|
|
|
|
|
اثر استاد حسين عليزاده به عنوان يکي از آثار نامزد دريافت جايزه بخش موسيقي سنتي ملل چهل و نهمين دوره گرمي انتخاب شد. پيش از اين آلبوم هاي غزل (کيهان کلهر) و فرياد،حاصل همکاري شجريان، عليزاده، کلهرو همايون شجريان نيز به بخش پاياني اين جايزه راه يافتند، اما جايزه نهايي را به دست نياوردند. گرمي در حال حاضر 108 رده در 30 ژانر مختلف موسيقي از سنتي تا مدرن و پاپ و جاز داردو و برندگان هر بخش هم از طريق راي دادن اعضاي انجمن حرفه اي آکادمي ضبط که نهادي مدني و پرطرفداردر صنعت ضبط موسيقي آمريکا است، برگزيدگان را انتخاب ومعرفي مي کنند. جايزه گرمي معتبرترين جايزه موسيقي در جهان است و از آن به عنوان اسکار موسيقايي ياد ميشود. مراسم گرمي امسال، 11 فوريه 2007 ( 22 بهمن ) در لس آنجلس برگزار و از طريق شبکه سي بي اس به صورت زنده پخش مي شود. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 21 آذر1385ساعت 21:27 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 21 آذر1385ساعت 14:52 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||
|
|
|
|||
استاد پرويز مشكاتيان، نوازنده سنتور، معتقد است كه بخشى از پرورش استعدادهاى فطرى در آواز، ساز و حتى تحقيق در عرصه موسيقى، در كلاس هاى آموزشى كشف مى شود.
اين نوازنده سنتور درباره صداى خوب يك خواننده گفت ؛ صداى خوب، هديه اى از جانب خداوند است كه در انسان به وديعه گذاشته شده و بايد در طول زمان و با شناخت و كشف استعداد افراد از اين هديه الهى به بهترين شكل در آواز استفاده كرد. مشكاتيان در پاسخ سؤالى كه ارزيابى عملى در انتخاب هنرجو براى شركت در كارگاه آموزش آواز محمدرضا شجريان را چگونه مى بيند، گفت: انتخاب هنرجو توسط استاد، مسأله بسيار مهمى است كه به نظر من نه تنها در كلاس هاى آواز، بلكه در نام آموزشگاه هاى موسيقى واجب است، چون هنرمندان با تجربه و چندين ساله اى كه در اين زمينه كسب كرده اند، بخوبى مى توانند ميزان توانايى هنرجو را در آموختن بسنجند. اين نوازنده سنتور كه تجربه همراهى با صداى محمدرضا شجريان و شهرام ناظرى را در گروه هاى مختلف داشته است، به تربيت خانوادگى در پرورش استعداد اشاره كرد و گفت: به گمانم، تربيت خانوادگى در شناخت و تقويت استعداد فرد نقش بسزايى دارد. منبع : مهر |
||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 21 آذر1385ساعت 14:46 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||||
|
|
|
||
|
|||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 17:53 توسط حجت ملائی چافی
|
|
|||
|
|
|
|||||||
|
||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 5 آذر1385ساعت 15:53 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||||||||
|
|
|
|||||||
|
||||||||
|
+
نوشته شده در جمعه 3 آذر1385ساعت 6:54 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||||||||
|
|
|
|||
|
زنده ياد غلامحسين خان درويش
زنده ياد استاد «غلامحسين درويش خان» هنرمندي است كه خدمات وي به موسيقي هنري ايران بر اهل فن پوشيده نيست.او از چند منظر حركتهاي نو و بديعي را در چرخه موسيقي ايراني باعث گرديد و جريان قدرتمندي را در حوزههاي نوازندگي، آهنگسازي و آموزش رديف موسيقي ايراني پايه گذاري كرد. چنانكه شاگردان ممتاز وي سالهاي سال سكاندار حركت نوين موسيقي ايراني بودند و هنوز هم ردپايي از آن جريان در موسيقي امروز ديده ميشود.«غـلامحسين درويش» معـروف به «درويشخان» از سويي نوآورنده فرم هـاي جديد در موسيقي ايران است و از ديگـر سو به عـنوان رئيس اولين اركـسترهاي عـمومي معـرفي شده است. افـزون بر اينهـا بـيـشتر تصانـيـف سياسي و اجـتماعي ملك الشعـراي بهـار و عـارف قـزويني به دست او در آن ايام آهـنگـسازي و اجـرا شده است.بي شك درويش خان دست پـرورده جريانات و تحـولات مشروطهخواهـي در عـرصه هـنر موسيقي ايران زمين است. اين ويژگيهـا به هـمراه فـهـم و درك عـمـيـق او از موسيقي و سنـتهاي اجرايي قـدما، او را در فهـرست موسيقي دانان صاحب سبك قـرار داده است.خصيصه اصلي هـنري «درويش» پاسخگـويي به نيازهـاي زمانه و در عـين توجه به اصالتهاي موسيقي ايراني و شيوههاي اجرايي گـذشتگـان بود.به هـمين خاطر استاد«غلامحسين درويش»در تاريخ معـاصر موسيقي ايران مقام و جايگـاه ويژهاي دارد.«درويش خان»در سال1251 در تهران متولد شد.پـدرش«حاجي بـشير»اهـل طالقان و مادرش از تركـمانان تـكه بود.دوران كودكـي را در خانواده دولتـشاهـي گـذراند و در هـمين خانه مادر خود را از دست داد. پـدرش كه كـمي با موسيقي آشنا بود و سه تار مينواخـت«غـلامحسين»را در ده سالگـي به شعـبه موسيقي مدرسه نظام وابسته به دارالفـنون كه بـه تازگـي به سرپـرستي«موسيو لومر فرانسوي»ايجاد شده بود،سپـرد. «غـلامحسين»در آنجا خط موسيقي و نواختـن شيـپـور و طبل كوچك را فـرا گـرفت.«حاجي بـشـير»هـنگـام صـدا زدن فـرزندش هـميشه از لـفـظ«درويش»استـفاده ميكرد و هـمين نام بعـدهـا به عـنوان نام خانوادگي«غـلامحسين»برگـزيده شد و او به «درويش خان»يا «غـلامحسين خان درويش» معـروف شد.پس از مدرسه،ابـتـدا نـزد«داود كليمي تارزن»رفت تا مشق تار كـند.پس از مدت كـمي از استاد خود گـوي سـبقـت را ربود و به مرتـبه عـالي نوازندگـي دست يافـت.اما حضور در جلسات درس استاد بيبديل تار آن زمان،يعـني«آقا ميرزا حسيـنـقـلي»او را به دنياي ديگـري كشاند. درويش داراي نشانهاي مخـتـلف عـلمي از داخل و خارج از كشور بود و هـيچـگـاه از سازندگـي و تحـول در موسيقي ايراني دست نكـشيد.
«درويش»در حالي از دنـيا رفـت كه با پـيرش آن هـمه مشـقت و زحـمت در زندگـاني به جهـت تـوجه نکردن اولياء وقت كشور، پس از فـوت،خانوادهاش براي نان شب محـتاج و خانهاش در گـرو طلبكاران بود و به هـمين دليل دو روز پـيش از مرگـش ساعت خود را براي مخارج روزانه به گـرو نزد بانك گـذاشتـه بود. اما تاريخ هـيچـگـاه او را فـراموش نخواهـد كرد. مرگ استاد شب چـهـارشـنبه 2 آذر 1305 بر اثـر تصادف رخ داد كه شرح آن در روزنامه ناهـيد پس از 3 روز چـنـين است:شب چـهارشنـبه در نـتـيجه تصادف اتومـبـيل با درشكهاي كه «درويش خان»سواره بوده در خيابان اميريه،فـقـيد مغـفور پـرت شده بود و آناً نـفس قـطع ميشود. پس از وقـوع حادثـه ماًمورين نظميه جسد فـقـيد را به مطب نـظـميه انتقال داده و آنچه اطبا ميكـنـند،متاًسفانه مثـمر ثـمر واقع نـشده و به هـوش نميآيـند و هـمان حال بـيهوشي زندگـاني را بـدرود مي گـويـند. قـريب به ظهـر از هـمان مطب نظميه جـنازه را در ميان اتومـبـيل مزين از گـل قـرار داده با عـده كـثـيـري از دوستان كه براي تـشيـيـع حضور داشـتـند، جـنازه را حـركت دادند و فـقـيد مـزبور را در نـزديك امامزاده قـاسم پـهـلوي مقـبره مرحوم«ظهـيرالدوله»و مرحوم«جلال الملك»مدفون ساخـتـند. مرگ «درويش خان»هم به نوعى يكي از وقايع تاريخى به شمار ميرود چرا كه تصادف اتومبيل با درشكه حامل وى به عنوان اولين تصادف اتومبيل منجر به فوت در تاريخ ايران ثبت شد. «درويش خان»در زمان حياتـش شيـفـته گـل و گـياه بود و در حياط خانهاش گـلهـاي رنگـارنگ بـسياري داشت كه هـمه را به دست خود پـرورش داده بود. اگـر از تـجريش به دربـند برويد و در نـيمه راه سري به مـقـبره«ظهـيرالدوله»بزنـيد قـبري كوچك ميبـينيد كه شاخههاي نسترن كوهـي برآن سايه افـكـنده است.اگـر شاخههـا را پس بزنيد اين اشعار را روي سنگ مزار او ميخوانيد: درويش اگر از اين جهان رفت مشنو كه فـقير و ناتوان رفت درويش هـنرور زمان بود استاد هـنرور زمان رفت فرياد زبوستان برآمد كان بلبل خوش زبوستان رفت روحش شاد ؛ يادش گرامي باد |
||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 2 آذر1385ساعت 7:39 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||||