمين خانه، بدون معلم، به نواختن ضرب مشغول شد .

او شب‌ها هم از ترس پدر و هم از شدت اشتياق به ضرب، تنبك گلي خود را در رختخواب خويش مي‌گذاشت ولي سرانجام پدرش از قضيه آگاه شد و با تند خوئي تنبكش را از او گرفت.

حسين ظاهرا و به احترام پدر تنبك را كنار گذاشت اما او همواره با نواختن به در و پنجره خانه و پيشخوان دكان و هر چيزي كه صدا مي‌داد، انگشتان خود را به كار مي‌گرفت و از هر چه كه به دستش مي‌رسيد صدا در مي آورد.

استاد حسین تهرانی

حسین سرانجام از سال 1307 كار جدي خود را نزد اسماعيل زاده آغاز كرد و به علت رايج نبودن خط موسيقي، تمرينات تنبك را به كمك اصطلاحات به حافظه مي‌سپرد.

چندي بعد تهراني به محضر استاداني چون رضا روانبخش، مهدي غياثي و كنگرلو كه در تنبك نوازي تبحري داشتند، راه يافت و به سبك هر يك آشنايي كامل پيدا كرد. ولي او استاد اصلي خود را ابوالحسن صبا مي‌دانست.

تهرانی در سال اول تاسيس راديو تهران در آن به فعاليت پرداخت و در سال 1323 به مدرسه موسيقي كلنل وزيري راه يافت و تدريس تنبك را در اين مدرسه به عهده گرفت و كار خود را تا سال 1328 كه هنرستان موسيقي ملي به همت روح اله خالقي شروع به كار كرد، ادامه داد.

تهراني براي اولين بار دست به ايجاد گروه تنبك زد و براي آنها قطعاتي را تنظيم نمود. پس از شهريور 1320 مرحوم روح اله خالقي با همت و شركت جمعي از دوستان هنرمند خود انجمن موسيقي ملي را پايه گذاري كرد كه حسين تهراني از اعضاي اصلي آن و تنها نوازنده تنبك در انجمن بود به همين سبب با تشويق و راهنمايي مرحوم خالقي، كلاس آموزش تنبك تاسيس و شاگرداني تربيت نمود كه مرحوم علي زاهدي معروف‌ترين آنها بود. حسین تهرانی براي اولين بار نت‌نگاري براي تنبك را انجام داد.

استاد تهرانی سرانجام در 7 اسفند 1352 دار فاني را وداع گفت.

                      روحش شاد یادش گرامی

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 8:15  توسط حجت ملائی چافی   | 

استاد محمدرضا شجريان پيش از آغاز تمرينات خود در يك كنفرانس مطبوعاتي شركت مي‌كند.

         

استاد نامي آواز ايران گفت: "از هفته‌هاي آينده تمريناتم را از سر مي‌گيرم و پيش از آن هم در يك كنفرانس مطبوعاتي شركت خواهم كرد."

استاد محمدرضا شجريان افزود: "در سلامت كامل هستم و دوران نقاهت را در منزل مي‌گذرانم و پزشكان هم اجازه از سرگيري فعاليت‌هاي حرفه‌اي‌ام را داده‌اند."

استاد آواز ایران همچنين مجددا از همه عزيزاني كه جوياي وی شدند ،سپاسگزاری کردند .

استاد محمدرضا شجريان به علت ناراحتی ریوی 9 روز پيش در بیمارستان كسري تهران بستری شده بود. منبع : همشهری

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 13:12  توسط حجت ملائی چافی   |