|
|
|
|||||||||||
|
||||||||||||
|
+
نوشته شده در جمعه 29 مهر1384ساعت 9:17 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||||||||||||
|
|
|
||
|
|||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 26 مهر1384ساعت 12:38 توسط حجت ملائی چافی
|
|
|||
|
|
|
|
|
گوشه ها و مقام هاي موسيقي ايراني(به نقل از صبا) در موسيقي ايران،رديف رکن اســاسي را تشکيل مي دهد و هر دستگاه مجموعه اي از قطعات و گوشه هــاست که به آن رديف گويند. شاد روان استاد روح اله خــــــــالقي در بارهء رديف هـاي موسيقي ايران مي گويد:در کتاب هاي قديم راجع به موسيقي ايراني،دوازده مقام را موضوع بحث قرار مي دادند:عشاق ، نوا ، بوسليک ،راست، عراق ، اصفهان ،زير افکند،بزرگ ، زنگوله ، راهوي ،حسيني،حجازي. برخي چند دايره را هم ملايم طبع دانسته و آنها را چنين نوشتـــه اند: زنـــگبار ، گلستان ،بهار ، بوستان ، عذري ، وامق ، زير کش ، حسيني ، نهفت ، حجاز . علاوه بر دواير فوق،شش آواز نيز ذکر کرده اند:گوشت (گواشت ) ، گردانيا ، سلمک ، نوروز ، مايه ، شهناز.اضافه بر آن24 شعبه هم تشخيص داده اند : دو گاه ، سه گاه ، چهار گاه ، پنج گاه ، عشيران ، نوروز خارا ، نوروز بياني ، نوروز عرب ،نوروز صبا ، حصار ، نهفت ، عزال ، اوج ، نيريز ، مبرقع ، ماهور ، همايون ، زابلي ، اصفهانک ، نهاوند ، محير ،خوزي ، رکب ، روي عراق ؛که چند نام ديگر هم در کتب پيشينيان آمده است.مثل مغلوب ، بسته نگار ، نيشابور (نيشابوري ) و کوچک . اما در ديوان شاعران پارسي گوي نيز نام بسياري نغمه هاي موسيقي به ميان آمده است که بيشتر آنها در کتب علمي موسيقي يافت نمي شوند و چون اغلب آنها فارسي خالص هستند يادگاري از موسيقي ايران در زمان دورهء قبل از اسلام مي باشد .هر چند معلوم نيست اين نغمه ها چه بوده حـــال اگر بعضي از نام هاي مکرر را حذف کنيم باز هم نوا هاي قديم مو سيقي،که لااقل نامش باقي ماندهاز صد متجاوز است .البته علل بسياري موجب از بين رفتن يا تغيير شکل دادن اين نغمه ها هست که مي توان مهمترين آنها را دو چيز دانست:حملهء بيگانگان و نداشتن خط مو سيقي . دستگاه هاي امروزهء موسيقي ايران : در حال حاضر موسيقي شامل هفت دستگاه است : شور ، سه گاه ، چهار گاه ، هما يون ، ماهور ، نوا ، راست پنجگاه . 1-دستگاه شور:در آمد ها ، رهاب ،نغمه ،زير کش سلمک، گلريز ، صفا ، بزرگ ، دو بيتي ، خارا ، قجر ،ملا نازي ،حزين ، عزال ، مجلس افروز ، شهناز ، قرچه ، رضوي ، عاشق کش ، حاجي حسيني ،بسته نگار ، قطار ، قرائي ، بيات ترک ، دو گاه ، فيلي ، شکسته ، جامه داران ، مهدي ضرابي،روح الارواح ، ابوعطا (سارنگ ) و سيخي ، حجاز ، چهار پاره(چهار باغ ) ، گبري ، دشتي ، بيدگاني ، گريلي ، افشاري ، گوشهء عراق ، مثنوي . 2-دستگاه ماهور:در آمد ها،داد ، مجلس افروز ، خسرواني ، دلکش ، خاوران ، طرب انگيز ، نيشابوري ،نصير خاني (طوسي )، آذر بايجاني ، فيلي ، زير افکند ، ابول ، حصار ماهور ، نيريز ، نهيب ، عراق ، محير ،آشورا وند ، اصفهانک ، حزين ، نغمه ، زنگوله ، راک کشمير ، راک عبداله ، ساقي نامه، صوفي نامه ،کشته مرده . 3-دستگاه چهار گاه : در آمد ها ، پيش زنگوله ، زنگوله ، نغمه ، زابل ،بسته نگار ، مويه ، حصار ، مخالف ، مغلوب ، حدي ، پهلوي ، رجز ، منصوري . 4-دستگاه سه گاه :در آمد ها ، زابل ، زنگ شتر ، رهاب ، مسيحي ، شاه ختائي ،تخت طاقديس. 5- دستگاه همايون :در آمد ها ، مواليان ، چکاوک ، طرز ، بيداد ، ني داوود ، باوي ، ابو الچپ ، ليلي و مجنون ،راوندي ، نوروز عرب ، نوروز صبا ، نوروز خارا ، نفير ، فرنگ ، شوشتري ، جامه دران، بختياري ، موالف ، عزال ، دناصري ، بيات اصفهان ، بيات راجع ، سوز و گداز ، راز و نياز ، مثنوي . 6-دستگاه نوا :در آمد ها ، گردانيه ، نغمه ، بيات راجع ، عشاق ، حزين ، نهفت ، گوشت ، عشيران ، نيشابورک ، مجلسي ، خجسته ، حسين ، ملک حسيني ، بوسليک ، نيريز . 7-دستگاه راست پنجگاه :در آمد ها ، زنگوله ، پروانه ، نغمه ، روح افزا ، خسرواني ، پنجگاه ، سپهر ،عشاق ، نيريز ، بيات عجم ، مبرقع ، قرچه ، بحر نور ، ابولچپ ، ليلي و مجنون ، راوندي ، نوروز ها نفير ،فرنگ و عراق با تمام ملحقاتشان نيز در دستگاه راست پنجگاه نواخته مي شوند . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 25 مهر1384ساعت 23:3 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||
|
|
|
|
|
به انگيزه تولد استاد محمد رضاشجريان در مهر ماه :آوازهاى ماندگار مهرماه حال و هواى خاص خود را دارد. شروع پاييز، آغاز مدارس و دانشگاهها براى بسيارى معنى بهارهم مى دهد! براى علاقه مندان هنر آواز و موسيقى كلاسيك ايران نيز مهر مصادف با تولد مشهورترين خواننده معاصر ايران يعنى محمدرضا شجريان است.
از اين رو، همگان سعى در كپى كارى نه تنها به لحاظ شيوه و سبك كه حتى در نحوه خروج صدا، تلفظ واژه ها و گاه حتى به تقليد صدا روى آوردند. اين موارد دامنه صوتى، سبكهى اجرايى و تنوع صدايى را با محدوده اى مواجه كرد تا آواز در انحصار بزرگ ترين خواننده موسيقى ايران بماند و سايرين مقلدانى بيش جلوه نكنند.
منبع : ايران
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 25 مهر1384ساعت 22:44 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||
|
|
|
|||
|
استاد مرتضی حنانه
|
||||
|
+
نوشته شده در شنبه 23 مهر1384ساعت 22:4 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||||
|
|
|
|
|
همایونمثنوی : منصور صارمی - محمدرضا شجریان شادروان منصور صارمی (۱۳۰۹- ۱۹۷۸)
منصور صارمي نوازندهي سنتورخود آموخته و تاثير پذيرفته از مرتضي محجوبي بهره برده از آموزشهاي نور علي برومند همكار برنامه هاي «گل» در راديو. كنسرتهاي راديو در كشور هاي آسيايي و ضبط هاي خصوصي متعدد از بداهه نوازي ها ( همراه با ساز و آواز) از آثار همايون مثنوي را مي توان نام برد. :: همایونمثنوی ::
آواز : استاد محمدرضا شجریان |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 22 مهر1384ساعت 15:51 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||
|
|
|
||
|
|||
|
+
نوشته شده در جمعه 22 مهر1384ساعت 15:17 توسط حجت ملائی چافی
|
|
|||
|
|
|
|||||||
|
||||||||
|
+
نوشته شده در جمعه 22 مهر1384ساعت 15:2 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||||||||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 22 مهر1384ساعت 14:57 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||
|
|
|
|||||||
|
||||||||
|
+
نوشته شده در جمعه 22 مهر1384ساعت 13:53 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||||||||
|
|
|
|
|
نگاهى به ويژگى هاى چهار صداى شاخص بعد از انقلاب
موسيقى اصيل ايرانى در سال هاى پس از انقلاب به لحاظ مرغوبيت جنس صدا و برقرارى ارتباط با توده مردم داراى چهار خواننده شاخص بوده است: محمدرضا شجريان، شهرام ناظرى، عليرضا افتخارى و ايرج بسطامى. ذكر اين نكته ضرورى است كه حذف صداى خوانندگان زن _ تا امروز _ و تقريباً تمامى خوانندگان مرد قبل از انقلاب _ تا اواخر دهه هفتاد _ ما را به اين نتيجه رسانده است. مى دانيم كه عده زيادى از خوانندگان نظير بنان، تاج اصفهانى و اديب خوانسارى در اين فاصله درگذشته و بقيه مانند ايرج، گلپايگانى و شهيدى زمانى مجال خواندن پيدا كردند كه كهولت سن و پيرى صدايشان را از آن كيفيت دوران جوانى دور كرده بود. از همه اينها گذشته شجريان، ناظرى، افتخارى و بسطامى هر كدام دست كم از نظر كيفيت صدايشان از آغاز تاريخ ضبط موسيقى در ايران در سده گذشته تا امروز داراى برجستگى هاى منحصر به فرد و يگانه اى بوده اند كه به هر يك جداگانه خواهيم پرداخت. در اين سال ها خوانندگان خوب ديگرى هم با برخى ويژگى ها ظهور كرده اند. اما به چند دليل نام آنها به اين فهرست راه نيافته است. يكى از نظر كم بودن تعداد آثار عرضه شده و ديگر از نظر اقبال عمومى و از همه مهمتر نبودن ويژگى هاى بارز در صداى بقيه خوانندگان. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 21 مهر1384ساعت 12:14 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||
|
|
|
|||||
|
به انگيزه تولد استاد محمد رضاشجريان در مهر ماه
آوازهاى ماندگار
مهرماه حال و هواى خاص خود را دارد. شروع پاييز، آغاز مدارس و دانشگاهها براى بسيارى معنى بهارهم مى دهد! براى علاقه مندان هنر آواز و موسيقى كلاسيك ايران نيز مهر مصادف با تولد مشهورترين خواننده معاصر ايران يعنى استاد محمدرضا شجريان است.
اول: شهرت و حضور اجتماعى يك شخص در جامعه مديون عوامل متعددى است. رسانه در اين ميان نقش مهمى بر عهده دارد. شهرت بازيگران سينما، فوتباليستها و بازيگران تلويزيون و خوانندگان موسيقى پاپ در بستر چنين رويكردى، بديهى و اجتناب ناپذير است، اما درصد فراوانى بالا در بستر جامعه براى يك خواننده آواز موسيقى كلاسيك جالب توجه است و نياز به تحليل و بررسى دارد. اما عوامل متعدد نظير شرايط موسيقى در دوران اوليه انقلاب و دهه شصت، حضور مستمر و چشمگير در بيش از سه دهه، همكارى و ارتباط مداوم با شاخص ترين اساتيد موسيقى، ويژگيها و خصوصيات فردى از جمله عواملى است كه شجريان را به يك چهره محبوب، مشهور و مردمى بدل كرده است. دوم: توان و تسلط شجريان بر رموز و دانش آوازى در موسيقى ايران بى نظير و مثال زدنى است. او با بهره گيرى از اساتيد بزرگى نظير عبدالله دوامى و نورعلى برومهر و با دقت و پشتكار در شناخت مكاتب آوازى مختلف، به توانايى قابل توجهى در آواز دست يافته است. شايد در روزگار ما كمتركسى چون او به دانش آواز، شناخت مكاتب مختلف و توانايى ارائه آواز در سبكها و حالات مختلف دست يافته باشد. او به خوبى امكانات و نحوه ارائه هر شيوه و سبكى را شناخته و در آواز خود از آنها بهره گرفته است. در مراحل آغازين هرچند آواز او متأثر از خوانندگان مشهور آن زمان راديو بوده است، اما به تدريج به سبكى منحصر به فرد كه به نوعى مجموع شيوه ها و سبكهاى گذشته است، دست يافته و استقلال خود را حفظ كرده است. نمونه آوازهاى ارائه شده اى نظير (نوا مركب خوانى)، آستان جانان، بيداد، نيستون آذرستون، راست پنجگاه و چشمه نوش، معماى هستى، بى تو به سر نمى شود، همايون مثنوى و دستان همه با آهنگسازى بزرگانى چون پرويزمشكاتيان و محمد رضالطفى و نوازندگى آنان و ديگرانى از نسل هاى قبل يك مرجع مهم آوازى در موسيقى ايرانى محسوب مى شوند. آوازهايى كه ويژگيها و خصوصيات جالب توجهى چه به لحاظ توان و تسلط فردى و چه به لحاظ گسترش رپرتوار آوازى موسيقى كلاسيك ايران ايفا مى كنند. خلاقيت و دانش آوازى، شناخت ادبيات و تلفيق شعر و موسيقى، ساير جنبه هاى اين استاد مسلم آواز است. سوم: چهره ماندگار و شاخص شدن فرد در هر پديده اى به خصوصيات اجتماعى، جامعه مورد نظر و شرايط درونى - بيرونى فرد مربوط است. اما آنجا كه اين چهره اسطوره اى سايه اش را بر وجوه مختلف يك پديده مى گستراند، مى تواند نكات مثبت و منفى فراوانى را يدك كشد تا موضوعاتى مهم و قابل بررسى را پديد آورد. شاخص شدن شجريان در آواز نيز با اين موارد روبروست. او هنر آوازخوانى را ارتقا بخشيده و ميزان علاقه مندى و توجه به اين شاخه مهم از موسيقى ايرانى را به شكلى دقيق تر و عميق تر تكامل بخشيد، با اين همه شهرت، اعتبار و ماندگارى او در آواز سبب ركود و يكسان انگارى در نسلهاى پيشين شد. تنها صداى شناخته شده، مرجع و قابل شنود در جامعه، صداى شجريان بود.
از اين رو، همگان سعى در كپى كارى نه تنها به لحاظ شيوه و سبك كه حتى در نحوه خروج صدا، تلفظ واژه ها و گاه حتى به تقليد صدا روى آوردند. اين موارد دامنه صوتى، سبكهى اجرايى و تنوع صدايى را با محدوده اى مواجه كرد تا آواز در انحصار بزرگ ترين خواننده موسيقى ايران بماند و سايرين مقلدانى بيش جلوه نكنند.
البته ديگرانى هم بوده يا هستند كه شيوه و گونه اى ديگر آواز بخوانند، اما دامنه اعتبار و اهميت شان چندان گسترش نيافت و در مورد برخى نيز شيوه آوازخوانى و توان و تسلط شان چندان چشمگير و قابل دفاع نبود كه جريانى ايجاد كند و تأثيرى در عرصه موسيقى برجاى گذارد. اشكال طرح شده از حيطه اختيار شجريان خارج است. چه حتى او ممكن است به رشد و اعتلاى آواز و ادامه تحرك و پويايى آواز در نسلهاى بعدى خود انديشيده باشد، اما به هر حال سايه او آنقدر سنگينى داشته تا همچنان به عنوان مرجع آوازى حتى به لحاظ زيباشناسى موسيقى، حضور خود را بگستراند. چهارم: پژوهش و نگارش در حوزه آواز بسيار كم مرجع و كم حجم بوده است. لزوم توجه افزونتر در اين شاخه از موسيقى، بخصوص به واسطه معضلات و مشكلاتى كه پاره اى از آنها طرح شد، غير قابل انكار است. شجريان به عنوان يك مطلع و آگاه بر دانش آوازى با توجه به شناخت و دانشى كه از مكاتب و شيوه هاى آوازى دارد، مى تواند نسبت به گسترش شناخت سبكها و شيوه هاى آوازى سهمى افزون داشته باشد. شهرت و اعتبار او نيز در اين زمينه بسيار راهگشا است. او مى تواند از اين جنبه خود بهره جويد تا شيوه بزرگانى چون اقبال آذر، ظلى، طاهرزاده، نكيسا و سليمان اميرقاسمى هيچگاه فراموش نشود. منبع روزنامه ايران محمد محجوب
|
||||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 21 مهر1384ساعت 9:22 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||||||
|
|
|
|||||||
|
||||||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 19 مهر1384ساعت 23:26 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||||||||
|
|
|
|
|
استاد زنده ياد ناصر فرهنگ فر در چهارم آبان ۱۳۲۶ در شهر ری به دنیا آمد . پدرش تار میزد . جد مادریش از نوادر خوشنویسی دوره قاجار بود . تنبک را زیر نظر محمد ترکان و بعد ها در محضر استاد حسین تهرانی فرا گرفت . به توصیه ی پدرش در سال ۱۳۴۲ به انجمن خوشنویسان رفت و از محضر استادانی چون سید حسین و سید حسن میرخانی و علی اکبر خان کاوه بهره جست . در سال ۴۹ به دانشکده هنرهای زیبا رفت و به عنوان مدرس مشغول کار شد . دراین دوره از محضر بزرگانی چون نور علی برومند و عبدالله خان دوامی بهره برد و شیوه تنبک نوازی را به اکمال رسانید . وی از حدود سالهای ۵۰ به همراهی استادان بزرگی چون محمد رضا شجریان ، محمد رضا لطفی پرویز مشکاتیان و ... پرداخت که آثار بسیار ماندگار و جاویدانی خلق شد . فرهنگ فر در سال ۱۳۵۴ به عضویت گروه شیدا در آمد و به همراهی خداوندگار موسیقی استاد لطفی برنامه های متعددی در داخل و خارج از کشور اجرا کردند . فرهنگ فر در اوج شکفتن از همه چیز برید . تاب خیلی چیزها را نداشت . کمتر کسانی چون او بودند . از حدود ۱۰ سال قبل از وفات از همگان برید و گوشه ی عزلت اختیار کرد . دیگر در هیچ چیز و هیچ جا نمی گنجید . خبر فوت او مثل عاشورایی در میان بزرگان اوفتاد و همه بی خود شدند . هیچ کس قدرت رویارویی با چنین خبری را نداشت . همه از همه چیز بریدند و واله و شیدای مرگش شدند . آری مرداد ۷۶ ماه و سال سکوت ناصر فرهنگ فر شد . سکوتی سنگین و جانفزا . تاریخ چونانش را ندیده است . يادش گرامي روحش شاد
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 19 مهر1384ساعت 16:52 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 18 مهر1384ساعت 11:10 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||
|
|
|
||
|
|||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 18 مهر1384ساعت 8:58 توسط حجت ملائی چافی
|
|
|||
|
|
|
|
|
منبع :پوتين نيوز |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 18 مهر1384ساعت 8:36 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در دوشنبه 18 مهر1384ساعت 7:52 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||
|
|
|
|||||||
|
||||||||
|
+
نوشته شده در شنبه 16 مهر1384ساعت 21:6 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||||||||
|
|
|
|
|
كنسرتهاي محمدرضا شجريان براي بازسازي شهر زلزلهزده بم، دو ميليارد ريال، عوايد به همراه داشته است. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 16 مهر1384ساعت 20:43 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||
|
|
|
||
|
|||
|
+
نوشته شده در شنبه 16 مهر1384ساعت 17:21 توسط حجت ملائی چافی
|
|
|||
|
|
|
||
|
|||
|
+
نوشته شده در شنبه 16 مهر1384ساعت 17:13 توسط حجت ملائی چافی
|
|
|||
|
|
|
|
|
همكاري "محمد رضا شجريان" و "فرهنگ شريف "
"استاد محمد رضا شجريان" و "استاد فرهنگ شريف" در قالب يك آلبوم با هم همكاري مي كنند. وي در ادامه از انتشار آلبوم عاشقانه ها خبر داد و گفت : اين آلبوم كه از طريق "آواي باربد" به بازار موسيقي عرضه شده، شامل 3 كاست و 2 CD است كه با تمام كارها متفاوت است. هم چنين روي هر نوار ، 2 دستگاه كار شده است. "شريف" تصريح كرد : اين سه كاست شامل 6 دستگاه شور، اصفهان ، چهارگاه ، ابوعطا ، دشتي و ... است كه چند روز گذشته در بازار موسيقي منتشر شده است. اين نوازنده تار در خاتمه خاطر نشان كرد:" آلبوم عاشقانه ها" از طريق" آواي باربد "منتشر شده است. منبع خبرگزاري کار |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 16 مهر1384ساعت 15:20 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||
|
|
|
||
![]()
|
|||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 14 مهر1384ساعت 22:33 توسط حجت ملائی چافی
|
|
|||
|
|
|
||||||
|
اشراف و احاطه فرهنگ فر بر چندين هنر موسيقي، شعرو طنز، خوشنويسي و ... از او موجوديتي ساخته بود در زمره نوابغ به زعم آشفته نموني و شوريده گوني هايش، به فرد در مصاحبت و مجالست مجال كسب جمعيت خاطر و اخذ توجه وافر مي داد
هفته گذشته سالگرد تولد هنرمند كم مانند سنت موسيقي ايراني، مرحوم استاد ناصر فرهنگ فر بود. مقاله عليرضا پوراميد كه در پيش رو داريد به وجوهي از اين چهره اخلاقي هنرمند و هنرشناس ايران پرداخته است كه هنوز ياد و خاطره او زنده است و يكي از معدود نوشته هاي محمدرضا شجريان درباره او پيشتر در روزنامه همشهري چاپ شده. ياد استاد فرهنگ فر را گرامي مي داريم.
او به روايتي ايراني ترين موسيقيدان معاصر و در بياني ديگر هنري ترين مرد موسيقي ايراني با توجه به ابعاد گسترده معرفتي - رفتاري هنر ايراني بود. اشراف و احاطه فرهنگ فر بر چندين هنر موسيقي، شعرو طنز، خوشنويسي و ... از او موجوديتي ساخته بود در زمره نوابغ به زعم آشفته نموني و شوريده گوني هايش، به فرد در مصاحبت و مجالست مجال كسب جمعيت خاطر و اخذ توجه وافر مي داد. مقوله آموزش هنر ايراني به ويژه موسيقي بحث گسترده و متنوعي است و حتي گاه محل نزاع و مكان مناقشه به نظر مي آيد ولي قطعا بدون طرح مقدمات و پيش زمينه هاي مفصل و آشنايي با پايه ها و عدم ارايه شواهد و بينات به هنگام بيان نتيجه و مقصود، گوينده را به مخالفت با اصول علمي و گزافه و ياوه و همچنين تعصب و شيفتگي نامعقول، متهم خواهد ساخت. فقط به اجمال مي توان گفت كه آموزش هنر ايراني، بيشتر مبتني بر اشراق و انگيزش قريحه و ذوق در بستر ذات است و كمتر بر روش ها و شيوه هاي مدرسي و آكادميك و مكتوب كلاسي يا تئوري پردازانه اتكا دارد. هنر ايراني در اوج خود شهودي است تا حصولي و به همين دليل است كه در آكادمي هاي هنري چه قديم و چه امروز كمتر شاهد بروز و ظهور شاعر و نقاش و آوازه خوان و خوشنويس و ... در اندازه آرماني و با متر و معيار كامل هنر ايراني بوده ايم كه صد البته اين موضوع نه انكار ضرورت و لزوم آموزش و علم است و نه تكذيب تاثير روش هاي امروزين در امر آموزش. ناصر فرهنگ فر از معدود هنرمنداني بود كه بايد به اصطلاح اهل دل با او مي نشستي و همدل و همدم دل مي دادي و نفس در نفسش، هنر را تنفس مي كردي و نوازندگي را زندگي، با او خط را به حظ مي نشستي و شعر را نوش مي كردي قلندرانه زيستن را و قندواره گفتن را. بي قيد غنودن و بي بند و كمند، دل ربودن، از جلوه ها و جذبه هاي همنشيني با او بود. نه شادخواري هايش كامجويي و نه اشتهارش نامجويي، او بي تقصير و ناخواسته هنري مردزاده شده بود و به راستي دست خود او نبود بدون اينكه بخواهم از تلاش ها و كوشش هايش از پوست بر گلدان كشيدن ها و در تنگناها فرصت ساختن ها و ... ساده بگذرم اما مي دانند آنان كه با او محشور و در حضور بودند كه آنچه از او سر مي زد تا چه ميزان دروني و خصوصي يا اختصاصي و تا چه حد برخلاف معمول ها و برخرق عادت ها بود و ... به هنر خوشنويسي او پرداخته ام و در پي مي آيد كه در مقابل وجه پررنگ تمبك نوازي او مغفول مانده. ![]() اشارت اشتياق بي قراري بر رخ دوست هجوم بوسه انگشت ناصر بر تن پوست خوشنويسان را سلوكي است خوش و خوشي نويسي را حال و هوايي كه يا بر خويش مي خواند در آوازي بلند، سوختگان را يا مي گدازد و مي سوزاند پختگان را. هر آن كو در اين وادي گام نهاد، بر خام انديشگي و كام پيشگي، دام نهاد. اهل نان و ناز و نام در اين ساحت سپيدجان سياه فام، يا رفتن را پاي نيست يا جز دل كندن و وارستن، رهنماي نيست و شگفتا ني و طرفه نايي كه ني بر لب نايي با سوراخ چشم هايش بر تو سخن مي گويد و در دست خوشنويس سفره باز مي كند و چه زيباست نغمه دلنواز دويدن قلم بر كاغذ كه قدما صريرش نام نهادند. نامه اي دارم بهار انشا كه طبع بلبلش/ چون صريرخامه پيش از خط غزلخواني كند بيدل و ني در نوشتن و نواختن هر دو، از سازهاي كششي است و از رازهاي آتشي و ناصر فرهنگ فر از سلاله هنرمندان چند عطره اي به شمار مي آيد كه نواختن و نوشتن در مجموعه هنرها و محاسن چندگونه آنان، برجستگي و خجستگي ديگري دارد و ادامه و استمرار نسل لاينقطع درويش عبدالمجيد طالقاني شكسته، ميرزا غلامرضا اصفهاني، برادران ميرخاني، ابراهيم بوذري طالقاني كرودي، محمدرضا شجريان و ... سياوشاني كه بارها و بسيارها تازيانه هاي تكفير و تفسيق و تحقير را بر تن تبدار خويش با ترفند ترانه و تبسم، تحمل پذير ساختند و از آتش تهمت و تهديد با سمند توكل و تسليم برون جستند. دوستان و نزديكان بارها از او شنيدند اين بيت را كه: هنرمند، شمعي است افروخته/ كه تا چشم برهم زني، سوخته او سوخته جاني كه روح در جپسم اش بي قراري مي كرد و تنگي دنيا و تنگدلي ها را با ذوق و طنز، گاه به سخره مي گرفت وگاه به سكون مي گذشت وقتي درياي درون او فراتر از سبوي جسم به تلاطم مي آمد شور و نشوري بر مي انگيخت كه در سرايش شعر، نگارش خط يا نوازش تمبك جلوه گري مي كرد. او به راستي هنري ترين و دروني ترين مرد هنر هم روزگار ما بود. ![]() ![]() روحش شاد و خدايش بيامرزاد ![]() ![]() ![]() |
|||||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 14 مهر1384ساعت 22:9 توسط حجت ملائی چافی
|
|
|||||||
|
|
|
||
|
|||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 13 مهر1384ساعت 20:18 توسط حجت ملائی چافی
|
|
|||
|
|
|
|||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 13 مهر1384ساعت 17:9 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||||||||||||||||||||||
|
|
|
||
|
|||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 12 مهر1384ساعت 17:47 توسط حجت ملائی چافی
|
|
|||
|
|
|
||
|
حسین عمومی، معلم علم و ادب
|
|||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 10 مهر1384ساعت 8:16 توسط حجت ملائی چافی
|
|
|||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 22:29 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||
|
|
|
||||||
|
|||||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 22:23 توسط حجت ملائی چافی
|
|
|||||||
|
|
|
||
|
|||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 22:20 توسط حجت ملائی چافی
|
|
|||
|
|
|
||
|
|||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 22:13 توسط حجت ملائی چافی
|
|
|||
|
|
|
|
نی و حسن ناهید از زبان ناصح پوردر تاریخ ۳۰/۰۴/۱۳۸۴ پنجشنبه ساعت شش بعدازظهر، به همت وزارت ارشاد استان مازندران و خانه موسیقی نکوداشتی برای استاد حسن ناهید نوازنده چیره دست نی در دانشگاه مازندران واقع در بابلسر برگزار شد.در این جلسه صمیمی نصرالله ناصح پور رئیس هیات مدیره خانه موسیقی و هادی منتظری نوازنده کمانچه و عضو هیات مدیره کانون مدرسان خانه موسیقی، فاضل جمشیدی معاون اجرایی مدیر عامل خانه موسیقی، جمشید قلی نژاد پژوهشگر موسیقی بومی مازندران، گروه نوا به سرپرستی مجید آقاجانی و علاقمندان موسیقی ایرانی حضور داشتند. در این جلسه از خدمات استاد حسن ناهید قدردانی شد و تندیس حسن ناهید که توسط یکی از هنرمندان استان مازندران ساخته شده بود به استاد ناهید تقدیم گردید. متن کامل سخنرانی استاد نصرالله ناصح پور که در این مراسم قرائت شده توسط ایشان در اختیار گفتگوی هارمونیک قرار گرفته که در پی آیند این گزارش می خوانید: موسیقی ایران زمین با توجه به اصالت و قدمت تاریخی خوشبختانه با وجود فراز و نشیبها و کشتارهای جمعی در جنگها و خونریزیهای خانه به خانه در طول تاریخ، هنوز منحصر به فرد است و مختصات و مشخصات آن هنوز در رگ موسیقایی اکثر همسایگان جغرافیایی امروز این کشور ساری و جاریست و پرواضح است که هر تاثیر گذاری ای را تاثیر پذیری ای در کار است و اسناد و مدارک مستند به وضوح اثبات کننده و گویای آن است، از طرفی حلقه های گمشده و پراکنده نیز کم نیستند که با استنتاج تاریخی آن نتیجه بدست امده را به وضوح به رشته تحریر در آوریم و این رشته سر دراز دارد. هرجا سخن از موسیقیست، بلافاصله ساز مربوط به آن متصور ذهن میشود و برای پی بردن به قدمت آلات موسیقی و اثبات زمان و مکان موجودیت آن احتیاج به سند کتبی و کتیبه های سنگی و بازیافته های زیر زمینی موجود در موزه های دنیا الزامی است و با مطالعه و پژوهش هویت هرکدام آنها به این نتیجه می رسیم که هیئت و شکل تکمیل شده آنهاست که در اقصی نقاط کشورهای مختلف امروزه در خدمت موسیقی است، از جمله اگر این ویژگی سازهای امروزه موسیقی ایرانی را پی بگیریم، بعضی از آنها به عقیده باستان شناسان عمر چندین هزار ساله دارد و سند معتبری برای دیرینگی و اصالت موسیقی ایرانی بشمار می رود. آلات خیلی کهن ایرانی که به دوره قبل از ساسانی مرتبط می شود قره نی و نوعی چنگ و سازی با چهارتار (شاید شیشک یا رباب باشد) اسم برده شده است. بحث باز شده را اگر به دو دوره قبل و بعد از اسلام، منقسم کنیم به جرات می شود گفت که "نی" از قدیمی ترین آلات موسیقی است که اختراعش ملهم از نای و حنجره انسانیست و بدین جهت است که نزدیکترین صوت را به صدای آدمی که بنظر قدما اشرف آلات است، دارد. نای در زبان پهلوی بصورت "ناز" (naz) و در زبان عربی به صورت "النای" آمده و در اشعار شعرای بسیاری به آن اشاره شده است. حسن ناهید نی از ساده ترین و طبیعی ترین سازهای موسیقی بادی است که با روییدن در نیستان از زمین همواره به آسانی در دسترس انسان بوده و با مختصر تصرفی و ایجاد سوراخ در آن قابل استفاده است. در دوره های مختلف نی را سرمشق قرار داده و از روی آن سازهای بادی مختلف بوجود آورده اند. در ایران مشهورترین نای، "نی هفت بند" است که بصورت عمودی نواخته میشود و تا آنجایی که میدانیم نواختن نی به این صورت، که بی زبانه است و بصورت عمودی لای دو دندان قرار میگیرد و صداهای رنگارنگ از آن استخراج میشود مختص ایرانیان است. نای بخاطر صدای مخصوص و بسیار متنفذش در مجامع متصوفه و عرفا دارای ارج و قرب خاصی است و مولانا جلال الدین رومی به آن اشارتهای فراوانی دارد. در موسیقی نواحی ایران انواع نای استفاده می شود و به باور خیلی نی هفت بند کامل ترین نای هاست. نی هفت بند مناسبترین نای برای نواختن موسیقی ردیفی است که از بوته نی ساخته میشود، هفت بند آن شش سوراخ دارد که پنج تای آن در روی سطح استوانه و دیگری در پشت تعبیه شده است. ساز نی مصداق کامل "سهل ممتنع" که در عین سادگی از دشوارترین سازهاست. این ساز پر رمزو راز به وسیله سلاله ای معتبر از استاد به شاگرد تحویل و تا به امروز حفظ و حراست گردیده و نوازندگان قابل ملاحظه ای در نسل امروز فعالند که در دانشگاه ها و هنرستان ها و آموزشگاه ها مشغول تربیت استادان آینده این ساز میباشند. استاد و صاحب سبک معتبر و نامداری که زمان قاجار سر سلسله و "مکتب دار" نی بوده و و اصول بی بدیلی را بنا نهاد نایب اسدالله اصفهانی استاد مسلم نی است که در اواخر عصر قاجار میزیسته و حتی نوازندگان کنونی نی از دست پروردگان و تربیت شدگان آن مکتبند. از سخنان قصار او چنین روایت است که گفته: " من نی را از اغل گوسفندان به دربار پادشاه برده ام" یکی از شاگردان معتبر ایشان استاد مهدی نوایی که به استادی در نوازندگی نی شهرت بسزائی دارد. از شاگردان مهم و صاحب نام ایشام استاد حسن کسائی است که نی را بامهارت و قدرت و سلیقه مخصوص به خود مینوازد. و بالاخره از شاگردان معتبر استاد کسایی که گرد همایی و نکوداشت امروز به مناسبت تجلیل از ایشان ترتیب داده شده است، استاد حسن ناهید است. حسن ناهید از فعال ترین و چیره دست ترین نوازندگان نی در ایران است. او نه تنها در ایران بلکه در خارج از کشور نیز از محبوبیت خاصی برخوردار است. حسن ناهید با ایجاد هرگونه تحول در ساختار کنونی نی مخالف بوده و می گوید در کنسرتهایی که در سایر کشورها به اجرا پرداخته ام نوازندگانی که با ساز بادی آشنا هستند از سادگی نی حیرت کرده و از صدای ان همراه با لذت در تعجب بوده اند. اگر ما در ساز نی دگرگونی ایجاد کنیم سازی شبیه به فلوت ناقص ایجاد کرده ایم. حسن ناهید شصت و دومین بهار زندگی را تجربه کرده و همکار صمیمی و مهربان دانشگاهی ماست. انسانی با اخلاق و فداکار در امر تدریس بوده و هنرمندی متواضع و فروتن در گروهنوازیست. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 22:6 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||
|
|
|
|
|
یگانه آوازوچهره جهانی موسیقی ایران
اول مهر مهرماه ۱۳۸۴، استاد عالیقدر آواز ایران ، محمدرضا شجریان ۶۵ ساله می شود . استاد محمد رضاشجریان هنرمندی با هوش و ذکاوتی سرشار ، که حقیقتا" حق مطلب را درست ادا کرده از دیار قدسیان، یگانه مشهد ایران رهسپار سفری دور و دراز شد و امروز با خود کوله باری لبریز از پاکترین و معصومترین آیه های آریایی بودنمان را بدوش می کشد. استاد شجریان که از بدو ورود به تهران و حضور در رادیو با بزرگان عرصه فرهنگ و هنر ایران حشرو نشر داشته تا انس و الفت بسیار با یادگار و فرزند میرزاعبدا...، استاد احمد عبادی و دیگر اهل قلم، امروز نیز همچنان در جامعه موسیقی کشور چون خورشید نورافشانی می کند و قامتش بر پهنه موسیقی ایران سایه گسترده است. استاد شجریان با برخورداری از تکنیک شگرف در بکارگیری صدا برای اجرای نغمات موسیقی آوازی ایران، در وادی الحان مختلف آواز ما خوش درخشیده اند و جامعیت آوازشان را در هنرشان نشان داده اند. این روز خجسته را به او، خانواده اش و همه دوستدارانش تبریک می گوییم. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 21:48 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||
|
|
|
||
|
استاد محمدرضا شجریان و سه گانه ۶۹ - قسمت دوم
|
|||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 21:42 توسط حجت ملائی چافی
|
|
|||
|
|
|
||
|
|||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 21:34 توسط حجت ملائی چافی
|
|
|||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 21:13 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||
|
|
|
|
|
بزرگداشت " شيون فومني " در رشت برگزار مي شود بزرگداشت زنده ياد "شيون فومني" پنجشنبه 31 شهريور ماه در مجتمع خاتمالانبياء رشت برگزار ميشود. "اصغر نژاد بخش"، دبير شوراي پژوهشي انجمن آثار و مفاخر وزارت فرهنگ و ارشاد گيلان گفت: "شيون فومني"، يكي از شاعران برجسته و بنام استان گيلان به شمار ميرود كه حق بزرگي بر فرهنگ اين استان و ادبيات فارسي و شعر گيلكي دارد و ما هرساله به مناسبت سالگرد درگذشت وي در رشت مراسمي برگزار ميكنيم كه هر سال با توجه به برگزاري نمايشگاه كتاب در گيلان، اين مراسم با يك هفته تاخير برگزار خواهد شد. وي در ادامه تصريح كرد: در اين مراسم ،تعدادي از شاعران پيرامون ويژگي اشعار "فومني" سخنراني خواهند كرد كه از اين ميان ميتوان به "دكتر دلداده" و "هوشنگ عباسي" اشاره كرد.همچنين "جمشيد مشايخي" و "ناصر مسعودي" از ميهمانان افتخاري اين مراسم هستند. دبير شوراي پژوهشي انجمن آثار و مفاخر در ادامه گفت: هر ساله تعداد زيادي از شاعران نامي در اين مراسم سخنراني ميكردند كه امسال بر آن شديم كه از اين ميان، از شاعران و نويسندگاني كه نامشان كمتر به ميان ميآيد، دعوت كنيم. همچنين در اين مراسم، ويژهنامه "شيون فومني" كه در برگيرنده 20 مقاله است، منتشر خواهد شد. نژاد بخش در پايان اظهارداشت: در پايان اين مراسم، شاعران و سخنرانان ،مزار "شيون فومني" را در سليمان داراب، گلباران خواهند كرد. گفتني است، اين مراسم، ساعت 30/15 پنجشنبه 31 شهريور در مجتمع خاتمالانبياء واقع در ميدان شهرداري رشت، ابتداي خيابان سعدي برگزار ميشود. منبع : خبرگزاري كار ايران (ايلنا) |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 17:56 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 15:29 توسط حجت ملائی چافی
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||