تبليغاتX
به گیله لو خوش آمدید هر چقدر زمان پیش می رود و ایران عزیزمان از تموجات گونه گون به گونه ای اندک به آرامی می گراید، ارج و منزلت اعزه ای که نگهدار موسیقی چند صد ساله ما بوده اند و نیز باعث آرایش و پیرایش آن تاکنون، برایمان بیشتر و بیشتر به روشنائی می گراید. گیله لو را به تمامی دوستداران موسیقی تقدیم می کنم گیـله لـو

 

 

 

 

انجمن ایرانیان مقیم مجارستان , آبان ماه آینده جایزه ویژه خود را به پاس نیم قرن فعالیت هنری پربار به استاد برزگ آواز ایران ,اکبر گلپایگانی اهدا خواهد کرد.به همین مناسبت اکبر گلپایگانی آبان ماه به مجارستان سفر خواهد کرد تاضمن آشنایی با هموطنان مقیم درمراسم اهدا جایزه شرکت نمایند گویا قرار است در این سفر پرویز یاحقی هنرمند بزرگ ویلن در این سفر همراه گلپا باشد. خوب است این گونه مراسم ها و یادبودهادر تمامی کشورها و به خصوص کشور ایران به کرات انجام گیرد و در زمان زندگانی و حیات این اساتید بزرگ از آنها تقدیر و قدردانی صورت گیرد نه اینکه بعد از مرگ آنها تازه شیفته خصایص و رفتار آنها شویم .  

+ نوشته شده در  جمعه 29 مهر1384ساعت 9:17  توسط حجت ملائی چافی   | 

 
محمود کریمی(1306- 1363) در موسیقی ایران شخصیت بی نظیر و استثنایی است؛ او سالها به تدریس ردیف آوازی موسیقی ایران پرداخت و هنوز هم ردیف آوازیش، بهترین ردیف برای آموزش آواز و مرجع خوانندگان است. جایگاه محمود کریمی از این نظریگانه است که شاید در موسیقی ایرانی برای اولین بار بوده، کسی که خواننده حرفه ای نیست (محمود کریمی کنسرت رسمی نداشته) اینگونه مورد تایید و حتی مرجع موسیقیدانان قرار گیرد (البته حسن کسائی، اسماعیل مهرتاش و نورعلی برومند که تدریس ردیف آوازی می کردند هم خواننده حرفه ای نبودند ولی نوازنده حرفه ای و شناخته شده بودند)
آواز کریمی حجم وسعت آنچنانی نداشت (بر خلاف قمر، تاج یا شجریان و ...) ولی بقدری آواز را روشن و قابل فهم تدریس می کرد که بجز خوانندگان، نوازندگان بی شماری هم زیر نظر او تعلیم می دیدند.
ردیف آوازی کریمی نه ردیفیست کشدار و بی دلیل طولانی (مثل ردیفهای 1000 گوشه ایی که چندیست می شنویم، توسط عده ای تدریس می شود! البته به هیچ وجه حالت آموزشی هم ندارد و بقدری شلوغ است که- تماما"- خوب و بدش فراموش می شود!)، نه بقدری مختصر که قسمتهای مهمی از قلم افتاده باشد.

گوش کنید به
audio file" قسمتی از ردیف شور با اجرای محمود کریمی "
به مناسبت بیستمیم سالگرد درگذشت این معلم بزرگ آواز ایرانی، چهارشنبه نهم دی ماه ساعت 17:30، به همت مرکز موسیقی و بنیاد رودکی بزرگداشتی در تالار وحدت برگزار می شود. در این برنامه نصرا... ناصح پور، همایون خرم به سخنرانی خواهند پرداخت و گروههای "نیریز" به سرپرستی ملیحه سعیدی و "خجسته" به سرپرستی سوسن اصلانی به اجرای برنامه خواهند پرداخت.
(با تشکر از آقای پیمان ناصح پور برای ارسال این خبر به " گفتگوی هارمونی")
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مهر1384ساعت 12:38  توسط حجت ملائی چافی   | 

گوشه ها و مقام هاي موسيقي ايراني(به نقل از صبا)
 

در موسيقي ايران،رديف رکن اســاسي را تشکيل مي دهد و هر دستگاه مجموعه اي از قطعات و گوشه هــاست که به آن رديف گويند. شاد روان استاد روح اله خــــــــالقي در بارهء رديف هـاي موسيقي ايران مي گويد:در کتاب هاي قديم راجع به موسيقي ايراني،دوازده مقام را موضوع بحث قرار مي دادند:عشاق ، نوا ، بوسليک ،راست، عراق ، اصفهان ،زير افکند،بزرگ ، زنگوله ، راهوي ،حسيني،حجازي. برخي چند دايره را هم ملايم طبع دانسته و آنها را چنين نوشتـــه اند: زنـــگبار ، گلستان ،بهار ، بوستان ، عذري ، وامق ، زير کش ، حسيني ، نهفت ، حجاز .

علاوه بر دواير فوق،شش آواز نيز ذکر کرده اند:گوشت (گواشت ) ، گردانيا ، سلمک ، نوروز ، مايه ، شهناز.اضافه بر آن24 شعبه هم تشخيص داده اند : دو گاه ، سه گاه ، چهار گاه ، پنج گاه ، عشيران ، نوروز خارا ، نوروز بياني ، نوروز عرب ،نوروز صبا ، حصار ، نهفت ، عزال ، اوج ، نيريز ، مبرقع ، ماهور ، همايون ، زابلي ، اصفهانک ، نهاوند ، محير ،خوزي ، رکب ، روي عراق ؛که چند نام ديگر هم در کتب پيشينيان آمده است.مثل مغلوب ، بسته نگار ، نيشابور (نيشابوري ) و کوچک .

اما در ديوان شاعران پارسي گوي نيز نام بسياري نغمه هاي موسيقي به ميان آمده است که بيشتر آنها در کتب علمي موسيقي يافت نمي شوند و چون اغلب آنها فارسي خالص هستند يادگاري از موسيقي ايران در زمان دورهء قبل از اسلام مي باشد .هر چند معلوم نيست اين نغمه ها چه بوده
ولي چون خاطرات تاريخي موسيقي کهن ما را به ياد مي آورد ، نگاشته مي شود :خسرواني ، آئين جمشيد ، نوروز بزرگ ، سروستان ، جامه دران ، بلغ سياوشان ،پالز بان ، گل نوش ، مشکدانه ،نخجير کان ، نوش لبنيان ، نهاوندي ، نا قوسي ، حقهء کاووس ، سيوار تير ، تخت اردشير ، کين ايرج ،
نوروز کوچک ،روشن چراغ ، گنج باد آورد،شاد باد ، دل انگيزان ، آزاد وار ، مهر گاني ، کبک دري ،سبزه در سبزه ،راح روح ، شيشم ، تخت طاقديس ، مرواي نيک ، باغ شهريار ، کين سياوش ، شب فرخ ،نيمروز ، گنج کاوه ، سبز بهار ، چکاوک ، سرو سهي ، اورنگي ، اورامن ، نوشين باده ، هفت گنج ، قالوسي ،قفل روي ، شبديز ، کيخسرو ، بلغ سيرين ، فرخ روز ، گلزار ، گنج سوخته ، راه گل ، در غم ،سروستا ،آرايش خورشيد ، شادروان مرواريد ، دلنواز ، رامش جان ، ماه بر کوهان ، زير قيصران ريا،ساز نوروز .

حـــال اگر بعضي از نام هاي مکرر را حذف کنيم باز هم نوا هاي قديم مو سيقي،که لااقل نامش باقي ماندهاز صد متجاوز است .البته علل بسياري موجب از بين رفتن يا تغيير شکل دادن اين نغمه ها هست که مي توان مهمترين آنها را دو چيز دانست:حملهء بيگانگان و نداشتن خط مو سيقي .

دستگاه هاي امروزهء موسيقي ايران :

در حال حاضر موسيقي شامل هفت دستگاه است :

شور ، سه گاه ، چهار گاه ، هما يون ، ماهور ، نوا ، راست پنجگاه .

1-دستگاه شور:در آمد ها ، رهاب ،نغمه ،زير کش سلمک، گلريز ، صفا ، بزرگ ، دو بيتي ، خارا ، قجر ،ملا نازي ،حزين ، عزال ، مجلس افروز ، شهناز ، قرچه ، رضوي ، عاشق کش ، حاجي حسيني ،بسته نگار ، قطار ، قرائي ، بيات ترک ، دو گاه ، فيلي ، شکسته ، جامه داران ، مهدي ضرابي،روح الارواح ، ابوعطا (سارنگ ) و سيخي ، حجاز ، چهار پاره(چهار باغ ) ، گبري ، دشتي ، بيدگاني ، گريلي ، افشاري ، گوشهء عراق ، مثنوي .

2-دستگاه ماهور:در آمد ها،داد ، مجلس افروز ، خسرواني ، دلکش ، خاوران ، طرب انگيز ، نيشابوري ،نصير خاني (طوسي )، آذر بايجاني ، فيلي ، زير افکند ، ابول ، حصار ماهور ، نيريز ، نهيب ، عراق ، محير ،آشورا وند ، اصفهانک ، حزين ، نغمه ، زنگوله ، راک کشمير ، راک عبداله ، ساقي نامه، صوفي نامه ،کشته مرده .

3-دستگاه چهار گاه : در آمد ها ، پيش زنگوله ، زنگوله ، نغمه ، زابل ،بسته نگار ، مويه ، حصار ، مخالف ، مغلوب ، حدي ، پهلوي ، رجز ، منصوري .

4-دستگاه سه گاه :در آمد ها ، زابل ، زنگ شتر ، رهاب ، مسيحي ، شاه ختائي ،تخت طاقديس.

5- دستگاه همايون :در آمد ها ، مواليان ، چکاوک ، طرز ، بيداد ، ني داوود ، باوي ، ابو الچپ ، ليلي و مجنون ،راوندي ، نوروز عرب ، نوروز صبا ، نوروز خارا ، نفير ، فرنگ ، شوشتري ، جامه دران، بختياري ، موالف ، عزال ، دناصري ، بيات اصفهان ، بيات راجع ، سوز و گداز ، راز و نياز ، مثنوي .

6-دستگاه نوا :در آمد ها ، گردانيه ، نغمه ، بيات راجع ، عشاق ، حزين ، نهفت ، گوشت ، عشيران ، نيشابورک ، مجلسي ، خجسته ، حسين ، ملک حسيني ، بوسليک ، نيريز .

7-دستگاه راست پنجگاه :در آمد ها ، زنگوله ، پروانه ، نغمه ، روح افزا ، خسرواني ، پنجگاه ، سپهر ،عشاق ، نيريز ، بيات عجم ، مبرقع ، قرچه ، بحر نور ، ابولچپ ، ليلي و مجنون ، راوندي ، نوروز ها نفير ،فرنگ و عراق با تمام ملحقاتشان نيز در دستگاه راست پنجگاه نواخته مي شوند .

 
 

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 مهر1384ساعت 23:3  توسط حجت ملائی چافی   | 

به انگيزه تولد استاد محمد رضاشجريان در مهر ماه :آوازهاى ماندگار

مهرماه حال و هواى خاص خود را دارد. شروع پاييز، آغاز مدارس و دانشگاهها براى بسيارى معنى بهارهم مى دهد! براى علاقه مندان هنر آواز و موسيقى كلاسيك ايران نيز مهر مصادف با تولد مشهورترين خواننده معاصر ايران يعنى محمدرضا شجريان است.

اول: شهرت و حضور اجتماعى يك شخص در جامعه مديون عوامل متعددى است. رسانه در اين ميان نقش مهمى بر عهده دارد. شهرت بازيگران سينما، فوتباليستها و بازيگران تلويزيون و خوانندگان موسيقى پاپ در بستر چنين رويكردى، بديهى و اجتناب ناپذير است، اما درصد فراوانى بالا در بستر جامعه براى يك خواننده آواز موسيقى كلاسيك جالب توجه است و نياز به تحليل و بررسى دارد. اما عوامل متعدد نظير شرايط موسيقى در دوران اوليه انقلاب و دهه شصت، حضور مستمر و چشمگير در بيش از سه دهه، همكارى و ارتباط مداوم با شاخص ترين اساتيد موسيقى، ويژگيها و خصوصيات فردى از جمله عواملى است كه شجريان را به يك چهره محبوب، مشهور و مردمى بدل كرده است.


شجريان بزرگ ۳۰۰دوم: توان و تسلط شجريان بر رموز و دانش آوازى در موسيقى ايران بى نظير و مثال زدنى است. او با بهره گيرى از اساتيد بزرگى نظير عبدالله دوامى و نورعلى برومند و با دقت و پشتكار در شناخت مكاتب آوازى مختلف، به توانايى قابل توجهى در آواز دست يافته است. شايد در روزگار ما كمتركسى چون او به دانش آواز، شناخت مكاتب مختلف و توانايى ارائه آواز در سبكها و حالات مختلف دست يافته باشد. او به خوبى امكانات و نحوه ارائه هر شيوه و سبكى را شناخته و در آواز خود از آنها بهره گرفته است.
در مراحل آغازين هرچند آواز او متأثر از خوانندگان مشهور آن زمان راديو بوده است، اما به تدريج به سبكى منحصر به فرد كه به نوعى مجموع شيوه ها و سبكهاى گذشته است، دست يافته و استقلال خود را حفظ كرده است. نمونه آوازهاى ارائه شده اى نظير (نوا مركب خوانى)، آستان جانان، بيداد، نيستون آذرستون، راست پنجگاه و چشمه نوش، معماى هستى، بى تو به سر نمى شود، همايون مثنوى و دستان همه با آهنگسازى بزرگانى چون مشكاتيان و لطفى و نوازندگى آنان و ديگرانى از نسل هاى قبل يك مرجع مهم آوازى در موسيقى ايرانى محسوب مى شوند.
آوازهايى كه ويژگيها و خصوصيات جالب توجهى چه به لحاظ توان و تسلط فردى و چه به لحاظ گسترش رپرتوار آوازى موسيقى كلاسيك ايران ايفا مى كنند. خلاقيت و دانش آوازى، شناخت ادبيات و تلفيق شعر و موسيقى، ساير جنبه هاى اين استاد مسلم آواز است.
سوم: چهره ماندگار و شاخص شدن فرد در هر پديده اى به خصوصيات اجتماعى، جامعه مورد نظر و شرايط درونى - بيرونى فرد مربوط است. اما آنجا كه اين چهره اسطوره اى سايه اش را بر وجوه مختلف يك پديده مى گستراند، مى تواند نكات مثبت و منفى فراوانى را يدك كشد تا موضوعاتى مهم و قابل بررسى را پديد آورد.
شاخص شدن شجريان در آواز نيز با اين موارد روبروست. او هنر آوازخوانى را ارتقا بخشيده و ميزان علاقه مندى و توجه به اين شاخه مهم از موسيقى ايرانى را به شكلى دقيق تر و عميق تر تكامل بخشيد، با اين همه شهرت، اعتبار و ماندگارى او در آواز سبب ركود و يكسان انگارى در نسلهاى پيشين شد. تنها صداى شناخته شده، مرجع و قابل شنود در جامعه، صداى شجريان بود.


از اين رو، همگان سعى در كپى كارى نه تنها به لحاظ شيوه و سبك كه حتى در نحوه خروج صدا، تلفظ واژه ها و گاه حتى به تقليد صدا روى آوردند. اين موارد دامنه صوتى، سبكهى اجرايى و تنوع صدايى را با محدوده اى مواجه كرد تا آواز در انحصار بزرگ ترين خواننده موسيقى ايران بماند و سايرين مقلدانى بيش جلوه نكنند.
البته ديگرانى هم بوده يا هستند كه شيوه و گونه اى ديگر آواز بخوانند، اما دامنه اعتبار و اهميت شان چندان گسترش نيافت و در مورد برخى نيز شيوه آوازخوانى و توان و تسلط شان چندان چشمگير و قابل دفاع نبود كه جريانى ايجاد كند و تأثيرى در عرصه موسيقى برجاى گذارد. اشكال طرح شده از حيطه اختيار شجريان خارج است. چه حتى او ممكن است به رشد و اعتلاى آواز و ادامه تحرك و پويايى آواز در نسلهاى بعدى خود انديشيده باشد، اما به هر حال سايه او آنقدر سنگينى داشته تا همچنان به عنوان مرجع آوازى حتى به لحاظ زيباشناسى موسيقى، حضور خود را بگستراند.


شجريان گروهچهارم: پژوهش و نگارش در حوزه آواز بسيار كم مرجع و كم حجم بوده است. لزوم توجه افزونتر در اين شاخه از موسيقى، بخصوص به واسطه معضلات و مشكلاتى كه پاره اى از آنها طرح شد، غير قابل انكار است. شجريان به عنوان يك مطلع و آگاه بر دانش آوازى با توجه به شناخت و دانشى كه از مكاتب و شيوه هاى آوازى دارد، مى تواند نسبت به گسترش شناخت سبكها و شيوه هاى آوازى سهمى افزون داشته باشد. شهرت و اعتبار او نيز در اين زمينه بسيار راهگشا است. او مى تواند از اين جنبه خود بهره جويد تا شيوه بزرگانى چون اقبال آذر، ظلى، طاهرزاده، نكيسا و سليمان اميرقاسمى هيچگاه فراموش نشود

منبع : ايران

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 مهر1384ساعت 22:44  توسط حجت ملائی چافی   | 

استاد مرتضی حنانه
 

مرتضي حنانه در يازدهم اسفند 1301 شمسي در تهران چشم به جهان گشود. او که در خانواده اي اهل دانش و فرهنگ پروش يافت، از دوران کودکي علاقه شديدي به موسيقي داشت. در سال 1313 به درخواست پدرش وارد هنرستان عالي موسيقي مي شود و زير نظر سرگرد غلام حسين مين باشيان به فراگيري اصول تئوري و عملي موسيقي مي پردازد. در سال 1317 با استخدام استادان خارجي (چک)، فراگيري ساز هورن را نزد رودلف اوربانتس آغاز مي کند. در همين سالها به تحصيل کمپزسيون و تکميل نوازندگي هورن-پيانو مي پردازد و قطعات کوچکي را براي دو و چار هورن مي نويسد. در سال 1321 با گرفتن ديپلم هنرستان عالي، آمادگي آن را مي يابد تا با راهنمايي پرويز محمود رهبري ارکستر را به طور تجربي بياموزد. به همين دليل ، تحصيل موسيقي (کمپزسيون) را نزد محمود ادامه مي دهد و پس از تشکيل ارکستر سمفونيک تهران به رهبري پرويز محمود در سال 1321، حنانه در سِمَت هورن نواز اول اين ارکستر مشغول به کار مي شود و همزمان در هنرستان موسيقي نيز به تدريس ادامه مي دهد. در سال 1331 با مهاجرت پرويز محمود و روبيک گريگوريان به خارج کشور، حنانه رهبري ارکستر سمفونيک تهران را بر عهده مي گيرد. در اين سال ها آثار مختلفي را با ارکستر اجرا مي کند و موسيقي فيلم مستند ايران طلاي سياه را مي نويسد. در سال 1333 اثر معروف خود سوئيت شهر مرجان را مي سازد و آن را در کنسرتي با مناسبت هزاره ي ابن سينا با ارکستر سمفونيک اجرا مي کند. بعد از اجراي اين کنسرت موفق به اخذ بورس تحصيلي در ايتاليا از آقاي چرولي، سفير وقت اين کشور مي شود و براي تحصيل به ايتاليا مي رود.

از سال 1333 تا 1335 در مدرسه ي عالي موسيقي واتيکان به تحقيق در مورد موسيقي مذهبي اروپا مي پردازد و موسيقي عروس دجله را هم در اين ايام مي نويسد. از سال 1336 تا 1339 نزد مانسترو کاردوچي در رُم به تحصيل در رشته ي کمپزیسيون مشغول مي شود و براي تامين کمک هزينه تحصيلي خود همراه با حسين سرشار و پروين زرين پور به کار دوبلاژ فيلم هاي ايتاليايي به فارسي مي پردازد. تحصيل در رشته ي موسيقي فيلم در چينه چيتا زير نظر کاندِلّي و فرارا، رهبران ارکستر، از فعاليت هاي ديگر او در اين سالهاست. حنانه در سال 1340 با کوله باري پر از دانسته ها و تجربه ها به ايران باز مي گردد و دوره تازه اي از فعاليت هنري را آغاز مي کند. در همين سال اثر دوئه پتسي پر ارکسترا (دو قطعه براي ارکستر) را به شيوه دودکافونيک خلق مي کند، امّا تصميم مي گيرد که براي ارتقا و جهاني کردن موسيقي ايراني، شيوه اي خاص را برگزيند، نه اين که به شيوه غربي بنويسد. او با پيروي از اين ايده به نوشتن آثاري ارکسترال، پلي فونيک و هارمونيک روي تم هاي موسيقايي گوشه و کنار سرزمين خويش مي پردازد و مي کوشد تا به سبک شخصي يا بيان ويژه ي خود دست يابد. به تعبير حنانه، نوشتن موسيقي به شيوه مدرن يا دودکافونيک، افزودنِ چيزي به فرهنگ غرب است، نه به فرهنگ ايران زمين. در اين تلاش و براي رسيدن به اين خواسته است که در پي تحقيق و مطالعه گسترده در زمينه موسيقي ايراني، موفق به اختراع هارموني زوج مي شود. در سال 1341 به عضويت شوراي موسيقي راديو درمي آيد و سپس رياست آن را عهده دار مي شود. در همان سال ارکستر فارابي را در راديو تشکيل مي دهد و در مقام رهبري و سرپرستي هنري ارکستر، آثاري را براي اين ارکستر مي نويسد و اجرا مي کند. ترجمه جزوه ارکستراسيون اثر شارل کوکلن از فعاليتهاي ديگر حنانه در همين ايام است.

در فاصله سالهاي 44 تا 47 از طريق اداره راديو به سمينار بين المللي آهنگسازان راديو و تلويزيون يونسکو اعزام مي شود و يکي از آثار خود به نام اوراتوريو را در آنجا اجرا مي کند. در سال 1346 موسيقي فيلم عروس دريا و الماس 33 را مي نويسد. پس انحلال ارکستر فرابي، مدرسه ي موسيقي راديو - تلويزيون ايران را تأسيس مي کند و گامهاي مثبت و موفقي در تربيت خواننده و نوازنده براي اين سازمان برمي دارد. حنانه در نخستين جشن هنر شيراز قطعه کاکوتي را که يکي از غني ترين آثارش محسوب مي شود، با ارکستر مجلسي تلويزيون اجرا مي کند و موفق به دريافت جايزه ي گراندماسيون مي شود. در دومين جشن هنر نيز قطعه ي کاپريس براي پيانو و ارکستر به رهبري فرهاد مشکات اجرا مي شود. تصنيف اين قطعه که يکي از قوي ترين آثار پيانوي حنانه براي موسيقي ايراني و با هارموني شخصي اوست، از سال 1955 در رم شروع شد و تا آخرين سالهاي زندگي حنانه چندين بار تغيير يافت و به گفته خود او، آن چيزي نشد که او مي خواست و به همين دليل حنانه آن را «کاپريس لعنتي» مي ناميد. ويرايش سوم اين اثر اخيرآ با اجراي اميرعلي حنانه در استوديو ضبط شده است. در سال 1350 جايزه بهترين موسيقي فيلم (فرار از تله) نصيب حنانه مي شود. موسيقي فيلم گرگ بيزار در فاصله سالهاي 51 و 53 نوشته مي شود و از سال 1354 موسيقي فيلم را کنار مي گذارد و به تحقيق ادامه مي دهد.

چاپ اول کتاب گامهاي گمشده در سال 1357 منتشر مي شود و سال هاي بعد نوبت به تحقيق درباره موسيقي قديم ايران و تاليف و ترجمه کتابهاب ارکستراسيون(جلد دوم)، فرهنگ موسيقي و ترجمه و تفسير «مقاصدالالحان» مي رسد. در سال 1366 موسيقي مجموعه تلويزيوني هزاردستان و در سال 1367 موسيقي فيلم «سلام، سرزمين من» ساخته مي شود. اين آخرين فيلم سينمايي است که حنانه موسيقي اش را مي نويسد. امپرومپتو راگيا آخرين اثر حنانه، برگرفته از تم اصلي موسيقي فيلم سلام، سرزمين من، قطعه اي است در دو موومان که مانند قطعه لالايي (1356) براي پيانو و بر اساس هارموني خاص حنانه نوشته شده است (راگيا بر گرفته از شعر راگيا سروده شهين حنانه است).

زنده ياد مرتضي حنانه در 24 مهر 1368 به علت بيماري سرطان، چشم از جان فرو بست و در 29 مهر در امام زاده طاهر کرج به خاک سپرده شد. روانش شاد و يادش گرامي باد. 

+ نوشته شده در  شنبه 23 مهر1384ساعت 22:4  توسط حجت ملائی چافی   | 

همایونمثنوی : منصور صارمی - محمدرضا شجریان


شادروان منصور صارمی (۱۳۰۹- ۱۹۷۸)

منصور صارمي نوازنده‌ي سنتورخود آموخته و تاثير پذيرفته از مرتضي محجوبي بهره برده از آموزشهاي نور علي برومند همكار برنامه هاي «گل» در راديو. كنسرتهاي راديو در كشور هاي آسيايي و ضبط هاي خصوصي متعدد از بداهه نوازي ها ( همراه با ساز و آواز) از آثار همايون مثنوي را مي توان نام برد.

:: همایونمثنوی ::

آواز : استاد محمدرضا شجریان
سنتور : استاد منصور صارمی
سال اجرا : ۱۳۶۳ (اجرای خصوصی)

قسمت الف (۳۱۶۲ KB)
قسمت ب (۳۲۵۶ KB)

+ نوشته شده در  جمعه 22 مهر1384ساعت 15:51  توسط حجت ملائی چافی   | 

 
 Hassan Kasaiy
استاد حسن کسائی
نام استاد کسایی با نی چنان عجین شده که تصور یکی بدون دیگری امریست محال. نی از جمله سازهایی است که در تاریخ موسیقی ایران جایگاه پرفراز و فرودی از دربار پادشاهان ساسانی تا همدم بودن با شبانان داشته؛ ولی هیچگاه نتوانست قابلیت اصلی خود را نشان دهد که بتواند مانند سازهایی از قبیل عود، تار،سنتور و انواع مختلف سازهای آرشه ای و مضرابی جایگاه نسبتا ثابتی در بین موسیقی دانان و مردم پیدا کند.

احتمالا سادگی ساخت که خود موجب پیدایش الگوهای غیر استاندارد و در نهایت باعث محدود شدن سطح تکنیکی نی شده بود را بتوان عامل اصلی عدم ثبات در جایگاه اصلی نی دانست. توضیح آنکه، برای توسعه و رشد امکانات فنی و تکنیکی یک ساز، لازم است ابتدا ساختار آن، طبق الگویی دقیق و کارشناسی شده، طراحی و ساخته شود تا نواختن آن با حداکثر قابلیت اجرایی، میسر گردد؛ بر اساس اطلاعاتی که از ضبط اولین صفحه های موسیقی ایرانی در دست است، تکنیک نوازندگی سازهایی همچون تار، ویلن، کمانچه به نسبت نی در سطح بالاتری قرار دارد. تنها ضبطی که در گذشته از نی انجام شده تکنوازی و جواب آواز نایب اسدالله اصفهانی است که بنا به روایتی اولین کسی است که نی را به سبک "دندانی" می نواخته (هر چند خلاف این موضوع انکار ناپذیر نیست.) در هر صورت می توان با بررسی این چند صفحه ضبط شده، سطح نوازندگی نی را در آن زمان شناخت.
استاد کسائی بطور مستقیم نتوانست، از محضر نایب استفاده کند، ولی در دوره ای بسیار کوتاه نزد یکی از شاگردان ایشان به نام مهدی نوایی، تمام اندوخته های نوایی را فراگرفت، این موضوع از جهتی دلیل بر استعداد فراوان کسائی و از جهتی دیگر، نشان از محدودیت و سادگی تکنیک نوازندگی نی در آن زمان میباشد. از این رو حسن کسایی مانند تهرانی در تنبک ، عبادی در سه تار، بهاری در کمانچه و پایور در سنتور به نوعی از ابتدا شروع به ابداع تکنیک و پیاده کردن تمام دستگاهها در ساز نی نمود.
audio file به قسمت نوازندگی حسن کسایی گوش کنید.
در گذشته صدای نی، همراه با نا خالصی زیاد بود؛ یعنی نواختن نی بصورتی بود که تفاوت محسوسی بین صداهای اوج، بم و بم نرم نبود، ولی استاد کسایی توانست با تغییر حالت در زبان، در محل استقرار زبان، حالت لب و فرم سر نی، صدایی بسیار شفاف و بدون ناخالصی از نی تولید کند. همین پیشرفت باعث شد، نی استاد، به رادیو راه پیدا کند؛ تکنوازیها و همکاری با نوازندگان و خوانندگان مشهور آن زمان چون جلیل شهناز، علی تجویدی، احمد عبادی، تاج اصفهانی، ادیب خوانساری و ... باعث شد، نی همردیف سازهای دیگر قرار بگیرد.
بعد از این دوره اغلب ارکسترهای ایرانی شروع به استفاده از ساز نی کردند و این احساس نیاز باعث رشد روز افزون نوازندگان نی شد که حتی امروزه به عنوان یک رشته تخصصی در دانشگاه تدریس می گردد. می توان گفت، تمام نوازندگان امروز نی، با شنیدن صدای نی استاد کسایی به این ساز علاقمند شدند.
حسن کسايي به گفته خود در تاریخ 20 مهر 1307 در خانواده ای تاجر پیشه به دنیا آمد. پدر او سید جواد کسایی از تاجران به نام آن زمان اصفهان به دلیل علاقه و انسی که با موسیقی داشت، با اساتید آن زمان رفت و آمد می نمود؛ بزرگانی چون سید حسین طاهرزاده، جلال تاج زاده اصفهانی، اکبر خان نوروزی، خاندان شهناز (شعبان خان، حسین آقا، علی آقا و جلیل شهناز)، غلامحسین سارنج، ادیب خوانساری. بطوری که منزل آقا سید جواد، محفلی بود برای تجدید دیدار و نیز ساز و آواز اساتید به نام موسیقی اصفهان.
Hasan kasaee
استاد حسن کسايي

این آمد و شد ها موجب شد حسن کسائي از کودکی با موسیقی آشنا شود و به مرور زمان، علاقه زیاد ایشان به موسیقی خصوصا" ساز نی (بعد از دیدن یک نوازنده دوره گرد) بر آن شد تا پدر، وی را نزد مهدی نوائی ببرد. پس از فوت مهدی نوایی کسایی همچنان از همنشینی با نوازندگان اصفهانی در جهت تسلط بر نوازندگی نی استفاده کرد؛ مخصوصا" از همنوازی با جلیل شهناز که به نوعی حق استادی بر گردن او دارد بهره برد. همنوازی با سازهای پرده داری مثل تار و سه تار او را بیش از پیش با گامهای مختلف موسیقی ایرانی آشنا کرد، بصورتی که برای اولین بار دستگاههای چهارگاه، اصفهان، نوا و راست پنجگاه با کوک دقیق و بصورت کامل اجرا کرد. کسایی همچنین از محضر ابوالحسن صبا بهره های فراوان برد که میتوان گفت، هنر نوازندگی سه تار کسائی، یادگار انس با این هنرمند یگانه است. سه تار نوازی کسائی تلفیقی زیبا از ترکیب نوازندگی تار جلیل شهناز و سه تار ابوالحسن صبا است.
Audio File قسمتی از فیلم نوازندگی حسن کسائی
حسن کسائی در اصفهان سالها مکتبدار موسیقی اصفهان در رشته های نی، سه تار و آواز بوده است. شاگردان زیادی از محضر او درس گرفته اند که امروز جزو چهره های برجسته موسیقی ایران شمرده می شوند؛ حسین عمومی، حسن ناهید، محمد موسوی، بهزاد فروهری، نعمت الله ستوده و شهرام میرجلالی از این جمله اند. اگرچه بیشتر آثار حسن کسایی را بداهه نوازی است تا موسیقی پیش ساخته، ولی امروز بخش زیادی از ضربی ها و حتی آوازیهای نوازندگان نی، بهره گرفته از نوازندگی های ایشان است.
از علی نجفی ملکی
+ نوشته شده در  جمعه 22 مهر1384ساعت 15:17  توسط حجت ملائی چافی   | 

استاد محمد رضا شجریان در اسپانیا کنسرت می دهد

گروه اساتید با حضور استاد محمد رضا شجریان، در یک تور موسیقایی، اولین اجرای خود را در اسپانیا برگزار می کند.

به گزارش خبرنگار موسیقی "مهر"، گروه اساتید با حضور محمد رضا شجریان، حسین علیزاده، کیهان کلهر و همایون شجریان در پاییز امسال  اجراهای مختلفی را در خارج از کشور برگزار می کند که اولین اجرای این هنرمندان صاحب سبک، در اسپانیا خواهد بود.

گروه چهارنفره استاد شجريان 8 آبان ماه (30 اکتبر) اولین اجرای خود را با آوای تارحسین علیزاده، کمانچه کیهان کلهر ، تنبک همایون شجریان و طنین صدای محمد رضا شجریان در شهر بارسلونای اسپانیا آغازخواهد کرد.

منبع :مهر
+ نوشته شده در  جمعه 22 مهر1384ساعت 15:2  توسط حجت ملائی چافی   | 

در مراسم خاكسپاري بانو قمرالملوك وزيري تنها 10نفرحضور داشتند : قمرالملوك وزيري به روايتي چهاردهم و به روايت ديگري شانزدهم مرداد ماه سال 1338 ديده از جهان فرو بسته است.قمر صداي خوش را از مادر بزرگش به ارث برده بود. مادربزرگ او خيرالنساء ملقب به افتخارالذاكرين، روضه خوان زنانه بود كه قمر را در كودكي با خود به مجالس روضه زنانه مي برد. قمر پاي منبر مي نشست و با مادر بزرگ روضه مي خواند.
در كتاب سرگذشت موسيقي ايران از روح الله خالقي از قول قمر آمده است: «من مديون همان تربيت اوليه خود هستم. چون كه همان پا منبري خواندن ها به من جرأت خوانندگي در حضور جمع داد و باعث شد كه من از خواندن در جمع پروا نداشته باشم.
سال ها بعد زماني كه در يك ميهماني خانوادگي با مرتضي ني داوود آشنا شد، اولين قدم را به سوي يك هنرمند حرفه اي شدن برداشت. او حدود دو سال به كلاس هاي ني داوود مي رفت و زير نظر او دستگاه هاي و گوشه هاي موسيقي ايراني را مي آموخت.
سال 1303 چند سال بعد از آشنايي مرتضي ني داوود و قمر، اولين كنسرت خصوصي آنها در گراند هتل برگزار شد. اين كنسرت محبوبيت و شهرت زيادي براي قمر به دنبال داشت. حتي باعث شد، كمپاني هاي معروف ضبط صفحه براي ضبط كردن صداي قمر دستگاه هاي خود را به ايران بياورند. در مجموعه هايي كه از قمر به جاي مانده است بيشتر با تار ني داوود، تار ميرزا حسن، ويولن موسي ني داوود و پيانوي مرتضي محجوبي همراه است.
قمر هميشه در زندگي خود به واسطه مخالفت با فعاليت موسيقايي زنان دچار گرفتاري و فشار هاي فراواني بود. اما هرگز در ادامه راهي كه شروع كرده بود، شك نكرد.
قمر از سال 1303 به پر كردن صفحه در تهران مشغول شد. از اولين ترانه‌هاي او كه در سال ????منتشر شد مي‌توان به «در ملك ايران، اين مهد شيران»، «تا جوانان ايران به جان و دل نكوشند»، ‌«هزار دستان به چمن دوباره آمد به سخن»، «در بهار اميد» و «بهار است هنگام گشت» اشاره كرد. قمر بعدها سرود «مارش جمهوري» عارف را هم خواند كه صفحه‌هاي آن به دلايل سياسي از بازار جمع آوري و آثار او ممنوع شد.
از قمر، نزديك به 426 صفحه ضبط كرده‎اند كه متأسفانه 23 صفحه آن در همان سال ها و بقيه در جنگ جهاني دوم از بين رفته است. قمر زن خير و خيرخواهي بود. اولين عايدي از ضبط صدايش را به خريد و هديه كردن بيش از هفتاد تختخواب به شهرداري اختصاص داد كه براي نگهداري بچه‎هاي بي‎سرپرست استفاده شود.
جنگ جهاني دوم باعث شد ضبط و تكثير صفحات گرامافوني و توليدات هنري در ايران براي بيش از يك دهه متوقف شود. در اثر جنگ حدود سيصد تصنيف و آوازي كه كمپاني‎هاي خارجي از صداي قمر داشتند نابود شدند.
قمر از نخستين هنرمنداني بود كه براي بزرگداشت يك هنرمند از كار افتاده كنسرت داد و عوايد حاصل را به او تقديم كرد. سنتي كه قمر بنياد نهاد تا زمان ما نيز باقي مانده است.
نخستين ترانه‎اي كه قمر در راديو اجرا كرد، سال 1319 و آخرين برنامه‎اش پس از اولين سكته‎ي مغزي، در تيرماه 1330 از راديو پخش شد.
قمر پس از سكته اول طراوت و سرزندگي را از دست داد و تهي دست شد و مجبور شد براي امرار معاش در مكان هاي كوچك و حقير بخواند. روح الله خالقي درباره او مي نويسد: «هنرمندي كه تمام ثروتش را به فقيران بخشيده بود، در گوشه انزوا درگذشت و آنهايي كه ادعاي هنردوستي داشتند حتي در تشييع جنازه او هم شركت نكردند.»
پس از سكته دوم، قمر را كه به كلي صدايش را از دست داده بود، به راديو دعوت مي‎كنند تا از او تجليل كنند اما قمر در تمام طول برنامه فقط اشك ريخت و جز چند كلمه چيزي بر زبان نياورد.
همه نوارهايي كه از او در راديو ضبط شده بود، چند سال بعد، با ورود دستگاه مغناطيسي ضبط صوت، پاك شدند و براي هميشه از بين رفتند.
سرانجام قمر در 14 مرداد 1338 به سن 54 سالگي در خانة محقرش، كنار تنها پسرش چشم از جهان فروبست. در تشييع جنازه او جز مرتضي ني‎داوودي (اولين استادش) هنرمند ديگري شركت نداشت. مرگ قمر هشداري شد براي زمزمة تشكيل خانة هنرمند و صندوقي براي حمايت از هنرمندان از كارافتاده!
منبع :پوتين نيوز

+ نوشته شده در  جمعه 22 مهر1384ساعت 14:57  توسط حجت ملائی چافی   | 

بزرگداشت مرحوم استاد "جواد معروفی"، نوازنده پیانوی ایرانی، در اتریش برگزار می شود.

بزرگداشت این نوازنده پیانو که خالق آثار ماندگاری برای پیانو و یولن همچون "خواب های طلایی"،"ژیلا"،"کاروان" و بسیاری قطعات دیگر است، در وین اتریش برگزار می شود.

این گزارش  به نقل از سایت جواد معروفی حاکی است:  در این مراسم که دومین یادواره جواد معروفی است، "نصیر حیدریان" به رهبری آثاری از معروفی می پردازد و " ساسان محبی" و "فردریک دوبور" نوازندگی آثار را به همراه آواز " کرینا هردن"  و "دنیس یک" به عهده خواهند داشت. این مراسم جمعه 28 اکتبر( 6 آبان ماه)  ساعت 30/19 در انجمن ایرانیان مقیم اتریش در وین برگزار خواهد شد.

    منبع :مهر  
+ نوشته شده در  جمعه 22 مهر1384ساعت 13:53  توسط حجت ملائی چافی   | 

نگاهى به ويژگى هاى چهار صداى شاخص بعد از انقلاب


142467.jpg

 

موسيقى اصيل ايرانى در سال هاى پس از انقلاب به لحاظ مرغوبيت جنس صدا و برقرارى ارتباط با توده مردم داراى چهار خواننده شاخص بوده است: محمدرضا شجريان، شهرام ناظرى، عليرضا افتخارى و ايرج بسطامى. ذكر اين نكته ضرورى است كه حذف صداى خوانندگان زن _ تا امروز _ و تقريباً تمامى خوانندگان مرد قبل از انقلاب _ تا اواخر دهه هفتاد _ ما را به اين نتيجه رسانده است. مى دانيم كه عده زيادى از خوانندگان نظير بنان، تاج اصفهانى و اديب خوانسارى در اين فاصله درگذشته و بقيه مانند ايرج، گلپايگانى و شهيدى زمانى مجال خواندن پيدا كردند كه كهولت سن و پيرى صدايشان را از آن كيفيت دوران جوانى دور كرده بود. از همه اينها گذشته شجريان، ناظرى، افتخارى و بسطامى هر كدام دست كم از نظر كيفيت صدايشان از آغاز تاريخ ضبط موسيقى در ايران در سده گذشته تا امروز داراى برجستگى هاى منحصر به فرد و يگانه اى بوده اند كه به هر يك جداگانه خواهيم پرداخت. در اين سال ها خوانندگان خوب ديگرى هم با برخى ويژگى ها ظهور كرده اند. اما به چند دليل نام آنها به اين فهرست راه نيافته است. يكى از نظر كم بودن تعداد آثار عرضه شده و ديگر از نظر اقبال عمومى و از همه مهمتر نبودن ويژگى هاى بارز در صداى بقيه خوانندگان.
•••
مهارت و اوج گيرى يك تن از چهار هنرمند مذكور _ شجريان_ بيشتر در آوازهايش رخ نموده، در حالى كه در مورد سه تن باقى مانده _ ناظرى، افتخارى و بسطامى _ بيشتر تصنيف هاى اجرا شده توسط آنها نامشان را بر سر زبان ها انداخته است. ضمن اينكه در مورد زنده ياد ايرج بسطامى بخش اعظم شهرت او پس از حادثه مرگ تراژيكش اتفاق افتاد. منتها به دليل صداى فوق العاده آن مرحوم جايگاهش در اين فهرست محفوظ مانده است. تفاوت ديگر در ميزان تقليد از اين خوانندگان است. تاكنون در مورد افتخارى _ كه خود متاثر از ايرج و تاج است _ هيچ مقلدى ديده نشده است. درباره ناظرى فقط يك نفر _ آن هم بيشتر در محدوده صداى بم و ميانى _ و درخصوص مرحوم بسطامى نيز يكى، دو نفر مشاهده شده اند. اما ماجراى تقليد از شجريان خود حكايت ها دارد و آن اينكه هم اكنون ده ها نفر _ هر يك تا حد و پايه اى - مشغول تقليد از او هستند كه در ميان آنها خوانندگان حرفه اى نيز كم نيستند.
•••
اگر محدوده بحث خود را وسيع تر كنيم و كل صداهاى تاريخ ضبط موسيقى در ايران را در نظر بگيريم، به تنوع آنها و همچنين تعداد زياد صداهاى پرقدرت، دلنشين، كم نقص يا بى نقص پى خواهيم برد. آن وقت اگر تعداد صداهاى خوب قبل و بعد از انقلاب را با هم مقايسه كنيم، وجود تنها چهار صداى شاخص در ۲۷ سال اخير ما را به شدت مغبون نشان مى دهد. حال آنكه اگر برجستگى هاى دست كم صدايى _ و نه صرفاً تكنيكى و... _ اين چهار تن و همچنين شرايط ويژه موسيقى در اين سال ها را در نظر بگيريم، حاصل بررسى ما متفاوت از آب در خواهد آمد. به اين معنى كه جايگاه اين چهار تن _ هر يك به نوعى _ در تمامى سال هايى كه از شروع ضبط در ايران مى گذرد، محفوظ خواهد ماند. با اين همه نمى توان از كنار خشك شدن چشمه استعدادها و يكنواختى و تنبلى صداهايى كه مى توانستند ماندگار شوند، در اين چند دهه به راحتى گذشت.
• محمدرضا شجريان
محمدرضا شجريان به طور رسمى خوانندگى را از نيمه دهه چهل در گل هاى راديو شروع كرد. او سبك و شيوه اكثر قدما را دوره كرده و در هر دوره تحت تاثير يكى از آنها آواز خوانده است. به همين دليل اگر امروز به آثار ضبط شده از او در طول نزديك به چهار دهه اخير گوش كنيم، مى توانيم از روى سبك و صدايش حدود تاريخ اجراى آن اثر را حدس بزنيم. اما آنچه كه همواره در كار شجريان بارز بوده، همانا صدا و شخصيت آوازى خود او بوده است، به ويژه پس از اجراهاى معروفش در جشن هنر شيراز كه شخصيت هنرى و آوازى او را به مرور تثبيت كرد.
شجريان در دهه شصت به چنان جايگاهى در موسيقى ايران رسيد كه انتشار هر اثرش نوعى اتفاق تلقى مى شد و با سروصداى زيادى توام بود. صداى او به لحاظ جنس و زيباشناسى صداى فوق العاده و ويژه اى محسوب نمى شود، اما از نظر تكنيكى و وسعت خوانندگى، رسا بودن، گرم خوانى، ژوست خواندن نت ها، درستى اجرا و تنوع تحريرها و نوآنس هاى بجا بسيار خوب اجرا شده است. در واقع شجريان بخش اعظم توفيقش در اين هنر را مديون تمرين و ممارست فراوان و پيمودن راه هاى بى شمار است. او اين گنج را با مرور كار استادان و تجربه كردن هاى مداوم به كف آورده است. بين سه نقطه بم ؟ واج صداى شجريان از لحاظ توناليته و رنگ آميزى صدا- بيشتر در دهه هاى سوم و چهارم كار حرفه اى خود- تفاوت وجود دارد و رنگ صداى او در هر يك از اين سه نقطه تغيير مى كند. همين ويژگى به علاوه ترجيح دادن ملودى و تحرير نسبت به درست ادا  كردن كلمات شعر از انتقاداتى است كه اهل فن بر او وارد مى دانند. اين ويژگى به طور كامل به بيشتر خوانندگان و هنر جويان مكتب شجريان راه يافته و همه اين آواپيشگان با بزرگانى نظير استاد غلامحسين بنان- كه در نهايت استادى وحدت رنگ صداى خود را همواره در خوانندگى حفظ كرده اند- دارند. شجريان همچنين با وجود به كمال رساندن شيوه خود از لحاظ تركيب جمله هاى آوازى، تلفيق شعر و موسيقى، اجراى تحريرهاى مفصل و سنجيده با متر منظم و كم نظير، نوعى باريك خوانى و كم حجم خواندن را در ميان هنرجويان پر  شمار مكتبش باب كرده كه ظاهراً در راه فراگيرى اين شيوه هيچ راه گريزى از آن به نظر نمى رسد و عموم آنها به اين آسيب دچار هستند. به همين دليل نگارنده جنس صدا- و نه صرفاً شيوه آوازى- استاد را در دو دهه ابتدايى كارش بيشتر مى پسندد. البته ضرورت هاى تكنيكى و سرعت تحرير هاى شيوه همواره رو به تكامل شجريان در طول سال ها چنين ايجاب مى كرده كه صدا در گلو و دهان و قسمت بالاى سر توليد شود- شيوه اى كه با نوع صدا سازى مثلاً تاج اصفهانى خيلى متفاوت است- اما هنرجويان چون از ابتدا ممكن است از صداى سال هاى اخير شجريان تقليد كنند و پله پله به اين نقطه نرسند، دچار آسيب هاى فراوانى مى شوند. آسيب هايى كه رفع آنها ممكن است سال ها به طول بينجامد.
• شهرام ناظرى
نام شهرام ناظرى همواره و بلافاصله در كنار شجريان در آواز ايرانى مطرح بوده است. او در مجامع بين المللى موسيقى به خوبى شناخته شده و يكى از سمبل هاى زنده موسيقى ايران به شمار مى رود. صداى ناظرى وسيع، پرشور و حماسى است و به هيچ خواننده اى شباهت ندارد. شفافيت و صافى و زلالى صداى او به علاوه طراوت هميشگى آن ويژگى منحصر به فرد ناظرى است. مدتى نزد شجريان به آموختن شيوه آوازى طاهر زاده مشغول بوده و در آزمون باربد مقام نخست را كسب كرده و تا دوره اجراى سرى نوار هاى چاووش _ كه بهترين كار هاى عمر او به شمار مى روند- تحت تاثير طاهر زاده و شجريان آواز خوانده است. ناظرى بعدها با اجراى «گل صد برگ» و فروش جادويى آن سبك خوانندگى اش را تغيير داد و به نوعى موسيقى عرفانى و استفاده از اشعار مولانا را باب كرد. در كنار اينها با كارهايى مثل «صداى سخن عشق» نوعى موسيقى مقامى برخاسته از زادگاهش را عرضه كرد كه آن هم طرفداران خاص خودش را دارد. ناظرى سپس در سال هاى اخير اجراى تحرير هاى ريتميك و ضربى را به آوازش افزود كه آن هم قدرت حنجره او را مى رساند. اين تحرير ها بيش از آن كه متعلق به موسيقى سازى باشند برخاسته از موسيقى سازى ما هستند و علاوه بر تنوع زياد موجود در تحرير ها، پاساژها و آريژ هاى ساز سنتور را تداعى مى كنند. ناظرى با وجود آنكه با آهنگسازان و نوازندگان خوبى مثل پايور، لطفى، عليزاده و مشكاتيان كار كرده، اما تعداد كار هاى قوى اش به كار هاى معمولى او نمى رسد. همچنين صدايش در بعضى از مصوت ها (حروف  صدا دار) سرد به نظر مى آيد. كنسرت سال گذشته ناظرى با پرويز مشكاتيان، كامكارها و چند تن از نوازندگان گروه عارف و شيدا خاطره كارهاى خوب سال هاى دور او را در اذهان زنده كرد.
• عليرضا افتخارى
عليرضا افتخارى در سال ۱۳۵۵ در بيست سالگى رتبه اول آزمون باربد را كسب كرد و در خوانندگى به طور مستقيم از حضور تاج اصفهانى _ و اندكى شجريان _ و غيرمستقيم از صداى ايرج (حسين خواجه اميرى) _ كه به نظر بسيارى بهترين صداى صد سال اخير را در ميان همه خوانندگان ايرانى داراست_ بهره برده است. او پس از اجراى «آتش دل» كه در آن ارادتش را به تاج به خوبى نشان داد با خواندن در سريال تلويزيونى «اميركبير» صداى آن زمان بايكوت شده ايرج را براى مردم تداعى كرد و به مرور با استفاده از جنس توناليته و گرماى صدا و وسعت عالى و رويكرد مردم پسند به موسيقى به مهم ترين پديده آواز در سال هاى پس از انقلاب تبديل شد. او در مقطعى پرطرفدارترين خواننده كشور بود و نوارهاى نيلوفرانه، ياد استاد، هنگامه و... با صداى او فروش هاى استثنايى كردند. همچنين دو نوار «راز و نياز» كار حسين عليزاده و «مقام صبر» كار پرويز مشكاتيان به خاطر حضور آهنگسازان برجسته و رهبرى درست نشان دادند كه افتخارى بازيگرى حرفه اى است كه مى توان از او بازى هاى خوبى گرفت. گرماى صداى او فوق العاده است. او در نهايت تسلط صدايى را كه خيلى قلدر و قدرتمند و داراى حجمى خوب و دلپذير است و به صورتى رام و اهلى با رعايت همه تكنيك هاى گرم خوانى توليد مى كند و در عمق جان شنونده اثر مى گذارد. قدرت و سرعت اجراى تحريرهاى او كم نظير و تقريباً غيرقابل تقليد به نظر مى آيد. (مانند تصنيف هاى «كمان ابرو» و «حال خونين دلان» در نوار «راز گل») و به جز سال هاى ابتدايى كارش همواره مخرج حروف صدادار را كه بسيار در زيبايى شناسى آواز موثرند درست ادا كرده است. افتخارى هر گاه بخواهد در حفظ رنگ آميزى و وحدت توناليته صدا در سه نقطه بم، اوج و ميانى كم نظير است. پس از انتشار نيلوفرانه در سال هاى بعد از انقلاب نخستين بار بود كه يك ترانه يا تصنيف توليد داخل كشور ورد زبان مردم كوچه و بازار و جوانان مى شد. (تصنيفى با مطلع يارا يارا گاهى دل ما را به چراغ نگاهى روشن كن) آسيب بزرگ او پركارى است. يك روايت تائيد نشده افتخارى را پركارترين خواننده تاريخ ضبط موسيقى در ايران _ و حتى جهان _ مى داند! زمانى هر يكى دو ماه يك آلبوم منتشر مى كرد كه با توجه به مراحل دقيق و وقت گير اجرا و ضبط با آسيب هاى فراوانى همراه بود و كم كم علاقه مندان او عادت كردند! پاپ خواندن افتخارى نيز داستانى عجيب دارد. يك نقل قول تائيد نشده ديگر در توجيه خواندنش در چنين نوارهايى حكايت مى كند كه اين كار را براى رو كم كنى خوانندگان پاپ در بحبوحه ركود بازار موسيقى سنتى و رونق گرفتن موسيقى پاپ انجام داده است كه در نوع خود استدلال عجيبى به نظر مى رسد! چون به هر حال زمانى او در رشته خود به چنان جايگاهى رسيد كه هنوز هم براى بسيارى آرزويى دست نيافتنى به نظر مى آيد. از آن گذشته اين آثار به سختى در تعريف موسيقى پاپ مى گنجند و بيشتر يادآور موسيقى عربى و كوچه بازارى هستند. به نظر نگارنده افتخارى با اين كار بزرگترين خطاى حرفه اى اش را مرتكب شد هر چند كه هنوز جوان است و با صداى بى نظيرش فرصت جبران دارد.
• ايرج بسطامى
مرحوم ايرج بسطامى پس از دوره اول قطع همكارى مشكاتيان با شجريان با نوار «كنسرت افشارى مركب» صداى خود را به ميان مردم برد. صدايى كه وسيع ترين صدا در بين خوانندگان ايرانى _ از بم تا اوج _ به شمار مى رفت. صدايى بدوى و غريزى كه داراى زنگ فوق العاده اى بود و در عين حال پرتحرير و با انعطاف به نظر مى آمد. كسانى كه صداى بسطامى را در زمان حيات او از نزديك شنيده بودند معتقدند كه اين صدا هنگام ضبط در استوديو بيش از نيمى از مرغوبيتش را از دست مى داد و مى بايست آن را به صورت زنده و از نزديك شنيد. بسطامى در جاهايى تحرير مى زد كه شنونده اصلاً انتظارش را نداشت و به خوبى از عنصر «اتفاق غيرمنتظره» در هنر استفاده و همه را غافلگير مى كرد. (شبيه تحرير دادن در تكرار كلمه مرغ در تصنيف «نصيحت يار» در نوار «ظهور».) در صداى او نوعى سادگى و بى تكلفى ديده مى شد كه از شخصيت محجوب او نشات مى گرفت. به دليل همين ويژگى ها او نتوانست آن چنان كه لازمه كار حرفه اى است از صدايش استفاده مادى بكند و اصولاً خيلى آدم حرفه اى و پرمدعايى نبود. بسطامى در زمان حيات خود آن قدر كه زيبنده صدايش بود شناخته نشد و عمده شهرتش را بعد از مرگ به دست آورد.

منبع : روزنامه شرق

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 مهر1384ساعت 12:14  توسط حجت ملائی چافی   | 

به انگيزه تولد استاد محمد رضاشجريان در مهر ماه
 
آوازهاى ماندگار

231897.jpg
مهرماه حال و هواى خاص خود را دارد. شروع پاييز، آغاز مدارس و دانشگاهها براى بسيارى معنى بهارهم مى دهد! براى علاقه مندان هنر آواز و موسيقى كلاسيك ايران نيز مهر مصادف با تولد مشهورترين خواننده معاصر ايران يعنى استاد محمدرضا شجريان است.
اول: شهرت و حضور اجتماعى يك شخص در جامعه مديون عوامل متعددى است. رسانه در اين ميان نقش مهمى بر عهده دارد. شهرت بازيگران سينما، فوتباليستها و بازيگران تلويزيون و خوانندگان موسيقى پاپ در بستر چنين رويكردى، بديهى و اجتناب ناپذير است، اما درصد فراوانى بالا در بستر جامعه براى يك خواننده آواز موسيقى كلاسيك جالب توجه است و نياز به تحليل و بررسى دارد. اما عوامل متعدد نظير شرايط موسيقى در دوران اوليه انقلاب و دهه شصت، حضور مستمر و چشمگير در بيش از سه دهه، همكارى و ارتباط مداوم با شاخص ترين اساتيد موسيقى، ويژگيها و خصوصيات فردى از جمله عواملى است كه شجريان را به يك چهره محبوب، مشهور و مردمى بدل كرده است.
دوم: توان و تسلط شجريان بر رموز و دانش آوازى در موسيقى ايران بى نظير و مثال زدنى است. او با بهره گيرى از اساتيد بزرگى نظير عبدالله دوامى و نورعلى برومهر و با دقت و پشتكار در شناخت مكاتب آوازى مختلف، به توانايى قابل توجهى در آواز دست يافته است. شايد در روزگار ما كمتركسى چون او به دانش آواز، شناخت مكاتب مختلف و توانايى ارائه آواز در سبكها و حالات مختلف دست يافته باشد. او به خوبى امكانات و نحوه ارائه هر شيوه و سبكى را شناخته و در آواز خود از آنها بهره گرفته است.
در مراحل آغازين هرچند آواز او متأثر از خوانندگان مشهور آن زمان راديو بوده است، اما به تدريج به سبكى منحصر به فرد كه به نوعى مجموع شيوه ها و سبكهاى گذشته است، دست يافته و استقلال خود را حفظ كرده است. نمونه آوازهاى ارائه شده اى نظير (نوا مركب خوانى)، آستان جانان، بيداد، نيستون آذرستون، راست پنجگاه و چشمه نوش، معماى هستى، بى تو به سر نمى شود، همايون مثنوى و دستان همه با آهنگسازى بزرگانى چون پرويزمشكاتيان و محمد رضالطفى و نوازندگى آنان و ديگرانى از نسل هاى قبل يك مرجع مهم آوازى در موسيقى ايرانى محسوب مى شوند.
آوازهايى كه ويژگيها و خصوصيات جالب توجهى چه به لحاظ توان و تسلط فردى و چه به لحاظ گسترش رپرتوار آوازى موسيقى كلاسيك ايران ايفا مى كنند. خلاقيت و دانش آوازى، شناخت ادبيات و تلفيق شعر و موسيقى، ساير جنبه هاى اين استاد مسلم آواز است.
سوم: چهره ماندگار و شاخص شدن فرد در هر پديده اى به خصوصيات اجتماعى، جامعه مورد نظر و شرايط درونى - بيرونى فرد مربوط است. اما آنجا كه اين چهره اسطوره اى سايه اش را بر وجوه مختلف يك پديده مى گستراند، مى تواند نكات مثبت و منفى فراوانى را يدك كشد تا موضوعاتى مهم و قابل بررسى را پديد آورد.
شاخص شدن شجريان در آواز نيز با اين موارد روبروست. او هنر آوازخوانى را ارتقا بخشيده و ميزان علاقه مندى و توجه به اين شاخه مهم از موسيقى ايرانى را به شكلى دقيق تر و عميق تر تكامل بخشيد، با اين همه شهرت، اعتبار و ماندگارى او در آواز سبب ركود و يكسان انگارى در نسلهاى پيشين شد. تنها صداى شناخته شده، مرجع و قابل شنود در جامعه، صداى شجريان بود.
231849.jpg
از اين رو، همگان سعى در كپى كارى نه تنها به لحاظ شيوه و سبك كه حتى در نحوه خروج صدا، تلفظ واژه ها و گاه حتى به تقليد صدا روى آوردند. اين موارد دامنه صوتى، سبكهى اجرايى و تنوع صدايى را با محدوده اى مواجه كرد تا آواز در انحصار بزرگ ترين خواننده موسيقى ايران بماند و سايرين مقلدانى بيش جلوه نكنند.
البته ديگرانى هم بوده يا هستند كه شيوه و گونه اى ديگر آواز بخوانند، اما دامنه اعتبار و اهميت شان چندان گسترش نيافت و در مورد برخى نيز شيوه آوازخوانى و توان و تسلط شان چندان چشمگير و قابل دفاع نبود كه جريانى ايجاد كند و تأثيرى در عرصه موسيقى برجاى گذارد. اشكال طرح شده از حيطه اختيار شجريان خارج است. چه حتى او ممكن است به رشد و اعتلاى آواز و ادامه تحرك و پويايى آواز در نسلهاى بعدى خود انديشيده باشد، اما به هر حال سايه او آنقدر سنگينى داشته تا همچنان به عنوان مرجع آوازى حتى به لحاظ زيباشناسى موسيقى، حضور خود را بگستراند.
چهارم: پژوهش و نگارش در حوزه آواز بسيار كم مرجع و كم حجم بوده است. لزوم توجه افزونتر در اين شاخه از موسيقى، بخصوص به واسطه معضلات و مشكلاتى كه پاره اى از آنها طرح شد، غير قابل انكار است. شجريان به عنوان يك مطلع و آگاه بر دانش آوازى با توجه به شناخت و دانشى كه از مكاتب و شيوه هاى آوازى دارد، مى تواند نسبت به گسترش شناخت سبكها و شيوه هاى آوازى سهمى افزون داشته باشد. شهرت و اعتبار او نيز در اين زمينه بسيار راهگشا است. او مى تواند از اين جنبه خود بهره جويد تا شيوه بزرگانى چون اقبال آذر، ظلى، طاهرزاده، نكيسا و سليمان اميرقاسمى هيچگاه فراموش نشود.
منبع روزنامه ايران محمد محجوب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 مهر1384ساعت 9:22  توسط حجت ملائی چافی   | 

همکاری محمدرضا درویشی و همایون شجریان در یک سریال تاریخی
محمدرضا درویشی و همایون شجریان در ساخت و اجرای موسیقی سریال تاریخی " شهرآشوب" همکاری می کنند.

به گزارش خبرنگار موسیقی "مهر"، ساخت موسیقی این سریال که به کارگردانی " یدالله صمدی " ساخته می شود، را "محمدرضا درویشی"، آهنگساز، مولف و پژوهشگر مسیقی به عهده دار است.

داستان این سریال تاریخی است و "علی غفاری" مدیریت تولید آن را به عهده دارد. همچنین "همایون شجریان" اجرای آواز آن را به عهده دارد که روی بک گراند بخش هایی از سریال گنجانده خواهد شد. در این سریال یکی از نقش های اصلی به خوانندگی و اجرای آوازهای محلی و سنتی بسیار علاقمند است که صدای شجریان روی آن بخش ها گذاشته می شود.منبع مهر

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 مهر1384ساعت 23:26  توسط حجت ملائی چافی   | 

استاد زنده ياد ناصر فرهنگ فر

در چهارم آبان ۱۳۲۶ در شهر ری به دنیا آمد . پدرش تار میزد . جد مادریش از نوادر خوشنویسی دوره قاجار بود . تنبک را زیر نظر محمد ترکان و بعد ها در محضر استاد حسین تهرانی فرا گرفت . به توصیه ی پدرش در سال ۱۳۴۲ به انجمن خوشنویسان رفت و از محضر استادانی چون سید حسین و سید حسن میرخانی و علی اکبر خان کاوه بهره جست . در سال ۴۹ به دانشکده هنرهای زیبا رفت و به عنوان مدرس مشغول کار شد . دراین دوره از محضر بزرگانی چون نور علی برومند و عبدالله خان دوامی بهره برد و شیوه تنبک نوازی را به اکمال رسانید . وی از حدود سالهای ۵۰ به همراهی استادان بزرگی چون محمد رضا شجریان ، محمد رضا لطفی پرویز مشکاتیان و ... پرداخت که آثار بسیار ماندگار و جاویدانی خلق شد . فرهنگ فر در سال ۱۳۵۴ به عضویت گروه شیدا در آمد و به همراهی خداوندگار موسیقی استاد لطفی برنامه های متعددی در داخل و خارج از کشور اجرا کردند . فرهنگ فر در اوج شکفتن از همه چیز برید . تاب خیلی چیزها را نداشت . کمتر کسانی چون او بودند . از حدود ۱۰ سال قبل از وفات از همگان برید و گوشه ی عزلت اختیار کرد . دیگر در هیچ چیز و هیچ جا نمی گنجید . خبر فوت او مثل عاشورایی در میان بزرگان اوفتاد و همه بی خود شدند . هیچ کس قدرت رویارویی با چنین خبری را نداشت . همه از همه چیز بریدند و واله و شیدای مرگش شدند . آری مرداد ۷۶ ماه و سال سکوت ناصر فرهنگ فر شد . سکوتی سنگین و جانفزا . تاریخ چونانش را ندیده است .

يادش گرامي روحش شاد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 مهر1384ساعت 16:52  توسط حجت ملائی چافی   | 

 
گفت وگو با استاد فريدون پوررضا (خواننده):تمام سازها يك زبان مشترك دارند
149910.jpg
 
استاد فريدون پوررضا از آن دسته از آوازخوانهاي خوب معاصر است كه كم اما خوب مي خوانند. او در دهه پنجاه با خواندن ترانه هاي محلي گيلان به اوج شهرت رسيد.
كارنامه پرباري دارد و بعد از انقلاب سه نوار كاست با نامهاي «گيله لو»، «مي گيلان» و «پس از باران» منتشر كرده است.
پوررضا صداي گرم و دل انگيزي دارد و به قول احمدشاملو «صداي او حكايت همه ناكامي هاي سرزمين ماست»
\ كاربرد و كاركرد موسيقي گيلان و تاريخچه اين كاربرد و كاركرد را به اختصار بيان كنيد.
* كاربرد موسيقي گيلان به فضاي فرهنگي گيلان مرتبط است و كاركرد آن نيز در چارچوب فرهنگ فولكور ـ فرهنگ مردمي ـ قرارگرفته و حتي شايد فراتر از آن در چارچوب موسيقي ملي و سنتي كه مي توانسته اين كاربرد و كاركرد را بسازد. متأسفانه ازپيدايش تاريخ گيلان و يا ماقبل و يا مابعد آن چيزي كه براي ما مانده، اين است كه فضاي موسيقيايي گيل را گروه رامشگران پيش مي برده اند و هنرمند به معناي امروز كه ازوقار جامعه برخوردار است و جامعه به او بها مي دهد ـ برخوردار نبوده است. يك هنرمند پيش از همه يك رامشگر بود. يك مطرب بود و يك مطرب اگر از امتيازات اجتماعي محروم نبود به آن نزديك هم نبود.
بدين توصيف كاربرد و كاركرد چنين موسيقي در چنان فضايي چگونه مي تواند باشد؟! بايد از جميع مطربهاي آن زمان جمع آوري مي شد و مي آمد تا جايي كه به تاريخ مي پيوست و بعد مي دانستيم كه كار چه بوده است. در هر صورت كاركرد و كاربرد موسيقي گيلان در جمع، اينطور راهبرد داشته كه حال و هواي منطقه گيلان را عرضه و فضاي گيلان را تداعي مي كرده است، يعني صداي موسيقايي گيلان، دادگيل بود، شادماني گيل بود، نگاه گيل بود، شگفتي گيل بود ....
كاربرد و كاركرد موسيقي گيلان بدين صورت بوده و تا به حال نيز بر همين خط غلتيده، ولي اينكه كاربرد و كاركرد در مسؤوليتي خلاصه مي شده كه هر روز بهتر از روز پيش، كار را به پيش ببرند، نبوده است. از همان ۴۰۰۰ سال پيش، موسيقي در بافتي از تحجر اجتماعي جامعه منزوي بوده و بهايي در خور شأن به آن داده نمي شده، تا به مرور زمان كه جامعه هرچقدر كه پاكشيده و به دريافتي صحيح و آگاهانه رسيده به هنر و هنرمند احترام گذاشته شد.
\ فصولي كه آيين و مراسم خاص اقليمي خود را دربردارند، چه تأثيري و چه ويژگي هايي در اجراي موسيقي داشته اند؟
* اين نوع موسيقي ـ يكي از كارهايي كه كرده اند و ـ علايم مشخصه اي كه داشته اند، مثلاً اينكه چه موقع بايد ورزه جنگ (يكي از مناسبات آييني گيلانيان) داشته باشند و اينكه چه موقع بايد دام را اخته كنند و چه موقع بايد دام را پرورش داد، چيزهاي ويژه اي بوده كه در تاريخ گيلان براي آنها به يادگار مانده است و همه آنها را بدين گونه بررسي كرده اند كه برايشان يادآور اين نكته باشد كه با چه سختي و مرارتي اخت بوده اند و با مرور زمان، به چه ويژگيهايي رسيده اند كه نجات آنها را از اين زندگي ميسر ساخته، يادآوري اين نكته كه ديروز ما در اين مسير راه مي رفته ايم و از آن به عنوان فرهنگ ديروز گيلان ياد مي شود.
به عنوان مثال در حال حاضر نمي توانيم در دامداران كوه، آدمهايي را ببينيم كه هفتاد درصد آنها به نظام سنتي كوه نشيني ديروز وابسته بوده باشند.
\ در نواحي اي در گيلان مراسمي به نام علم بندي مرسوم بوده، اينگونه مناسبات آييني چه تأثيري در موسيقي سنتي و بومي گيلان مي توانسته داشته باشد؟
* مراسم علم بندي از موسيقي محلي گيلان اقتباس نكرده است و در موسيقي گيلان هم تأثيري به آن صورت نگذاشته است. از آنجايي كه خود موسيقي گيلان قسمت عزا دارد، همين موسيقي مي توانسته از بخش عزاي موسيقي محلي سرچشمه گرفته باشد و حتي ازموسيقي سنتي نباشد. مگر انسان كوه و جلگه و هركجاي ديگري كه باشد نبايد بميرد؟ ! نبايد كامگيري و ناكامي و زندگي داشته باشد؟ نبايد محروميت و شادماني داشته باشد همه اينها سوژه هايي هستند كه موسيقايي آنها جاي در جاي خود، درخشش مخصوص خود را دارند. نه اينكه علم بندي ها تأثيري در موسيقي سنتي ما داشته باشد.، درواقع اين موسيقي ما بوده كه علم بندي ها را پا داده است و اين موسيقي عزا يا به تعبيري ساخت و ساز و در موسيقي روستا بوده كه مراسمي چون علم بندي ها را شكوه و جلال بخشيده، منتهي وقتي خودش را با همه مراحل خاصي كه از آن سراغ داريم وقف موسيقي علم بندي كرده، هر دو در جان هم نشسته اند و مكمل هم شده اند.
\ چرا موسيقي كوه دروني و موسيقي جلگه بيروني است؟
* كوه تنهاست و دنياي خودش را دارد، در درون با خودش است و حتي در بيرون هم كه حرفي مي زند به نوعي در درون خودش است، هيچكس از رازش خبر ندارد و…
\ بيشترين ودر واقع تأثيرگذارترين آلات موسيقي در ناحيه گيلان لله، لبك، سرنا و نقاره مي باشد. اين سازها بيشتر در كدام مناطق تقسيم شده اند و به كار رفته اند و چه تأثيري برجاي گذاشته اند؟
* در هر كجاي گيلان كه اگر برنامه اي داشته اند و خواستند سازي بزنند مثلاً اگر در جمع يا در ميدان بوده و خواسته اند مردم جمع شوند و از چگونگي مشكلات عمومي اطلاع حاصل كنند سرنا مي زدند اما لله را در فضايي بهتي، مثلاً در خانه اي كه داشتند گوسفندانش را به چرا مي برده اند و يا برمي گرداندند مي نواختند. جا و مكان لله تصوير غربت دادن در كوير و تنهايي بوده و در واقع با رازطبيعت آشنا شدن و هيچكس را براي همگويي نداشتن و… به نوعي لله همگويي توست، فرياد نگفته و ناگفته توست…
جايگاه نقاره هم به آن صورت بوده و هست كه وقتي عروس را مي بردند صداي نقاره به احناي سرنا در دشت مي پيچيده و همه اطرافيان را از دور و نزديك خبرمي كرده كه عروسي در پيش است و مردم به عروسي مي آمدند. سابقه سرنا، حتي در يونان هم ديده شده. سرناها در اقسام مختلف چندسوراخه ـ چندبعدي ـ قابل تمايز مي باشند بطور مثال ـ ما سرناهاي كشدار خراسان را داريم كه خيلي هم زيبا نواخته مي شوند و در مقابل آن سرناهاي گيلان وحشي اند و تمامشان از كوك لادياپازوني مي زنند و تنها عيبشان در اين است كه يك چهارم پرده را ندارنديعني سه گاه را نمي توانندبزنند و اين خصيصه نشان مي دهد كه اين ساز، سازي جهاني بوده و تنها مختص به ما نيست و اينكه اگر تنها دست پرورده ما مي بوده، خوب مي تراشيديمش و مي گذاشتيم تا سه گاه را بطور تكميلي بزند و آن يك چهارم را هم پركند و در نهايت چهار چهارم اش را داشته باشد.
تقسيم بندي اين سازها از روي قانون خاصي نيست، تقسيم بندي موزيك آنها در پخش و زدن و گوش كردن در اين است كه اول امتحان شده، بعد تجربه و در نهايت آن را تثبيتش مي كنند. همانطور كه اشاره شد اين سازها در گيلان تقسيم بندي خاصي نداشته و شايديكي از دلايل اين بوده كه شعور تقسيم بندي منتطقي وجود نداشته است. هر سازي حتي اگر غربي هم باشد با ترانه هاي خودمان قابل اجراست، مگر در تعزيه ي ما غربتي را با ترومپت نمي زنند؟ مگر ترومپت ساخته شده نسل خشن كشور آلمان نيست؟ چه مهرباني هايي از آن ساطع است كه وقتي براي تعزيه علي اكبر اجرا مي شود غربت ليلا را مجسم مي كند؟! و يا مگر نه اينكه ويولون بيشتر از سازهاي ديگر مايه دشتي را پرپرواز مي دهد؟
تمام اين سازها در جهان يك زبان مشترك دارند، بيان حال به هر حال و در هر حال بستگي به اين نكته دارد كه كدامشان در فرهنگ ما جا بگيرد و ريشه دوانده باشد.
\ درهم تنيدگي موسيقي گيلان با تعزيه خواني را چگونه مي بينيد؟
* همانطور كه پيش از اين شرح دادم، غمي خواستني و شيرين در فضاي عرفاني گيلان وجود داشته كه باعث مي شده كه گيلاني موسيقي شگفت انگيز بخواهد و بخواند. اما اين به اين معنا نيست كه موسيقي شاد را نمي پذيريم اما به آن صورت بيشتر خواستار داشته و اين در هم تنيدگي به دليل همين غرابت موسيقايي عزايي است كه بين ترانه هاي غمگين تقريبي دشتي با مراحل تعزيه دارد، به اضافه اينكه خودتعزيه خوان به نوعي از غرابت خواني كم آورده و گوشه هاي قشنگ عزاي گيلاني را كه به وقت اذان مي خوانده اند در تعزيه خودش چسبانده؛ از جمله ليلي ماري، از جمله غربتي، از جمله رضا خواني، آبكناري،…
پس تعزيه خوان آنها را از خودما گرفته و در آن كلام تعزيه گذاشته تا در اين شرايط و موقعيتي كه مردم همين آهنگها را دوست دارند با شعر تعزيه آنها را حفظ بشوند چون آهنگ از خودشان بوده و در نهايت به ازاي اجراي چنين برنامه اي بيشتر به آنها پول بپردازند.
\ درمورد تقدم و تأخير ساخت آهنگ و خود ترانه يا شعر چه نظري داريد؟
* امروزه برروي شعرها آهنگ ساخته مي شود اما بايد اول آهنگ ساخته شود، بايد اول زمزمه اش بپيچد، به اين صورت كه خردخرد زمزمه از ذهن و دل بر زبان جاري شود و اگر قشنگ بود و به دل نشست به شاعر داده شود.
البته دراين صورت كه براي شخص شاعر، انگيزه و تفكر ساخت آهنگ توضيح داده شود و اينگونه او هم شعري درخور نظريات سازنده آهنگ بيان كند.
پس اول زمزمه اي كه جاري مي شود گنگ است، دردي دارد كه گويا نيست، اين درد نشستني و شيرين مي شود و به گوش مي چسبد، آنگاست كه بازبان زمان اين درد را تحويل مي دهيم و شعري برآن مي گذاريم و دراينكه شعري داشته باشيم و بخواهيم برروي آن آهنگي بگذاريم، اين از قانونمندي به دور است.
البته دراين ميان كارهاي موفقي هم انجام شده اما جزو استثناعات به حساب آمده. قانون كار اين است كه اتحاد احساس كار ايجاد شود كه يعني اول آهنگساز درد خودش را بگويد و بعد درد خودش را با شاعري كه مي خواهد او را متمم خود بگيرد درميان بگذارد.
اگر همراز و همزاد اين احساس است با آن راز يكي شود و همخواني و همگامي كند. مثل روزي كه پرويز ياحقي آهنگي مي ساخت و معيني كرمانشاهي با اطلاع قبلي از اينكه پرويز چه مي خواهد بگويد برروي آن شعري مي گذاشت.
ترديدي نيست كه دانش موسيقايي امروز از گذشته بهترشده، حال آنهايي كه رديف هاي زيادي را مي دانند مي توانند ازگوشه هاي غريب موسيقي رديفي، تكه هايي بسازند به گونه اي كه همانطور كه من نوعي آهنگي مي سازم.موزيسيون هم آهنگي مي سازد و بازهم ممكن است آهنگي را كه او ساخته جالب و دلنشين نبوده و فقط علمي باشد چون كسي كه موزيسيون است حساب مي كند و مي سازد، اما من عاطفي، ازروي حس به تجربه مي رسم. اين حس گاهي آنقدر زيباست كه تمام استانداردها هم درمقابل زيبايي آن گردن تعظيم كج مي كنند.
البته اين نوع در موسيقي حسي ما جاري است، اما در موسيقي استاندارد جهاني نه.
وقتي موزيسيوني اثري خلق مي كند كه بعد فولكلوريك دارد و به نوعي زبان زمان است و در باور مردم بنشيند به نهايت وصف استاندارد خواهدشد و هويت خواهدگرفت.
درموسيقي جهاني استانداردش آگاهي از دانش موسيقي است. اما در ذات آهنگ سازي آهنگهاي حسي، علم راهبرنيست بلكه حس مي خواهد در موسيقي حسي همه مي توانند آهنگساز باشند اما به تعداد آهنگهايي كه شايد به تعداد انگشتان يك دست هم نرسد و پس از آن به تكرار خواهندرسيد.
|||
در غرب آهنگسازي برعهده موزيسيونهاست، به آن نظم مي دهند و به دست خواننده مي دهند تا بخواند. خواننده غربي خواننده اي با سواد و تحصيلكرده از علم موسيقي است. بطوري كه صدايش از اول استانداردسازي شده و تربيت يافته و بعد از اينكه بافت سولفوژي گرفته، انواع صداها را كشف كرده است.
\ و حرف آخر از استاد فريدون پوررضا؟
* موسيقي زبان بي كلام شادماني هاي ما، شگفتي ها و عشق ها و ناكامي هاي ماست.
بنابراين اگر در موسيقي امروز ما كمبودهايي احساس مي شود ربطي به خودش ندارد. بلكه موسيقيدان دچار آشفتگي است. اغلب كمبودها در اثر آشفتگي هاي زندگي يك هنرمند است.
هنرمندي كه در قداست نباشد هنرش خوب خلق نمي شود.
هنرمند محتاج از تمنا به دور نيست و وقتي محتاج است خواهش مي كند، تمنا مي كند، تعظيم مي كند و وقتي تعظيم كرد هنرش خردمي شود و وقتي هنرش خردشد ديگر آن قداست را ندارد.
منبع :روزنامه ايران

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 مهر1384ساعت 11:10  توسط حجت ملائی چافی   | 

ربنا با صدای شجریان
برای بسیاری از ایرانیان، افطار بدون ربنا رنگ و بویی ندارد. سالهاست صدای چابک و زیبای شجریان در این ساعات مردم را مجذوب خود می کند.
شجریان در مورد اجرای این اثر که در تیر 1358 ضبط شده می گوید، انگیزه اصلی من در خواندن این دعا تدریس آن به دو هنرجو بوده و در یکی از استودیوهای رادیو ضبط شده که پس از مدتی بدون اجازه از رادیو پخش می شد! و اکنون جزو برنامه های اصلی رادیو و تلویزیون در ماه رمضان است. امروز می خواهیم نگاهی موسیقایی تر به "ربنا" بیندازیم.
ربنای شجریان با پشتوانه آموزشهای دوران جوانی شجریان در زمانی که در محضر پدرش آموزشهای قرآن می دیده شکل گرفته و این قطعه یکی از دعاهایی است که شجریان در آن سالها اجرا کرده لازم به ذکر است که محمد رضا شجریان بارها در جشنواره های داخلی و جهانی قرآن موفق به کسب جوایز برتر این مسابقات شده است. ربنا طبق سنت اجرایی این دعاها روی دستگاههای قرآنی خوانده شده و این قطعه از دستگاه "رست" یا "راست" شروع شده و در خاتمه به دستگاه "عجم" (شبیه به ماهور) مدلاسیون می شود. (نام عجم بر این دستگاه که یکی از دستگاههای هفتگانه قرآنی است، می تواند نشان دهنده عدم وجود چنین دستگاهی در الحان قدیم عربی باشد!)
در این اثر به خوبی می توان تاثیرات شیخ نصرالدین طوبی و شیخ طه الفشی را مشاهده کرد که البته ربنای شجریان بسیار شکیل تر و زیباتر اجرا شده نیز، این اجرا تقریبا" فاقد تحریر است و بجز چند نت، تماما" بوسیله قلط و ویبراسیون اجرا شده که اجرای ماهرانه آن بسیار چشمگیر است.
ربنای شجریان از ابتدا، روی نتهای "سی بمل" و سپس " دو" اوج می گیرد (روی خط حامل کلید سل) و در حوالی این نتها گردش دارد که اجرای آن برای خوانندگان چپ کوک هم آسان نیست! و تا نت "می بمل" به بالاترین نت خود می رسد.(البته ربنایی که از صداوسیما پخش می شود نسخه چندان با کیفیتی نیست و ممکن است دور ضبط بالا یا پایین برده شده و نتها تا حد کمی بالا یا پایین رفته باشد، ولی با این وجود صدای شجریان نشان می دهد که اشکالات دور ضبط زیاد نبوده، پس نتهایی که به آنها اشاره شد حدودی هستند)
"ربنا" در نواری که محمدرضا شجریان با نام "به یاد پدر" ضبط کرده ازسويشرکت فرهنگي هنري "دل آواز "منتشر شده است.
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 مهر1384ساعت 8:58  توسط حجت ملائی چافی   | 

 تولد استاد علی نقی وزیری در مهر ۱۲۶۶ خورشیدی . شاگرد استاد اجل ما مرحوم آقا حسینقلی تار زن و مرحوم استاد درویش خان . بنیانگذار شیوه نو ین تار نوازی و بنیانگذار هنرستان موسیقی و شیوه تدریس منحصر و مطابق با تعلیمات اروپایی . پایه گذار مکاتب موسیقی نوین و نت نویسی و یژه که هنوز در هنرستان و بعض کلاسهای موسیقی اجرا میشود . استاد وزیری سبک متفاوتی در نوازندگی بر پایه اصول نت خوانی رواج دادند که البته با اینکه مبنای ایرانی بودن آن تحت ابهام است اما به لحاظ فرم بندی و حرکات دست روی دسته تار شیوه ای است قابل تامل . از استاد وزیری قطعات جاودانه بسیاری به جای مانده است که اتود های فوق العاده ای برای تمرین دست و بالا بردن توانمندی نوازندگان تار میباشد . استاد وزیری زندگی نامه پر زحمت و رنج و محنتی داشتند و انسانی وارسته [ علیرغم حضور زیاد در مجامع تحصیل اروپایی ] بودند و به صفت ایرانی بودند سخت افتخار میکردند . استاد از عشاق زمانه نیز بودند و وصف و حکایت عاشقی ایشان بسیار مفصل است که نه در حوصله من نویسنده است و نه تو عزیز خواننده . استاد روح الله خان خالقی [ شاگرد ارشد استاد و نویسنده کتابهای هنرستان موسیقی ] در کتاب دوم سرگذشت موسیقی ایران به تفصیل و مشروح تمام حالات و زندگانی ایشان را به روایت تصویر آورده است . کتابی پر مایه و وز ین که بر تارک کتابخانه ایرانیان خواهد درخشید . غالب اساتید موسیقی ایرانی یا مستقیما از ایشان بهره برده اند یا بهره گرفته از سبک و شیوه [ در آموزش ] ایشان هستند . استاد وزیری در سال ۱۳۵۸ پس از تحمل بیماری سخت به دیار دیگر هجرت کردند .

 منبع :پوتين نيوز

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 مهر1384ساعت 8:36  توسط حجت ملائی چافی   | 

آلبوم جدید همایون شجریان با عنوان "نقش خیال" از روز یکشنبه مورخ هفدهم مهرماه به بازار عرضه خواهد شد. تصانیف "توبه شکن" و "دوای دل" و "با سواران" از ساخته های علی قمصری از جمله قطعات اجرا شده در این آلبوم می باشند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 مهر1384ساعت 7:52  توسط حجت ملائی چافی   | 

استاد محمد رضا شجریان در اسپانیا کنسرت می دهد

گروه اساتید با حضور محمد رضا شجریان، پاییز امسال در یک تور موسیقایی، اولین اجرای خود را در اسپانیا برگزار می کند.

به گزارش خبرنگار موسیقی "مهر"، گروه اساتید با حضور محمد رضا شجریان، حسین علیزاده، کیهان کلهر و همایون شجریان در پاییز امسال  اجراهای مختلفی را در خارج از کشور برگزار می کند که اولین اجرای این هنرمندان صاحب سبک، در اسپانیا خواهد بود.

این گروه 8 آبان ماه (30 اکتبر) اولین اجرای خود را با آوای تارحسین علیزاده، کمانچه کیهان کلهر ، تنبک همایون شجریان و طنین صدای محمد رضا شجریان در شهر بارسلونای اسپانیا آغازخواهد کرد.

منبع :مهر
+ نوشته شده در  شنبه 16 مهر1384ساعت 21:6  توسط حجت ملائی چافی   | 


كنسرت‌هاي محمدرضا شجريان براي بازسازي شهر زلزله‌زده بم، دو ميليارد ريال، عوايد به همراه داشته است.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، شجريان با اعلام اين مطلب گفت: اين مبلغ به علاوه مبالغي كه از منابع ديگر تأمين مي‌شود، صرف احداث «باغ هنر» در بم خواهد شد.
شجريان در پاسخ به پرسش خبرنگار «بازتاب»، كه آيا باز هم كنسرتي به منظور كمك به بازسازي بم اجرا خواهد كرد يا خير، گفت: وسعت فاجعه بم به حدي بود كه من با وجود اينكه تصميم گرفته بودم در داخل ايران كنسرتي اجرا نكنم، مصمم شدم در اين‌باره از هيچ اقدامي فروگذار نكنم. لذا برخلاف تصميم خود، كنسرت‌هايي را كه با استقبال بي‌نظير مردم روبرو شد، اجرا كردم، ولي اكنون تصميم ندارم كنسرت جديدي ارايه دهم و ترجيح مي‌دهم براي بم به پروژه‌هاي بلندمدتي كه درآمدزايي كمتري هم داشته باشد، بپردازم.
شجريان گفت: يكي از اين طرح‌ها، عرضه DVD و VCDهاي كنسرت‌هاي اجراشده است كه توسط شركت «دل‌آواز» ـ كه رياستش را پسرم همايون بر عهده دارد ـ به بازار ارايه خواهد شد. در اين طرح، شركت «پاناسونيك» به عنوان اسپانسر با ما همكاري مي‌كنند تا بتوانيم همه درآمدهاي به دست آمده از فروش اين مجموعه‌ها را براي هميشه، صرف ارتقاي فرهنگي و هنري شهر بم كنيم.
وي افزود: هم‌اكنون طرح «باغ هنر» بم كه در 13 هكتار احداث مي‌شود، كامل شده و قرار است در آن يك مدرسه موسيقي به ياد زنده‌ياد ايرج بسطامي احداث شود. همچنين قرار است با همكاري اتحاديه صنف ناشران كتابخانه اين مجموعه نيز راه‌اندازي و تجهيز شود كه در اين رابطه، نيز خانه موسيقي، حدود يك ميليارد ريال جمع‌آوري و اعلام آمادگي كرده است كه به اين پروژه بپيوندد.

+ نوشته شده در  شنبه 16 مهر1384ساعت 20:43  توسط حجت ملائی چافی   | 

 
پس از ورود نت به ایران و تحصیل هنرجویان موسیقی ارکسترهای کوچک با سازهای غربی فعالیت خود را آغاز کردند و مردم ایران برای اولین بار موسیقی چند صدایی را به صورت زنده می دیدند.
در همین حال موسیقیدانان موسیقی ایرانی (که هنوز سنتیزه نشده بودند!) با شنیدن این موسیقی، علاقمند به استفاده از این شگردها، برای استفاده از آن در موسیقی ایرانی شدند؛ چراکه موسیقی پلی فنی موجب تاثیر گذاری بیشتر آن می شد. یکی از سردمداران این خط فکری کلنل علینقی وزیری نوازنده برجسته تار بود که پس از تحصیلات موسیقی کلاسیک در اروپا تصمیم گرفت موسیقی ایرانی را مکتوب و برای ارکستر تنظیم کرده، بطور فراگیر آموزش دهد.
این اقدام وزیری با مخالفت عده ای از موسیقی دانان ایرانی کار و حتی کلاسیک کار! روبرو شد. اهالی موسیقی ایرانی با چند تز وزیری به شدت مخالف بودند؛ که بعضی کاملا" با حسن نیت و بعضی بخاطر خود خواهی هایشان با وزیری درگیر شدند.
دسته اول موسیقی وزیری را باعث از بین رفتن بعضی از سنتهای رایج در موسیقی ایرانی می دانستند که عدم وجود آنها فرهنگ ایران را دچار ضعف می کرد ( در آمریکا و اروپا موسیقی بقدری، جا افتاده و نهادینه شده است که اگر آهنگسازی تمام آثارش را با خط نتی شخصی و با سازهای ابداعی اجرا کند، غول موسیقی رسمی آسیبی که نمی بیند هیچ! تجربه ای هم کسب می کند! ولی متاسفانه همیشه بقدری موسیقی و فرهنگ در ایران در معرض خطر بوده که اگر یک آهنگساز فقط یک قطعه را با علامتی ابداعی نت نویسی کند، فرهنگ نت خوانی که هنوز در ایران نوپاست! ضربه ای سنگین می خورد…)
دسته دوم هم که تشکیل شده بودند از یک عده انسان بی هنر و فرصت طلب که هنرمحتاج آنها نبود و آنها بوسیله هنر به نان و نوایی رسیده بودند و نت شدن موسیقی را باعث کسادتر شدن بازار شاگرد می دانستند و اتفاقا" آنها هم غم فرهنگ را بهانه می کردند! در مورد این گروه ناگفته بسیار است و هنوز مواضع آنها و خواسته های واقعی آنها به طور دقیق مورد تجزیه تحلیل قرار نگرفته (شاید دلیلش، وابستگی بعضی از این به اصطلاح اساتید به گروه های سیاسی وابسته به انگلیس و فرانسه مثل فراماسونر ها باشد که ... بگذریم! )
با این حال همچنان وزیری بکار خود با قدرت و ضعفهایی مشغول بود و با وجود ضبط صوت و فیلم، نیازی به کپی کاری آثار گذشتگان نمی دید!.
وزیری به تعلیم موسیقی تلفیقی شرق و غرب در هنرستان پرداخت و روز به روز به تجربیات خود و همفکرانش افزوده می شد؛ حتی بعضی از پیشنهادات او از طرف هم مکتبانش اصلاح و بعضی رد شد.(مثل تار سوپرانو که وجود آن توسط حسین دهلوی غیر موثر معرفی شد.)
Vaziri
وزیری در کهنسالی
اولین انتشار پارتیتور در ایران توسط حسین دهلوی بود که در سال ۱۳۳۲اولین اثر خود "سبکبال" را برای ارکستر تلفیقی سازهای ایرانی و غربی تصنیف کرده بود. این حرکت دهلوی باعث شد آهنگسازان دیگر هم به فکر انتشار آثار خود برای ارکستر بپردازند، ولی بخاطر کمبود ارکسترهای بزرگ کمتر مورد استقبال قرار می گرفت و ناشران در سرمایه گذاری برای انتشار این دست پارتیتورها دچار تردید می شدند!
پس از انقلاب با قدرت گرفتن گروه های موسیقی ایرانی که تا حدی تحت تاثیرات شرایط اجتماعی که تحرک و تغییرات شدیدی کرده بود، موسیقی خاصی از موسیقیدانان ایرانی متداول شد که بسیار کنترپوانیک و حماسی بود. این اتفاق در گروه هایی که قبل از انقلاب مونوفونیک می نواختند هم به شدت رایج بود، حتی گروه هایی هم که از قبل از انقلاب اصطلاحا" تنظیم شده می نواختند، مانند گروه پایور، آثاری را با تنظیمی متفاوت ضبط کردند که نشان از قدرت این جو اجتماعی و تاثیر آن بر موسیقیدانان ایران دارد.
"از خون جوانان وطن" با صدای محمدرضا شجریان، آهنگ از عارف قزوینی، تنظیم از فرامرز پایور (از آلبوم "راز دل):
audio fileاز خون جوانان وطن
این شیوه تنظیم موسیقی و حتی بسیاری از این آثار، پس از چند سال و با فروکش کردن فضای هیجان انگیز اوایل انقلاب رو به فراموشی گذاشت! همچنین نبود پارتیتوری از این آثار و نیز جلوگیری از انتشار بعضی از این قطعات موجب شد تقریبا" نسل جدید هنرجویان موسیقی این آثار را که بسیار کمیاب بود، فراموش کنند.
در صورتی که اینگونه ارکستراسیون در موسیقی ما مورد توجه قرار گرفته بود، آهنگسازان این سبک خود خواسته، به فراموشی این آثار کمک کردند! شاید دلیل این موضوع احساس گناه برای شعارهای نهفته در اشعار این قطعات بود! (چند تن از آهنگسازانی که در آهنگهای اول انقلاب شعار " مرگ بر آمریکا" دادند، چند سال بعد، آمریکا را برای زندگی انتخاب کردند!)
با این حال زیبایی این قطعات همراه با احساسات پرشور انقلابی، هنوز این آهنگها را جذاب و سرزنده نگه داشته.
"رزم مشترک" با صدای محمدرضا شجریان و آهنگسازی پرویز مشکاتیان :
audio fileرزم مشترک
"برادر بی قراره" با صدای محمدرضا شجریان، آهنگساز محمدرضا لطفی :
audio fileبرادر بی قراره (ادامه دارد ...)


+ نوشته شده در  شنبه 16 مهر1384ساعت 17:21  توسط حجت ملائی چافی   | 

 
fereidoun naseri
فریدون ناصری
فریدون ناصری رهبر دائم ارکستر سمفونیک تهران جمعه هفدهم تیر ماه در بیمارستان مدائن تهران درگذشت. وی در سال 1369 در مراسمی که به مناسبت بزرگداشت مرتضی حنانه رهبر و دوست دیرینه او، برگزار شده بود، برای اولین بار هدایت ارکستر سمفونیک تهران را به دست گرفت.

عمده فعالیت فریدون ناصری قبل از انقلاب آهنگسازی فیلم و تنظیم موسیقی، همچنین رهبری ارکستر"نکیسا" در رادیو و همکاری با مرتضی حنانه بود. اگرچه ناصری از اطلاعات موسیقی بالایی برخوردار بود و کتابهایی هم به انتشار رسانده بود ولی متاسفانه کمتر از این منظر مورد توجه اهل موسیقی قرار گرفت.
ناصری در زمینه موسیقی ایرانی هم پیش از انقلاب فعالیتهای داشت و با گروه "سماعی" برنامه هایی را به اجرا گذاشت؛ اهل موسیقی در CD "خزان" با صدای محمدرضا شجریان (که به صورت غیر رسمی در ایران منتشر شد) قسمتهایی از این دست آثار او را که بازسازی تصانیف و قطعات گذشتگان است، شنیده اند. همچنین ناصری پیش از انقلاب نیز دستی در پژوهشگری موسیقی نواحی داشت.
ناصری که بخاطر ضعف جسمانی، چند سالی بود که قادر به رهبری ارکستر نبود و ارکستر سمفونیک تهران اغلب از رهبران میهمان استفاده می کرد. حتی ایرج صهبایی وقتی به عنوان رهبر ثابت به فعالیت می پرداخت هنوز از فریدون ناصری به عنوان مدیر هنری و رهبردائم یاد می شد.
ارکستر سمفونیک تهران که به ندرت برنامه اجرا می کند، در این فصل به شکل قابل توجهی پرکار بوده، مخصوصا" دو برنامه موفق به رهبری علی رهبری و شهداد روحانی که مورد استقبال بسیاری از علاقه مندان موسیقی کلاسیک قرار گرفت.
فریدون ناصری این عنوان را تا آخرین روز حیات خود حفظ کرد. در بروشور کنسرت
علی رهبری در 24 و 25 خرداد هم نام و هم بیوگرافی این هنرمند قید شده بود، همچنین علی رهبری قبل از شروع این برنامه فریدون ناصری را به روی سن دعوت کرد و با سخنانی از کوشش و پایداری ایشان در این چند سال تقدیر نمود .
ناصری که به سختی سخن می گفت به کمک علی رهبری روی سن آمد و از مشکلات ارکستر در زمانی که به گفته او" ارکستر 7 سولیست داشته و بقیه نوازندگان حرفه ای نبودند" گفت. ناصری در پایان با چشمانی اشک آلود در میان تشویق شدید حضار سن تالار رودکی را برای آخرین بار ترک کرد.

+ نوشته شده در  شنبه 16 مهر1384ساعت 17:13  توسط حجت ملائی چافی   | 

همكاري "محمد رضا شجريان" و "فرهنگ شريف "

"استاد محمد رضا شجريان" و "استاد فرهنگ شريف" در قالب يك آلبوم با هم همكاري مي كنند.

"فرهنگ شريف "، آهنگساز و نوازنده تار، در گفتگو با خبرنگار گروه هنر ايلنا با بيان اين مطلب ، گفت : طي مذاكراتي كه با" محمد رضا شجريان" انجام شده ، قرار است در آينده در قالب يك آلبوم با هم كار مشتركي را انجام دهيم.در اين آلبوم ، احتمالا چند تا از آهنگ هاي من جاي مي گيرد و در بخش ديگر آن همنوازي ساز و آواز خواهد بود كه البته شكل كلي كار هنوز قطعي نشده است.
وي در ادامه از انتشار آلبوم عاشقانه ها خبر داد و گفت : اين آلبوم كه از طريق "آواي باربد" به بازار موسيقي عرضه شده، شامل 3 كاست و 2 CD است كه با تمام كارها متفاوت است. هم چنين روي هر نوار ، 2 دستگاه كار شده است.
"شريف" تصريح كرد : اين سه كاست شامل 6 دستگاه شور، اصفهان ، چهارگاه ، ابوعطا ، دشتي و ... است كه چند روز گذشته در بازار موسيقي منتشر شده است.
اين نوازنده تار در خاتمه خاطر نشان كرد:" آلبوم عاشقانه ها" از طريق" آواي باربد "منتشر شده است.
منبع خبرگزاري کار
+ نوشته شده در  شنبه 16 مهر1384ساعت 15:20  توسط حجت ملائی چافی   | 

    Jalil Shahnaz
    استاد جلیل شهناز
جلیل شهناز را می توان به جرات بنیانگذار سبکی در تارنوازی نامید که در دوران حکومت مکتب تهران بر موسیقی ایرانی، تار ملیح مکتب اصفهان را به اوج شکوفایی خود در پایتخت رساند. دورانی که بعد از تاثیرات استاد وزیری با پیش زمینه بزرگانی چون آقا حسینقلی و درویشخان، قدرت نوازندگی در قوت مضراب و سرعت پنجه خلاصه می شد، نوعی تارنوازی در اصفهان و از خاندان هنر پرور شهناز شروع شد که با نبوغ جلیل شهناز (پسر کوچک خانواده) به اوج زیبایی و شکوه خود رسید.

شهناز تار را به گونه ای معرفی کرد که تکنیک صرفا" منحصر به درابها و ریزهای قوی و نیز پاساژهای سریع خلاصه نمی شد، بلکه مالش، ویبراسیونها (روی سیم و خرک)، پنجه کاری استفاده از تمام قسمتهای مضراب خور تار از خرک تا روی نقاره، اجرا دستگاهها با کوکهای متنوع نیز بخش عمده ای از تکنیک نوازندگی تار را تشکیل می داد. با ملاحظه سطحی بر شیوه نوازندگی استاد شهناز اولین نکته ای که به ذهن متبادر می شود، سادگی و ایجاز جملات و نیز روانی تحریر ها و آواز می باشد ولی با بررسی دقیق و همه جانبه در فن نوازندگی ایشان، سادگی و روانی شکل دیگری برخود می گیرد.

audio file همنوازی جلیل شهناز، جهانگیر ملک و جواد معروفی

به عبارت دیگر نغمات در عین سهولت ظاهری از لحاظ تکنیکی بسیار مشکل و حتی گاهی (در اجرا) غیر ممکن است و این مصداق بارز امری است سهل و ممتنع از اینرو آمیختگی غیر محسوس مفاهیمی چون سهولت و دشواری، ایجاز و پختگی، لطافت و صلابت در تار استاد، باعث شده عده ای ساده انگارانه از کنار عظمت هنر این شهسوار تار عبور کنند و با بکار بردن اصطلاحاتی چون شیرین نوازی، موسیقی عامیانه گلستان همیشه خوش شهناز را در حد گلبنی پنج شش روزه تنزل دهند.

دوران تار نوازی استاد جلیل شهناز را می توان به سه بخش عمده تقسیم کرد: بخش اول زمانی است که استاد در جوانی و در اصفهان خلاقیت و استعداد خود را شهره همگان کرده بود.

برنامه های متعدد به همراه استاد حسن کسائی و با آواز خوانندگان مشهور آن زمان مثل تاج اصفهانی، ادیب، طاهرپور در رادیو اصفهان و اجراهای خصوصی فراوان با این اساتید خود دلیلی بر مدعی است. اصولا" روش نوازندگی استاد در این زمان متاثر از الگوی متداول تارنوازی در آن عصر بوده که البته ایشان این الگو را اندکی با ملاحت اصفهان ادغام کرده بودند. 

با سفر استاد به تهران و اقامتشان به عنوان کارمند افتخاری شهرداری بخش دوم از زندگی هنری استاد شروع شد. این زمان مصادف بود با پخش برنامه های تخصصی موسیقی از رادیو و تلویزیون که جلیل شهناز از تکنوازان بی بدیل این دوران بودند. امکانات ضبط و استودیو های تازه به خدمت گرفته رادیو تلویزیون این فرصت را به ایشان داد تا بتوانند با پنجه و مضراب سحر آمیز خویش دل هر شنونده و بیننده ای را سحر کنند.
ضبط برنامه های فراوان و نیز کنسرت های مختلف با نوازندگان و خوانندگان معروف آن عصر در تهران حاصل این دوران است.

بطور کلی عوامل محیطی و اجتماعی و نیز همراهی با هنرمندان و بزرگان آن دوران شرایطی را برای استاد رقم زد که تاثیری بس عمیق در شیوه نوازندگی وی ایجاد کرد. در این سالها دیگر آن ریزها، درابها و چهار مضرابهای سرعتی (مانند گذشته) خبری نبود و اینها همه جای خود را به ویبراسیونهای متعدد روی سیم و خرک و نیز مالشها و پنجه کاریهای مسحور کننده و کلا" طمائنینه انتقال فراوان احساسی داده بود. تنوع مضراب در آواز و چهارمضراب، کوکهای بدیع، خلق فی السائه ملودی و استفاده از هزاران هزار نکته و ظرایف تکنیکی در تار که تنها از دست جادویی جلیل شهناز ساخته است از خصوصیات بارز این دوران می باشد. بدون شک همین بخش از زندگی استاد باعث جاودانگی و کمال هنری قله تار ایران گردید.

audio file قطار (بیات ترک - جلیل شهناز و محمد اسماعیلی)

دوران سوم هنری استاد مصادف بود با توقف برنامه های موسیقی رادیو و تلویزیون که پراکندگی اساتید موسیقی را در بر داشت.

اجرای کنسرت با مشکلات فراوان روبرو و به دلیل شرایط اجتماعی حاکم موسیقی ما محدود به آهنگهای انقلابی و میهنی شده بود؛ و این وضع با روحیه تغزلی جلیل شهناز همگونی نداشت؛ خصوصا" جنگ!

با این وجود نمونه هایی که در این دوران مخصوصا" در اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 از ایشان سراغ داریم نشان از اوج کمال و پختگی این شاهناز هنر جلیل موسیقی است.

تکنوازی و دونوازی بهمراه تنبک در داخل و خارج از کشور، ضبط کاستهای مختلف چه بصورت تکنوازی یا جواب آواز، کنسرت بهمراه گروه اساتید (گروهی که تمام اعضای آن به معنای واقعی استاد بودند) به سرپرستی استاد فرامرز پایور بخشی از زندگی باشکوه هنری استاد شهناز را در این دوران تشکیل می دهد.

آخرین اجرایی که از استاد شهناز پخش شده مربوط است به همایش چهره های ماندگار و به درخواست دست اندرکاران این برنامه ایشان به نوازندگی پرداختند که با وجود ضعف جسمانی و عدم آمادگی قبلی هنوز نشانه هایی از نبوغ و تسلط ایشان در نوازندگی به چشم می خورد.

آن نه روی است که من وصف جمالش دانم
این حدیث از دگری پرس که من حیرانم          ( علی نجفی ملکی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 مهر1384ساعت 22:33  توسط حجت ملائی چافی   | 

هنري ترين و دروني ترين مرد هنر هم روزگار ما

اشراف و احاطه فرهنگ فر بر چندين هنر موسيقي، شعرو طنز، خوشنويسي و ... از او موجوديتي ساخته بود در زمره نوابغ به زعم آشفته نموني و شوريده گوني هايش، به فرد در مصاحبت و مجالست مجال كسب جمعيت خاطر و اخذ توجه وافر مي داد

021822.jpg

هفته گذشته سالگرد تولد هنرمند كم مانند سنت موسيقي ايراني، مرحوم استاد ناصر فرهنگ فر بود. مقاله عليرضا پوراميد كه در پيش رو داريد به وجوهي از اين چهره اخلاقي هنرمند و هنرشناس ايران پرداخته است كه هنوز ياد و خاطره او زنده است و يكي از معدود نوشته هاي محمدرضا شجريان درباره او پيشتر در روزنامه همشهري چاپ شده. ياد استاد فرهنگ فر را گرامي مي داريم.
او به روايتي ايراني ترين موسيقيدان معاصر و در بياني ديگر هنري ترين مرد موسيقي ايراني با توجه به ابعاد گسترده معرفتي - رفتاري هنر ايراني بود. اشراف و احاطه فرهنگ فر بر چندين هنر موسيقي، شعرو طنز، خوشنويسي و ... از او موجوديتي ساخته بود در زمره نوابغ به زعم آشفته نموني و شوريده گوني هايش، به فرد در مصاحبت و مجالست مجال كسب جمعيت خاطر و اخذ توجه وافر مي داد.
مقوله آموزش هنر ايراني به ويژه موسيقي بحث گسترده و متنوعي است و حتي گاه محل نزاع و مكان مناقشه به نظر مي آيد ولي قطعا بدون طرح مقدمات و پيش زمينه هاي مفصل و آشنايي با پايه ها و عدم ارايه شواهد و بينات به هنگام بيان نتيجه و مقصود، گوينده را به مخالفت با اصول علمي و گزافه و ياوه و همچنين تعصب و شيفتگي نامعقول، متهم خواهد ساخت.
فقط به اجمال مي توان گفت كه آموزش هنر ايراني، بيشتر مبتني بر اشراق و انگيزش قريحه و ذوق در بستر ذات است و كمتر بر روش ها و شيوه هاي مدرسي و آكادميك و مكتوب كلاسي يا تئوري پردازانه اتكا دارد. هنر ايراني در اوج خود شهودي است تا حصولي و به همين دليل است كه در آكادمي هاي هنري چه قديم و چه امروز كمتر شاهد بروز و ظهور شاعر و نقاش و آوازه خوان و خوشنويس و ... در اندازه آرماني و با متر و معيار كامل هنر ايراني بوده ايم كه صد البته اين موضوع نه انكار ضرورت و لزوم آموزش و علم است و نه تكذيب تاثير روش هاي امروزين در امر آموزش. ناصر فرهنگ فر از معدود هنرمنداني بود كه بايد به اصطلاح اهل دل با او مي نشستي و همدل و همدم دل مي دادي و نفس در نفسش، هنر را تنفس مي كردي و نوازندگي را زندگي، با او خط را به حظ مي نشستي و شعر را نوش مي كردي قلندرانه زيستن را و قندواره گفتن را. بي قيد غنودن و بي بند و كمند، دل ربودن، از جلوه ها و جذبه هاي همنشيني با او بود. نه شادخواري هايش كامجويي و نه اشتهارش نامجويي، او بي تقصير و ناخواسته هنري مردزاده شده بود و به راستي دست خود او نبود بدون اينكه بخواهم از تلاش ها و كوشش هايش از پوست بر گلدان كشيدن ها و در تنگناها فرصت ساختن ها و ... ساده بگذرم اما مي دانند آنان كه با او محشور و در حضور بودند كه آنچه از او سر مي زد تا چه ميزان دروني و خصوصي يا اختصاصي و تا چه حد برخلاف معمول ها و برخرق عادت ها بود و ... به هنر خوشنويسي او پرداخته ام و در پي مي آيد كه در مقابل وجه پررنگ تمبك نوازي او مغفول مانده.
 
                
اشارت اشتياق بي قراري بر رخ دوست هجوم بوسه انگشت ناصر بر تن پوست خوشنويسان را سلوكي است خوش و خوشي نويسي را حال و هوايي كه يا بر خويش مي خواند در آوازي بلند، سوختگان را يا مي گدازد و مي سوزاند پختگان را.
هر آن كو در اين وادي گام نهاد، بر خام انديشگي و كام پيشگي، دام نهاد. اهل نان و ناز و نام در اين ساحت سپيدجان سياه فام، يا رفتن را پاي نيست يا جز دل كندن و وارستن، رهنماي نيست و شگفتا ني و طرفه نايي كه ني بر لب نايي با سوراخ چشم هايش بر تو سخن مي گويد و در دست خوشنويس سفره باز مي كند و چه زيباست نغمه دلنواز دويدن قلم بر كاغذ كه قدما صريرش نام نهادند.
نامه اي دارم بهار انشا كه طبع بلبلش‎/ چون صريرخامه پيش از خط غزلخواني كند بيدل
و ني در نوشتن و نواختن هر دو، از سازهاي كششي است و از رازهاي آتشي و ناصر فرهنگ فر از سلاله هنرمندان چند عطره اي به شمار مي آيد كه نواختن و نوشتن در مجموعه هنرها و محاسن چندگونه آنان، برجستگي و خجستگي ديگري دارد و ادامه و استمرار نسل لاينقطع درويش عبدالمجيد طالقاني شكسته، ميرزا غلامرضا اصفهاني، برادران ميرخاني، ابراهيم بوذري طالقاني كرودي، محمدرضا شجريان و ... سياوشاني كه بارها و بسيارها تازيانه هاي تكفير و تفسيق و تحقير را بر تن تبدار خويش با ترفند ترانه و تبسم، تحمل پذير ساختند و از آتش تهمت و تهديد با سمند توكل و تسليم برون جستند.
دوستان و نزديكان بارها از او شنيدند اين بيت را كه:
هنرمند، شمعي است افروخته‎/ كه تا چشم برهم زني، سوخته 
او سوخته جاني كه روح در جپسم اش بي قراري مي كرد و تنگي دنيا و تنگدلي ها را با ذوق و طنز، گاه به سخره مي گرفت وگاه به سكون مي گذشت وقتي درياي درون او فراتر از سبوي جسم به تلاطم مي آمد شور و نشوري بر مي انگيخت كه در سرايش شعر، نگارش خط يا نوازش تمبك جلوه گري مي كرد. او به راستي هنري ترين و دروني ترين مرد هنر هم روزگار ما بود.
 
       روحش شاد و خدايش بيامرزاد
+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 مهر1384ساعت 22:9  توسط حجت ملائی چافی   | 

ربنا با صدای شجریان
برای بسیاری از ایرانیان، افطار بدون ربنا رنگ و بویی ندارد. سالهاست صدای چابک و زیبای شجریان در این ساعات مردم را مجذوب خود می کند.

شجریان در مورد اجرای این اثر که در تیر 1358 ضبط شده می گوید، انگیزه اصلی من در خواندن این دعا تدریس آن به دو هنرجو بوده و در یکی از استودیوهای رادیو ضبط شده که پس از مدتی بدون اجازه از رادیو پخش می شد! و اکنون جزو برنامه های اصلی رادیو و تلویزیون در ماه رمضان است. امروز می خواهیم نگاهی موسیقایی تر به "ربنا" بیندازیم.
ربنای شجریان با پشتوانه آموزشهای دوران جوانی شجریان در زمانی که در محضر پدرش آموزشهای قرآن می دیده شکل گرفته و این قطعه یکی از دعاهایی است که شجریان در آن سالها اجرا کرده لازم به ذکر است که محمد رضا شجریان بارها در جشنواره های داخلی و جهانی قرآن موفق به کسب جوایز برتر این مسابقات شده است. ربنا طبق سنت اجرایی این دعاها روی دستگاههای قرآنی خوانده شده و این قطعه از دستگاه "رست" یا "راست" شروع شده و در خاتمه به دستگاه "عجم" (شبیه به ماهور) مدلاسیون می شود. (نام عجم بر این دستگاه که یکی از دستگاههای هفتگانه قرآنی است، می تواند نشان دهنده عدم وجود چنین دستگاهی در الحان قدیم عربی باشد!)
در این اثر به خوبی می توان تاثیرات شیخ نصرالدین طوبی و شیخ طه الفشی را مشاهده کرد که البته ربنای شجریان بسیار شکیل تر و زیباتر اجرا شده نیز، این اجرا تقریبا" فاقد تحریر است و بجز چند نت، تماما" بوسیله قلط و ویبراسیون اجرا شده که اجرای ماهرانه آن بسیار چشمگیر است.
ربنای شجریان از ابتدا، روی نتهای "سی بمل" و سپس " دو" اوج می گیرد (روی خط حامل کلید سل) و در حوالی این نتها گردش دارد که اجرای آن برای خوانندگان چپ کوک هم آسان نیست! و تا نت "می بمل" به بالاترین نت خود می رسد.(البته ربنایی که از صداوسیما پخش می شود نسخه چندان با کیفیتی نیست و ممکن است دور ضبط بالا یا پایین برده شده و نتها تا حد کمی بالا یا پایین رفته باشد، ولی با این وجود صدای شجریان نشان می دهد که اشکالات دور ضبط زیاد نبوده، پس نتهایی که به آنها اشاره شد حدودی هستند)
"ربنا" در نواری که محمدرضا شجریان با نام "به یاد پدر" ضبط کرده منتشر شده است.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 مهر1384ساعت 20:18  توسط حجت ملائی چافی   | 

چندی دیگر سالگرد خلق سرود جاویدان و ملی " ای ایران " است. این ترانه دقیقا در 27 مهرماه سال 1323 در تالار دبستان نظامی متولد شد . شعر این سرود توسط حسین گل گلاب که استاد دانشگاه تهران بود سروده شد. در اين شصت سال، سرودهاى بسيار ساخته و پرداخته شده ولى «اى ايران» همه آنها را پس زده و آنچنان صدرنشين شده كه با وجود مخالفت هاى گاه به گاه حكومت ها، عملاً به سرود فراگير ملى تبديل شده است.

گل گلاب خود انگيزه سرودن «اى ايران» را مشاهده منظره اى در خيابان مى داند كه رگ و پى او را تكان داده است. در سال ،۱۳۲۳ زمان اشغال ايران از سوى متفقين از خيابان هدايت در تهران عبور مى كرده كه ديده يك سرباز آمريكائى مشغول كتك زدن يك بقال ايرانى است. -روايت ديگرى از زبان گل گلاب از مشاهده بدرفتارى سربازان آمريكائى با زنان و دختران در خيابان مى گويد- قضيه هرگونه كه بوده، آرامش درونى گل گلاب را به هم ريخته و او دقايقى بعد در دفتر انجمن موسيقى ملى- در خيابان هدايت- به ديدار خالقى رفته و ماجرا را بازگفته و او را نيز متأثر ساخته است. نتيجه اين تأثير و تأثر اين بوده كه بايد با سرود به جنگ دشمن رفت. دست كم با اين كار مى توانسته اند مردم صبور سر به راه و خاموش را برانگيزانند. چنين نيز شده است. گل گلاب مى گويد اين سرود از همان نخستين اجرا "در تقويت روحيه ايرانيان در آن دوران تأثرانگيز" بسيار كارگر افتاده است. یکی از ویژه گیهای منحصر بفرد این سرود استفاده از لغات فارسی میباشد و در آن از هیچ لغت غیر فارسی و یا عربی استفاده نشده ! و با لحنی دلنشین و عامیانه پیغامی بزرگ را برای تمام اقشار چه کوچک و چه بزرگ میرساند.

  

آهنگ این سرود درآواز دشتی توسط روح الله خالقی خلق شد و با توجه به فضای حماسی و با بهره گیری از نغمه های بختیاری این سرود تنظیم گشت.در اجرای نخست این سرود با کر خوانده شد ولی در ده بعدی توسط استاد غلامحسین بنان و نیز اسفندیار قره باغی به صورت تک خوانی نیز اجرا گردید. در سالهای اولیه انقلاب اسلامی ایران به عنوان سرود ملی از رادیو و تلویزیون پخش میشد ولی پس از چندی سرود جدیدی جای آن را گرفت. گویند اولین سرود ملی در زمان ناصرالدین شاه و با نام " سلام شاهی" اجرا شد واین سرود بی کلام بوده و توسط یک ژنرال نظامی فرانسه و در مدرسه دارالفنون تهیه شد.

نویسنده : فرزاد میربشیری

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 مهر1384ساعت 17:9  توسط حجت ملائی چافی   | 

 Faramarz Payvar
فرامرز پایور
مرگ حبیب سماعی (استاد بزرگ سنتور) در سال 1325، ضربه جبران ناپذیری بر پیکره موسیقی ایرانی و همینطور ساز سنتور وارد ساخت و از آن به بعد بود که دوران رکود این ساز آغاز شد. دیگر سنتورنواز چیره دستی وجود نداشت که بتواند راه وی را ادامه دهد زیرا همه آنها کم مایه و کم تجربه بودند. بله مرگ حبیب مصادف شد با مرگ سنتور! در این زمان استاد ابوالحسن صبا (که از شاگردان سماعی بود)، آینده این ساز و همینطور موسیقی ایرانی را در خطر دید و در این راه اقدام به پرورش چندین شاگرد نمود.

سال 1328 نوجوانی 17 ساله به قصد یادگیری سنتور به خانه استاد صبا می رود و استاد نیز به گرمی او را می پذیرد و این آغازگر سالها دوستی و همکاری بین آنها بود. چه کسی فکر می کرد که زمانی همین نوجوان جای حبیب سماعی را بگیرد و آینده موسیقی ایرانی را تغییر دهد.

فرامرز پایور در 21 بهمن ماه 1311 در تهران دیده به جهان گشود. پدرش استاد زبان فرانسه و نقاش بود و همچنین معرف وی به استاد صبا. پدربزرگش، مصورالدله نیز نقاش مخصوص دربار قاجار بود که آثارش را در کاخهای گلستان و صاحبقرانیه نگهداری می کنند. این دو، ویولن و سنتور را خوب می نواخنتد و با استادان زمان خود معاشرت داشتند. استاد پایور در چنین خانواده ای رشد و تکامل یافت. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در دبستان عسجدی و درالفنون تهران به پایان برد، در سال 1331 به خدمت نظام رفت و در سال 1332 به خدمت وزارت دارایی درآمد. در سال 1333، حسین دهلوی از وی دعوت کرد تا در قطعه « audio fileدئو سنتور» (در سه گاه از ساخته های خود) در کنار داریوش صفوت به نوازندگی بپردازد. در سال 1334 وی قطعاتی از علینقی وزیری را در حضور خود او اجرا کرد و در همین دوران بود که وی اولین قطعه کامل خود را به عنوان « audio file ترانه » (در ماهور) ساخت و یک سال بعد از آن نیز برای مسابقه سنتور از طرف جامعه لیسانسیه های دانشسرای عالی، انتخاب شد. وی در مدت 6 سال، تمام ردیف موسیقی ایرانی را فراگرفت و پیشرفت و استعدادش در کار چنان زیاد بود که بارها توانست در کنار استاد خویش به ضبط در رادیو و اجرای کنسرتهای متعدد بپردازد.

قطعه audio file «گفتگو» که استاد پایور آن را در سال 1335 برای سنتور و ویلون در شور نوشته بود، در همان سال بوسیله سنتور خودش و ویولن استاد صبا ضبط شد. ساخت این قطعه در 24 سالگی، نشانه ذوق و نبوغ سرشار وی و همینطور تسلط کافی بر ردیف موسیقی است. همچنین صفحه ای در دشتی از آن دوران باقی مانده است که استاد پایور در آن به تکنوازی می پردازد و سپس به همراهی ویولن استاد صبا قطعه «تمرین دشتی» (از ساخته های صبا) را اجرا می کند که در آنجا نیز بسیار زیبا و لطیف ساز زده است.

audio file به قسمت تکنوازی سنتور صفحه دشتی گوش کنید.

آثار به بجا مانده از این دوران، کاملا مهارت وی را در سنتورنوازی به اثبات می رساند. استاد پایور بوسیله استاد صبا با حسین تهرانی آشنا شده و از آن به بعد همکاری چندین و چند ساله آنها آغاز می شود. پس از مرگ استاد صبا در 29 آذرماه 1336، پایور اداره تمامی کلاسهای سنتور استاد صبا را بر عهده گرفت و شاگردان بسیاری نیز پرورش داد. وی به آموخته های موسیقایی خود در این حد قناعت نکرد و در کنار آموزش، به یادگیری و تکمیل کردن آموخته های خود از قبیل ردیفهای میرزاحسینقلی و میرزا عبدالله نزد استادانی چون: نورعلی برومند، عبدالله دوامی، رکن الدین مختاری و موسی معروفی مبادرت ورزید. در همین دوران بود که میراث به جای مانده موسیقی ایرانی را ثبت و به نت درآورد و آن را از خطر نابودی نجات داد. پس از تاسیس تلوزیون در سال 1337، دست به اجرای برنامه های زنده تکنوازی و همنوازی در این رسانه گروهی کرد که در زمان خود گام مهمی برای جلب بیشتر توجه مردم به موسیقی ملی بود. وی در دی ماه 1340، اولین کتاب آموزشی خود را به عنوان «دستور سنتور برای مبتدیان» منتشر نمود که با استقبال زیادی نیز مواجه شد. پایور در این کتاب بیشتر به آموزش اتودهای سنتورنوازی پرداخت تا اجرای آهنگها مختلف.

Payvar, Saba, Sadeghi
ابوالحسن صبا، فرامرز پایور، علی اصغر بهاری و حسین تهرانی1335
پایور در سال 1342، برای تحصیل زبان به انگلستان رفت و پس ازگذراندن دوره ای سه ساله، موفق به دریافت درجه تخصصی زبان انگلیسی از دانشگاه کمبریج شد. در اواخر همین دوره تحصیلی، چند برنامه تکنوازی سنتور به همراه سخنرانیهایی در معرفی موسیقی ایرانی در دانشگاههای لندن و کمبریج اجرا کرد و به قول خودش، تحصیل زبان انگلیسی را به خدمت موسیقی ایرانی گرفت. پس از تاسیس وزارت فرهنگ و هنر، پایور ارکستر سازهای ملی (ارکستر فرهنگ و هنر) را تشکیل داد. تکنوازان این گروه فرامرز پایور (سنتور)، هوشنگ ظریف (تار)، رحمت الله بدیعی (کمانچه) و حسن ناهید (نی) بودند. با تاسیس تالار رودکی در سال 1346، فعالیتهای اجرایی استاد پایور و بخصوص این ارکستر افزوده شد وی بسیاری از آثار گذشتگان (از قبیل: درویش خان، سماع حضور، عارف، شیدا، رکن الدین مختاری، امیرجاهد، صبا و...) را با ذوق و سیلقه خاص خود تنظیم و همراه با خوانندگان معروف آن زمان اجرا و ضبط کرد. تمامی آثار ضبط ضبط شده در این دوران، به همراهی تمبک استاد حسین تهرانی بوده است. این دو استاد سالها با هم همکاری کردند و پیامد این همکاری ضبط آثار بسیار زیبا و به یاد ماندنی از قبیل برنامه هایی در شور، دشتی، افشاری، بیات ترک، بیات اصفهان، ابوعطا و... بوده است.

وی در سال 1347 از وزارت دارایی به وزارت آموزش و پرورش (سازمان مبارزه با بیسوادی) منتقل شد. پس از برگزاری جشنهای هنر شیراز از سال 1348، وی هر سال به اجرای برنامه های متعدد تکنوازی، دونوازی و گروه نوازی پرداخت که همیشه با استقبال بالای مردم روبرو می شد. از اولین برنامه های وی در می توان به سه نوازی به همراه حسین تهرانی و جلیل شهناز در سال 1348 و همینطور برنامه دونوازی با استاد تهرانی در سال 1349 اشاره کرد.

پایور در این زمان قطعات متعددی نیز از جمله پیش درآمد، چهارمضراب، تصنیف و رنگ ساخت که هر کدام به نوبه خود کم نظیر هستند و اغلب آنها را به صورت تکنوازی و یا گروهی اجرا کرد. وی در اردیبهشت ماه 1351، دومین کتاب خود را با عنوان «سی قطعه چهارمضراب برای سنتور» منتشر نمود که بهترین و کامل ترین کتاب از نظر چهارمضراب بود. استقبال از این کتاب چنان زیاد بود که حتی به چاپ دوم در سال 1359 انجامید. ( به قسمتی از چهارمضرابهای audio file عشاق دشتی و audio file بیداد همایون گوش کنید)

پس از مرگ حسین تهرانی در 7 اسفند ماه 1352، استاد پایور یار دیرینه خود را از دست می دهد و از آن پس با بهترین شاگرد او، یعنی محمد اسماعیلی شروع به همکاری می کند. وی برای بزرگداشت نام آن استاد یگانه، قطعه ای به نام «به یاد حسین تهرانی» برای ارکستر سازهای ملی و گروه تمبک، ساخت که نمونه بسیار جالبی از خلاقیت استاد است. این قطعه با تنظیم استادانه وی در همان سال در تالار رودکی بوسیله ار کستر پایور اجرا شد که فیلم آن نیز موجود است.

Faramarz paivar
فرامرز پایور
استاد پایور به دلیل اینکه نمی توانست در همه جا از ارکستر مخصوص خود استفاده کند، به فکر احیای دوباره گروه اساتید افتاد. گروهی که استاد پایور آن را حتی قبل از ارکستر خود تشکیل داده بود. اعضای این گروه در ابتدا، اصغر بهاری (کمانچه)، جلیل شهنار (تار)، حسین تهرانی (تمبک)، فرامرز پایور (سنتور) و حسن ناهید (نی) بودند که کنسرتهای زیادی نیز از جمله کنسرت سه گاه به همراه آواز عبدالوهاب شهیدی اجرا کردند. ولی پس از مرگ تهرانی، فعالیت این گروه برای مدتی متوقف شد. ولی استاد پایور با اضافه کردن محمد اسماعیلی و محمد موسوی (به جای حسن ناهید)، دوباره فعالیتهای این گروه را آغاز کرد و پیامد آن اجرای کنسرتها و برنامه های مختلف با خوانندگان متعدد بود.

با شروع به کار کردن سری برنامه های «گلهای تازه»، در رادیو سراسری در سال 1353، استاد پایور به همراه ارکستر خود و گروه اساتید به اجرای برنامه به همراه خوانندگانی چون: محمدرضا شجریان، عبدالوعاب شهیدی، محمود خوانساری، خاطره پروانه، سروش ایزدی، محمد ابراهیمی، سیما بینا، نادر گلچین و... پرداخت که توانست با تنظیم و اجرای قطعات بی نظیر، هم نقش بزرگی در شناساندن موسیقی ایرانی برای به مردم ایفا کند و هم به محبوبیت خود بیافزاید. وی با اجرای پیش درآمد و رنگ و تصنیفهای خود در این سری برنامه ها، نبوغ و استعداد والای خود را در زمینه آهنگسازی به همگان نشان داد و وی با اینکه سالها نزد اساتیدی چون حسین دهلوی و امانوئل ملک اطلانیان با یادگیری فن آهنگسازی مشغول بود، ولی هرگز خود را یک آهنگساز نمی داند!

در این دوران استاد پایور بوسیله ارکستر خود و یا گروه اساتید کنسرتهای متعددی در داخل و خارج کشور انجام داد که بدین وسیله نقشی در شناساندن موسیقی ایرانی به مردم کشورهای دیگر ایفا کرده باشد و نیز در سال 1354، به همراه ارکستر خود برنامه ای در تجلیل از درویش خان در تالار رودکی انجام داد. استاد پایور در سال 1355 بازنشسته شد و از آن به بعد تمام وقت خود را صرف موسیقی کرد. وی در فروردین ماه 1357، قطعات زیبا و ملودیک خود را از قبیل: پوپک، ترانه، فرپرک، پرواز و... در کتاب «هشت آهنگ برای سنتور» منتشر کرد. یک سال بعد از نیز پارتیتور قطعات پرنیان (دونوازی تار و سنتور در چهارگاه) و همینطور «گفتگو» را با اضافه کردن مقدمه ای منتشر کرد. در تیرماه همان سال (1358)، کنسرت بزرگی را به همراه ارکستر خود و محمدرضا شجریان در تالار رودکی انجام داد که یکی از شاهکارهای وی بود. اجرای پیش درآمد و « audio fileاز رنگ دشتی » خود و همینطور تصنیفهای «گریه را به مستی» و « audio fileاز خون جوانان وطن » از عارف قزوینی، اعتبار خاصی به این کنسرت بخشید. به مناسبت درگذشت علینقی وزیری در همان سال، پایور با همین ارکستر به اجرای قطعات «دخترک ژولیده» و «رنگ ناز» از وزیری پرداخت که این برنامه آخرین اجرای این ارکستر بود.

nahid, badiy,esmaeeli,shahidi,shajarian,Faramarz paivar,ebtehaj,zarif
ظریف،ه.ا.سایه(ابتهاج)،پایور،شجریان، شهیدی، اسمائیلی، ر.بدیعی و ناهید
استاد پایور در مهرماه سال بعد توانست سه کتاب ارزشمند خود را با عناوین «نئوری موسیقی»، «ردیف چپ کوک برای دوره عالی سنتور» و «مجموعه پیش درآمد و رنگ برای سنتور(راست کوک و چپ کوک)» را منتشر کند. سال 1360، پارتیتور قطعه « audio fileاز کنسرتینو برای سنتور و ارکستر » که ساخته مشترک فرامرز پایور و حسین دهلوی در سال 1337 بود، منتشر شد. قطعه ای که در 4 قسمت تنظیم شده بود و خود استاد پایور تکنوازی سنتور آن را بر عهده داشت. توانایی وی در نوازندگی چنین قطعاتی باعث شد که بعدها فریدون شهبازیان نیز از وی دعوت کرد تا در قطعه «راپسودی برای سنتور و ارکستر» (بر اساس ملودی چهارمضراب ماهور درویش خان)، به تکنوازی سنتور بپردازد. وی در مهرماه 1361، علاوه بر کتابهای «مجموعه پیش درآمد و رنگ برای ویولن» و «فانوس» (دونوازی دو سنتور در اصفهان)، کتاب بسیار ارزشمند «قطعات موسیقی مجلسی» را نیز منتشر نمود. این کتاب شامل قطعاتی بود که استاد پایور آنها را در کنسرتها و برنامه های مختلف اجرا کرده بود و سپس آنها را نت درآورد. قطعاتی چون: رازونیاز، پژواک، پالیزبان و... که هر کدام به تنهایی دنیایی از زیبایی و اتود است.

audio file قطعه «پژواک» را با سنتور فرامرز پایور و تمبک محمد اسماعیلی ببینید. (ادامه دارد...)
حامد رائیجی
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 مهر1384ساعت 17:47  توسط حجت ملائی چافی   | 

حسین عمومی، معلم علم و ادب
 
Hossein Omoumi
دکتر حسین عمومی
بسیاری از توانایی ها و استعدادها هستند که توامان در یک شخص قابلیت ظهور پیدا نمی کنند مگر بواسطه نبوغی که معدود افرادی را در تاریخ شایشه خود نموده است. با نگاهی گذرا به گذشته و حال و با مطالعه شرح حال اندیشمندان و بزرگان به این نتیجه می رسیم که اغلب این افراد در یک زمینه به تکامل رسیده اند و تنها عده کمی از آنها در رشته های مختلف صاحبنظر و متخصص شده اند. در عصر ما یکی از این معدود افراد را می توان دکتر حسین عمومی دانست.

آواز و مکاتب آوازی موسیقی ایرانی، ادبیات شعر، فقه و اصول، کلام و عرفان، حقوق اسلامی، ادبیات عرب، علم قرائت قرآن و بسیاری از فنون و علوم دیگر همگی در او بطور کامل به شکوفایی رسید. شاید بتوان محیطی که او در آن دوران رشد کرد را نیز علاوه بر استعداد ذاتی او از عوامل تکامل او محسوب نمود.
محیط کیمیاگری که هرگونه استعداد با القوه را به تجلی می رساند. به قول استاد همایی اصفهانی از سلسله صفویه به بعد یگانه پرچمدار هنر و ادب ایران گردید و از آن دوره به بعد تمامی هنرمندان و ادبا یا خود اصفهانی بودند یا زیر دست استادی اصفهانی رشد یافته بودند.

خود استاد حسین عمومی نیز می گفت:" در خاندان ما بزرگترین استادان آواز و موسیقیدانهای آن عصر بودند" و پدر او از مداحان طراز اول اصفهان بود که به قول ایشان "مراسم عزاداری ما بعد از تکیه دولت تهران، با شکوه ترین عزاداری در ایران بشمار می رفت" و درس قرآن عموی او(پدر
دکتر حسین عمومی نوازنده شهیر نی) نیز جزو جلسات پر رونق آن زمان بود.
مجموعه این عوامل از حسین عمومی دانشمند و هنرمند صاحب ذوق و خلوصی ساخت. با اینکه شغل اصلی استاد، قضاوت بود ولی بنظر می رسید مهمترین دغدغه ذهنی که او را در تمام مدت عمرش مشغول به خود نمود موسیقی آوازی و حفظ اصالتهای آن بود. این موضوع را می توان از مجموع درسها، سخنرانیها، مصاحبه ها و فعالیتهای مختلف هنری ایشان فهمید.
او در پاسخ به یک سئوال که عنوان شده بود" شما ابتدا آواز را شروع کردید یا حقوق و قضاوت را؟" در جوابی حکیمانه گفت:"من از خشت با آواز بزرگ شده ام"
فعالیت عمده هنری او، تحقیق بر روی شیوه ها و مکاتب آوازی در ایران بود و او این راه را با چنان دقت و تعمق نظری پیمود که همواره از وی به عنوان یکی از بزرگترین مراجع شناخت آواز اصیل ایرانی یاد می شد، بطوری که اکثر خوانندگان مشهور امروز به نوعی وامدار راهنمایی ها و نکات ارزنده هنری و اخلاقی ایشان هستند. حتی بسیاری از نوازندگان نیز، با ساز خود از محضر این استاد کسب فیض کرده اند تا بتوانند هنر خود را به آن درجه از خلوص و زیبای که در نظر بزرگان است برسانند.
طبقه بندی که ایشان از مکاتب آوازی کرده اند مبتنی است بر موقعیت جغرافیایی-اقلیمی مناطق بهمراه سابقه و ماندگاری آواز در آن مناطق و پرورش خوانندگان مطرح. برای مثال مکتب آوازی تبریز گذشته از خصوصیات محیطی که نوع آواز و موسیقی خاص خود را می طلبد مانند تاکید زیاد بر روی تحریرهای طولانی، توجه به عمق تحریر و نیز اوج خوانی بمدت زیاد در مقایسه با آواز سیستانی و بوشهری هم خوانندگان مطرح تری رشد داده است و هم تاثیر بیشتری بر روی موسیقی کلاسیک ایران گذارده است. پس استاد روی مکاتبی تاکید داشتند که این چند خصوصیت فوق را با هم داشته باشند. هر چند اطلاعات ایشان از سایر مکاتب نیز به همان اندازه کامل و جامع بود...
از نظر دکتر عمومی ردیف تنها وسیله است (بر خلاف نظری که فراگیری ردیف را یک اصول و هدف تلقی می کنند) یعنی یادگیری ردیف به تنهایی ارزش آنچنانی برای یک موسیقیدان ندارد و عبارت است از ردیف کردن و کنار هم قرار دادن ملودیها و تمهای شبیه به هم در مجموعه ای از دستگاهها و هدف جذب کردن و به وجد رساندن مستمع است.
در اینجا شایسته است به نکته ای اشاره کنم، که در گذشته تاکید بیش از حد بر روی جملات ردیف و اینکه هنر آموز می بایستی با دقت تمام گوشه ها را دقیقا" مثل استاد خود اجرا می کرد بیشتر به این دلیل بود که امکان ضبط و حفظ این گوشه نبود. ولی امروزه با پیشرفت امکانات ضبطی و نیز رواج خط نت در میان ردیفدانها، دیگر ترس از نابودی و فراموشی گوشه ها و نغمات موسیقی دستگاهی ایران بی مورد است. پس بهتر است اساتید به جای تکیه بیش از حد بر روی کپی کردن جملات ردیف که معمولا" به دلزدگی هنرآموزان منجر می شود، نکات اصلی و جایگاه کلی هر گوشه را رد دستگاه یا آواز تعلیم دهند تا بدین وسیله خلاقیت هنرجویان نیز بیشتر بارور گردد.
اساسا" شیوه تدریس استاد عمومی در یک چهارچوب خاص قرار نمی گرفت، بلکه نسبت به استعداد و توانایی شاگردان تغییر می کرد. هر چند این تغییر باعث نمی شد او از اصالتها و قواعد پایه ای آواز فاصله بگیرد.
مرحوم عمومی فردی بسیار خوش ذوق، با احساس و در عین حال با شجاعت بود، یعنی همانطور که موسیقی زیبا او را از خود بی خود می کرد، موسیقی و آواز سطحی و غیر اصولی را به سختی و تندی مورد انتقاد قرار می داد، در حالی که همواره انتقادات او همراه با پیشنهادات سازنده بود؛ به عبارت دیگر او تنها یک منتقد صرف نبود. مجموع خصوصیات اخلاقی و هنری دکتر عمومی وی را به یکی از تاثیر گذار ترین اساتید معاصر آواز تبدیل کرد؛ بطوری که به جرات می توان گفت همگی ما تحت تاثیر زیبایی شناسی آوازی ایشان هستیم. روحش شاد و یادش گرامی . ( علی نجفی ملکی)

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 مهر1384ساعت 8:16  توسط حجت ملائی چافی   | 

بداهه خوانی های ایرج بسطامی منتشر می شود

مجموعه ای از بداهه خوانی های مرحوم "ایرج بسطامی " در دومین سالروز فاجعه زلزله بم منتشر می شود.
این آلبوم که در دو دستگاه موسیقی "شور" و"دشتی " گنجانده شده است ، مجموعه ای از آثار بداهه خوانی های مرحوم ایرج بسطامی است که قرار است پنجم دی ماه امسال منتشرشود. فاطمه بسطامی، خواهر بسطامی، پیشتر درباره این اثر موسیقایی گفته بود: قصد انتشار آلبومی دیگر از آثار خصوصی مرحوم ایرج بسطامی را داریم، ولی به دلیل سوء استفاده شرکت ها این کار را به فردا و پس فردا موکول می کنیم . گفتنی است ، مرحوم ایرج بسطامی متولد 1336 شهربم است. او نزد اساتیدی نظیر "محمدرضا شجریان"، "پرویزمشکاتیان" و... آموزش دیده بود . بسطامی آثاری نظیر "مژده بهاری" ، "افشاری مرکب"،"رقص آشفته" ، "وطن من" ، "بی کاروان کوبی" و... را منتشرکرده است . او در زلزله بم، دارفانی را وداع گفت.

منبع : مهر

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 22:29  توسط حجت ملائی چافی   | 

خبرگزاري كشاورزي ايران (ايانا ) – گروه فرهنگ و هنر

استاد محمدرضا شجریان با آواي آسماني خود در منقبت و ستايش خون خدا، امام حسين (ع) و ماه پناه غريبان، امام رضا(ع) مي خواند.
به گزارش ايانا، اين هنرمند كه علاوه بر احاطه و دانش درباره موسيقي اصيل و دستگاهي ايران، در زمينه شناخت نغمات و دستگاههاي موسيقي قرآن كريم نيز از دانش بسيار بالایي برخوردار است، 250 برنامه «گلها» در راديو اجرا كرده است و پس از انقلاب نيز تاكنون 36 اثر موسيقايي منتشر كرده است. از او در زمينه قرائت قرآن كريم دو اثر جاودانه به نام «به ياد پدر» و همچنين اثر طلوع محمد(ص) به يادگار مانده است.
استاد شجريان قبل از آن كه تحت تعليم هنر آواز ايراني قرار بگيرد، در كودكي و در جمع قاريان بزرگ و در كنار پدرش به رمز و راز قرائت كلام جاودانه قرآن كريم آشنا شده بود و قبل از انقلاب نيز موفق شد در مسابقات جهاني تلاوت قرآن كريم كه در مالزي برگزار شد، رتبه دوم را از آن خود سازد.
وي همچنين بعدها در سال 1378 به خاطر تلاش و ارائه آثار ماندگار در حوزه موسيقي ايراني از سوي يونسكو موفق به دريافت نشان ويژه پيكاسو شد.
گفتني است از ميان خوانندگان موسيقي اصيل ايراني، تاكنون سيدحسام الدين سراج – از شاگردان استاد شجريان – با مجموعه دو كاست «وداع» در ستايش ياد حضرت حسين بن علي (ع) به اجراي اثر موسيقي پرداخته است. همچنين عليرضا افتخاري و محمد اصفهاني – از شاگردان استاد شجريان – نيز تاكنون به ترتيب به اجراي يك و سه اثر موسيقايي در مدح آن امام پرداخته اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 22:23  توسط حجت ملائی چافی   | 

ربنا با صدای شجریان
برای بسیاری از ایرانیان، افطار بدون ربنا رنگ و بویی ندارد. سالهاست صدای چابک و زیبای شجریان در این ساعات مردم را مجذوب خود می کند.

شجریان در مورد اجرای این اثر که در تیر 1358 ضبط شده می گوید، انگیزه اصلی من در خواندن این دعا تدریس آن به دو هنرجو بوده و در یکی از استودیوهای رادیو ضبط شده که پس از مدتی بدون اجازه از رادیو پخش می شد! و اکنون جزو برنامه های اصلی رادیو و تلویزیون در ماه رمضان است. امروز می خواهیم نگاهی موسیقایی تر به "ربنا" بیندازیم.
ربنای شجریان با پشتوانه آموزشهای دوران جوانی شجریان در زمانی که در محضر پدرش آموزشهای قرآن می دیده شکل گرفته و این قطعه یکی از دعاهایی است که شجریان در آن سالها اجرا کرده لازم به ذکر است که محمد رضا شجریان بارها در جشنواره های داخلی و جهانی قرآن موفق به کسب جوایز برتر این مسابقات شده است. ربنا طبق سنت اجرایی این دعاها روی دستگاههای قرآنی خوانده شده و این قطعه از دستگاه "رست" یا "راست" شروع شده و در خاتمه به دستگاه "عجم" (شبیه به ماهور) مدلاسیون می شود. (نام عجم بر این دستگاه که یکی از دستگاههای هفتگانه قرآنی است، می تواند نشان دهنده عدم وجود چنین دستگاهی در الحان قدیم عربی باشد!)
در این اثر به خوبی می توان تاثیرات شیخ نصرالدین طوبی و شیخ طه الفشی را مشاهده کرد که البته ربنای شجریان بسیار شکیل تر و زیباتر اجرا شده نیز، این اجرا تقریبا" فاقد تحریر است و بجز چند نت، تماما" بوسیله قلط و ویبراسیون اجرا شده که اجرای ماهرانه آن بسیار چشمگیر است.
ربنای شجریان از ابتدا، روی نتهای "سی بمل" و سپس " دو" اوج می گیرد (روی خط حامل کلید سل) و در حوالی این نتها گردش دارد که اجرای آن برای خوانندگان چپ کوک هم آسان نیست! و تا نت "می بمل" به بالاترین نت خود می رسد.(البته ربنایی که از صداوسیما پخش می شود نسخه چندان با کیفیتی نیست و ممکن است دور ضبط بالا یا پایین برده شده و نتها تا حد کمی بالا یا پایین رفته باشد، ولی با این وجود صدای شجریان نشان می دهد که اشکالات دور ضبط زیاد نبوده، پس نتهایی که به آنها اشاره شد حدودی هستند)
"ربنا" در نواری که محمدرضا شجریان با نام "به یاد پدر" ضبط کرده منتشر شده است.
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 22:20  توسط حجت ملائی چافی   | 

آفتاب آمد دلیل آفتاب
چهارشنبه هفته گذشته عصمت باقرپوربابلی (دلکش) از بهترین خوانندگان زن ایران در سکوت رسانه های خبری درگذشت! و شاید مرگ او پایانی باشد بر خوانندگان صاحب سبک زن که سالها بخش بزرگی از موسیقی آوازی ایران را در سیطره داشته اند.

آثار دلکش سالها مورد توجه دوستداران موسیقی از هر طبقه اجتماعی بود؛ دلکش مانند اکثر خوانندگان بزرگ دوره خود صاحب لحن و تکنیک مخصوص به خود بود ( Audio File در دشت جنون ) که توسط بسیاری از خوانندگان آن زمان رادیو تقلید می شد.

بااینکه دلکش را نمیتوان در آواز خوانی و تسلط به ردیف آوازی هم طراز با خوانندگانی چون قمرالملوک وزیری دانست، ولی نکات ارزنده ای مانند: حجم صدا، فرم صدایی (style) لحن و ویبراسیونی که در صدای دلکش دیده می شود به مراتب با کیفیت تر از خواندگانی مثل قمر یا اکثر هم دوره ای هایش بود.

تیزهوشی دلکش در استفاده از غلتها و ویبره های بجا، مخصوصا" در تصنیفهایش باعث شده آهنگسازانی مانند علی تجویدی،مهدی خالدی ،مجید وفادار از او برای اجرای بهترین تصنیفهایشان استفاده کنند.همچنین دلکش آوازهای زیادی با ساز این اساتید ضبط کرده که البته همانطور که گفته شد مانند تصنیفهایش قدرتمند نیست ولی لحن ویژه او در تحریرهای عمیق و شکیل( با وجود تنوع کم تحریرهایش) و تلفظ مطبوع شعر، آواز او را شبیه خوانندگان مکتب اصفهان کرده است، که حالت خاصی به آوازش داده که هنوز هم شنیدن آن خالی از لطف نیست.

Delkash
دلکش
جایگاه صدای دلکش آلتو بود ولی گاهی به صدای تنور نزدیک می شد و در آواز ایرانی جایگاه خوبی برای ادای حالات موسیقی آوازی داشت. (در آواز ایرانی بیشتر این پهنه صوتی یعنی فاصله تنور تا پایان آلتو مورد پسند ذائه ایرانی قرار گرفته است)

دلکش کار خوانندگی را اویل دهه 30 که ایران در حال تحوالات شدید اجتماعی بود آغاز کرد ولی مانند بسیاری از خواندگان آن دوره در آن حال و هوا نماند و به سرعت با جامعه پیش رفت البته بخاطر ساختار فرهنگی آن زمان هیچ گاه صرفا" خواننده قشر روشنفکر نشد ولی آنقدر هوش و توانایی داشت که مانند یک خواننده تمام عیار جلوی ارکستر سمفونیک بایستد و مقتدرانه بخواند، که آفتاب آمد دلیل آفتاب!

Audio File بردی از یادم
Audio File به کنارم بنشین
Audio File بازآ

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 22:13  توسط حجت ملائی چافی   | 

نی و حسن ناهید از زبان ناصح پور

Nasrollah Nasehpoor
نصرالله ناصح پور
در تاریخ ۳۰/۰۴/۱۳۸۴ پنجشنبه ساعت شش بعدازظهر، به همت وزارت ارشاد استان مازندران و خانه موسیقی نکوداشتی برای استاد حسن ناهید نوازنده چیره دست نی در دانشگاه مازندران واقع در بابلسر برگزار شد.در این جلسه صمیمی نصرالله ناصح پور رئیس هیات مدیره خانه موسیقی و هادی منتظری نوازنده کمانچه و عضو هیات مدیره کانون مدرسان خانه موسیقی، فاضل جمشیدی معاون اجرایی مدیر عامل خانه موسیقی، جمشید قلی نژاد پژوهشگر موسیقی بومی مازندران، گروه نوا به سرپرستی مجید آقاجانی و علاقمندان موسیقی ایرانی حضور داشتند.

در این جلسه از خدمات استاد حسن ناهید قدردانی شد و تندیس حسن ناهید که توسط یکی از هنرمندان استان مازندران ساخته شده بود به استاد ناهید تقدیم گردید.

متن کامل سخنرانی استاد نصرالله ناصح پور که در این مراسم قرائت شده توسط ایشان در اختیار گفتگوی هارمونیک قرار گرفته که در پی آیند این گزارش می خوانید:

موسیقی ایران زمین با توجه به اصالت و قدمت تاریخی خوشبختانه با وجود فراز و نشیبها و کشتارهای جمعی در جنگها و خونریزیهای خانه به خانه در طول تاریخ، هنوز منحصر به فرد است و مختصات و مشخصات آن هنوز در رگ موسیقایی اکثر همسایگان جغرافیایی امروز این کشور ساری و جاریست و پرواضح است که هر تاثیر گذاری ای را تاثیر پذیری ای در کار است و اسناد و مدارک مستند به وضوح اثبات کننده و گویای آن است، از طرفی حلقه های گمشده و پراکنده نیز کم نیستند که با استنتاج تاریخی آن نتیجه بدست امده را به وضوح به رشته تحریر در آوریم و این رشته سر دراز دارد.

هرجا سخن از موسیقیست، بلافاصله ساز مربوط به آن متصور ذهن میشود و برای پی بردن به قدمت آلات موسیقی و اثبات زمان و مکان موجودیت آن احتیاج به سند کتبی و کتیبه های سنگی و بازیافته های زیر زمینی موجود در موزه های دنیا الزامی است و با مطالعه و پژوهش هویت هرکدام آنها به این نتیجه می رسیم که هیئت و شکل تکمیل شده آنهاست که در اقصی نقاط کشورهای مختلف امروزه در خدمت موسیقی است، از جمله اگر این ویژگی سازهای امروزه موسیقی ایرانی را پی بگیریم، بعضی از آنها به عقیده باستان شناسان عمر چندین هزار ساله دارد و سند معتبری برای دیرینگی و اصالت موسیقی ایرانی بشمار می رود. آلات خیلی کهن ایرانی که به دوره قبل از ساسانی مرتبط می شود قره نی و نوعی چنگ و سازی با چهارتار (شاید شیشک یا رباب باشد) اسم برده شده است.

بحث باز شده را اگر به دو دوره قبل و بعد از اسلام، منقسم کنیم به جرات می شود گفت که "نی" از قدیمی ترین آلات موسیقی است که اختراعش ملهم از نای و حنجره انسانیست و بدین جهت است که نزدیکترین صوت را به صدای آدمی که بنظر قدما اشرف آلات است، دارد.

نای در زبان پهلوی بصورت "ناز" (naz) و در زبان عربی به صورت "النای" آمده و در اشعار شعرای بسیاری به آن اشاره شده است.

Hassan Nahid
حسن ناهید
نی از ساده ترین و طبیعی ترین سازهای موسیقی بادی است که با روییدن در نیستان از زمین همواره به آسانی در دسترس انسان بوده و با مختصر تصرفی و ایجاد سوراخ در آن قابل استفاده است. در دوره های مختلف نی را سرمشق قرار داده و از روی آن سازهای بادی مختلف بوجود آورده اند.

در ایران مشهورترین نای، "نی هفت بند" است که بصورت عمودی نواخته میشود و تا آنجایی که میدانیم نواختن نی به این صورت، که بی زبانه است و بصورت عمودی لای دو دندان قرار میگیرد و صداهای رنگارنگ از آن استخراج میشود مختص ایرانیان است.

نای بخاطر صدای مخصوص و بسیار متنفذش در مجامع متصوفه و عرفا دارای ارج و قرب خاصی است و مولانا جلال الدین رومی به آن اشارتهای فراوانی دارد. در موسیقی نواحی ایران انواع نای استفاده می شود و به باور خیلی نی هفت بند کامل ترین نای هاست.

نی هفت بند مناسبترین نای برای نواختن موسیقی ردیفی است که از بوته نی ساخته میشود، هفت بند آن شش سوراخ دارد که پنج تای آن در روی سطح استوانه و دیگری در پشت تعبیه شده است.

ساز نی مصداق کامل "سهل ممتنع" که در عین سادگی از دشوارترین سازهاست.

این ساز پر رمزو راز به وسیله سلاله ای معتبر از استاد به شاگرد تحویل و تا به امروز حفظ و حراست گردیده و نوازندگان قابل ملاحظه ای در نسل امروز فعالند که در دانشگاه ها و هنرستان ها و آموزشگاه ها مشغول تربیت استادان آینده این ساز میباشند.

استاد و صاحب سبک معتبر و نامداری که زمان قاجار سر سلسله و "مکتب دار" نی بوده و و اصول بی بدیلی را بنا نهاد نایب اسدالله اصفهانی استاد مسلم نی است که در اواخر عصر قاجار میزیسته و حتی نوازندگان کنونی نی از دست پروردگان و تربیت شدگان آن مکتبند.

از سخنان قصار او چنین روایت است که گفته: " من نی را از اغل گوسفندان به دربار پادشاه برده ام"

یکی از شاگردان معتبر ایشان استاد مهدی نوایی که به استادی در نوازندگی نی شهرت بسزائی دارد. از شاگردان مهم و صاحب نام ایشام استاد حسن کسائی است که نی را بامهارت و قدرت و سلیقه مخصوص به خود مینوازد. و بالاخره از شاگردان معتبر استاد کسایی که گرد همایی و نکوداشت امروز به مناسبت تجلیل از ایشان ترتیب داده شده است، استاد حسن ناهید است.

حسن ناهید از فعال ترین و چیره دست ترین نوازندگان نی در ایران است. او نه تنها در ایران بلکه در خارج از کشور نیز از محبوبیت خاصی برخوردار است.

حسن ناهید با ایجاد هرگونه تحول در ساختار کنونی نی مخالف بوده و می گوید در کنسرتهایی که در سایر کشورها به اجرا پرداخته ام نوازندگانی که با ساز بادی آشنا هستند از سادگی نی حیرت کرده و از صدای ان همراه با لذت در تعجب بوده اند.

اگر ما در ساز نی دگرگونی ایجاد کنیم سازی شبیه به فلوت ناقص ایجاد کرده ایم.
حسن ناهید شصت و دومین بهار زندگی را تجربه کرده و همکار صمیمی و مهربان دانشگاهی ماست.
انسانی با اخلاق و فداکار در امر تدریس بوده و هنرمندی متواضع و فروتن در گروهنوازیست.

نصرالله ناصح پور
+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 22:6  توسط حجت ملائی چافی   | 

یگانه آوازوچهره جهانی موسیقی ایران
اول مهر مهرماه ۱۳۸۴، استاد عالیقدر آواز ایران ، محمدرضا شجریان ۶۵ ساله می شود .
استاد محمد رضاشجریان هنرمندی با هوش و ذکاوتی سرشار ، که حقیقتا" حق مطلب را درست ادا کرده از دیار قدسیان، یگانه مشهد ایران رهسپار سفری دور و دراز شد و امروز با خود کوله باری لبریز از پاکترین و معصومترین آیه های آریایی بودنمان را بدوش می کشد.
استاد شجریان  که از بدو ورود به تهران و حضور در رادیو با بزرگان عرصه فرهنگ و هنر ایران حشرو نشر داشته تا انس و الفت بسیار با یادگار و فرزند میرزاعبدا...، استاد احمد عبادی و دیگر اهل قلم، امروز نیز همچنان در جامعه موسیقی کشور چون خورشید نورافشانی می کند و قامتش بر پهنه موسیقی ایران سایه گسترده است.
استاد شجریان با برخورداری از تکنیک شگرف در بکارگیری صدا برای اجرای نغمات موسیقی آوازی ایران، در وادی الحان مختلف آواز ما خوش درخشیده اند و جامعیت آوازشان را در هنرشان نشان داده اند.

این روز خجسته را به او، خانواده اش و همه دوستدارانش تبریک می گوییم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 21:48  توسط حجت ملائی چافی   | 


استاد محمدرضا شجریان و سه گانه ۶۹ - قسمت دوم
 M.R.Shajarian Homaiun Shajarian Alizadeh Kalhor
همایون شجریان، محمد رضا شجریان
کیهان کلهر و حسین علیزاده
پس از "یاد ایام" تا 10 سال هیچ یک از کارهای شجریان با گروههای کوچک از ساختاری مانند سه گانه های 69 برخوردار نبود، تا اینکه "بی تو به سر نمی شود" به انتشار رسید. سه گانه های شجریان و گروه جدیدش "زمستان است"، "بی تو بسر نمی شود" و "فریاد" مشهورترین کنسرتهای شجریان تا کنون بوده است.

این اتفاق دلایل متعددی دارد که مهمترین آنها، همکاری نوازنده و آهنگساز مبتکر و خلاق موسیقی ایران حسین علیزاده بعد از حدود 10 سال با شجریان و همکاری کیهان کلهر که با انتشار "شب، سکوت، کویر..." و دیگر آثاری که در زمینه موسیقی تلفیقی منتشر کرده بود از محبوبیت بالایی برخوردار بود، ضمن اینکه کمانچه را نیز با لحنی خراسانی و مخصوص به خود می نواخت؛ همچنین همایون شجریان که به عنوان نوازنده و خواننده در گروه همکاری میکرد همواره مورد توجه علاقمندان موسیقی ایرانی بوده. در کنار این عوامل تبلیغات گسترده ای که روی این کنسرتها وجود داشته و مخصوصا" پس از انتشار VCD "همنوا با بم" که اولین فیلم تدوین و کارگردانی شده از کنسرتهای شجریان بود ( که اقدام زیبایی برای کمک به زلزله زدگان بم بود) موقعیت بی نظیری برای این سه گانه فراهم کرد. ولی به عقیده نگارنده نه شجریان از تکنیک و آواز بی دغدغه سابق برخوردار بود، نه علیزاده از آن چشمه لایتناهی خلاقیت، نه کلهر از کمانچه ای خوش صدا و دقیق. شجریان از این جهت که به 60 سالگی میرسید و در همین برنامه دچار بیماری سختی شد، علیزاده از سال 1376 که "راز نو" را به اجرا گذاشت اثر قابل توجهی همسنگ آثار گذشته خود عرضه نکرده؛ قطعات برجسته ای هم که در این سه اثر عرضه کرد مربوط به آثار گذشته او بودند. کیهان کلهر هم به دلیل نا معلومی نوازندگی کمانچه اش تغییر کرده و مملو از صدا های اضافه آرشه و انگشت گذاریهای غیر دقیق شده، در واقع فرق عمده سه گانه 79، 80 در همین است. برای نمونه تصنیف "مرغ سحر" این گروه را با اجرای قبلی مقایسه کنید:

audio file تصنیف "مرغ سحر" اجرای جدید

audio file تصنیف "مرغ سحر" اجرای سال 1369

"مرغ سحر" 69 ماهور "دو" و اجرای سال 82 ماهور فا است، پس در اجرای سال 82 خوانندگان تا نت "ر" باید بخوانند که می خوانند، ولی شفافیت صدای گذشته را ندارد. همینطور نوازندگان قسمتهایی را برای زینت اضافه کرده اند، ولی کمانچه بوضوح فالش است! با شنیدن سه گانه سال 69 اولین احساسی که به شنونده دست میدهد، زلالی و بی پیرایگی این آثار است. قطعات ضربی بیشتر ساخته پیرنیاکان و بعضی، از شجریان است، تصنیفها بجز "مرغ سحر" و "ای که به پیش قامتت" همگی ساخته محمدرضا شجریان است. یکی از مهمترین عوامل زیبایی این سه اثر تنبک مرتضی اعیان است که با دقت و هماهنگی مثال زدنی در این آثار نواخته، تنبک اعیان نه خیلی بم و نه زیر است و نتیجه همنوازی او با عندلیبی و پیرنیاکان، صدایی شبیه به حرکت آرام جویبار را دارد.

audio file به قسمتی از "رقص پروانه"ساخته داریوش پیرنیاکان توجه کنید.

داریوش پیرنیاکان در "دل مجنون" و "سروچمان" سه تار نواخته و نشان داده که غیر از اینکه تارنوازی تواناست به ادبیات سه تار هم تسلط زیادی دارد و به عقیده نگارنده، سه تار نوازیش کم از تارنوازیش ندارد. پیرنیاکان در این سه اثر بخوبی توانایی های خود را در نواسازی و نیز درک بالای خود را از فرمهای موسیقی ایرانی به اجرا گذاشته است.

در سه گانه 69 جمشید عندلیبی و پیرنیاکان در سئوال و جوابهای آوازی همکاری قابل توجهی دارند، که یکدست بودن و نزدیک بودن حس و حال و آشنایی به فضای نوازندگی یکدیگر موجب این امر شده. audio file به قسمتی از سئوال و جواب نی و سه تار از آلبوم " سروچمان" توجه کنید.

در هنگام اجرای این سه اثر زمزمه هایی در میان اهل موسیقی شنیده میشد که چرا شجریان از نوازندگان با تجربه تر نی استفاده نکرده؟ ولی پس از انتشار این سه اثر عندلیبی موفقیتهای قبلی خود را تثبیت کرد و نشان داد با سبکی غیر از سبکهای قدیمی نی نوازی هم می توان اثری قابل توجه به اجرا گذاشت.

 Andalibi Shajarian Pirniakan Ayan
مرتضی اعیان، داریوش پیرنیاکان، محمدرضا شجریان و جمشید عندلیبی
شرکت "دل آواز" سه گانه های 69 را در یک جلد منتشر کرد که پس از مدتی "دل آواز" در یک اقدام عجیب، این سه آلبوم را با تغیرات اندکی در شعر و موسیقی بصورت مستقل و با همان نامهای قبلی منتشر کرد! که از کیفیت و نظم، آلبوم سه کاسته قبلی برخوردار نبود؛ البته انتشارات "دل آواز" برای منتشر کردن CD صوتی این کنسرتها باز از همان آلبوم سه کاسته استفاده کرد.

همچنین کنسرت "پیام نسیم" و "دل مجنون" بصورت فیلم ویدیویی چند سال بعد به انتشار رسید که پس از آن فیلم کنسرت "یاد ایام" در شور و "افتخار آفاق" در سه گاه هم در دسترس عموم قرار گرفت؛ البته "افتخار آفاق" (که از لحاظ آمادگی خواننده و نوازندگان و کلا" موسیقی به کیفیت کارهای قبلی نبود) بصورت صوتی منتشر نشد.
سجاد پورقناد
+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 21:42  توسط حجت ملائی چافی   | 

استاد محمدرضا شجریان و سه گانه ۶۹ - قسمت اول
 Andalibi Shajarian Pirniakan
شجریان، پیرنیاکان، و عندلیبی
در سال 1369 محمد رضا شجریان همراه با داریوش پیرنیاکان، جمشید عندلیبی و مرتضی اعیان سه کنسرت را در سه دانشگاه به اجرا گذاشت که هنوز هم در میان آثار محمدرضا شجریان که با ارکسترهای اینچنینی اجرا شده، بی مانند است.

البته شجریان آثار زیادی را به همراه گروههای کوچک اجرا کرده؛ برنامه هایی با ویلن، سنتور و تمبک، نی، تار و تمبک، کمانچه، تار و تنبک و...که اکثرا" بداهه بوده و پرواضح است که نمیتوان از یک برنامه بداهه نوازی انتظار کنسرتی چون "دل مجنون" یا " بی تو بسر نمیشود" را داشت؛ حتی اگر همنوازان جلیل شهناز و حسن کسایی باشند.

سه گانه های شجریان و گروهش در سال 69 از چند حیث در بین دیگر آثار اینچنینی شجریان سرآمد بودند که می توان آهنگسازی پخته، تلفیق زیبای شعر و موسیقی، گروهنوازی یکدست و مهارت تک تک اعضای گروه در رشته خود را برشمرد که به عقیده نگارنده دیگر در هیچ کنسرت چهار نفره شجریان به این قدرت تکرار نشد. حتی "یاد ایام" که دو سال بعد از این کنسرتها و با تغییر نوازنده تنبک به همایون شجریان به روی صحنه رفت و از لحاظ شکل کلی کار شبیه سه اثر قبلی بود، به استحکام و قدرت آن آثار نرسید.

هنگام شنیدن "یاد ایام" شنونده متوجه ناهماهنگی هایی میان نوازندگان می شود، همچنین نوازندگی همایون 16 ساله هنوز به پختگی امروز نرسیده بود و مخصوصا" نسبت به تنبک روان مرتضی اعیان در سه گانه 69 کم رمق مینمود.

محمد رضا شجريان در گفتگویی که چندی پیش با رادیو داشت در جواب اینکه آیا ممکن هست باز هم از ارکسترهای بزرگتر استفاده کنید گفت: " در کارهای آینده از ارکستر بزرگ هم استفاده خواهم کرد، اما ما به این دلیل این گروه را تشکیل دادیم چون بهترین شکل ارائه موسیقی در خارج همین شکل است، یعنی کارهای ارکستر های بزرگ ده، دوازده نفره در خارج از ایران کاربردی ندارد. نه برای ایرانیها {بلکه} برای خارجیها. خارجیها ارکستر های بزرگ دارند و تنظیمهایی عالی می کنند که کارهای ما در مقابل خارجیها خیلی ابتدایی و بچه گانه است... ما در کار هارمونی بسیار ضعیف هستیم و حرفی نداریم در مقابل غرب؛ پس بهتر است که ما آبروی خود را نبریم. من با تجربه ای که از کنسرت خارج از ایران دارم به این نتیجه رسیدم که دو نوازنده قدر که با هم سئوال و جواب می کنند برای غربیها خیلی دلنشینتر هست و البته یک تنبک هم باید باشد که با آنها از نظر ریتم کمک کند و یک خواننده؛ و این گروه چهار نفره به نظر من کاملترین است، سه نفر کم و چهار نفر زیاد است و به نظر من بهترین راه برای ارائه موسیقی ناب ماست که همان بداهه خوانی و بداهه نوازیست و این برای خارجیها خیلی جالب است، تجربه هم نشان داده این نوع گروه موفق بوده چون ما را به خوبی معرفی کرده، بصورتی که در آمریکا، آمریکایی ها به کسی مجال نمی دهند بلیط را بخرند و همه را از قبل خریداری می کنند. البته گروههای دیگر هم جا دارند که موفقیت کسب کنند ولی این گروه از هر نظر برای ما راحت تر هست، چهار نفر هستیم که هم دل و صمیمی هستیم چه در سفر چه در کنسرت بدون چشم و هم چشمی و دوستانه با هم کار می کنیم، شنونده هم این ارتباط ما را حس می کند... غیر از این با وجود بالا بودن هزینه سفر این ارکستر کم هزینه و کامل است. اما در داخل ایران ما مشکلی نداریم و شاید از ارکسترهای بزرگتری هم بهره بردیم" (نقل به مضمون)

audio file کل مصاحبه محمدرضا شجریان را بشنوید

 Talaiy-M.Shajarian-Farajpoori-H.Shajarian
همایون شجریان، سعید فرجپوری
محمدرضا شجریان و داریوش طلایی
این گفته دلیل تمایل شجریان را به اجرا با گروه های کوچک نشان میدهد، هرچند جا داشت دو سئوال دیگر نیز مطرح شود، اولا": آیا غربی های تنظیم آثاری چون "دستان" و audio file "دلشدگان" در ارکستر ایرانی و "گنبد مینا" و audio file "جان عشاق" را در ارکستر غیر ایرانی سطح پائین میدانند؟ چرا آثاری با این قدرت تنظیم نداشته باشیم و از یک گروه با سازهای متعدد (نه با نی و سه تار که بگوییم چندان قابل چند صدایی کردن نیست) فقط یک همنوازی بدون تنظیمی بخواهیم؟ چرا بجای تنظیم "جان جان" ، " شب، سکوت، کویر ..." را نداشته باشیم که دوستان غربی و هم میهنان شرقی هم رضایت بیشتری داشته باشند؟ دوم: به گواه علاقه شنوندگان عام و خاص آثار شجریان، هر چه برنامه ها پیش ساخته تر (غیر بداهه) بوده جذابیت بیشتری داشته؛ آیا "پیوند مهر" یا " چشم نوش" با audio file "آستان جانان" یا "بیداد" قابل مقایسه هستند؟ واضح است که هنرمند در یک اجرای بداهه حضور ذهن یک برنامه آماده شده را ندارد، همچنین قابلیت ارکستراسیون و هارمونی از هنرمند بداهه نواز بخاطر خصوصیت های فردی بداهه نوازی گرفته می شود؛ پس بداهه چیزی برای موسیقی نداشته که آن را به عنوان "یک اصل" که باید " بر اساس" آن به خلق موسیقی بپردازیم، بپزیریم. ( البته بحث در مورد بداهه نوازی مجالی دیگر می طلبد که به زودی به آن میپردازیم)

Shajarian_Lotfi_Afsharnia_Homaiun Shajarian
همایون شجریان، محمد رضا شجریان
محمدرضا لطفی و عبدالنقی افشارنیا
اینجا ذکر این موضوع لازم است که ارکستر شجریان در آثاری که ذکر شد (سه گانه های 69 و 80) کم و کسری از لحاظ سازبندی ندارد و ارکستر با وجود کوچکی کامل است. در واقع فضای موسیقی ساخته شده گویای شکل اجرایش است. نمونه بی توجهی به این موضوع اجرای ارکستر ملی از قطعه "بی همزبان" بود که فضای سکوت و خلوت این قطعه را به هم زده و صدای ارکستر بزرگ به شکلی دور از حال قطعه بر روی این اثر قرار گرفته بود؛ عکس این موضوع هم صادق است، مثلا اجرای "سربداران" با یک ارکستر کوچک یونیسون، تشکیل شده از سازهای ایرانی!

audio file قسمتی از تصنیف "بی همزبان" ساخته محمد رضا شجریان

همانطور که گفته شد شجریان علاقه خاصی به همکاری با گروهای کوچک دارد و همین علاقه باعث شده، از میان 10 اثری که در 10 سال اخیر ضبط کرده 6 اثر با ارکسترهایی کمتر از 4 نوازنده باشند. به جز سه گانه ای که همراه با حسین علیزاده، کیهان کلهر و همایون شجریان اجرا کرده، "شب وصل" و "معمای هستی" نیز از آثار شجریان با گروه هایی با سه نوازنده است که "شب وصل" با داریوش طلایی، سعید فرجپور و همایون شجریان به ترتیب، تار، کمانچه، تمبک و "معمای هستی" با محمد رضا لطفی، عبدالنقی افشارنیا و همايون شجريان به ترتیب سه تار، نی و تمبک اجرا شده که بیشتر بر مبنای بداهه نوازی و اجرای آثار گذشتگان (البته نه به سبک قدما) بود. لازم به ذکر است که اکثر قطعات و تصنیفهای "شب وصل" در "آهنگ وفا" به فاصله دو سال پس از انتشار "شب وصل" منتشر شد! (ادامه دارد...) (سجاد قناد پور)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 21:34  توسط حجت ملائی چافی   | 

 Hossein Dehlavi
استاد حسین دهلوی
امروز 7 مهرماه تولد مرد خستگی ناپذیر موسیقی ایران حسین دهلوی است. با اینکه دهلوی به 78 سالگی می رسد و نشانه های پیری و افسردگی بخاطر مشقاتی که بر موسیقی (که همانا بزرگترین هم و غم اوست) گذشته در چهره اش پیداست، همچنان در حال تدریس موسیقی و تصحیح آثارش برای چاپ است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 21:13  توسط حجت ملائی چافی   | 

بزرگداشت " شيون فومني " در رشت برگزار مي شود

بزرگداشت زنده ياد "شيون فومني" پنج‌‏شنبه 31 شهريور ماه در مجتمع خاتم‌‏الانبياء رشت برگزار مي‌‏شود.
"اصغر نژاد بخش"، دبير شوراي پژوهشي انجمن آثار و مفاخر وزارت فرهنگ و ارشاد گيلان گفت: "شيون فومني"، يكي از شاعران برجسته و بنام استان گيلان به شمار مي‌‏رود كه حق بزرگي بر فرهنگ اين استان و ادبيات فارسي و شعر گيلكي دارد و ما هرساله به مناسبت سالگرد درگذشت وي در رشت مراسمي برگزار مي‌‏كنيم كه هر سال با توجه به برگزاري نمايشگاه كتاب در گيلان، اين مراسم با يك هفته تاخير برگزار خواهد شد.
وي در ادامه تصريح كرد: در اين مراسم ،تعدادي از شاعران پيرامون ويژگي اشعار "فومني" سخنراني خواهند كرد كه از اين ميان مي‌‏توان به "دكتر دلداده" و "هوشنگ عباسي" اشاره كرد.همچنين "جمشيد مشايخي" و "ناصر مسعودي" از ميهمانان افتخاري اين مراسم هستند.
دبير شوراي پژوهشي انجمن آثار و مفاخر در ادامه گفت: هر ساله تعداد زيادي از شاعران نامي در اين مراسم سخنراني مي‌‏كردند كه امسال بر آن شديم كه از اين ميان، از شاعران و نويسندگاني كه نامشان كمتر به ميان مي‌‏آيد، دعوت كنيم. همچنين در اين مراسم، ويژه‌‏نامه "شيون فومني" كه در برگيرنده 20 مقاله است، منتشر خواهد شد.
نژاد بخش در پايان اظهارداشت: در پايان اين مراسم، شاعران و سخنرانان ،مزار "شيون فومني" را در سليمان داراب، گلباران خواهند كرد.
گفتني است، اين مراسم، ساعت 30/15 پنج‌‏شنبه 31 شهريور در مجتمع خاتم‌‏الانبياء واقع در ميدان شهرداري رشت، ابتداي خيابان سعدي برگزار مي‌‏شود. منبع : خبرگزاري كار ايران (ايلنا)
+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 17:56  توسط حجت ملائی چافی   | 

استاد محمد رضا شجریان به همراهی استاد حسین علیزاده و کیهان کلهر و همایون شجریان در اروپا به اجرای کنسرت خواهند پرداخت. .....


برنامه کنسرتهای پاییزه در اروپا

تاریخ سهر محل برگزاری
30 October 2005 Spain La caixa Barcelona
6 November 2005 England st.John's, Smith Square, London
8 November 2005 England Queen Elizabeth Hall,London
11 November 2005 Germany Cologne Philharmonic, Koln
13 November 2005 Germany Lorrach
16 November 2005 Netherlands Tropeninstituite, Amsterdam
18 November 2005 Netherlands De Doelen, Rotterda
19 November 2005 Belgium Zuiderpershvis, Antwerpen
21 November 2005 Belgium Dendemonde
1,2 December 2005 UAE Dubai
+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 15:29  توسط حجت ملائی چافی   |