تبليغاتX
به گیله لو خوش آمدید هر چقدر زمان پیش می رود و ایران عزیزمان از تموجات گونه گون به گونه ای اندک به آرامی می گراید، ارج و منزلت اعزه ای که نگهدار موسیقی چند صد ساله ما بوده اند و نیز باعث آرایش و پیرایش آن تاکنون، برایمان بیشتر و بیشتر به روشنائی می گراید. گیله لو را به تمامی دوستداران موسیقی تقدیم می کنم گیـله لـو

"دردى است در اين دل كه هويدا نتوان كرد"

با نواي "مرغ سحر" آخرين اجراي محمدرضا شجريان و گروهش در اصفهان به پايان رسيد. شامگاه يکشنبه ششم آبان دانشگاه آزاد خوراسگان كه با فاصله‌اي زياد، خارج از محدوده‌ي اصلي شهر اصفهان واقع شده، ميزبان هزاران علاقه‌مندي بود كه براي شنيدن صداي استاد آواز ايران پس از سال‌ها گردهم آمدند.

آخرين‌بار، كاخ چهل‌ستون، 14 سال پيش ميزباني صداي خوش شجريان را كرده بود، اما اين ‌بار كنسرت در سوله‌اي كه بي‌شباهت به هر سالن سربسته اجراي موسيقي بود، پس از شش اجراي شبانه به پايان رسيد.

جمعيت تماشاگران در آخرين شب كنسرت به گونه‌اي بود كه حتا تا آخرين لحظات باقي‌مانده تا اجراي برنامه هم بليط‌هاي رزرو شده‌اي كه لغو شده بودند با همان قيمت‌هاي قبلي به‌فروش مي رسيدند و بازار سياه هم به روال تمام كنسرت‌هاي شجريان كار خود را ادامه مي‌داد.

برنامه با تاخير نيم ‌ساعته، ساعت 20:30 با فرياد و تشويق تماشاگراني كه در سالني مسطح بر صندلي‌هاي پلاستيكي نشسته بودند، آغاز شد.

ساز و آواز و قطعه‌ي "آن‌ كه آورد مرا، باز برد تا وطنم" مولوي با تك‌نوازي تنبور و ني همراه شد و با هم‌نوايي تنبور، تار و دف، شجريان نغمه "سرو چمان" را سر داد و خواند: سرو چمان من چرا ميل چمن نمي‌کند همدم گل نمي‌شود ياد سمن نمي‌کند دل به اميد وصل تو همدم جان نمي‌شود جان به هواي کوي تو خدمت تن نمي‌کند با همه عطر دامنت آيدم از صبا عجب کز گذر تو خاک را مشک ختن نمي‌کند

در ميانه‌ي قطعه، همايون شجريان هم‌خوان پدر شد و از اين پس، دو به‌دو و با هم، ترانه سردادند.

 

 

پس از اجراي، قطعه‌ي سرو چمان، درهاي سالن بارديگر باز شدند و مشتاقاني كه هنوز پشت درها انتظار مي‌كشيدند وارد شدند ازدحامشان با ساز و آواز در مايه‌هاي شور و دشتي درهم آميخت.

طبيب درد بي‌درمان كدام است؟

رفيق راه بي‌پايان كدام است؟

اگر عقل است، پس ديوانگي چيست؟

وگر جان است، پس جانان كدام است؟

با زخمه‌ي كمانچه و صداي پسر، بار ديگر سالن مملو از جمعيت را به سكوت وا داشت و باز تار و تنبور درهم آميختند

تا قطعه‌ي دردى است در اين دل كه هويدا نتوان كرد

 سرى است در اين سينه كه پيدا نتوان كرد

تا ديده‌ي ما را ندهد حسن تو نورى

در باغ جمال تو تماشا نتوان كرد

تا ديده نپوشيم زروى همه اغيار

انديشه‌ي آن چهره زيبا نتوان كرد

 از مهر تو يك ذره چو خالى نتوان يافت

قطع نظر از دير مسيحا نتوان كرد ...

و چون از دل عاشق خبرى نيست

كسى را انكار دل عاشق شيدا نتوان كرد

با صداي شجريان سر داده شود؛ با اجراي تصنيف "سخن عشق" و طبق اعلام برنامه، بخش نخست كنسرت به پايان رسيد .منبع ايسنا

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آبان1386ساعت 8:55  توسط حجت ملائی چافی   |