تبليغاتX
به گیله لو خوش آمدید هر چقدر زمان پیش می رود و ایران عزیزمان از تموجات گونه گون به گونه ای اندک به آرامی می گراید، ارج و منزلت اعزه ای که نگهدار موسیقی چند صد ساله ما بوده اند و نیز باعث آرایش و پیرایش آن تاکنون، برایمان بیشتر و بیشتر به روشنائی می گراید. گیله لو را به تمامی دوستداران موسیقی تقدیم می کنم گیـله لـو

                       

نوروز مظهر زنده جاودانگي ،زندگي ،نشانه بهار و تبلور شادي و شکفتن طبيعت و انسان است.

نياکان ما در تاريخ و تمدن ايران باستان درسرودها و نيايشهاي خويش از پروردگار مي خواستند ؛

خدايا ...، ما را از آسيب ستمگران رهائي بخش !

منش جنگ خواهان را از ما دور ساز !!

و به ما در خانماني از آشتي و آرامش ،شادي عنايت کن .

نوروز همواره جلوه گر فرهنگ والاي فروغ راستي و سازندگي بشارت دهنده صلح و همبستگي و همزيستي همه مردمان است .

بـا چنين اميـــــدي نوروز هميشه پيروز را به شمــــــا شادباش مي گويم و در سال نو براي همگان سلامتي ، صلح و سرافرازي آرزو مي کنم .

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 اسفند1385ساعت 13:10  توسط حجت ملائی چافی   | 

   

دوباره شاخه های سبز و پر شکوفه درختان زندگی سر بر می آورند و به پنجره های دل مان سرک می کشند...

گویا پیامی دارند؛

نوایی ، صوتی ، صدایی

آنها عشق را زمزمه می کنند؛ باران را

مهر را

 بهار را...

 سال نو مبارک

بهار بر تمامی اعضای خانه موسیقی ،موسیقیدانان و تمامی هنرمندان مبارک باد.

نوروز بر مردم مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اسفند1385ساعت 22:57  توسط حجت ملائی چافی   | 

  گفتگوي راديو ايران با استاد محمدرضا شجريان در دومين روز سال نو پحش مي‌شود

                     

اين گفتگو راديويي كه از ساعت 15 تا 16 پنجشنبه دوم فروردين ماه 86 پخش مي‌شود؛ در فرهنگستان هنر و قبل از تشكيل شدن كارگاه آواز استاد شجريان (1200متقاضي بري کلاسهاي استاد شجريان )انجام شده است.

استاد محمدرضا شجريان در اين مصاحبه درباره آواز مي‌گويد: در آموزش موسيقي بر روي رديف تاكيد مي‌شود و به صدا سازي اهميتي داده نمي شود. مشكل آموزش آواز اين است. دليل آن هم اين است كه آموزش دهندگان خودشان چيزي در باره صداسازي نمي دانند و صداسازي مهم ترين چيزي است كه هنر جو بايد بياموزد. استاد محمدرضا شجريان در اين گفتگو همچنين بحث‌هاي در ارتباط با باغ هنر بم دارد .

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اسفند1385ساعت 23:7  توسط حجت ملائی چافی   | 

               شب تولد 74 سالگی پور رضا - 3/7/1385

         من فرياد دردهاي كشاورزان را مي‌خوانم
در سراسر كشور پهناور ايران زمين در استان‌ها و شهرهاي مختلف آوازها و موسيقي‌هاي سنتي و محلي از گذشته تا به امروز هميشه براي ايراني‌ها حايز اهميت بوده و از آوازهاي تركي و رقص‌هاي تركمن تا موسيقي‌هاي شاد و دلنشين جنوب. سازمان سنتي، دستگاه‌هاي سنتي، كمانچه، ني، سه تار، تنبك، فلوت و غيره همه و همه‌شان از آوازهاي محلي در اقصي نقاط ايران است. اما اينكه امروز با ترانه‌ها يدهن پر كن پاپ يا به اصطلاح لس‌‌آنجلسي موسيقي سنتي در كجا قرار دارد. آيا هنوز هم بسان گذشته خواننده‌هاي سنتي كه با صداي و لحن زيباي خود شادي و آرامش روحي را به نسل گذشته تزريق مي‌كردند هنوز هم مورد توجه قرار مي‌گيرند. آيا در كنسرت‌هاي پاپ با خوانندگان جوان و مد روز براي موسيقي‌هاي محلي مي‌ماند به همين بهانه با استاد فريدون پوررضا خواننده خوش صدا و خوش لحن گيلان اين سرزمين هميشه بهار به گفت‌وگو نشستيم.

استاد فريدون پور رضا را تمام گيلاني‌ها و مازندراني‌ها در سراسر كشور و خارج از كشور به خوبي مي‌شناسند حتي بسياري از هموطنان غير گيلاني نيز با صداي پوررضا آشنايي دارند و همواره آوازهاي او را با جان و دل گوش مي‌دهند. پوررضا در سريال پس از باران كه در گيلان ساخته شد با صداي دلنشين و پرسوز خود دل‌ها را به تسخير خود در آورد.
 

استاد لطفا خودتان را بيشتر معرفي كنيد؟
به نام خدا. من فريدون پور رضا متولد 1311 درلشت نشاء در يك دهستان بزرگ مالكين به دنيا آمدم. رشد دوران كودكي من در لايه‌ لابه‌هاي  كشاورزان و ظلم اربابان بود . در 5 ابتدايي بود صدام با خواندن  يكي از سفرهاي فردوسي در مدرسه پيچيد.
البته معلم من خيلي كمك كرد ولي ؟؟ آواز چيه ؟ بعدا فهميد جز در چهار كاخوانده بود هم بعد از آنجا به برنامه‌ها و فرهنگسراها رفتم بعد به تهران براي فراگيري رديف‌هاي ايراني رفتم چندين سال تهران بودم بعد از آنجا به برنامه‌ها و فرهنگسراها رفتم بعد به تهران فراگيري رديف‌هاي ايراني رفتم چندين سال تهران بودم و بعد هم رفتم دنبال ؟؟ در دريف‌ها و آوازهاي جديد خواندم بعد به رشت آمدم شركت كردم در آزمون اول از ؟ بين 49 نفر اول شدم.
جناب پوررضا در حال حاضر مشغول تدريس هم هستيد؟
بله. من هنرجوهاي آواز ايراني مقامات گيلاني دارم، مداح دارم، ترانه‌ها و آوازهاي گيلاني ياد مي‌‌دم. التبه همه هنرجوها  دوست دارند تهران‌نشين بشن. به من نمي‌گين ولي مي‌خوان زبان گيلاني را فراموش كنند و در واقع پاپ خوان باشند. جوانان گيلاني ديگر فسنجان محلي نمي‌خورند در واقع پتيزاخور شدند. البته از من به عنوان آخرين شانه يك دوره اخلاص هنري استقبال مي‌كنند تا از مد نظرشان در طول تاريخ گم مي‌شم.
اما استاد در سراسر گيلان همه صداي شما را دوست دارند.
بله. استقبال از صداي من زياد است چون طبيعت خاك گيلان مي‌پرورد. شعور موسيقي را اينها بغض داشتند من با پس از باران بغض اينها را منفجر كردم. در واقع شيريني برايشان آوردم در مذهب موسيقي اگر شادماني مي‌خواند پايداري ؟؟ غم هم بخواد- غم‌ها زمانه- التبه انديشه‌مان را در سايه اون ؟ بالا ببريم. اين نوع غم‌ها در موسيقي ما متداول از موسيقي مثنوي گرفته تا قطعات موسيقي ديگر اگر فقط شاد بخوانيم خوب ما ساخته شديم شاد بمانيم ولي وقتي شادماني نداريم، تعريف شادماني اين است كه برم بخوانم در ماه 4 ميليون حقوق بگيرم شادماني يعني اين كه انگيزه خوشي در من جا بگيرد. البته من شاد زياد خواندم ولي گل‌هاي غم در صدام موج مي‌زند.
             

استاد بعضي صداي شما چيه چرا در تمام كارهاي شما روز و غم وجود دارد؟
بغض صداي من ذات صداي من در جنيست همين هست كه ادامه مي‌دهم با اين تفاوت كه سفرهايم را دقت انتخاب مي‌كنم بعد ملودي ملودي از كدام جايگاه برخاسته از كدام غم برخواستند، زندگي در كنار ارباب رعيتي چه قدر درد آور بوده، كشاورز چه قدر زجر كشيده من با اينكه كشاورزي نكردم ولي 40 سال با كشاورزان بودم عاشق روستاي ما هم در جاي اي گيلان باكشاورزان زندگي كردم درد آنها را فهميدم، چشيدم دست‌ها را مي‌شناسم. و من با تمام احساس كه از عمق دلم بيرون مي‌آيد مي‌خوانم. درواقع من صدام را دوست دارم و مردم هم غم صداي من را دوست دارند حتي كتابي را در 700 صفحه نوشتم با عنوان سرنوشت موسيقي گيلان، كيل و تالش و گالش انشاءالله به زودي به بازار عرضه مي‌شود من رفتم كنار مزرعه دوستان و زبان راز دل مي‌كرد من از دل مردم بودند اينكه از كسي بشنوم در واقع دردهاي مردم را در قالب آواز خواندم.
جناب پوررضا استادان شما چه كساني بود‌ه‌اند؟
من آواز ايراني را از آقاي دردشتي ياد گرفتم در تهران بعد ساز؟ هم خدمت استاد بنان رسيدم از ايشان حدود 2 سال آموختم و به رشت آمدم. همزمان با من آقاي ويگن كار تازه آورده بود با ما پاپ و جاز بود و مردم هم از يك زندگي آموز سنتي خسته شده بودند از ويگن استقبال كردند ولي من در گيلان مشغول خواندن شدم.

آقاي پوررضا چرا شما فارسي نخوانديد؟
البته يك بار ترانه ؟؟ تنظيم كرده بود من خواندم ولي ديدم در فارس بايد خيلي دقت كنم ؟ هر جا مي‌روم فارسي صحبت مي‌كنم من به زبانم اعتقاد دارم اگر به من بگوييند بين گيلان و صداهاي خوش زبان‌هاي ديگر يكي را انتخاب كن ترجيح مي‌دهم اگر زبان گيلان نباشد مي‌گويم فقط زبان گيلاني. پس من عاشق گيلان و گيلاني و آواز گيلاني هستم. خواندن گيلان را من را مست و روان مي‌خوانم.
آ
آقاي پوررضا در اين مدت سال به نظر شما چه اندازه موسيقي گيلاني را جا انداختيد؟

من به كارم اعتقاد دارم اگر هزاران نفر آغاسي را تنها بگذارند ولي طرفداران موسيقي سنتي تا آخر عمرم با من هستند. پس من فرهنگ موسيقي سنتي را دنبال مي‌كنم قبل از انقلاب هم مي‌خواندم ولي بعد از انقلاب من 13950 امضا از جوانان كمتر از 15 سال دارم. كه از صداي من خوششان مي‌آيد در واقع جوان‌هاي امروز در فضاي گذشته نيستند ،من براي آنها تشريح مي‌كنم و جوانان را در فضاي درد كشاورز،‌ روستايي مي‌برم.

جناب پوررضا چطور شد در سريال پس از باران آواز خوانديد؟
يكي از تهيه‌كننده‌هاي بچه رشت از من خواست كه در ديلمان آوازي را جور كنم. برايشان بخوانم به من گفتند حتما بايد ديلماني باشد من رفتم از موسيقي ديلمان برايشان صحبت كردم. بعد رفتم يك ؟؟ با 2 تا شاگرم خواندم غروب بود دقيقا هوا گرفته بود شاگردان و تهيه‌كننده‌ها بودند. آفتاب داشت غروب مي‌كرد. دوست داشتم زود تمام كنم بخوانم و بروم. ولي با خودم گفتم كجا برم، جايي ندارم برم. به من گفتند آماده گفتم چه آماده. تمام دنيا يك وجه اشتراكي در غم با هم دارند. در همان موقع همسرم 2 ماه بود، فوت كرده بودف بچه‌ها همه رفتتند سر زندگي خودشان بعد گفتم كجا برم با يك حال و هواي خاصي خواندم ديگر من نبودم تمام دردهاي برخاسته از جوا؟ من من سوزن شدند به من زدند كه كارمن بگويم فوق‌العاده خوب شد از نگاه‌هاي مشتاق در سريال پس از باران ديدم من بيش از 4 هزار بار بالاي سن رفتم متوجه مي‌شدم در سالن‌هاي 10 هزار نفري بايد دل آنها را شكار بكنم 3 تا كار هم براي اينكه يك خواندم ولي خوب جواب نداد.
جناب پوررضا شما در توليد آلبوم‌ها يا كنسرت‌هاي‌تان از چه طريقي حمايت شديد؟

فقط خدا. هيچ ؟ بالاتر از خدا نيست. خدا هميشه به من كمك كرده خيلي‌ها بر عليه من جنگيدند ولي من كار خودم را انجام دادم من در جله وزارت ارشاد 80 نفر روحاني نشسته بودند براي خداحافظي يكي از مديران بايد مي‌خواندم آنجا بود كه داد كردم. گفتم آقايان كه پاپ مي‌خوانيد بياييد براي اين روحاني‌ها هم بخوانيد من يك شعري انتخاب كردم. سياهكلي بود كه كل حاضرين استقبال كردند. ما نبايد خودمان را فراموش بكنيم ما مي‌توانيم در تمام دنيا زندگي كنيم ولي بايد زبان اصلي خودمان را نبايد فراموش كنيم.
جناب پوررضا جنابعلي موسيقي پاپ را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

من 44 سال قبل پاپ خواندم. محلي خواندم شعر براي مرحوم شيون فومني بود. ولي الان ما پاپ نداريم. پاپ هيچي نيست. خبر موسيقي سنتي پاپ اعتراض است به موسيقي سنتي. چرا كه كم كاريد چرا شما اين قدر دنبال بنال بنال مي‌كنيد؟ چرا نمي‌خواهيد شاد بمانيد آنها مي‌گويند دولت بايد از ما حمايت كند. هنرمنداني كه دولت از آنها كند، هنرمند نيست. دولت مي‌تواند زمينه را براي موسيقي فراهم كند ولي نه اينكه بگويد پوررضا خوب خوانده بيا 4 ميليون بگير و برو. اكر دولت از من حمايت كند مردم از من مي‌گريزند. ببنيد اين پاپ مال كيه كه ما انتخاب مي‌كنيم. ؟ ندارد پاپ خارجي را الگوبرداري مي‌كنند.
اين پاپ مال موسيقي ماست به همين دليل به پاپ‌زن‌ها و پاپ‌دان‌ها گفت چرا شما يك آةنگ در ؟ نساخته‌ايد كه ؟ دارد ربع پرده چرا كار نكرديد چرا هميشه در شوي كار مي‌كنيد در اصفهان كار مي‌كنيد پس از واصل دستگاه ماست منفي كار كردند كه مردم خوششان مي‌آيد البته پاپ با اصالت و قشنگ رو مي‌پذيرم من پاپ خوان نيستم ولي پاپ قشنگ را دوست دارم.
استاد شما كاري قبل از انقلاب را بيشتر مي‌بيند يا بعد از انقلاب؟
قبل از انقلاب كارهايم را كم‌كم ببينيد ولي چون ؟ رفتم جلو و درد مردم را به آواز خواندم خدا را شكر الان خيلي خيلي از كارها مردم رضايت دارند. و از تمام كارهايم راضي هستم. البته هميشه دنبال بهتر شدن هستم. حتي باز هم مردم روستا در ميان كشاورزان براي خودشان مي‌خواند از ؟ هم ياد مي‌گيرند. من هنوزم مي‌روم در ارتفاعات ديلمان در غرب ديلمان مردم دنبال فرهنگ مردم.

جناب پوررضا آيا شما در فروش بالاي آلبوم جايگاه خودتان را در بين مردم پيدا مي‌كنيد يا با برخورد با مردم؟
در هر دو جا. فروش پس از باران من حدود 900 ميليون تومان فروخته‌اند ولي به من 100 هزار تومان دادند بعد دلش سوخت به مدير شبكه گفت با سروش هماهنگ مي‌كنم قرار بود 1 ميليون و 500 هزار تومان ديگر به من بدهند حدود 800 هزار تومان دادند هنوز نصف پولم را نگرفتم.
آقاي پوررضا در خارج از كشور هم كنسرت داشتيد؟

بله. در آلمان شهر كلن، در آذربايجان و جاهاي ديگر داشتم.
شما براي استراحت آيا موسيقي يا آواز سنتي هم كوش مي‌كنيد؟

بيشتر مي‌خوانم. حتما . ايراني. عاشق خواند هستم.
آقاي پوررضا به عنوان يك پيشكسوت براي حفظ و حمايت موسيقي سنتي و محلي از مسوولين چه انتظاري داريد؟
از مسوولين محترم انتظاري ندارم. من هر چي مي خواستم از مردم گرفتم. اگر دولت از من حمايت بكند من از مردم دور مي‌شوم من مي‌‌خواهم با مردم و در دل مردم و روستاييان زحمت‌كش باشم و براي آنها بخوانم .
فريدون پوررضا، خواننده معروف گيلك
+ نوشته شده در  شنبه 26 اسفند1385ساعت 23:20  توسط حجت ملائی چافی   | 

 فريدون پوررضا، خواننده معروف گيلك

 

 

فريدون پوررضا، خواننده معروف گيلك

 

 

 

 

 

سال‌شمار زندگی، آثار و فعاليت‌های هنری استاد فريدون پوررضا تا مهرماه 1384( به نقل از گيله‌و ا و به کوشش هوشنگ عباسی )

 

1311 / 3مهر تولد در لشت‌نشا
1316 / جدايی پدر از مادر – تربيت تحت نظر مادربزرگ
1319 / آغاز تحصيل در مدرسه ناصرخسرو لشت‌نشا
1325 / اولين زمزمه‌های خواندن در مدرسه
1328 / پايان تحصيل ابتدائی و کار در مغازه آرايشگری پدر
1329 / سفر به تهران برای آموختن آواز ايرانی در محضر اساتيدی چون: دردشتی، سعادت‌مند قمی و غلام‌حسين بنان
1332 / بازگشت به زادگاه خود لشت‌نشا
1332 / 21 مرداد (7 روز مانده به کودتا) ازدواج با سرکار خانم منير پوررضا
1333 / آغاز کار تعزيه به همراهی علی به‌کيش و نگارش نمايش‌نامه برای تئاتر و اجرای آن در سالن سينمای لشت‌نشا
1334 / 5 خرداد تولد اولين فرزند پسر فريبرز
1335 / 4 خرداد تولد دومين فرزند پسر رحمت
1336 / همکاری با گروه‌های نمايش در لشت‌نشا و اجرای نمايش‌نامه در لشت‌نشا و زيباکنار
1337 / 25 ارديبهشت تولد تنها دختر خانواده فريده (متخصص داخلی امروز)
1339 / 9 آذر (9 دقيقه مانده به ساعت 9 بعد از ظهر روز نهم ماه نهم) تولد سومين پسر فرهاد (هنرمند موسيقی)
1339 / شرکت در آزمون خواننده‌گی راديو گيلان، کسب رتبه اول و شروع به کار خواننده‌گی به طور رسمی.
1340 / اجرای اولين ترانه فولکلور در راديو ايران
1340 / گردآوری ترانه‌های فولکلور از روستاهای گيلان با هدايت نواب صفا
1342 / اجرای دوبار برنامه در راديو ايران در برنامه شما و راديو
1342 / 25 ارديبهشت تولد پسر چهارم فرشيد (فوق تخصص کليه)
1343 / شرکت در برنامه‌های راديوی صدای ايران
1345 / 17 فروردين تولد پنجمين پسر فردين
1345 / شرکت در برنامه‌های آوازی صدای ايران
1346 / اجرای ترانه به صورت پاپ
1346 / 17 فروردين تولد ششمين پسر فرداد
1347 / 17 مهر تولد هفتمين پسر امير
1350 / ارديبهشت، همکاری با تلويزيون و اجرای ترانه‌های مختلف
1355 / سفر به لندن به عنوان پژوهش‌گر آواهای بومی با همراهی مشاهير فرهنگی و هنری ايران: سيمين دانشور، محيط طباطبايی، منوچهر آتشی، دکتر محمود عنايت، دکتر محمود افشار و ديگر اساتيد برجسته دانشگاه تهران
[اين ميانه و در اواخر دهه پنجاه و اوايل دهه شصت، آن‌چه بر استاد پوررضا گذشت، در سال‌شمار آقای هوشنگ عباسی مشخص نيست. خواننده عزيز خود با رجوع به وضع ايران در آن سال‌ها، می‌تواند اين نانوشته‌ها را حدس بزند. ]
1367 / اجرای اولين کنسرت بعد از انقلاب اسلامی در سينما انقلاب رشت
1370 / اجرای کنسرت در شيراز
1372 / ارديبهشت ماه، سفر به آذربايجان از طرف اداره ارشاد و ديدار با عارف بابايف موسيقی‌دان آذربايجان شوروی و اجرای آواز شوشتری در کلاس درس او
1372 / انتشار نوار «می گيلان»، چاپ مقالات تحقيقی در گيلان‌نامه و... مصاحبه با ماه‌نامه گيله‌وا، مصاحبه با گيلان‌زمين و روزنامه همشهری
1373 / همکاری با جهانگير اشرفی و دکتر علی عبدلی در گردآوری موسيقی گيلان و مازندران، اجرای کل آواهای گيلکی بر عهده وی بود، اين پژوهش به وسيله انجمن موسيقی ايران در شش نوار تکثير و در تمام فرهنگ‌سراها موجود می‌باشد.
1374 / عضويت در هيات مديره انجمن موسيقی گيلان صدر حکم انجمن موسيقی ايران
1375 / هجوم اندوه‌بار مرگ مادر و برادرزاده جوان و همسر برادرزاده
1377 / مرگ همسرش منيرخانم که درد تنهايی را با او يگانه کرد
1377 / اجرای کنسرت در همدان
1378 / انتشار نوار «گيلِه‌لو»
1378 / اجرای کنسرت در آلمان که با استقبال پرشور هنردوستان گيلانی و ايرانی مواجه شد.
1379 / اجرای آواز تيتراژ و متن فيلم پس از باران
1380 / انتشار نوار فيلم پس از باران و کسب مقام اول موسيقی در فيلم‌ها و سريال‌های کشور در اين سال
1381 / اجرای دو شب کنسرت در تالار يادگار امام (رشت)
1381 / 25 شهريور، تقدير از طرف شورای اسلامی شهر رشت به عنوان شهروند شايسته
1381 / 17 مهرماه، اجرای کنسرت به مناسبت همايش بازشناسی نهضت جنگل به همراهی ناصر مسعودی در دانشگاه گيلان
1382 / اجرای کنسرت در تالار يادگار امام (رشت) برای مبارزه با مواد مخدر
1382 / اجرای برنامه تيتراژ اول و آخر سريال آواز مه و شرکت در برنامه کاروان موسيقی
1382 / 20 دی ماه مراسم بزرگ‌داشت و استقبال پرشکوه مردم لشت‌نشا در تالار فرنا لشت‌نشا
1382 / 26 اسفند از طرف اداره کل ارشاد به عنوان بازرس موسيقی گيلان برگزيده شد
1383 / 31 شهريور مصاحبه با هفته‌نامه گيلان بهتر
1383 / اجرای برنامه موسيقی در کاه نياوران به مناسبت هفته جهانگردی
1383 / عضويت در شورای فنی و آموزش‌های آزاد موسيقی وابسته به ارشاد
1383 / شرکت در برنامه موسيقی جام‌جم و اجرای برنامه
1383 / تقدير در ششمين جشنواره موسيقی نواحی در کرمان
1383 / 23 دی ماه، نکوداشت پيش‌کسوتان موسيقی گيلان و تقدير از وی
1384 / 20 مرداد، به عنوان عضو هيات داوران همايش ديلمان‌شناسی انتخاب شد
1384 / تابستان، شرکت در همايش ديلمان‌شناسی و اجرای آواز
1384 / 30 مهر، تاليف کتاب ارزشمند موسيقی فولکلوريک گيلان به عنوان طرحی پژوهشی.□

+ نوشته شده در  شنبه 26 اسفند1385ساعت 23:15  توسط حجت ملائی چافی   | 

سال ۸۵ شاهد اتفاق هاى زيادى براى موسيقى ايران بود، اما بيش از اين كه سال اتفاق هاى موسيقى باشد، سال چهره هاى موسيقى و فعاليت ها و اخبار جديد آنها بود؛ چهره هايى كه آمدند و چهره هايى كه رفتند. چهره هايى كه با آمدنشان خبر يك روزنامه ها شدند و چهره هايى كه با رفتنشان نخستين تيترها را ساختند. اگرچه نمى توان ازكنار اتفاق هاى مهمى كه در موسيقى امسال رخ داد، به راحتى گذشت.

 

كنسرت ها:شجریان و گروهش

 بى شك مهم ترين كنسرت هاى موسيقى در سال ،۸۵ اجراى قطعه «نى نوا» ساخته «حسين عليزاده» به وسيله گروه زهى پارسيان و كنسرت گروه دستان بودند.قطعه «نى نوا»ى حسين عليزاده كه يكى از شنيدنى ترين قطعات ساخته شده اوست، به همت بچه هاى اركستر پارسيان در آخرين روزهاى تابستان در كاخ نياوران اجرا شد؛ كنسرتى كه مخاطبان بسيارى را راضى كرد. گروه موسيقى دستان نيز كه سعى شان بر اين است هرسال در ايران برنامه اى را اجرا كنند، به اجراى قطعات جديد پرداختند. بارزترين ويژگى كنسرت هاى اين گروه را بايد در اجراى قطعات نو در هر كنسرت و اجتناب از تكرار دانست. نوازندگان و آهنگسازان اين گروه كه همگى از معتبرترين موسيقيدانان ايرانى هستند، سال هاست كه كنار هم ساز زده اند و لهجه هاى موسيقايى هم را قبول دارند. اين گروه امسال «سالار عقيلى» را به عنوان خواننده جديدش با خود همراه كرد.گروه موسيقى كامكارها نيز كه لقب ماندگارترين گروه موسيقى ايران را از آن خود كرده است، در كنسرتى بزرگ در تالار وزارت كشور به اجراى كنسرتى به نام « شور كامكارها» پرداخت. در اين كنسرت همه گروه حاضر بودند و قطعات جديدى را در دو بخش ايرانى و كردى به صحنه بردند.اما يكى ديگر از كنسرت هاى به يادماندنى امسال كنسرت موسيقى گروه «نفر» به سرپرستى «محسن نفر» و آواز «حسين عليشاپور» بود و سر و صداى زيادى به پا كرد و مخاطبان زيادى را جذب كرد.نفر كه سال ها از موسيقى صحنه اى دور بود، امسال با بهره گيرى از آواز عليشاپور، كنسرت خوبى را در خلال برنامه هاى جشنواره موسيقى فجر در تالار اصلى تئاتر شهر به صحنه برد. عليرضا قربانى خواننده جوان اركستر موسيقى ملى ايران نيز تصميم به همكارى با گروه موسيقى «ايرانى» گرفت و دانسته هايش در آواز ايرانى را در سه شب در تالار وحدت عرضه كرد. در ميان كنسرت هاى موفق خارجى هم بايد به كنسرت استاد شجريان به همراه گروه جديدش در يونسكو اشاره كرد. او كه سال ها با تركيب اصلى حسين عليزاده، كيهان كلهر و پسرش همايون كار كرده بود، امسال تصميم به جدايى از آنها و پيوستن به گروهى جديدى با بهره گيرى از نوازندگانى چون «سعيد فرجپورى» كمانچه،«محمد فيروزى» عود و«همايون شجريان» تنبك وخواننده و مجيد درخشانى به عنوان نوازنده تار گرفت. اين گروه تصميم دارند تا در بهار ۸۶ كنسرتى بزرگ را در تهران ترتيب دهند كه قطعات آن از آهنگسازى هاى درخشانى،«شجريان»، «فرجپورى» است.

 

برگزارى كلاس هاى آوازاستاد  شجريان

 

اگر مهم ترين اتفاق موسيقى سال را برگزارى مستر كلاس هاى آواز استاد آواز ايرانى ندانيم، بى شك مى توان آن را در زمرهاستاد محمد رضا شجریان مهم ترين ها برشمرد.در اقدامى فرهنگستان هنر اعلام كرد تصميم به برگزارى مستر كلاس هاى آواز ايرانى با حضور محمدرضا شجريان دارد و از پس تمام علاقه مندانى كه آشنايى با رديف دستگاهى موسيقى ايران داشتند مى توانستند مداركشان را فرستاده و در تست صدا شركت كنند. حدود ۴هزار نفر در اين كلاس ها كه به صورت رايگان برگزار مى شد شركت كردند و تست هاى صدا به وسيله شاگردان استاد يعنى «حميدرضا نوربخش» ، «على جهاندار» «على كرامتى» و «مظفر شفيعى» گرفته شد تا نهايتاً ۱۵۰ نفر از ميان آنها انتخاب شدند. اگرچه دو هفته پيش نخستين جلسه اين كلاس ها آغاز شد اما تست هاى ديگرى گرفته مى شود تا اين تعداد به ۳۰ نفر برسد. شجريان دوره زمانى خاصى را براى اين كار در نظر نگرفته است و اعلام كرده تا هر زمانى كه لازم باشد اين كلاس ادامه پيدا خواهد كرد.

 اما برگزارى اين كلاس كه سالها خلأ آن حس مى شد از سوى استاد آواز ايران، اتفاق مهمى بود.شجريان كه شاگردان بسيار محدودى داشت، بالاخره بعد از اين همه سال تصميم گرفت دانشش را به بخش وسيع ترى از علاقه مندان آواز ايرانى كه طرفداران زيادى هم در قشر جوان دارد، انتقال دهد.او در مصاحبه اى در مورد وضعيت آواز ايران و علاقه جوانان به آن گفته بود: «خوشبختانه جوان ها، بخصوص در ايران، خيلى به موسيقى خودشان توجه كرده اند و هنرمندان جوان بسيار زيادى در سالهاى مختلف داريم كه خيلى خوشحال كننده است و خيلى بيش از سابق است. اين خود نشان دهنده  اين است كه مردم به اصالت ها و فرهنگ خودشان كه زبان موسيقى شان است توجه دارند و فرزندانشان را تشويق مى كنند كه اين موسيقى را ياد بگيرند. اكنون هنرجويان بسيار زيادى در سرتاسر كشور داريم، چه در تهران چه در شهرستانها، كه شناسايى نشده اند،  ولى اينها كارشان را مى كنند. اميدواريم كه دولت به فكر بيفتد و راهى باز بكند كه اين استعدادها شكوفا و معرفى بشوند به جامعه، تا تشويق بشوند و به كارشان ادامه بدهند. سال هاست كه مى بينيم هنرجويان و علا قه مندان به هر درى مى زنند تا آواز بياموزند، اما نتيجه رضايتبخشى به دست نمى آيد و نمى توانيم چند نفر را پيدا كنيم كه پرچم آواز ايران را در دست بگيرند اما نااميد نيستم و استعدادهايى را ديده ام كه نور اميد را در دلم روشن كرده است»

او در اين كلاس قصد ندارد دانسته هاى پيشين هنرجويان را ناديده بگيرد و آموزش را از آغاز شروع كند، بلكه معتقد است به آنان كمك خواهد كرد تا راه را درست تر ادامه دهند. شجريان دو مشكل عمده را در ميان آوازخوانان ايران عنوان مى كند: «اين كه از صدايشان استفاده درست نمى توانند بكنند و فقط مى توانند در يك محدوده اى بخوانند؛ آنان از اول به تكنيك توجه نكرده اند و فقط رديف ياد گرفته اند.هيچ جايى خوانندگانش به اندازه ايران ضعف ندارند و از هر ۱۰ خواننده ايرانى ۹ نفر خارج مى خوانند و اين برمى گردد به نبودن كلا س هاى خوب آواز.نكته دوم هم اين است كه اغلب شعر را فداى ملودى و رديف و گوشه مى كنند و اين بى انصافى است.در سال ۱۳۷۱ به دعوت مركز حفظ و اشاعه آثار موسيقى قرار شده بود دوره اى عالى براى خوانندگان برگزار كنم و ۱۱۵ نفر ۱۱۵ نوار كاست ارائه كرده بودند اما نتوانستم حتى يك نفر را انتخاب كنم زيرا اغلب آنان يا از نظر تكنيكى مشكل داشتند و يا فالش مى خواندند.همين اتفاق باعث شده بود كه او به فكر بيفتد كه موضوع چيست؟ رديف را همه درس مى دهند اما هيچكس به دنبال تكنيك نيست، دنبال صداسازى نبوده اند و پيگيرش نيستند و اگر هم مشكل را پيدا كرده اند راه درمان را نشان نداده اند.»

على جهاندار (خواننده) هم كه خود از شاگردان شجريان است، گفت: متأسفانه جوانان موسيقى ايرانى كه در بخش  آواز فعاليت مى كنند به بيراهه رفته و گوش موسيقيايى آنها خراب شده است.مدرسان آواز نقش بسيار مهمى در تعليم جوانان دارند و متأسفانه بيشتر مدرسان تعليم درستى نديده اند كه بتوانند شاگرد را به سير تعالى كه درست خواندن است برسانند.كارگاه هاى آموزشى شجريان بسيار آموزنده است؛ حتى آنهايى كه ساليان سال در كنار محمد رضا شجريان با عنوان شاگرد و همراه حضور داشته اند مسائل جديدى را مى شنوند كه بسيار جذاب و مفيد است و اگر كسى بتواند از پس اين كلاسها برآيد با رياضت و تمرين مداوم مى تواند مسير صحيح آواز ايرانى را طى كند.

 

اسكار های موسيقى:

 چندين و چندسال پيش استاد شجريان، كيهان كلهر و حسين عليزاده براى آلبوم «فرياد» كانديداى دريافت بزرگترين جايزه دنياى موسيقى يعنى جايزه گرمى شدند، اگرچه از دريافت جایزه گرمی که در اصل جایزه گرامافون بوده.آن بازماندند. پس از آن كيهان كلهر به همراه شجاعت حسين خان براى آلبوم هاى «غزل» كانديداى دريافت اين جايزه شد، اما امسال براى سومين بار ايرانى ها نماينده اى را در بخش موسيقى كلاسيك جهان داشتند ولى چنانكه پيش بينى مى شد، اين كار مشترك حسين عليزاده و ژيوان گاسپاريان نتوانست جايزه اول گرمى را در اين بخش به خود اختصاص دهد و ميدان را به رقيبى از آفريقاى جنوبى وانهاد. ۲۳ بهمن ماه، مراسم اختتاميه چهل و نهمين دوره جايزه گرمى برگزار شد و برندگان ۹۰ رشته شناخته شدند و در بخش موسيقى كلاسيك جهان، آلبوم «متبرك» از آفريقاى جنوبى بود كه برنده اين جايزه شد. اين آلبوم براى دهمين سال استقلال كشور آفريقاى جنوبى ساخته و از سوى گروه سووتو اجرا شده بود.

 

موسيقى فيلم:

امسال موسيقيدانان برجسته ايران در زمينه موسيقى فيلم كارهاى به يادماندنى ساختند.كيهان كلهر در پروژه ساخت موسيقى فيلمى به كارگردانى فرانسيس فورد كاپولا كارگردان سه گانه «پدرخوانده» همكارى كرد.«ازوالدو گوليف» آهنگساز مشهور آرژانتينى از نوازندگى كيهان كلهر در موسيقى فيلم «جوانى بدون جوانى» اثر «فرانسيس فورد كاپولا» استفاده كرد و كلهر در كشور رومانى مشغول ضبط قطعاتى به صورت تكنوازى با ساز كمانچه شد. كلهر كه پيش از اين آهنگسازى بخش هايى از موسيقى فيلم مستند جاده ابريشم را كه محصول شبكه NHK ژاپن بود، با همكارى ژائو ژيپينگ (آهنگساز چينى) برعهده گرفته بود و هرساله كنسرت هاى زيادى را در كشورهاى مختلف برگزار مى كند، پيشنهاد گوليف را پذيرفت.حسين عليزاده، نوازنده و آهنگساز تواناى ايرانى نيز پس از سالها كه در زمينه موسيقى فيلم اثرى نساخته بود، ساخت موسيقى مجموعه تلويزيونى « زير تيغ» را به عهده گرفت.حسین علیزاده ،آهنگساز تیتراژ پایانی مجموعه زیر تیغموسيقى كه با فضاى اين مجموعه همخوانى دارد و بخصوص در لحظات تراژيك به كمك صحنه ها مى آيد.او در ساخت اين موسيقى همچون ديگر كارهايش تمامى از سازهاى ايرانى بهره گرفت و توانست فضاى كلى اثر را به خوبى در موسيقى اش نمايش دهد.كامبيز روشن روان نيز با ساخت موسيقى فيلم «بچه هاى ابدى» از ساخته هاى پوران درخشنده موفق به دريافت ديپلم افتخار بهترين موسيقى فيلم از بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر شود.انتشار آلبوم «گذر» پيمان يزدانيان كه به عنوان سومين آلبوم از مجموعه موسيقى فيلم هايش منتشر شد، اتفاق تازه اى براى موسيقى فيلم ايران بود.او در اين آلبوم قطعاتى از موسيقى فيلم هاى«گاهى به آسمان نگاه كن» ساخته كمال تبريزى، «چهارشنبه سورى» ساخته اصغر فرهادى، «سيماى زنى در دوردست» به كارگردانى على مصفا و «پرنده باز كوچك» ساخته رهبر قنبرى گنجاند. فضاى اين آلبوم نيز همچون اكثر آثار يزدانيان داراى سبك و سياق ويژه اوست كه در استفاده از سازهاى كششى همچون ويولن، ويولن سل و كنترباس علاقه زيادى دارد.

 

جشن خانه موسيقىاستاد شجریان و استاد ناظری در این جشن

هشتم مهرماه امسال هفتمين جشن خانه موسيقى كه مهم ترين تشكل موسيقيدانان ايران است در تالار وحدت با حضور جمع كثيرى از هنرمندان و علاقمندان برگزار شد.اين مراسم همزمان با روز جهانى موسيقى و گراميداشت ياد و نام مولانا، تحت عنوان «شب موسيقى» با حضور بزرگان و هنرمندان برجسته وبا تجليل از فرهاد فخرالدينى،كيخسروپورناظرى،شهرام ناظرى وحسين عليزاده شب گذشته در تالار وحدت برگزار شد.از جمله بخش هاى مهم اين مراسم اجراى قطعاتى در نعت پيامبر(ص) به مناسبت سال پيامبر اعظم بود كه گروه «انوار عرفان تربت جام»به سرپرستى «نور محمد در پور» از استان خراسان قطعه اى از موسيقى مقامى شرق خراسان آن را اجرا كردند. پخش كليپ هايى در يادمان استادان تجويدى و پاور، از ديگر بخش هاى اين مراسم بود.اجراى گروه موسيقى «جوان» به سرپرستى «محمد على كيانى نژاد» از ديگر بخش هاى جشن خانه موسيقى بود كه با حضور هنرمندان و مسؤولان برگزار شد.

 

ثبت موسيقى رديفى ايران در يونسكو:

 

با اين كه پرونده موسيقى رديفى ايران از سال ۸۳ براى ثبت در فهرست ميراث معنوى يونسكو مطرح شده بود، اما امسال هم اين قضيه سرانجامى پيدا نكرد و باز هم به تأخير افتاد. برنامه ارائه اين پرونده كه تا كنون به علت كمبود منابع مالى، آماده نبودن ساخت فيلم مستند كوتاه و بلند رديف هاى موسيقى وبه طور كلى حاضر نشدن پرونده چندين به تعويق افتاده بود، اين بار نيز به علت تغيير ضوابط ثبت پرونده هاى ميراث معنوى يونسكو و اعلام نشدن ضوابط جديد از جانب اين سازمان دست كم به سال آينده موكول شد.پس از تعيين و اعلام ضوابط كنوانسيون ۲۰۰۳ كه هم اكنون برنامه شاهكارهاى معنوى يونسكو در آن قرار دارد، زمان ونحوه پرونده هاى ارسالى مشخص خواهد شد وپيش از آن نظرى قطعى در اين مورد نمى توان اعلام كرد.در حالى كه يونسكو پيش از اين اعلام كرده بود به دليل حل شدن موسيقى نواحى و مقامى كشورها در فرايند جهانى شدن، و به خطر افتادن هويت ملى آنها تصميم به ثبت موسيقى ملى كشورها و نغمه هاى نواحى آنها گرفته است، اما پرونده موسيقى ملى ايران همچنان روى ميزهاى يونسكو در حال خاك خوردن است. دكتر «محمد سرير»، رئيس كميته ملى موسيقى يونسكو در ايران در زمينه اين پرونده گفت: «در ديدارى كه با ديويد اشتل مسئول بخش ميراث شفاهى آسياى ميانه داشتيم وصحبت هايى كه در اين زمينه داشتيم، ايشان از ثبت اين ميراث معنوى استقبال كردند، اما به دليل اين كه مقررات جديد براى ثبت اين آثار هنوز مشخص نشده است، نمى توانيم تاريخ دقيقى براى ارسال پرونده اعلام كنيم « ما در حال پيگيرى كارهاى پژوهشى خود را در اين زمينه هستيم و استخوان بندى پرونده نيز تا اين زمان تعيين مى شود ،اما جزئيات آن پس از اعلام ضوابط به طور دقيق مشخص خواهد شد.بخشى از كار نيز مربوط به ضبط موسيقى محلى از نقاط مختلف كشور است كه بتدريج آن را آغاز مى كنيم.هدف از اين كار معرفى جهانى موسيقى ايران و ارائه آن به عنوان يك هنر و ميراث جهانى است.خانه موسيقى براى موفقيت اين امر با مركز موسيقى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى و ساير بخش هاى فرهنگى دولتى همچون سازمان ميراث فرهنگى مذاكراتى داشته است.

 

اتفاقهای مهم برای استادان:

 

شهرام ناظرى،

با انتشار خبر اهداى بالاترين نشان فرهنگى كشور فرانسه به «شهرام ناظرى» نام ناظرى بار ديگر بر سر زبان ها افتاد. او كه همواره به عنوان يكى از فعال ترين چهره هاى موسيقى ايران محسوب مى شود، امسال نيز بار ديگر در كشور فرانسه به اجراى قطعات پرداخت و با وجه به محبوبيت ويژه اى كه در ميان فرانسويان دارد، بالاترين نشان فرهنگى اين كشور به او اهدا شد.اين خواننده مطرح موسيقى سنتى به مناسبت هشتصدمين سال تولد مولا نا در سالن دلا ويل فرانسه به اجراى كنسرت پرداخته بود كه با استقبال خوب فرانسويان مواجه شد و از هفته ها قبل بليت هاى اين كنسرت پيش فروش شده بودند.او همچنين در آخرين روزهاى تابستان امسال كنسرت بزرگى را در نمايشگاه بين المللى تهران با حضور يك اسپانسر و بهره گيرى از نوازندگان و آهنگسازان جوان برگزار كرد كه باوجود استقبال مخاطبان حواشى و جنجال هاى بسيارى را به همراه داشت.او در اين كنسرت قطعات جديدى را كه ساخته آهنگسازان جوان بود، اجرا كرد و در آخرين بخش برنامه به اجراى قطعات معروفى چون « اندك اندك»، «آتش در نيستان» و ...پرداخت.


محمد رضا لطفى
،محمد رضا لطفی

 آهنگساز و نوازنده نامى تار و سه تار، پس از ۲۵ سال به ايران آمد و در آخرين روز فصل تابستان در نخستين برنامه عمومى خود در تالار رودكى ظاهر شد. لطفى در اين برنامه درباره كمانچه و كمانچه نوازى به سخنرانى، نواختن ساز و پرسش و پاسخ با حاضران پرداخت.
لطفى كه در سال هاى اول انقلاب يكى از فعال ترين و بهترين آهنگسازان و نوازندگان موسيقى بود، سال ها از ايران و موسيقى صحنه اى به دور ماند و با بازگشتش تا ماه ها همچنان تيتر يك اغلب مجلات و صفحات موسيقى روزنامه ها شد. لطفى كه در آن سال ها با گروه موسيقى شيدا اجراهاى موفقى را رقم زده بود، به صورت رسمى اعلام كرد كه تصميم دارد بار ديگر اين گروه موسيقى را احيا كند.

 

كامبيز روشن روانکامبیز روشن روان،

 كه تا پيش از برگزارى جشنواره موسيقى فجر عنوان مديرعاملى خانه موسيقى را داشت، به دلايلى نامعلوم استعفا داد و به فاصله چند روز بعد از آن به عنوان دبير بيست و دومين جشنواره موسيقى فجر منصوب شد و حميدرضا نوربخش به عنوان مدير عامل خانه موسيقى انتخاب شد. روشن روان كه در طول اين سال ها به عنوان آهنگسازى فعال در زمينه ساخت موسيقى فيلم و همچنين موسيقى سمفونيك شناخته مى شود، همه تلاشش را كرد تا جشنواره اى متفاوت برگزار كند كه تا حدود زيادى هم موفق بود. او بار ديگر ثابت كرد كه هم در عرصه مديريت موسيقى و هم در عرصه آهنگسازى، مى تواند موفق عمل كند. او كه امسال در كنار همه مشغوليت هايش، از كار اصلى اش غافل نماند، موسيقى فيلم «بچه هاى ابدى» را به كارگردانى «پوران درخشنده» ساخت و موفق شد ديپلم افتخار بيست و پنجمين جشنواره بين المللى فيلم فجر را از آن خود كند. اگرچه بعدها در مصاحبه اى اعلام كرد كه امسال با اختصاص ندادن سيمرغ بلورين جشنواره به موسيقى فيلم، شأن موسيقى پائين آورده شد.

 

درگذشتگان، مرحوم پرویز یا حقی

يكى ديگر از مهم ترين اتفاق هايى كه در سال ۸۵ به وفور براى موسيقى ايران رخ داد، مرگ موسيقيدانان يكى از پى ديگرى بود. در نخستين روزهاى امسال منوچهر همايون پور، دارفانى را وداع گفت و اين مرگ و مير تا آخرين روزهاى سال دست از سر موسيقى برنداشت. منوچهر همايون پور، صبح روز دوشنبه هفتم فروردين هشتاد و پنج، در اثر عارضه قلبى در بيمارستان مهراد، در تهران درگذشت. اما پنجم آذر براى اهالى موسيقى و بخصوص آهنگسازان موسيقى فيلم، روز تلخى بود. بابك بيات سازنده موسيقى متن آثارى همچون ولايت عشق، سلطان و شبان وكشتى آنجليكا پس از يك دوره بيمارى در سن ۶۳ سالگى درگذشت. بعد از فوت بيات، پس از روزها كه همه منتظر به هوش آمدن خواننده جنوبى موسيقى پاپ بودند، «ناصرعبدالهى» خواننده  معروف ترانه «ناصريا» در روز ۲۹ آذرماه درگذشت. ششم دى ماه نيز مصطفى كسروى، فاگوت نواز و آهنگساز خوش ذوق ايرانى و سازنده اورتور شوشترى، سرود درختكارى، گفت وگو كن، جست وجو كن، و ... در سن ۸۳ سالگى از ميان ما رفت. در پى او، ۱۳ بهمن ماه ويولن پرويز ياحقى، تكنواز و ترانه سراى ايرانى براى هميشه خاموش ماند.

 

(منبع:روزنامه ایران  شماره: 3591   تاریخ20/12/85 و 21/12/85   نویسنده: سمیه قاضی نژاد)

+ نوشته شده در  شنبه 26 اسفند1385ساعت 22:58  توسط حجت ملائی چافی   | 

 

                           

هیئت مدیره خانه موسیقی در آستانه سال جدید درگذشت هنرمندان موسیقی در سال 85 را به خانواده درگذشتگان و جامعه هنری ایران تسلیت گفت.
به گزارش سایت خانه موسیقی در سال 85 چند تن ازهنرمندان نام آشنا و سرشناس حوزه موسیقی دارفانی را وداع گفته و به دیار باقی شتافتند.

به همین مناسبت  در آخرین روزهای این سال و در آستانه سال نو،هیئت مدیره خانه ضمن عرص تسلیت و همدردی با جامعه هنرمندان موسیقی و بازماندگان آنها، سالی پر بار و ارزشمند را برای مردم عزیز ایران بویژه تک تک اعضای این خانه آرزو می کند. 

در این پیام درگذشت هنرمندان موسیقی در سال 1385 به ترتیب منوچهر همایون پور، ناصر عبداللهی ، بابک بیات، رضا مختاری، پرویز یاحقی، محمد بهارلو، منصور سینکی و فاطمه بهروزی نیا تسلیت گفته شده است. 

                                                                    

       

+ نوشته شده در  شنبه 26 اسفند1385ساعت 20:24  توسط حجت ملائی چافی   | 

موسيقي ملي ايران در آخرين روزهاي سال گذشته (24 اسفند84) استاد علي تجويدي را از دست داد.

                

استاد محمدرضا شجريان در پيام تسليتي كه به همين مناسبت نوشت، از او به عنوان آهنگسازي ياد كرد كه «ذوق آهنگسازي‌اش، اصالت را با نياز و زبان مردم درآميخت، چنان كه نغمه‌هايش بر سر زبان‌ها افتاد و در پي سال‌ها كه از آفرينش آنها مي‌گذرد، هنوز نيز در خلوت و تنهايي مردم زمزمه مي‌شود»‌ و افسوس خورد كه : «دريغا هنرمندي اين‌گونه عاشق، سالياني را منزوي شد. جز دريغ و حسرت و اندوه در از دست رفتن او چه مي‌توانم گفت؟» ...

و من در خاطراتم برمي‌گردم به چهار سال پيش، پنجشنبه 19 دي ماه 1381، بخش آي‌سي‌يو بيمارستان لقمان، به آن روزي كه... پنجشنبه 19 ديماه 1381، بخش آي‌سي‌يو، بيمارستان لقمان با هماهنگي بيمارستان، وارد بخش آي‌سي‌يو مي‌شوم. علي تجويدي روي تخت آي‌سي‌يو دراز كشيده و به سختي نفس مي‌كشد. «مرا عاشقي شيدا»، «شيرين‌بر»، «آزاده‌ام»، «نه همزباني»، «ديدي كه رسوا شد دلم»، «صبرم عطا كن»، «پشيمانم» و صدها ترانه خاطره‌انگيز ديگر، مدام در ذهنم چرخ مي‌خورد. به چشم‌هاي خسته و دست‌هاي بي‌نصيبش خيره مي‌شوم و بي‌اختيار به ياد آن شعر محمدباقر كلاهي اهري مي‌افتم: «من از لبه زندگي رد شدم/ چون قديسي از لبه تنهايي خويش چون زنديقي از لبه ازدحام خويش/ چون مومني در سكوت و چون كسي كه صداي جهان را شنيده است/ چون شيري گرسنه گذشتم از لبه مردار جهان گرسنه گذشتم چون فرشته‌اي/ كه در لقمه حراميان طمع ندوخته است...» در آن پنجشنبه دلگير، وقتي از آن دالان تنگ و تاريك بيرون مي‌آيم، حرف‌هاي پرستاران و پرسنل بخش آي‌سي‌يو مدام در ذهنم تكرار مي‌شود: «خانواده استاد مي‌گويند چند ماه پيش، ايشان مشكلي داشته‌اند و به يكي از بيمارستان‌ها مراجعه كرده‌اند منتها به دليل مشكلات مالي...» سعي مي‌كنم باور نكنم، اما نمي‌توانم چند ماه پيش از همين تاريخ را به خاطر نياورم كه براي جراحي يكي از فوتباليست‌هاي مشهور كشورمان، بيمارستان‌ها و پزشكان و مسئولان ورزشي و غيرورزشي، همگي بسيج شدند و حالا اينجا...دلخور و دلسرد، بيمارستان لقمان را ترك مي‌كنم و در راه، حرف‌هاي استاد را به خاطر مي‌آورم: «توصيه من به جواناني كه مي‌خواهند به هر طريقي موسيقي را دنبال كنند اين است كه هرگز منتظر تشويق نباشند و عاشقانه به عرق‌ريزان روح بپردازند؛ درست همان‌طور كه هنرمندان بزرگ دنيا هرگز به خاطر تشويق مردم كار نكردند، مثل باخ، هايدن، موتزارت و بتهوون و كساني كه قرنها از ظهورشان مي‌گذرد و بهترين آثار موسيقي را كه تاج افتخاري بر تارك بشريت است، ساختند، اما در كمال فقر زندگي كردند. جواناني كه به دنبال هنر موسيقي هستند، بايد اين مصيبت‌ها را در نظر بگيرند و عاشقانه كار موسيقي را دنبال كنند.»

            

تهران، خيابان ري، سال 1298 شمسي علي تجويدي متولد مي‌شود. هنر، گرانبهاترين ميراث پدري اوست. پدرش، هادي تجويدي، اولين استاد مينياتور ايران و از شاگردان ممتاز كمال‌الملك است كه علاوه بر نقاشي و مينياتور، موسيقي را هم مي‌شناسد و دستي بر ساز دارد. تار را از درويش‌خان فرا گرفته و شيرين مي‌نوازد. علي تجويدي، تار را از پدر مي‌آموزد، با تار انس مي‌گيرد و چندي بعد، تئوري موسيقي و فلوت را از ظهيرالديني فرامي‌گيرد. ويلن، ساز شانزده سالگي اوست. ويلن و رديف‌هاي موسيقي ايراني را از سپهري و ياحقي درس مي‌گيرد و 2 سال بعد در محضر يكي از بزرگترين اساتيد موسيقي ايران يعني استاد ابوالحسن صبا حضور پيدا مي‌كند و 8 سال از دانش و اخلاق او بهره مي‌برد. تجويدي به توصيه صبا براي تكميل تكنيك نواختن ويلن و آشنايي با موسيقي غرب، چند سالي هم در كلاس درس مليك ابراهيميان و بابگن تامبرازيان حاضر مي‌شود، چرا كه استادش، صبا، معتقد است: «هنرجوي ويلن براي استحكام انگشتان و آرشه بايد چند سالي از يك معلم اروپايي، متد گام‌هاي خارجي و برخي قطعات ساده موسيقي غرب را ياد بگيرد.» پس از آن، براي تكميل هنر موسيقي، چند سالي را به مطالعه در زمينه هارموني و اركستراسيون نزد هوشنگ استوار مي‌گذراند و بسياري از آهنگ‌هايي كه قبلا ساخته بود مانند «آزاده‌ام» و «صبرم عطا كن» و «پشيمانم» را براي اركستر بزرگ تنظيم و اجرا مي‌كند. علي تجويدي بحق، يكي از بزرگترين آهنگسازان معاصر ايران بوده كه شاهكارهاي فراواني در موسيقي اين سرزمين از خود به يادگار گذاشته است. ترانه‌هاي دلنشين او كه در آرشيو برنامه «گل‌ها» ضبط و نگهداري شده، يكي از ميراث‌هاي گرانبهاي هنر موسيقي اين مرز و بوم است. يادش گرامي روحش شاد  محمد كياسالار- همشهري

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 اسفند1385ساعت 20:12  توسط حجت ملائی چافی   | 

                        
استاد محمدرضا شجريان روز پنجشنبه ۲۴اسفند در دومين جلسه از كارگاه آوازش از هنرجوياني كه توانسته بودند به اين كارگاه راه پيدا كنند،شخصا آزمون مي‌گيرد.
«علي جهاندار»يكي از اعضاي هيأت داوران كارگاه آواز «شجريان» گفت:به دنبال تشكيل اولين جلسه از كارگاه آواز«شجريان»،امروز خود استاد با حضور در دومين جلسه از اين كارگاه آزموني را از هنرجويان مي‌گيرد كه بر اساس آن،افراد برگزيده به صورت اختصاصي از اين استاد گرانقدر آموزش آواز مي‌بينند. 
جهاندار افزود: افراد انتخابي توسط «شجريان» در جلسات بعدي به طور مستقيم تعليم مي‌بينند و مابقي هنرجويان هم حضور خواهند داشت و به صحبت‌هاي «شجريان» هنگام آموزش گوش فرا مي‌دهند.
جهاندارافزود، در طي جلساتي كه در آينده برگزار مي‌شود،استاد بعد از تعليم از چند نفري كه انتخاب مي‌شوند،از بقيه افراد نيز آزمون‌هايي را مي‌گيرد و در هر مرحله تعدادي ديگر را نيز برمي‌گزيند.
«جهاندار» در خاتمه خاطرنشان كرد: دومين جلسه كارگاه آواز «شجريان»امروز ساعت 16 در تالار آسمان فرهنگستان هنر برگزار مي‌شود.
منبع : فارس
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 اسفند1385ساعت 11:14  توسط حجت ملائی چافی   | 

                                    ياحق

                                           

آواي بي همتاي ساز سعدي موسيقي ايران براي هميشه خاموش شد .

پنجه هاي مجنون پرويز ياحقي با خاک مونس شد .آواي سازي که در عالم تنها يک آوا ،يک ناله و يک شيون بود که پرويز آمد و با پرويز براي هميشه خاموش شد .

به مناسبت فرارسيدن چهلمين روز درگذشت اسطوره بي جانشين موسيقي ايران «استاد پرويز ياحقي » مراسم يادبودي از طرف خانه موسيقي و خانواده استاد در روز دوشنبه 21 اسفند ساعت 10 بر سر مزار ايشان واقع در قطعه هنرمندان بهشت زهرا "س"برگزارخواهد شد . تمامي عاشقان ودلدادگان موسيقي ايران مي توانند با حضور شان خدمات بيش از نيم قرن استاد پرويز ياحقي را گرامي بدارند .

         

                                                           "خانواده صديقي پارسي (ياحقي )‌ - گيله لو "

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 9:42  توسط حجت ملائی چافی   | 

 
اولین کارگاه تخصصی آواز ایرانی، به همت استاد محمرضا شجریان در فرهنگستان هنر، واقع در زعفرانیه تهران، با استقبال جوانان علاقمند موسیقی در مدت چهار جلسه برگزار شد. در این جلسات استاد محمدرضا شجریان در ارتباط با ردیف های آواز ایرانی برای علاقمندان صحبت کرد. 
علاقمندان به آواز، هر یک قطعات کوتاهی اجرا می کردند و استاد شجریان نکات مثبت و منفی را به خواننده گوشزد می کرد.

كارگاه اواز شجريان ۱


كارگاه اواز شجريان ۲


كارگاه اواز شجريان ۴


كارگاه اواز شجريان ۵


كارگاه اواز شجريان ۶


كارگاه اواز شجريان ۷

كارگاه اواز شجريان ۸


كارگاه اواز شجريان ۱۰

كارگاه اواز شجريان ۱۱


كارگاه اواز شجريان ۱۲


كارگاه اواز شجريان ۱۳

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 اسفند1385ساعت 17:2  توسط حجت ملائی چافی   | 

                  بازآ كه در شام غم                   صبح اميدى مرا!(۱)

 
           
 
 
 

استاد غلامحسين بنان در ارديبهشت سال ۱۲۹۰ شمسى در تهران متولد شد. وى هشتمين فرزند كريم خان بنان الدوله نورى است، ضمن آن كه مادر بنان برادر زاده ناصر الدين شاه بود. پدرش كريمخان مردى بود خوش خط و موسيقيدان، از اهالى نور مازندران. مادرش نيز دختر شاهزاده، محمد تقى ركنى بود. (۲)
موسيقى بخشى از دلمشغولى هاى خانوادگى بنان بود، از خواهران، خاله و دوستان پدرش گرفته تا پدرش كه صدايى خوش داشت و به گوشه هاى آواز ايرانى وارد بود و از موسيقى لذت مى برد.
غلامحسين بنان مى گويد: ما يك دستگاه فونوگراف (ضبط صوت استوانه اى) در منزل داشتيم كه آواز پدرم روى آن ضبط شده بود. هر وقت تنها بودم اين دستگاه را به كار مى انداختم و عيناً صداى پدرم را تقليد مى كردم. من از صداى پدرم فوق العاده لذت مى بردم و امروز كه بدان مى انديشم پيش خود مى گويم :«اگر مقتضيات زمان اجازه مى داد، پدرم در عوض احراز مقام ولايت يك استان، مسلماً به مقام والاى هنرى نايل مى گشت».
چنان كه خواهران بنان نزد مرتضى خان نى داود به فراگيرى تار مشغول بودند، بنان نيز با وجود كمى سن در كلاس خواهرانش حاضر مى شد و بعضى مواقع كه خواهرانش گوشه ها را فراموش مى كردند وى گوشه ها را براى ايشان زمزمه مى كرد، غلامحسين در گوشه اتاق مى نشست و به تعاليم معلم توجه مى كرد و همين كه خواهرانش از درس گرفتن فارغ مى شدند و معلم از خانه مى رفت وى با صدايى خوش همان گوشه ها را مى خواند.
اجراى كنسرت در ۶سالگى
تمام گوشه ها و هرچه را كه پدر مى خواند او تقليد مى كرد تا اين كه يك روز پدر سر او داد كشيد و گفت : چرا هرچه من مى گويم، مانند طوطى تكرار مى كنى؟ تو شش ساله هستى و من چهل و شش ساله! اما گوش او به اين حرف ها بدهكار نبود تا آنجا كه شبى در شش سالگى اش در يك جمع بزرگ خانوادگى كه در آن بيش از صد نفر حضور داشتند، با نواختن ارگ و خواندن تصنيفى زيبا، نخستين كنسرت پربار عمرش را اجرا كرد.(۳)
بنان در سال هاى بعد، ضمن ادامه تحصيل از سن ۱۳ سالگى به لحاظ صداى خوشى كه داشت نزد استادانى چون ضياءالذاكرين و ناصر سيف به آموختن رديف هاى ايرانى پرداخت. از آنجايى كه ضياء الذاكرين از نخستين استادان بنان بود هر وقت كه نامش در صحبت هاى بنان مى آمد با احترام زياد از او ياد مى كرد.
ضياء الذاكرين در فن آواز مهارتى بسزا داشته و مردى متقى و پرهيزكار بود و بيانى جذاب و صدايى مطلوب و محضرى گرم داشته است.
بنان در سن يازده سالگى نخستين درس آواز را از مرتضى خان نى داود گرفت، در حقيقت مى توان گفت بنان به وسيله نى داود استاد چيره دست تار، كشف شد. نخستين كسى كه هنر بنان و آتيه درخشانش را حدس زد، نى داود بود. مجالست با اين هنرمند برجسته سهم قابل توجهى در پيشرفت بنان داشته است.
بنان رموز خوانندگى و لطايف تلفيق شعر و موسيقى را از اين خواننده توانا و دانشمند آموخته است و به سبب علاقه مفرطى كه به خوانندگى داشت در فرصت هاى مقتضى به تعزيه و مجلس روضه خوانى مى رفت و از صداى گرم خوانندگان مذهبى و واعظان استفاده مى برد. وى بعد از ضياءالذاكرين نزد ناصرسيف تعليم گرفت. در سال هاى بعد از طريق مجالست با هنرمندان و شنيدن صفحات استادان وقت (مانند طاهرزاده و اقبال السلطان) بيشتر با اين هنر مأنوس شد.
بنان به رديف موسيقى ايرانى وارد بود و در تلفيق شعر و موسيقى آوازى حسن سليقه و مهارت داشت. او وزن قطعه را به درستى رعايت مى كرد و داراى گوش دقيق بود و در مركب خوانى برنامه هايى اجرا كرد. طنين صداى او مردانه، گرم و پخته بود كه شنونده را تحت تأثير قرار مى داد. بنان به حالات و اجراى قطعات سنجيده ساخت استادان آهنگساز ايرانى واقف بود و با حسن اجراى آن قطعات، آثارى پايدار از خود باقى نهاد.
بنان در كار آواز هوشمند بود و نوآورى و ابتكار وى غير قابل انكار است. جنس صداى بنان يا كيفيت صدا و يا به قول فرانسويان تمبر (Timbre) يا زنگ صدايش سخت زيبا و دلنشين بود. وى در استفاده از تحرير و نت ها، پيرو سبك اديب بوده ولى بر خلاف اديب براى شعرى كه همراه آواز مى خواند ارزشى معادل ارزش لحن قائل بود.
                                   280251.jpg

بنان نخستين خواننده اى بود كه در آواز ايرانى از صداى«فوسه» يا صوت ساختگى استفاده كرده است. همچنين نخستين كسى بود كه تا آن زمان به پاره اى از هجاها ارتعاش خاص داد و برخى از سيلاب ها را با «نوانس» و حالتى كه اهل موسيقى به آن كرشندو (CERSCENDO) مى گويند ادا كرد. بهترين نمونه آن آواز ديلمان است كه ويژگى از نوانس ضعيف به قوى رفتن در آن به روشنى احساس مى شود. قدرت خلاقيت بنان به گونه اى بود كه اگر چندين سه گاه و يا ماهور را مى خواند، حتى يكى از آنها شبيه به هم نبود. زيرا هنگام اجراى برنامه از هنر خلاق خويش يارى مى جست و برحسب مورد و مفهوم غزل، آن را ارائه مى كرد. اساساً نواى بنان به مناسبت حال و هواى شعر، غمگين يا شادمانه مى شد. اشعار عاشقانه، عرفانى خطابى و شكوه آميز، هر يك به مناسبت موضوع، با نواى بنان تغييرآهنگ مى يافت. همه كار هاى بنان حاكى از آن است كه وى معمولاً اول شعر را مى فهميد و بعد اجرا مى كرد. به خاطر رعايت اين اصل گاهى پيش مى آمد كه با سرپرست برنامه ها و رهبران اركستر اختلاف پيدا كند.
صداى بنان به اصطلاح موسيقى شناسان، عارى از زاويه بود و معمولاً صدا در اختيار و خدمت بنان بود و تارهاى صوتى كاملاً همان گونه كه او مى خواست حركت مى كردند و تحريرهاى ويژه خود را با آگاهى كامل ادا مى كرد و به خاطر اين ويژگى لطف صداى بنان دوچندان مى شد كه به خاطر اين لطافت به مخملى شهرت يافت.
از ويژگى هاى ديگر صوت و قريحه استاد بنان، بداعت او در«مركب خوانى» بود، يعنى به خاطر تسلط كامل او بر دستگاه ها مى توانست به آسانى از دستگاهى به دستگاه ديگر و يا از آهنگى به آهنگى ديگر وارد شود و بازگردد. در شرايطى كه دستگاه هاى ايرانى اكثراً وجوه اشتراك كمى دارند. شيوه خوانندگى بنان در موسيقى ايرانى نقطه عطفى از آواز جديد ايرانى بوده است كه به جرأت مى توان گفت وى سبكى مخصوص به خود داشته و صاحب سبك بوده كه بايد به نام «سبك بنان» ناميده شود.
جايگاه اجتماعى استاد
استاد بنان در خانواده اى مرفه و اصيل و اهل هنر، پرورش يافته بود، با طبقات تحصيلكرده ايران رفت و آمد داشت و به همين مناسبت از نظر اجتماعى هنرمندى ممتاز بود. وى هنرمندى با نظم و موقع شناس بود و به اقتضاى موقعيت و مجلس سخن مى گفت و آرمان و ايمان شخصى خودش را به خاطر شخصيت اجتماعى اين و آن دگرگون نمى كرد. به آثار هنرى علاقه اى مفرط داشت. شيفته نقاشى و شيداى شعر بود. بنان در سال ۱۳۱۵ به سمت بايگان در اداره كل كشاورزى استخدام شد و بعد از چندى به شركت ايران بار در اهواز رفت و سال ۱۳۲۲ به تهران آمد و منشى مخصوص وزير خواربار شد و بعد از تغيير كابينه به اداره كل غله و نان منتقل شد و در سال۱۳۳۲ بنا به پيشنهاد آقاى خالقى، در اداره كل هنر هاى زيبا استخدام شد و به عنوان معلم آواز هنرستان موسيقى ملى مشغول خدمت شد. وى در سال ۱۳۳۶ در يك حادثه اتومبيل مجروح شد و چشم راست خود را در اين حادثه از دست داد و براى مصون ماندن چشم ديگرش به اروپا مسافرت كرد و مورد درمان قرار گرفت.
بنان هنر خود را بازارى نكرد و قدر شناخت، از سودجويى و فريب و دورويى بهره اى نداشت و براى به چنگ آوردن مال و موقعيت هنرش را دستمايه قرار نداد، زيرا به جز هنر و اصالت هنر خويش به چيزى نمى انديشيد. چون به ابديت هنر خود فكر مى كرد و به همين خاطر به آرزويش رسيد كه مى گفت : من تشنه ابديتم و آرزو داشتم هنرم ابدى بود...
                                280404.jpg
بنان و استادان موسيقى ايران
علينقى وزيرى يكى دو سال پيش از شهريور۱۳۲۰ غلامحسين بنان را شناخت و او را به سبب استعداد و قريحه اى كه داشت، به معاونت خود در مدرسه موسيقى، يعنى روح الله خالقى، معرفى كرد. بنان با استادان و هنرمندان نام آورى چون موسى معروفى، روح الله خالقى، جواد معروفى، مرتضى محجوبى، نصرالله زرين پنجه، اكبر محسنى و على تجويدى همكارى مستمر داشت. به استناد نظرات استادان موسيقى مى توان گفت بنان بيشترين تأثير را از ابوالحسن صبا گرفت و وى براى او به عنوان يك استاد بزرگ موسيقى احترام بسيار قائل بود، در آثار آوازى بنان مى توان تأثيرپذيرى از ابوالحسن صبا را كاملاً دريافت، زيرا بسيارى از اجرا هاى به جا مانده از بنان، رديف هاى صبا كه براى ويلون نوشته شده است، شنيده مى شود. بنان كار را با استاد وزيرى آغاز كرد، با تصنيف زيبايى در «راك ماهور» كه از شاهكار هاى موسيقى ما و از نظر اركستراسيون بسيار زيباست. بعد از وزيرى وى كار هنرى خود را با شادروان روح الله خالقى و با غزل «سالها دل طلب جام جم از ما مى كرد» از حافظ ادامه داد. اين اثر خود از كار هاى بسيار شايسته بنان است كه در سه گاه اجرا شده و در حقيقت بنان با صداى زيبايش جلوه خاصى به آثار وزيرى و خالقى بخشيده است. بنان در سال ۱۳۲۱ خوانندگى راديو را آغاز كرد. در برنامه هاى راديو مربوط به همان سال آواز بنان با همراهى ساز هنرمندانى چون حسين سنجرى(تار) شنيده مى شد و تا سال هاى پيرامون۱۳۴۰ با اركستر شماره يك راديو و اركستر گل هاى راديو همكارى داشت. با تأسيس برنامه گلها در نيمه اول دهه ۱۳۳۰ توسط داود پيرنيا، بنان از پا هاى اصلى اين برنامه بود و در برنامه هاى بسيارى از قبيل «گل هاى جاويدان»، «گل هاى رنگارنگ»، «برگ سبز»، «يك شاخه گل» و... هنرش را نشان داد. در اين سالها كه اوج كار و شهرت بنان بود او ساخته هاى آهنگسازان بسيارى را اجرا كرد كه قبلاً ذكر آنها رفت. بنان همچنين در اركستر ملى به تدريس آواز مشغول بود. بنان در طول فعاليتش بيش از ۳۵۰ تصنيف ضبط كرده است.(۴) و در اين زمينه شاگردان زيادى را همچون احمد ابراهيمى، بيابانى و كاوه ديلمى تربيت كرد.
هشتم اسفندماه ۱۳۶۴
شامگاه هشتم اسفندماه ۱۳۶۴به دليل ناراحتى هاى جسمى كليه و دستگاه گوارش چشم از جهان فروبست و در ميان خيل علاقه مندانى كه براى تشييع پيكرش آمده بودند در امامزاده طاهر كرج به خاك سپرده شد. فريدون مشيرى در سوگ استاد آواز ايران اين شعر را سرود:
نغمه مى غلتيد، گفتى بر حرير آبشار شعر، گل مى ريخت
نغز و دلپذير
مخمل مهتاب بود اين طنين بال قو،
پرنيان ؟
ناز؟
آواز؟
سراپا حال او؟
پانوشت ها:
۱- مصرعى از ترانه «روز ازل» از آثار رهى معيرى كه مرتضى خان محجوبى روى آن آهنگ ساختند و استاد بنان براى نخستين بار آن را اجرا كردند و سپس استاد شجريان با فاصله ۳۵ سال اجراى مجددى از آن داشتند.
۲- به نقل از كتاب برگى از باغ نوشته ناصر مجرد
۳- ايضا به نقل از كتاب برگى از باغ نوشته ناصر مجرد، ص ۱۵۲
۴- وبلاگ گلهاى تازه
منبع : روزنامه ايران
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اسفند1385ساعت 16:3  توسط حجت ملائی چافی   | 

کنسرت استاد محمدرضا شجریان که قرار بود از اول فروردین ماه سال 1386در استرالیا برگزار شود لغو شد. 
بر اساس گفته های یکی از نزدیکان استاد شجريان ، برنامه هاي تور نوروزي استراليا ،به دلیل عدم برنامه ریزی اصولی از سوی محمدرضا شجریان لغو شده است.

منبع :‌ مهر

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اسفند1385ساعت 14:33  توسط حجت ملائی چافی   | 

       

ساعت 9 صبح 15بهمن ۱۳۸۵ پيکر زنده ياد پرويز ياحقي از مقابل تالار وحدت تشييع شد. نوشته زير نگاهي دارد به زندگي و آثار و شيوه كاري آن زنده ياد.

پس از ورود ويولن به ايران در اواخر عهد ناصري و آموزش آن توسط موسيو دوال فرانسوي به عنوان اولين مدرس ويولن در ايران، فراز و فرودهايي بر اين ساز رفت تا به دست كلنل علينقي وزيري رسيد. اين شخص تحصيلكرده و آگاه بر اصول موسيقي تحولاتي در نحوه آموزش و نواختن اين ساز به وجود آورد كه حاصل آن ظهور چهره هاي فراوان و نوازندگاني قابل گرديد كه از برجسته ترين آنها به ترتيب مي توان ابوالحسن خان صبا، حسين خان ياحقي، رضا محجوبي و... را ياد كرد. اين بزرگان و به خصوص استاد ابوالحسن صبا (منشأ تحول موسيقي ايراني) با تحمل مشقات فراوان و در آميختن خلاقيت خود با اندوخته هاي گذشته، فصل جديدي در سير تحول ويولن در ايران به وجود آوردند و هر يك برگزيدگاني از مكتب خويش به جاي نهادند كه در اين بين شاگردان مكتب صبا و ياحقي كه بعضا هر دو استاد را تجربه كردند به دليل فراگيري آموزه هاي هر دو مكتب (شيوه غربي در مكتب صبا، شيوه ايراني و شيرين نوازي در مكتب ياحقي) به جايگاه قابل توجهي دست يافتند. برجسته ترين نوازندگان اين نسل عبارت بودند از: علي تجويدي، مهدي خالدي، همايون خرم، حبيب الله بديعي، پرويز ياحقي، اسدالله ملك و... در اين مقال مروري اجمالي خواهيم داشت به پرويز ياحقي و آثار و احوال او. پرويز صديقي پارسي كه در سال 1316 خورشيدي در تهران متولد شد،يكي از چهره هاي بي بديل موسيقي ايراني است كه نامش با ويولن عجين شده است . چنانكه نسل قبل و حتي بعد از انقلاب با شنيدن نام ويولن، بلافاصله نام پرويز ياحقي به ذهنشان متبادر مي شود و اين امر از تأثيرگذاري اين شخص بر ذهن سطوح مختلف جامعه حكايت مي كند. او چنانچه خود گفته بود، در كودكي حسب مقتضيات شغلي پدر به همراه خانواده به لبنان سفر مي كند و پس از گذشت مدتي كوتاه و به دليل دور بودن از معشوق جاوداني اش، ويولن، به حالت احتضار مي رود كه با توصيه پزشكان، خانواده اش تسليم خواسته وي شده و او را به ايران مي فرستند تا در كنار دايي هنرمندش حسين خان كسب فيض كند. پرويز با تلمذ در مكتب نه تنها هنرمندپرور، بلكه انسان پرور حسين خان و ابوالحسن صبا و تلفيق نبوغ ذاتي، خلاقيت و استعداد شگرف خويش با اين داشته ها، هر چه سريع تر پله هاي ترقي را پيمود تا جايي كه در همان سنين جواني در برخي اركسترها و قطعات، به رغم حضور استادانش، سلوها(تكنوازي ها) به او سپرده مي شد (كه خود نشان از خارق العاده بودن اين جوان داشت). اين سير صعودي با ساختن چهار مضراب، قطعات و آهنگ هايي جاودانه، تنظيم، تكنوازي و همنوازي هاي فراوان در كنار بزرگان موسيقي آن زمان به بالاترين درجه خويش رسيد و او را به عنوان يك نوازنده صاحب سبك به جامعه معرفي كرد. سبكي كه انحصاراً مال او و زاده خلاقيت، تكنيك، احساس و نوآوري هاي خود او بود و مقلدان فراواني نيز پيدا كرد كه از آن جمله مي توان: مجتبي ميرزاده، سياوش زندگاني، بيژن مرتضوي، جهانشاه برومند و... را نام برد كه هر يك در نوع خود نوازندگاني مطرح هستند، اما همگي به نوعي مستقيم يا غيرمستقيم از اين بزرگوار تأثير گرفته و انشعابات اين سبك محسوب مي شوند و با وجود داشتن احساس مستقل، هيچ گاه نتوانستند در بروز اين حس استقلال كامل نشان دهند. در سبك پرويز ياحقي با كثرت تكنيك و تنوع در استفاده از آنها فراوان برخورد مي كنيم: ويبر، مالش و گليساندوهاي گوشنواز و شيرين، استفاده به جا از پوزيسيون هاي مختلف، اجراي تريل هاي قدرتمند و سريع با انگشتان دوم و سوم، آرشه پراني هاي متناسب با نوع دستگاه و قطعه، نزديك كردن آرشه به خرك در حين آرشه كشي، استفاده از پيزيكاتو در قطعات ضربي و نهايتا استوار بودن بخش اعظمي از نوازندگي، مانور و خلق ملودي روي سيم هاي بم كه اين يكي نقطه عطف و بهتر بگوييم نگين انگشتري سبك ياحقي محسوب مي شود، زيرا در گذشته و مشخصا تا قبل از او هيچ كس تا به اين حد از سيم هاي بم استفاده نمي كرد و اساسا قادر به خلق ملودي زيبا و محرك احساس برروي سيم هاي ۳ و ۴ نبود و در واقع او را مي بايست احيا كننده سيم هاي بم ويولن ناميد. چهارمضراب ها، آهنگ و رنگ هاي ساخته او كه شروع و پايه آنها از سيم هاي sol و re بوده و قسمت اعظم آنها نيز در همين محدوده مي باشد، گواه اين مدعاست. لازم به يادآوري است كه برخي قطعات او با كوك هاي مخصوص و برخي ديگر با كوك افتاده نواخته مي شود كه اين دو كوك و به خصوص افتاده (به معني همصدا بودن دو سيم در كنار هم [mi-mi la mi] از ابداعات حسين خان ياحقي و مختصات همين مكتب و سبك است كه بعدها توسط ديگران نيز مورد استفاده قرار گرفت). اين روح بي قرار و ناآرام كه فراز و فرودهاي زيادي را در طول دوران حياتش سپري كرده و از قضا جفا هم زياد ديده، وقتي به جان ساز ريخته شده و با ويولن درمي آميزد، با اشرافي كه بر رديف موسيقي ايراني دارد، از دل اين درياي بي پايان اصواتي را بيرون كشيده و خلق مي كند كه وجود هر شنونده را مسحور هنر خويش كرده و او را به دنياي ديگري رهنمون مي سازد.

               استاد پرویز یاحقی

او همچنانكه خود گفته بود با ساز زدنش زندگي خويش را روايت مي كند و در واقع راوي زندگي خويش است. اوراق دفتر تاريخ موسيقي مان را كه ورق بزنيم به نوازندگان خوب و آهنگسازان برجسته اي برخورد مي كنيم، اما معدود كساني در اين جمع وجود دارند كه هر دو هنر، يعني آهنگسازي و نوازندگي را آن هم در حد اعلا تواماً در خويش جاي داده باشند و بي شك يكي از يكه تازان اين ميدان، پرويز ياحقي است.یاحقی به لحاظ خلق و خو و شخصيت به گواه دوستان، شاگردان و مرتبطان با وي، يك نمونه كامل و چكيده راستين مكتب آن دو اسوه اخلاق (صبا و حسين خان) است و هنر والاي او جلوه اي از ذات ناب اوست كه بر پرده ساز ميخرامد و با جلوه گري دل مي ربايد. او از ساليان دور تاكنون رابطه بسيار صميمي با ساير هنرمندان اين خاك و بالاخص موسيقيدانان داشته و حتي با نوازندگاني كه به نوعي رقباي او به حساب مي آمدند (بديعي، خرم، ملك و...) دوستي نزديك و رابطه احساسي عميق و عاطفي داشت (چيزي كه متاسفانه در عصر حاضر كمتر با آن برخورد مي كنيم.) مروري بر پرونده هنري او نشان مي دهد كه يكي از اركان برنامه گل ها بوده كه با همنوازي در كنار خوانندگان و نوازندگان مطرح آن زمان كه بعضي از آنها را خود او به اين عرصه آورده بود، ساختن آهنگ هاي ماندگاري همچون: بيداد زمان، مي زده شب (ماهور)، سراب آرزو (افشاري)، غزالان رميده (شوشتري و همايون)، آهنگ زيباي او در چهارگاه با مطلع: [آن كه دلم را برده خدايا زندگيم را كرده تبه گو...]. (گل هاي رنگارنگ شماره ۴۲۰ و ۴۲۸) با تنظيم زيباي زنده ياد جواد معروفي و آهنگ هاي ديگري كه مجال نام بردن از آنها نيست، افراد بسياري را به موسيقي ايراني علاقه مند كرده كه حتي به رغم گذشت ساليان متمادي بر اين آهنگ ها، هنوز هم ورد زبان عوام و خواص هستند و نيك است بدانيم بخش اعظمي از اين آثار حاصل هم نفسي ۵۰ ساله با ترانه سراي معاصر استاد بيژن ترقي است كه از همين جا آرزوي طول عمر توام با سلامتي برايشان داريم. اگر به زمان ساختن اين آهنگ ها و سال هاي فعاليت ياحقي توجه بكنيم، درمي يابيم در برهه اي كه وجود موسيقي هاي مبتذل و كاباره اي و... موسيقي اصيل ايراني را تهديد مي كرد و به حاشيه مي راند، او يكي از خادمان و پاسبانان اين موسيقي بوده كه هنوز هم پس از گذشت بيش از نيم قرن همين خط سير را دنبال مي كند و اخيرا چند كار از تكنوازي ها و كارهاي بدون كلام او منتشر شده كه حاصل گوشه نشيني سال هاي اخير اوست و در اين آثار، اندكي تغيير فرم و تبعيت احساس را از عوامل اجتماعي و شرايط محيطي و روزمره مشاهده مي كنيم.

               

ياحقي با نواختن سه تار نيز كاملاً آشناست و در صدابرداري هم يدي طولايي دارد و كارهاي زيادي را صدابرداري كرده، چه از آثار خود و چه ديگر نوازندگان و دوستان هم روزگارش و هم اكنون نيز براي ضبط كار به دليل تكلف ها و هزينه هاي فراوان استوديوها و ساير مشكلات در منزل خود به اين كار مشغول است. در نظر بگيريد تهيه دستگاه هاي حرفه اي صدابرداري، ميكروفون هاي مخصوص و ساير آلات و ادوات را با هزينه شخصي و در منزل و مقايسه بكنيد آن را با شرايط قبل از انقلاب كه راديو در اختيار موسيقيدانان بود و براي ضبط كار اصلا دغدغه اي وجود نداشت، سپس خود بخوانيد حديث مفصل از اين مجمل كه چرا آثاري همانند آثار گذشته از قبيل برنامه هاي تكنوازان، گل ها و... ديگر تكرار نمي شود؟ 

 منبع‌: همشهري

+ نوشته شده در  شنبه 12 اسفند1385ساعت 21:1  توسط حجت ملائی چافی   | 

 نخستین روز از کارگاه آموزش آواز استاد محمد رضا شجریان با حضور بیش از 300 نفر از هنرجویان در آمفی تئاتر مجتمع فرهنگی آسمان که  به بیان مباحثی پیرامون، تکنیک، صدا سازی و شیوه های مختلف آوازی  اختصاص داشت در جلسه ای سه ساعته توسط استاد محمد رضا شجریان برگزار شد.

          پرچم آواز ایران همیشه باید بالا باشد 

استاد محمد رضا شجریان در این جلسه که با مدیریت حمید نوربخش برگزار شد به دلایل برگزاری کارگاه آموزش آواز اشاره کرد و گفت : در طول سالهایی که در عرصه موسیقی و آواز حضور داشتم و فعالیت کردم دیدم که بسیاری از علاقمندان به آواز به هر دری که می زنند به نتیجه مطلوب نمی رسند ومتاسفانه در این عرصه ندیدم  کسانی را که بتواند پرچم آواز ایرانی را به دست بگیرد اما نا امید هم نیستم و می خواهم پرچم آواز ایران همیشه بالا باشد چراکه استعدادهای جوان را دیدم که می توانند این امر مهم را به عهده بگیرند. بر همین اساس بود که تصمیم گرفتم بار دیگر کلاسهای آواز را تشکیل بدهم تا شاید بتوانم راه درست را نشان دهم.

استاد مسلم آواز در ادامه به  معلم  آواز  اشاره کرد وگفت : معلم خوب همیشه می تواند راهنما باشد اما من هم مانند بسیاری از هنرجویانی که در این جمع حاضر هستند در مقطعی که در مشهد زندگی می کردم معلم نداشتم حتی تا 25 سالگی معلمی را پیدا نمی کردم که  بپرسم گوشه ای را که می خوانم اسمش چیست؟ تا این که به تهران آمدم . در همان زمان هم معلم آواز نداشتم و  آواز را پیش اساتیدی که خوب ساز می زدند آغاز کردم و چون از بچگی توجه خاصی به صداهای خوب داشتم و آنها را دنبال می کردم توانستم به سرعت و با پشتکاری که داشتم به نتیجه برسم.


                                  نخستین روز از کارگاه آموزش آواز محمد رضا شجریان


استاد شجريان در ادامه به شیوه های آوازی اشاره کرد و گفت : در طول این سالها هنرجویان و همچنین خواننده های بسیاری را دیدم که سن و سالی از آنها گذشته ولی در شیوه های آوازی مشکل دارند و فقط ردیف را خوب می شناسند در واقع راهی که برای آواز پیش گرفتند راه درستی است اما دو نکته را در بین آثار آنها نمی بینم : یکی این که از صدای خود استفاده درستی نمی کنند و اغلب در اوج و بم خوانی ناموفق هستند و فقط دنبال یادگیری ردیف رفتند و دیگر اینکه  شعر را نادیده می گیرند و در اغلب موارد همه شعر را فدای ردیف و گوشه می کنند که این بی انصافی است.  

 هیچ کس دنبال تکنیک و صداسازی نیست 


استاد شجریان مشکلات آواز را نداشتن کلاسهای خوب برای این مقوله از موسیقی دانست و گفت : عدم وجود کلاسهای خوب برای آموزش آواز باعث ایجاد مشکلاتی در اجرای آواز می شود . مثلا زمانی که هنرجو فالش می خواند و یا در تحریر مشکل دارد تذکر داده نمی شود و هنرجو هم گمان می کند که خوب می خواند و همین طور غلط  ادامه می دهد، در حالی که ردیف و شیوه باید با هم باشند و اگر یکی از این دو مقوله ناقص باشد کار می لنگد.  استاد شجريان  تصریح کرد : با این اوصاف هنرجو در تمام کلاسهای آواز فقط ردیف یاد می گیرد وهیچکس در هیچ کلاسی دنبال تکنیک و صدا سازی نیست. 

استاد محمد رضا شجریان به عنصر تقلید در یادگیری آواز اشاره کرد و گفت : تقلید صدای اساتید آواز یکی از مواردی است که در آموزش آواز مهم و ضروری  است و به جرات می گویم من اگر به جایی رسیدم از تقلید صدای کسانی مانند طاهرزاده، ظلی، قمر الملوک وزیری و دیگران بوده است  و این در حالی است که بسیاری تقلید از آواز را بد می دانند . تقلید زمانی ایراد دارد که می خواهیم اثری مانند  آلبوم و یا کنسرت را به شکل کپی کار به مخاطب ارائه کنیم . این نوع ارائه کار ایراد دارد ولی اگر تقلید در جهت یادگیری باشد نه تنها مشکلی ندارد بلکه در آواز لازم و ضروری است . 

 آواز آموزش نیست ، پرورش است 

استاد شجريان درباره تجربیات خود از یادگیری آواز گفت : نورعلی خان برومند معلم خوبی بود و نکات را درست می دانست مثلا می گفت طاهر زاده در فلان قطعه از این شیوه استفاده کرده و چون  آواز کار کرده بودم و تکنیک را خوب می شناختم در نتیجه توانستم از کلاسهای ایشان بهره لازم را ببرم از بنان عزیز هم دو نکته خوب یاد گرفتم  یکی طریقه شعر خواندن را که تذکر می داد شعر را نکشم و مثل حرف زدن ادا کنم دوم این که می گفت صدای خودم را گوش کنم و این در حالی بود که من فقط صدای خودم را می شنیدم، چون وقتی می خواندم تمام حواسم به خواندن بود نه گوش دادن. از آن به بعد صدا را ضبط کردم و مجددا گوش می کردم. این روش در یادگیری آواز بسیار موثر بود.

محمد رضا شجریان در پایان درباره تکنیک صدا سازی گفت : آواز آموزش نیست، پرورش است و به نظر من مربی آواز بیش از این که آموزش دهد باید پرورش دهد. بنابراین "صدا سازی" بیش از این که آموختنی باشد پروردنی است ، چرا که آواز سختترین و پر زحمت ترین کار در موسیقی ایرانی است .  پسرها در 15سالگی و قبل از بلوغ  و دخترها از 12 سالگی باید این تکنیک را بیاموزند و تا 25 سالگی کار تربیت و رشد صدا باید به پایان رسیده باشد و تکلیف صدا سازی مشخص شده باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 اسفند1385ساعت 7:16  توسط حجت ملائی چافی   | 


279063.jpg
كلاس هاى آواز استاد محمدرضا شجريان احتمالاً در سال آينده نيز ادامه خواهد يافت.
پس از استقبال گسترده از كلاس آموزشى استاد محمدرضا شجريان در فرهنگستان هنر، رايزنى هايى با استاد صورت گرفته تا سال آينده دوره هاى پيشرفته اين كلاس در فرهنگستان ادامه پيدا كند.
نخستين جلسه مقدماتى اين كلاس ها عصر روز چهارشنبه ۲اسفند در مجتمع فرهنگى آسمان با حدود ۳۰۰ هنرجوى مرد آغاز شد و اين كلاس ها در سه برنامه ديگر تا پايان سال ۸۵ ادامه مى يابد. كلاس هاى بانوان هم  در خانه موسيقى برگزار مى شود و اين كلاس ها ۱۰۰ هنرجو دارد.
براى دسترسى بيشتر علاقه مندانى كه موفق به حضور در اين كلاسها نشده اند، حسن نقاش زاده مستندساز، مستندى را كه با ۳ دوربين از اين كلاس ها تهيه و ضبط كرده، بزودى با قالب دى وى دى در اختيار دوستداران آواز در سراسر كشور قرار خواهد داد.
استاد محمدرضا شجريان در نخستين جلسه آموزشى آواز گفت: معلم خوب هميشه مى تواند راهنما باشد، اما من هم مانند بسيارى از هنرجويانى كه در اين جمع حاضر هستند، در مقطعى كه در مشهد زندگى مى كردم، معلم نداشتم، حتى تا ۲۵ سالگى معلمى را پيدا نمى كردم كه بپرسم گوشه اى را كه مى خوانم، اسمش چيست؟ تا اين كه به تهران آمدم. در همان زمان هم معلم آواز نداشتم و آواز را پيش استادانى كه خوب ساز مى زدند، آغاز كردم و چون از بچگى توجه خاصى به صداهاى خوب داشتم و آنها را دنبال مى كردم، توانستم به سرعت و با پشتكارى كه داشتم، به نتيجه برسم.
279012.jpg
استاد محمدرضا شجريان به عنصر تقليد در يادگيرى آواز اشاره كرد و گفت: تقليد صداى استادان آواز يكى از مواردى است كه در آموزش آواز مهم و ضرورى است و به جرأت مى گويم من اگر به جايى رسيدم، از تقليد صداى كسانى مانند طاهرزاده، ظلى و ديگران بوده است، درحالى كه بسيارى تقليد از آواز را بد مى دانند.
منبع : ايران
+ نوشته شده در  شنبه 5 اسفند1385ساعت 14:37  توسط حجت ملائی چافی   | 

     

 

 استاد محمدرضا شجريان امروز در مجموعه فرهنگي آسمان حضور مي‌يابد تا نخستين كارگاه آموزشي خود را پس از سال‌ها آغاز كند. در اين كارگاه 400 هنرجو حضور مي‌يابند كه از ميان تعداد زيادي از داوطلبان و پس از برگزاري چند مرحله آزمون انتخاب شده‌اند. اين افراد با رديف‌هاي آوازي آشنايي داشته و پس از برگزاري چند جلسه توسط استاد شجريان دوباره مورد آزمون قرار مي‌گيرند تا تعداد كمتري از آنان براي راهيابي به مرحله تخصصي و پيشرفته انتخاب شوند.

پيش از اين، انتخاب 400 نفر از ميان تعداد زياد داوطلبان، برعهده چند تن از خوانندگان كه پيش‌تر از شاگردان برجسته استاد بوده‌اند، بوده است.

حميدرضا نوربخش، علي جهاندار، محسن كرامتي و مظفر شفيعي در چند مرحله با برگزاري آزمون‌هايي در مجموعه فرهنگي آسمان هنرجويان اين دوره را انتخاب كرده بودند.

در آخرين روزهاي مهرماه روابط عمومي فرهنگستان هنر، خبر برگزاري كارگاه آموزش موسيقي استاد شجريان را اعلا‌م كرد و علا‌قه‌مندان از اول تا 20 آبان در اين كارگاه ثبت‌نام كردند. پس از ثبت‌نام در نخستين مرحله 600 نفر انتخاب شدند و به مرحله بعد راه يافتند، در مرحله بعد از ميان آن 600 نفر، 400 نفر انتخاب شدند كه از امروز در كارگاه آموزشي شجريان شركت مي‌كنند. در اين كارگاه ‌قرار است كه درباره تكنيك، صداسازي و توانايي‌هاي حنجره آموزش داده شده و به بررسي نقاط ضعف و قوت هنرجو در چگونگي بيان لحن آواز پرداخته شود.
آموزش آواز به صورت كارگاهي بوده و در اين كلا‌س‌ها هنرجويان قطعاتي را به شكل آواز مي‌خوانند و استاد درباره نحوه خواندن و لحن بيان هنرجو نظر مي‌دهد.براي شركت در اين كارگاه‌ها با اينكه شرط اوليه حضور در آزمون آشنايي با رديف‌هاي آوازي بوده، 1500 نفر ثبت‌نام كرده بودند كه در نخستين مرحله افراد بالا‌ي 40 سال و همچنين كساني كه تنها نوازنده يك ساز بوده‌اند، حذف شدند تا امكان مناسب‌تري براي برگزاري آزمون فراهم گردد.

منبع : اعتماد ملي

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اسفند1385ساعت 9:29  توسط حجت ملائی چافی   | 

استاد محمدرضا شجریان به همراه گروهش در استرالیا به اجرای برنامه موسیقی می پردازد.

                          استاد شجریان

کنسرت نوروزی استاد محمدرضا شجریان از روز اول تا 12 فروردین ماه در استرالیا ، نیوزلند و سیدنی برگزار می شود. به گفته مجید درخشانی آهنگساز و نوازنده تار ، کنسرت نوروزی استاد شجريان یک بخش در دستگاه سه گاه و بخش دیگر، ترکیبی از قطعات جدید و قدیمی است .

درخشاني گفت، دربخش سه گاه، تصنیفی از مرتضی محجوبی و شیدا با پیش در آمد و چهار مضراب سعید فرج پوری و در بخش دوم نیز تصانیفی از محمدرضا شجریان ، درویش خان و همچنین یک قطعه قدیمی را با پیش در آمدی از ساخته های وي اجرا می شود .

سعید فرج پوری کمانچه، همایون شجریان آواز و تنبک ،محمد فیروزی عود و مجید درخشانی نوازنده تار ، محمد رضا شجریان را در تور نوروزی همراهی می کنند. منبع : مهر

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اسفند1385ساعت 8:30  توسط حجت ملائی چافی   |