تبليغاتX
به گیله لو خوش آمدید هر چقدر زمان پیش می رود و ایران عزیزمان از تموجات گونه گون به گونه ای اندک به آرامی می گراید، ارج و منزلت اعزه ای که نگهدار موسیقی چند صد ساله ما بوده اند و نیز باعث آرایش و پیرایش آن تاکنون، برایمان بیشتر و بیشتر به روشنائی می گراید. گیله لو را به تمامی دوستداران موسیقی تقدیم می کنم گیـله لـو
 
یگانه آوازوچهره جهانی موسیقی ایران
 
اول مهر مهرماه ۱۳۸۴، استاد عالیقدر آواز ایران ، محمدرضا شجریان ۶۵ ساله می شود .
استاد محمد رضاشجریان هنرمندی با هوش و ذکاوتی سرشار ، که حقیقتا" حق مطلب را درست ادا کرده از دیار قدسیان، یگانه مشهد ایران رهسپار سفری دور و دراز شد و امروز با خود کوله باری لبریز از پاکترین و معصومترین آیه های آریایی بودنمان را بدوش می کشد.
استاد شجریان  که از بدو ورود به تهران و حضور در رادیو با بزرگان عرصه فرهنگ و هنر ایران حشرو نشر داشته تا انس و الفت بسیار با یادگار و فرزند میرزاعبدا...، استاد احمد عبادی و دیگر اهل قلم، امروز نیز همچنان در جامعه موسیقی کشور چون خورشید نورافشانی می کند و قامتش بر پهنه موسیقی ایران سایه گسترده است.
استاد شجریان با برخورداری از تکنیک شگرف در بکارگیری صدا برای اجرای نغمات موسیقی آوازی ایران، در وادی الحان مختلف آواز ما خوش درخشیده اند و جامعیت آوازشان را در هنرشان نشان داده اند.

این روز خجسته را به او، خانواده اش و همه دوستدارانش تبریک می گوییم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 شهریور1384ساعت 8:16  توسط حجت ملائی چافی   | 

 " صوت و صداست زندگى"
 
به بهانه تولد استاد محمدرضا درويشي پژوهشگر، موسيقدان و آهنگساز
 
228744.jpg                
نوشتن در مورد افراد مشهور و برجسته پيچيده و قدرى مشكل است. در اين ميان هنرمندان سهم پيچيده ترى را به خود اختصاص مى دهند. گرچه گفتارها، مصاحبه ها، آثار مختلف و نظرات ديگران، دسترسى و شناخت يك هنرمند را امكانپذير مى سازد اما پيچيدگى زندگى درونى، لايه هاى درونى و پاره اى از ابعاد شخصيت و تفكر يك هنرمند، همواره در هاله اى از ابهام باقى مى ماند. اين امر با توجه به شرايط جامعه ايران در مورد هنرمندان اين خطه بيشتر صادق است.
ضمن آنكه هنرمندان موسيقى، شرايط خاص ترى دارند. ويژگى هاى درونى و اجتماعى هنر و همچنين شخصيت آنان، هاله پررمز و راز پيرامونى شان را افزايش مى دهد. البته اين امر در مورد هنرمندانى خاص داراى فكر و انديشه و به عنوان يك عنصر فعال و تأثيرگذار در جامعه هنرى به رسميت شناخته مى شوند، قابل ارجاع است. محمدرضا درويشى يكى از اينان است.
در اين نوشتار كه به بهانه تولد محمدرضا درويشى (۲۵ شهريور) نوشته شده، سعى شده با فاصله گيرى، گذر و نظرى كوتاه به ديدگاه و آثار او بيفكنيم. از زمان انتشار اولين اثر درويشى تحت عنوان موسيقى مازندرانى (۱۳۶۱)، حدود بيست و سه سال مى گذرد. كتاب بيست ترانه محلى فارس نيز در سال ۱۳۶۳ منتشر شد. از آن زمان، مجموعه متنوعى در حوزه فعاليت او گنجانده شده است. او موسيقى را از كودكى و از سن ۱۲سالگى با نوازندگى شروع كرد، اما سرانجام ميل و گرايش به آهنگسازى، او را در دانشكده هنرهاى زيبا به اين وادى مى كشاند. درويشى، همانند چند موسيقيدان تأثيرگذار و شاخص سه دهه اخير، دانشجو و فارغ التحصيل موسيقى دانشكده هنرهاى زيبا در اوايل دهه پنجاه است. اين مسأله خود از بعد اجتماعى حائز اهميت است اما در اين نوشتار فرصت پرداختن به آن ممكن نيست.
مجموعه فعاليت ها و آثار اين هنرمند، در سه بخش كلى قابل بررسى است.
۱- مبانى فكرى، نظرى و ديدگاه ها:
براى بسيارى از موسيقيدانان ايران، اجراى صرف جنبه عملى موسيقى، آنان را از مباحث بنيادين فكرى، تئورى ها و حتى مطالعه بازمى دارد. اما درويشى از آن دسته موسيقيدانانى است كه همواره حتى از دوران جوانى در پى جست وجو بوده است: «من هيچگاه پنجره هاى ذهنم را به روى موسيقى و جلوه هاى فرهنگى هيچ ملتى نبسته ام. به همان اعتبارى كه روزگارى گرايش هاى آتوناليته و پلى تناليته را در موسيقى اروپا به شدت دنبال مى كردم، به موسيقى فرهنگهاى كهن، مانند هند نيز عشق مى ورزيدم.»
مطالعه و تفكر در حوزه فرهنگ و موسيقى، درويشى را به دنيايى برد كه در حيطه عملكرد موسيقايى اش داراى بنيان هاى نظرى و فكرى شود. اولين مقاله او در اين زمينه در شماره ۲۱ مجله آدينه، ويژه نوروز ۱۳۶۷ به چاپ رسيد. مقاله اى با عنوان « موسيقى محلى ايران، سنت يا نوآورى». مقاله با گفتارى از فوزيه مجد آغاز شده بود: «آيا مى دانيد سروكار شما با چيست؟ آيا اساس و حيات اين آهنگها را دريافته ايد؟... اين بى تفاوتى از كجا سرچشمه مى گيرد؟... نشود كه در آتيه گويند كه اين دوره سياه موسيقى بود، همه را از بين بردند، چون ايمان و عشق از نهاد آنها گريخته بود...». در همان سال شايد براى نخستين بار نقدى علمى و جدى به وزيرى و ديدگاه و راهكارهايش در مجله آهنگ به چاپ رسيد. نقدى با تحليل هاى چندجانبه و موشكافانه كه همان زمان، بسيارى از شيفتگان غيرمتفكر موسيقى و دنباله روهاى ناآگاه وزيرى را برنتافت! «نگاه به غرب» در ميان آثار درويشى اثرى ممتاز محسوب مى شود كه اهميت آن، نه تنها به دليل ماهيت فكرى و فلسفى نويسنده كه به دليل طرح مباحث آن است.
از عنوان فرعى كتاب بحثى در تأثير موسيقى غرب بر موسيقى ايران مطالب مطرح شده در كتاب براحتى قابل پيگيرى است. مطالب اين اثر كه در سال۷۳ منتشر شده است، به صورت خلاصه تر و در قالب مقاله منتشر شده بود. متأسفانه كتاب با وجود اهميت و موضوعات آن به دلايل متعدد از جمله بار مطالعاتى اندك و بى حوصلگى و كمبود وقت براى مطالعه مباحث بنيادين، در بين موسيقيدانان، جايگاه چندان مناسبى نيافت. هرچند اهميت و اعتبار آن در جامعه فرهنگى و ميان نخبگان بروز كرد اما مخاطبان اصلى يعنى طيف غالبى از موسيقيدانان هيچگاه آن را نخوانده يا نفهميدند. مسأله اى كه شايد در ساير آثار مشابه نيز پديد آمده است!
درويشى در مقدمه كتاب مى نويسد: «آنچه از نظر خواهد گذشت، تنها يك كوشش و جست وجو است، كوشش در جهت توضيح شرايط و عواملى كه ما را در پشت آن دريچه گشوده به عرصه غربت و حضور و انتظار، ميخكوب كرده است.»
آثار ديگرى از اين موسيقيدان مؤلف نظير «سنت و بيگانگى فرهنگى»، «ليلى كجاست» و بخشى از نوشتارهاى «از ميان سرودها و سكوتها» در اين بخش از فعاليتهاى او مى گنجد. او طى دو دهه اخير با گفتارها و سخنرانى هاى متعدد و نوشتارهاى گوناگون بنيانهاى نظرى فكر و ديدگاه خود را ارائه كرده است. اين بنيانها كه با موضوع هويت فرهنگى، اصالت و سنت، تحول و نوآورى، تغيير و مباحثى اينگونه بوده، نقش بسزايى در اشاعه اين افكار در موسيقى ايران برجاى گذارده است. به واقع درويشى طى دو دهه اخير از جمله كسانى بوده كه با طرح موضوعاتى اينچنين جامعه فرهنگى و موسيقيدانان را به كنكاش و جست وجو در هويت و فرهنگ دعوت كرده است.
۲- فعاليت در حوزه موسيقى نواحى ايران:
اين بخش شامل برگزارى فستيوالها، جشنواره هاى مهم كشورى از سويى و انتشار آثار مكتوب و صوتى از سوى ديگر بوده است.
«هفت اورنگ» عنوان جشنواره اى است كه در سال ۱۳۷۰ با دعوت شمارى از اساتيد برجسته موسيقى نواحى ايران در تهران برگزار شد. حاج حسين يگانه، آخرين بازمانده از نسل كهن بخش هاى شمال خراسان، آخرين ساز خود را در اين جشنواره به صدا درآورد. جشنواره آيينه و آواز (۱۳۷۳) و جشنواره موسيقى حماسى (۱۳۷۶)، در ابعادى وسيع برگزار شد. تأثيرگذارى اين جشنواره ها، ميزان حضور مخاطب، تأثير آن از جنبه هاى مختلف بر حوزه موسيقى كشور، اهميت و اعتبار موسيقى نواحى و موارد متعدد ديگر، مسائلى نيست كه بتوان آنها را انكار يا از آنها چشم پوشى كرد. به واقع جامعه فرهنگى كشور به واسطه اين جشنواره ها، نه تنها با ميراث قابل توجهى از فرهنگ صوتى كشور آشنا شد بلكه جنبه هاى گوناگونى از اين موسيقى هم از زواياى مختلف بر موسيقى رسمى كشور نيز اثرگذار بود. موردى كه با برنامه هاى پژوهشى ققنوس و برگزارى چهار دوره جشنواره تخصصى موسيقى نواحى در كرمان، ادامه يافت. در كنار اين برنامه، مجموعه هاى جالب توجه و منحصر به فردى نظير آلبوم هفت اورنگ (۴كاست)، موسيقى خراسان (۳كاست)، آيينه و آواز (۲۸كاست)، موسيقى حماسى (۲۴كاست در حال انتشار) و آثارى به صورت منفرد از موسيقى هاى مختلف نواحى ايران توسط درويشى منتشر شده است. كتابهاى نگاشته او در اين حوزه نيز شامل دو بخش است. دسته اول موسيقى نواحى را به صورت عام مورد بررسى قرار مى دهد. توضيحات و نوشته هاى او در اين زمينه، از معدود منابع مكتوب در شناخت موسيقى نواحى است. بخش دوم آثارى نظير دايرة المعارف سازهاى ايران است. اثرى كه جلد دوم آن بزودى منتشر مى شود. اهميت، اعتبار و دقت علمى مؤلف به حدى بود كه در سال ،۲۰۰۲ جامعه بين المللى موسيقى شناسى، اثر را به عنوان كتاب سال موسيقى جهان معرفى كرد.
نكته جالب توجه در اين حوزه، باز هم حاوى ديدگاهها و تفكر او پيرامون اين جنس از موسيقى است. در سالهاى آغازين، عنصر مكاشفه او را به اين سمت سوق داده است: «مى خواهم بگويم اين مسير - پژوهش در موسيقى نواحى ايران - با تصميم و دورانديشى انتخاب نشد. پيش از آنكه در پى نكته ها و داده هاى جديد باشم، در جست وجوى خودم بودم كه شايد گم شده بود يا مى رفت كه گم شود.» به هر روى او طى دو دهه گذشته جنبه هاى مختلفى از اين نوع موسيقى را با فعاليت مستمر و شينكارو شايد نوعى سماجت، در معرض شناخت و ارتباط جامعه قرار داد. سعى او بر آن بود نشان دهد موسيقى ايران به موسيقى واحد و خاصى محدود نمى شود: «از زمانى كه موضوع اعاده هويت فرهنگى و هويت موسيقى ايرانى مطرح شد، توجه به معيارهاى زيبايى شناختى كل هنرهاى ايرانى نيز يكى از موضوعات ذهنى ما شد. اما هر وقت صحبت از حضور اين معيارها به ميان آمد، يگانه نوع موسيقى كه نظرها را به سوى خود جلب كرد، رديف دستگاهى موسيقى ايران بود. در اينكه رديف حاصل تجريد و پالايش برخى معيارهاى زيبايى شناختى موسيقى هاى نواحى مختلف ايران است ترديدى نيست اما اين واقعيت يك روى سكه است و روى ديگر آن ويژگى هايى است كه در موسيقى هاى نواحى مختلف ايران وجود دارند.»
۳- آهنگسازى:
شايد در سال ۱۳۵۵ و سال دوم دانشكده، هنگامى كه مدير گروه موسيقى آن زمان (پرى بركشلى) به خواسته درويشى مبنى بر ساز نزدن در جهت ادامه راه آهنگسازى تن مى داد، مى دانست آهنگسازى متفاوت پديد خواهد آمد.
مجموعه آثار درويشى در اين بخش در دو حوزه قابل بررسى است. يك بخش آثار آهنگسازى مستقل او و دسته دوم آثار مربوط به موسيقى فيلم است. آنچه آثار درويشى را متمايز و خاص مى كند نحوه اركستراسيون ، آرانژمان صوتى، رنگ آميزى و شيوه به كارگيرى هارمونى و كنترپوان است. او در دوران دانشكده بر روى آثار موسيقى قرن ۲۰ اروپا متمركز بود و آثار چندى نگاشته است كه خود هيچگاه نخواسته كسى آنها را بشنود! به عنوان مثال پايان نامه او اثرى براى اركستر و آواز در فضاى موسيقى آتنال بر روى شعر آواز چگور اخوان ثالث است كه در سال ۱۳۵۶ نگارش يافته است. پس از دوران تحول فكرى او، آثار او در بستر موسيقى ايرانى پديد مى آيد. تجربيات او در اين زمينه شامل استفاده از نوعى هارمونى و چند صدايى برآمده از فواصل موسيقى ايرانى است. او نظير استاد بزرگ موسيقى مرحوم مرتضى حنانه ، به جاى استفاده سهل انگارانه از هارمونى تيرس و قواعد موسيقى قرن ۱۷ و ۱۸ اروپا كه اغلب آهنگسازى ايرانى پيشه خود ساخته اند، به نوعى اركستراسيون خاص روى آورد. اين شيوه علاوه بر اينكه آثار او را خاص و متمايز ساخته، امكانات فراوانى از موسيقى ايرانى را كه به شكل اركستر ارائه مى شوند، به نمايش گذاشته است.
«موسم گل» مثال خوبى براى اين الگو است. او در اثر يادشده ضمن آنكه سعى در ايجاد بيان و حسى خاص دارد، نه تنها تجربيات قابل توجهى از اركستراسيون موسيقى ايرانى را ارائه داده و به اين ترتيب اركستر سمفونيك حتى فواصل ايرانى را مى نوازد، در حيطه بيان و محتوا نيز حالات ، روحيات و تألمات تلخ زندگى عارف قزوينى را به تصوير مى كشد. مجموعه اين برداشت ها اگرچه شخصى است اما دريچه گسترده اى از امكانات موسيقى ايرانى را به نمايش گذاشته است. هرچند متأسفانه اين شيوه، جايگاه خود را چندان باز نكرده و وجه غالب موسيقى اركسترال ايرانى در قالب آثار عامه پسند و استفاده از يك ملودى ساده بر بستر يك هارمونى ابتدايى بروز و ظهور كرده است! موسيقى مازندرانى، گنبد مينا و جان عشاق (كار مشترك با مشكاتيان)، موسم گل، سوتيت سمفونيك، آوازى تهران و... از جمله آثار ايشان است. در حوزه موسيقى فيلم نيز درويشى تجربيات جالبى دارد. در آثار متأخر او نوعى كولاژ موسيقى به چشم مى خورد و با به كارگيرى امكانات صوتى گسترده اى از موسيقى نواحى ايران در كنار استفاده از سازهاى موسيقى ايرانى و گاه غربى، جلوه ها و افكت هاى صوتى متعدد و متفاوت، نوعى موسيقى خاص پديد آمده كه جذابيت هاى شنيدارى قابل توجهى دارد. ضمن آنكه دستاورد او در اين زمينه نيز چشمگير و تأثيرگذار بوده است. او تاكنون براى حدود ۲۰ فيلم موسيقى ساخته است. نكته جالب توجه در اين زمينه نيز، توجه سينماى ايران به موسيقى هاى سهل الوصول و عامه پسندتر و چشم پوشى از دستاوردها و كوشش هايى از اين دست است!
مؤخره شايد اختصاص دادن پايان نوشتار به بخشى از ايده هاى او درباره زندگى موسيقى، كمك كند هرچه بيشتر بتوان به دنياى درون درويشى راه يافت و او را از وراى آثار و نوشته هايش بهتر شناخت:
«براى من پرداختن به موسيقى به منزله پرداختن به يك حرفه نيست. پرداختن به هنر به مفهوم مصطلح آن نيز نيست. يكى دانستن و همسو پنداشتن هنر و حرفه نيز مدنظر نيست. موسيقى براى من صرفاً ابزارى نيست كه بتواند صرفاً احساس را بيان كند و ابزارى نيست كه صرفاً انديشه را انتقال دهد. زيرا به گمان من بيان احساس و انديشه به تنهايى قلمروهاى محدودى از پهنه بى پايان حيات هستند.
هنر و موسيقى براى من مهمترين انگيزه براى تداوم زندگى است. همه ابعاد آن، موضوع را مى توان به همين راحتى پنداشت. شايد بدانيم ابعاد زندگى - و نه تنها زنده بودن - بسيار پيچيده و رنگارنگ است. بديهى است احساس تنها زندگى نيست. انديشه تنها نيز چنين است. زندگى براى من مسيرى دارد كه كلاف هاى انديشه و احساس را در كنار هم به هم تنيده است و جداسازى آنها به بريده شدن آن مسير منتج خواهد شد و انديشه و احساس در تركيب با هم حاوى جنبه ها و انعكاس هاى متفاوت و متنوعى مى شوند كه تلاش در دستيابى به برخى از اين جنبه ها و انعكاس ها كه به گمان خود، انسانى تر و طبيعى تر است، هدف و انگيزه را تداوم مى بخشد. پيمودن چنين مسيرى بخش عمده زندگانى من بوده و هست و موسيقى را نيز در همين راستا مى بينم. وقتى به گذشته مى نگرم، مى بينم توانسته ام با وجود همه فراز و نشيب ها زندگى كنم و فقط زنده نباشم و تلاش من براى دستيابى به انعكاس ها و جنبه هاى متنوع وجود انسانى بوده است. بنابراين گمان دارم تا حدى توانسته ام دروناً بر بستر موسيقى خود را بيان كنم. حديث رابطه من و موسيقى در اين چند سال چنين بوده است.»*
* نقل قول ها از نوشتارها و گفتارهاى محمدرضا درويشى 
 
منبع : روزنامه ایران (محمد جواد بشارتی )
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 شهریور1384ساعت 23:43  توسط حجت ملائی چافی   | 

Mohamad Reza Shajarian 


استاد محمدرضا شجریان

 
 
یگانه آواز و چهره جهانی موسیقی ایران
 
اول مهر مهرماه ۱۳۸۴، استاد عالیقدر آواز ایران ،استاد  محمدرضا شجریان ۶۵ ساله می شود .
استاد محمد رضاشجریان هنرمندی با هوش و ذکاوتی سرشار ، که حقیقتا" حق مطلب را درست ادا کرده از دیار قدسیان، یگانه مشهد ایران رهسپار سفری دور و دراز شد و امروز با خود کوله باری لبریز از پاکترین و معصومترین آیه های آریایی بودنمان را بدوش می کشد.
استاد شجریان  که از بدو ورود به تهران و حضور در رادیو با بزرگان عرصه فرهنگ و هنر ایران حشرو نشر داشته تا انس و الفت بسیار با یادگار و فرزند میرزاعبدا...، استاد احمد عبادی و دیگر اهل قلم، امروز نیز همچنان در جامعه موسیقی کشور چون خورشید نورافشانی می کند و قامتش بر پهنه موسیقی ایران سایه گسترده است.
استاد شجریان با برخورداری از تکنیک شگرف در بکارگیری صدا برای اجرای نغمات موسیقی آوازی ایران، در وادی الحان مختلف آواز ما خوش درخشیده اند و جامعیت آوازشان را در هنرشان نشان داده اند.

این روز خجسته را به او، خانواده اش و همه دوستدارانش تبریک می گوییم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 شهریور1384ساعت 20:13  توسط حجت ملائی چافی   | 

              
تولد فريدون مشيرى و دو كتاب جديد

 228819.jpg
دو مجموعه شعر جديد از شعرهاى منتشرنشده زنده ياد فريدون مشيرى چاپ مي شود.
اين مجموعه ها با نام هاى «نوايى هم آهنگ باران» و از «دريچه ماه»  توسط انتشارات چشمه به چاپ خواهد رسيد. كليات شعرهاى اين شاعر با عنوان بازتاب نفس صبحدمان نيز اخيراً توسط همين مؤسسه انتشاراتى به چاپ سوم رسيده است.
بابك مشيرى - فرزند اين شاعر - در آستانه سالروز تولد پدرش، همچنين از انتشار چاپ بيستم «پرواز با خورشيد» از گزينه هاى قديم شعر او خبر داد. اين مجموعه كه براى نخستين بار در سال ۴۷ توسط انتشارات صفى عليشاه منتشر شده، گزينه اى از شعرهاى شاعر را تا سال ۶۴ دربر مى گيرد كه قرار است در چاپ جديد، شعرهايى از مجمو عه هاى ديگر هم به آن اضافه شود.
اخيراً نيز زندگى نامه و گزينه شعرى از فريدون مشيرى با عنوان آسمانى تر از خورشيد در دو جلد به قلم محمدعلى شاكرى يكتا توسط نشر ثالث به بازار آمده است. اين كتاب براساس دست نوشته ها و اسناد به دست آمده از آرشيوهاى خصوصى مشيرى تدوين شده است.

 
228798.jpg
فرزندان فريدون مشيرى در پى شكايت از برخى ناشران به دليل انتشار برخى آثار اين شاعر معاصر با كيفيت نامناسب،  ناشران طرف قرارداد براى انتشار آثار او را چشمه ، سخن ، مرواريد ، صفى عليشاه،  سنايى ، زبانكده، ثالث و فاضل اعلام كرده اند. فريدون مشيرى سى ام شهريورماه سال ۱۳۰۵ در تهران به دنيا آمد، بخشى از تحصيلات دوره ابتدايى و متوسطه را در مشهد گذراند. سپس به تهران آمد و به خدمت وزارت پست و تلگراف درآمد. با چند مجله هفتگى ازجمله روشنفكر همكارى كرد و متصدى بخش ادبى اين مجله بود. او دوره روزنامه نگارى دانشكده ادبيات دانشگاه تهران را هم به پايان رساند.
از فريدون مشيرى كه سوم آبان ماه سال ۱۳۷۹ در سن ۷۴ سالگى درگذشت،مجموعه هاى شعر تشنه توفان، گناه دريا، نايافته، ابر و كوچه، بهار را باور كن، از خاموشى، مرواريد مهر، آه باران، از ديار آشتى، يك آسمان پرنده، تا صبح تابناك اهورايى، با پنج سخن سرا، لحظه ها و احساس و آواز آن پرنده غمگين به چاپ رسيده است. امروز، روز تولد شاعر روزهاى خوب خاطره است.
منبع :ایران
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 شهریور1384ساعت 20:12  توسط حجت ملائی چافی   | 

 

استاد محمد رضا شجریان

 

متولد اول مهر 1319 در مشهد
پدربزرگش "علی اکبر" صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است.
وی از مالکین بزرگ مشهد بوده و از خواندن در جمع پرهیز می کرده است.اما گاهی اوقات برای دوستان سرشناسش می خوانده است.
پدرش " مهدی " نیز صدایی به همان رسایی پدربزرگش داشته است.اما فقط به خواندن قرآن روی آورد. مهدی شجریان شاگردان زیادی را برای خواندن قرآن در مشهد تربیت کرد ، که یکی از برجسته ترین آن ها محمدرضا بود .وی از 6 سالگی قرآن می خواند. در 12 سالگی شهره خاص و عام شد و در تمامی مجامع بزرگ مذهبی و سیاسی آن دوران تلاوت قرآن می کرد.
به علت توانایی فوق العاده اش در تلاوت قرآن محبوبیت خاصی در بین مردم و دانش آموزان مدرسه داشت.
از سال چهارم دبیرستان بر خلاف میلش به دانشسرای مقدماتی رفت و راه معلمی را پیش گرفت. در بیست سالگی معلم یکی از روستا های خراسان شد و یک سال بعد با دختری که او هم معلم دبیرستان بود ازدواج کرد.
از دوره نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی تلاش بسیاری می کرد . باقی مطلب را با قلم خود وی بخوانید:
به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یا غار من.
چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم.

همان ابتدای کار مه صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم

در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم.
سال 1345 خوشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا.
جوابی که بعد از یکماه از نتجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد

سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانه بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای ن به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید.
منبع :دل آواز

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 شهریور1384ساعت 11:46  توسط حجت ملائی چافی   | 

به گیله لو خوش آمدید

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 شهریور1384ساعت 14:11  توسط حجت ملائی چافی   | 

آفتاب آمد دلیل آفتاب
 
چهارشنبه هفته گذشته عصمت باقرپوربابلی (دلکش) از بهترین خوانندگان زن ایران در سکوت رسانه های خبری درگذشت! و شاید مرگ او پایانی باشد بر خوانندگان صاحب سبک زن که سالها بخش بزرگی از موسیقی آوازی ایران را در سیطره داشته اند.

آثار دلکش سالها مورد توجه دوستداران موسیقی از هر طبقه اجتماعی بود؛ دلکش مانند اکثر خوانندگان بزرگ دوره خود صاحب لحن و تکنیک مخصوص به خود بود (
Audio File در دشت جنون ) که توسط بسیاری از خوانندگان آن زمان رادیو تقلید می شد.

بااینکه دلکش را نمیتوان در آواز خوانی و تسلط به ردیف آوازی هم طراز با خوانندگانی چون قمرالملوک وزیری دانست، ولی نکات ارزنده ای مانند: حجم صدا، فرم صدایی (style) لحن و ویبراسیونی که در صدای دلکش دیده می شود به مراتب با کیفیت تر از خواندگانی مثل قمر یا اکثر هم دوره ای هایش بود.

تیزهوشی دلکش در استفاده از غلتها و ویبره های بجا، مخصوصا" در تصنیفهایش باعث شده آهنگسازانی مانند علی تجویدی،مهدی خالدی ،مجید وفادار از او برای اجرای بهترین تصنیفهایشان استفاده کنند.همچنین دلکش آوازهای زیادی با ساز این اساتید ضبط کرده که البته همانطور که گفته شد مانند تصنیفهایش قدرتمند نیست ولی لحن ویژه او در تحریرهای عمیق و شکیل( با وجود تنوع کم تحریرهایش) و تلفظ مطبوع شعر، آواز او را شبیه خوانندگان مکتب اصفهان کرده است، که حالت خاصی به آوازش داده که هنوز هم شنیدن آن خالی از لطف نیست.

Delkash
دلکش
جایگاه صدای دلکش آلتو بود ولی گاهی به صدای تنور نزدیک می شد و در آواز ایرانی جایگاه خوبی برای ادای حالات موسیقی آوازی داشت. (در آواز ایرانی بیشتر این پهنه صوتی یعنی فاصله تنور تا پایان آلتو مورد پسند ذائه ایرانی قرار گرفته است)

دلکش کار خوانندگی را اویل دهه 30 که ایران در حال تحوالات شدید اجتماعی بود آغاز کرد ولی مانند بسیاری از خواندگان آن دوره در آن حال و هوا نماند و به سرعت با جامعه پیش رفت البته بخاطر ساختار فرهنگی آن زمان هیچ گاه صرفا" خواننده قشر روشنفکر نشد ولی آنقدر هوش و توانایی داشت که مانند یک خواننده تمام عیار جلوی ارکستر سمفونیک بایستد و مقتدرانه بخواند، که آفتاب آمد دلیل آفتاب!

Audio File بردی از یادم
Audio File به کنارم بنشین
Audio File بازآ           
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 شهریور1384ساعت 11:52  توسط حجت ملائی چافی   | 

پس از ورود نت به ایران و تحصیل هنرجویان موسیقی ارکسترهای کوچک با سازهای غربی فعالیت خود را آغاز کردند و مردم ایران برای اولین بار موسیقی چند صدایی را به صورت زنده می دیدند.

در همین حال موسیقیدانان موسیقی ایرانی (که هنوز سنتیزه نشده بودند!) با شنیدن این موسیقی، علاقمند به استفاده از این شگردها، برای استفاده از آن در موسیقی ایرانی شدند؛ چراکه موسیقی پلی فنی موجب تاثیر گذاری بیشتر آن می شد. یکی از سردمداران این خط فکری کلنل علینقی وزیری نوازنده برجسته تار بود که پس از تحصیلات موسیقی کلاسیک در اروپا تصمیم گرفت موسیقی ایرانی را مکتوب و برای ارکستر تنظیم کرده، بطور فراگیر آموزش دهد.

این اقدام وزیری با مخالفت عده ای از موسیقی دانان ایرانی کار و حتی کلاسیک کار! روبرو شد. اهالی موسیقی ایرانی با چند تز وزیری به شدت مخالف بودند؛ که بعضی کاملا" با حسن نیت و بعضی بخاطر خود خواهی هایشان با وزیری درگیر شدند.

دسته اول موسیقی وزیری را باعث از بین رفتن بعضی از سنتهای رایج در موسیقی ایرانی می دانستند که عدم وجود آنها فرهنگ ایران را دچار ضعف می کرد ( در آمریکا و اروپا موسیقی بقدری، جا افتاده و نهادینه شده است که اگر آهنگسازی تمام آثارش را با خط نتی شخصی و با سازهای ابداعی اجرا کند، غول موسیقی رسمی آسیبی که نمی بیند هیچ! تجربه ای هم کسب می کند! ولی متاسفانه همیشه بقدری موسیقی و فرهنگ در ایران در معرض خطر بوده که اگر یک آهنگساز فقط یک قطعه را با علامتی ابداعی نت نویسی کند، فرهنگ نت خوانی که هنوز در ایران نوپاست! ضربه ای سنگین می خورد…)

دسته دوم هم که تشکیل شده بودند از یک عده انسان بی هنر و فرصت طلب که هنرمحتاج آنها نبود و آنها بوسیله هنر به نان و نوایی رسیده بودند و نت شدن موسیقی را باعث کسادتر شدن بازار شاگرد می دانستند و اتفاقا" آنها هم غم فرهنگ را بهانه می کردند! در مورد این گروه ناگفته بسیار است و هنوز مواضع آنها و خواسته های واقعی آنها به طور دقیق مورد تجزیه تحلیل قرار نگرفته (شاید دلیلش، وابستگی بعضی از این به اصطلاح اساتید به گروه های سیاسی وابسته به انگلیس و فرانسه مثل فراماسونر ها باشد که ... بگذریم! )

با این حال همچنان وزیری بکار خود با قدرت و ضعفهایی مشغول بود و با وجود ضبط صوت و فیلم، نیازی به کپی کاری آثار گذشتگان نمی دید!.

وزیری به تعلیم موسیقی تلفیقی شرق و غرب در هنرستان پرداخت و روز به روز به تجربیات خود و همفکرانش افزوده می شد؛ حتی بعضی از پیشنهادات او از طرف هم مکتبانش اصلاح و بعضی رد شد.(مثل تار سوپرانو که وجود آن توسط حسین دهلوی غیر موثر معرفی شد.)

Vaziri
وزیری در کهنسالی
اولین انتشار پارتیتور در ایران توسط حسین دهلوی بود که در سال ۱۳۳۲اولین اثر خود "سبکبال" را برای ارکستر تلفیقی سازهای ایرانی و غربی تصنیف کرده بود. این حرکت دهلوی باعث شد آهنگسازان دیگر هم به فکر انتشار آثار خود برای ارکستر بپردازند، ولی بخاطر کمبود ارکسترهای بزرگ کمتر مورد استقبال قرار می گرفت و ناشران در سرمایه گذاری برای انتشار این دست پارتیتورها دچار تردید می شدند!

پس از انقلاب با قدرت گرفتن گروه های موسیقی ایرانی که تا حدی تحت تاثیرات شرایط اجتماعی که تحرک و تغییرات شدیدی کرده بود، موسیقی خاصی از موسیقیدانان ایرانی متداول شد که بسیار کنترپوانیک و حماسی بود. این اتفاق در گروه هایی که قبل از انقلاب مونوفونیک می نواختند هم به شدت رایج بود، حتی گروه هایی هم که از قبل از انقلاب اصطلاحا" تنظیم شده می نواختند، مانند گروه پایور، آثاری را با تنظیمی متفاوت ضبط کردند که نشان از قدرت این جو اجتماعی و تاثیر آن بر موسیقیدانان ایران دارد.



"از خون جوانان وطن" با صدای محمدرضا شجریان، آهنگ از عارف قزوینی، تنظیم از فرامرز پایور (از آلبوم "راز دل):
audio fileاز خون جوانان وطن

این شیوه تنظیم موسیقی و حتی بسیاری از این آثار، پس از چند سال و با فروکش کردن فضای هیجان انگیز اوایل انقلاب رو به فراموشی گذاشت! همچنین نبود پارتیتوری از این آثار و نیز جلوگیری از انتشار بعضی از این قطعات موجب شد تقریبا" نسل جدید هنرجویان موسیقی این آثار را که بسیار کمیاب بود، فراموش کنند.

در صورتی که اینگونه ارکستراسیون در موسیقی ما مورد توجه قرار گرفته بود، آهنگسازان این سبک خود خواسته، به فراموشی این آثار کمک کردند! شاید دلیل این موضوع احساس گناه برای شعارهای نهفته در اشعار این قطعات بود! (چند تن از آهنگسازانی که در آهنگهای اول انقلاب شعار " مرگ بر آمریکا" دادند، چند سال بعد، آمریکا را برای زندگی انتخاب کردند!)

با این حال زیبایی این قطعات همراه با احساسات پرشور انقلابی، هنوز این آهنگها را جذاب و سرزنده نگه داشته.

"رزم مشترک" با صدای محمدرضا شجریان و آهنگسازی پرویز مشکاتیان :
audio fileرزم مشترک

"برادر بی قراره" با صدای محمدرضا شجریان، آهنگساز محمدرضا لطفی :
audio fileبرادر بی قراره (ادامه دارد ...)

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 شهریور1384ساعت 10:55  توسط حجت ملائی چافی   | 

ربنا با صدای استاد شجریان
 
 
برای بسیاری از ایرانیان، افطار بدون ربنا رنگ و بویی ندارد. سالهاست صدای چابک و زیبای شجریان در این ساعات مردم را مجذوب خود می کند.
شجریان در مورد اجرای این اثر که در تیر 1358 ضبط شده می گوید، انگیزه اصلی من در خواندن این دعا تدریس آن به دو هنرجو بوده و در یکی از استودیوهای رادیو ضبط شده که پس از مدتی بدون اجازه از رادیو پخش می شد! و اکنون جزو برنامه های اصلی رادیو و تلویزیون در ماه رمضان است. امروز می خواهیم نگاهی موسیقایی تر به "ربنا" بیندازیم.
ربنای شجریان با پشتوانه آموزشهای دوران جوانی شجریان در زمانی که در محضر پدرش آموزشهای قرآن می دیده شکل گرفته و این قطعه یکی از دعاهایی است که شجریان در آن سالها اجرا کرده لازم به ذکر است که محمد رضا شجریان بارها در جشنواره های داخلی و جهانی قرآن موفق به کسب جوایز برتر این مسابقات شده است. ربنا طبق سنت اجرایی این دعاها روی دستگاههای قرآنی خوانده شده و این قطعه از دستگاه "رست" یا "راست" شروع شده و در خاتمه به دستگاه "عجم" (شبیه به ماهور) مدلاسیون می شود. (نام عجم بر این دستگاه که یکی از دستگاههای هفتگانه قرآنی است، می تواند نشان دهنده عدم وجود چنین دستگاهی در الحان قدیم عربی باشد!)
در این اثر به خوبی می توان تاثیرات شیخ نصرالدین طوبی و شیخ طه الفشی را مشاهده کرد که البته ربنای شجریان بسیار شکیل تر و زیباتر اجرا شده نیز، این اجرا تقریبا" فاقد تحریر است و بجز چند نت، تماما" بوسیله قلط و ویبراسیون اجرا شده که اجرای ماهرانه آن بسیار چشمگیر است.
ربنای شجریان از ابتدا، روی نتهای "سی بمل" و سپس " دو" اوج می گیرد (روی خط حامل کلید سل) و در حوالی این نتها گردش دارد که اجرای آن برای خوانندگان چپ کوک هم آسان نیست! و تا نت "می بمل" به بالاترین نت خود می رسد.(البته ربنایی که از صداوسیما پخش می شود نسخه چندان با کیفیتی نیست و ممکن است دور ضبط بالا یا پایین برده شده و نتها تا حد کمی بالا یا پایین رفته باشد، ولی با این وجود صدای شجریان نشان می دهد که اشکالات دور ضبط زیاد نبوده، پس نتهایی که به آنها اشاره شد حدودی هستند)
"ربنا" در نواری که محمدرضا شجریان با نام "به یاد پدر" ضبط کرده منتشر شده است.
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 شهریور1384ساعت 10:49  توسط حجت ملائی چافی   | 

بي همگان بسر شودبي تو بسر نمي شود 
داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نمي شود

ديده چشم مست تو چرخه چرخ دست تو
گوش طرب بدست توبي تو بسر نمي شود

جان زتو نوش مي کند دل زتو گوش مي کند
عقل خروش مي کند بي تو بسر نمي شود

جاه و جلال من توئي ملکت و مال من توئي
آب زلال من توئي بي تو بسر نمي شود

گاه سوي وفا روي گاه سوي جفا روي
آه آه مني کجا روي بي تو بسر نمي شود

بي تو اگر بسر شدي زين جهان زبر شدي
باغ دلم سقر شدي بي تو بسر نمي شود

چشم مرا ببستي قلب مرا بشستي
وز همه کس گسستي بي تو بسر نمي شود

بي همگان بسر شودبي تو بسر نمي شود
داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نمي شود
 

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 شهریور1384ساعت 10:42  توسط حجت ملائی چافی   | 

بداهه خوانی های ایرج بسطامی منتشر می شود

مجموعه ای از بداهه خوانی های مرحوم "ایرج بسطامی " در دومین سالروز فاجعه زلزله بم منتشر می شود.
این آلبوم که در دو دستگاه موسیقی "شور" و"دشتی " گنجانده شده است ، مجموعه ای از آثار بداهه خوانی های مرحوم ایرج بسطامی است که قرار است پنجم دی ماه امسال منتشرشود. فاطمه بسطامی، خواهر بسطامی، پیشتر درباره این اثر موسیقایی گفته بود: قصد انتشار آلبومی دیگر از آثار خصوصی مرحوم ایرج بسطامی را داریم، ولی به دلیل سوء استفاده شرکت ها این کار را به فردا و پس فردا موکول می کنیم . گفتنی است ، مرحوم ایرج بسطامی متولد 1336 شهربم است. او نزد اساتیدی نظیر "محمدرضا شجریان"، "پرویزمشکاتیان" و... آموزش دیده بود . بسطامی آثاری نظیر "مژده بهاری" ، "افشاری مرکب"،"رقص آشفته" ، "وطن من" ، "بی کاروان کوبی" و... را منتشرکرده است . او در زلزله بم، دارفانی را وداع گفت.

منبع : مهر

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 شهریور1384ساعت 7:11  توسط حجت ملائی چافی   | 

 

     

استاد محمدرضا شجريان با آواي آسماني خود در منقبت و ستايش خون خدا، امام حسين (ع) و ماه پناه غريبان، امام رضا(ع) مي خواند.
به گزارش ايانا، اين هنرمند كه علاوه بر احاطه و دانش درباره موسيقي اصيل و دستگاهي ايران، در زمينه شناخت نغمات و دستگاههاي موسيقي قرآن كريم نيز از دانش بسيار بالایي برخوردار است، 250 برنامه «گلها» در راديو اجرا كرده است و پس از انقلاب نيز تاكنون 36 اثر موسيقايي منتشر كرده است. از او در زمينه قرائت قرآن كريم دو اثر جاودانه به نام «به ياد پدر» و همچنين اثر طلوع محمد(ص) به يادگار مانده است.
استاد شجريان قبل از آن كه تحت تعليم هنر آواز ايراني قرار بگيرد، در كودكي و در جمع قاريان بزرگ و در كنار پدرش به رمز و راز قرائت كلام جاودانه قرآن كريم آشنا شده بود و قبل از انقلاب نيز موفق شد در مسابقات جهاني تلاوت قرآن كريم كه در مالزي برگزار شد، رتبه دوم را از آن خود سازد.
وي همچنين بعدها در سال 1378 به خاطر تلاش و ارائه آثار ماندگار در حوزه موسيقي ايراني از سوي يونسكو موفق به دريافت نشان ويژه پيكاسو شد.
گفتني است از ميان خوانندگان موسيقي اصيل ايراني، تاكنون سيدحسام الدين سراج – از شاگردان استاد شجريان – با مجموعه دو كاست «وداع» در ستايش ياد حضرت حسين بن علي (ع) به اجراي اثر موسيقي پرداخته است. همچنين عليرضا افتخاري و محمد اصفهاني – از شاگردان استاد شجريان – نيز تاكنون به ترتيب به اجراي يك و سه اثر موسيقايي در مدح آن امام پرداخته اند.

 
خبرگزاري كشاورزي ايران (ايانا )
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 شهریور1384ساعت 15:3  توسط حجت ملائی چافی   | 

محمد رضا شجريان: موسيقی، مادر سينماست

استاد محمد رضا شجريان شامگاه یکشنبه به عنوان ميهمان در جشن خانه سينما حضور يافت و با اجرای قطعه ای در دستگاه "چهارگاه"، رونقی افزون به مراسم بخشيد.

به گزارش خبرنگار موسيقی "مهر"، استاد محمد رضا شجريان که پس از سخنان " امين تارخ " درباره " پروژه باغ هنر بم "، به سن دعوت شد، گفت: موسيقی، مادر سينما و جلوه عشق الهی است. موسيقی عشق آفرين است و به روح انسان ها لطافت می بخشد.

استاد شجریان در ادامه از علاقه اش به سينما گفت و افزود: دلم برای تمام هنرهای ايرانی می تپد و بخشی از زندگی من به ديدن فيلم می گذرد، اما متاسفانه نمی توانم در سالن سينما حضور پيدا کنم.

استاد شجریان در ادامه گفت:جايزه بردن يا نبردن، مهم نيست، بلکه مهم، ماندگاری در عرصه هنر است.

استاد محمد رضاشجريان  در پايان نهمين جشن خانه سينما ، قطعه " تو کردی " به آهنگسازی " علی تجويدی " را  در  دستگاه  "  چهارگاه  " و در  ميان تشويق های مداوم حاضرين، که اکثرا ايستاده بودند، خواند. بطوری که حتی آن عده از علاقمندئان سينما که پشت درهای بسته تالار وحدت مانده بودند، با شنيدن صدای شجريان، به سمت تالار حجوم آوردند. .

خاطر نشان می شود که استاد محمد رضا شجريان اين قطعه موسيقايی را در سفر خود به همراه ديدار خبرنگاران ازپروژه باغ هنر بم و در جواب آواز"علی جهاندار" خواند. باغ هنر بم، 7000 متر مربع زيربنا دارد و شامل 4 ساختمان، متشکل از کتابخانه گالری ، باغچه ، آمفی تئاتر، فضای پيوندی و... است . کل بودجه برای ساخت اين پروژه 5/2 ميليارد تومان برآورد شده که تاکنون 300 ميليون تومان آن جمع آوری شده است.  

گفتنی است محمد رضا شجريان شماره حساب 4280 بانک ملی شعبه هفت تير تهران به نام خود را برای دريافت کمک های مردمی به پروژه باغ هنر بم اختصاص داده است..

منبع :مهر

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 شهریور1384ساعت 9:44  توسط حجت ملائی چافی   | 

خانه ام آتش گرفتست
آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش
پرده ها و فرش ها را
تارشان با پود
من به هر سو می دوم گریان
در لهیب آتش پر دود
وز میان خنده هایم تلخ
و خروش گریه ام ناشاد
از درون خسته سوزان
می کنم فریاد ، ای فریاد
خانه ام آتش گرفتست
آتشی بی رحم
همچنان می سوزد این آتش
نقش هایی را که من
بستم به خون دل
بر سر و چشم درو دیوار
در شب رسوای بی ساحل
وای بر من
وای بر من
سوزد و سوزد غنچه هایی را که پروردم
بدشواری در دهان گود گلدان ها
روز های سخت بیماری
از فراز بامهاشان شاد
دشمنانم موزیانه خنده های فتحشان بر لب
بر من آتش بجان ناظر
در پناه این مشبک شب
من بهر سو می دوم گریان
از این بیداد می کنم فریاد ، ای فریاد
وای بر من همچنان می سوزد این آتش
آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان
وانچه دارد منظر و ایوان
من بدستان پر از تاول
این طرف را می کنم خاموش
وز لهیب آن روم از هوش
زان دگر سو شعله برخیزد ، بگردش دود
تا سحرگاهان که میداند
که بود من شود نابود
خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا : « مشت خاکستر »
وای آیا هیچ سر بر می کنند از خواب
مهربان همسایگانم ازپی امداد
سوزدم این آتش بیداد گر بنیاد
می کنم فریاد ، ای فریــــــــــــــاد ، فریــــــــــــــــــــاد


+ نوشته شده در  سه شنبه 22 شهریور1384ساعت 8:6  توسط حجت ملائی چافی   | 

به گیله لو خوش آمدید

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 شهریور1384ساعت 7:51  توسط حجت ملائی چافی   | 

 آخرين همنوازي ياحقي، عبادي، شهناز و معروفي

به زودي دو آلبوم موسيقي با نام «راز» و «نياز» كه اواخر دهه شصت در استوديوي خانگي پرويز ياحقي ضبط شده، منتشر مي شود. اين دو اثر آخرين هم نوازي اين چهار استاد موسيقي ايراني است. احمد عبادي و جواد معروفي مدتي پس از ضبط اين اثر دار فاني را وداع گفتند و ديگر فرصت همكاري پيدا نكردند. اين آثار بداهه نوازي در دستگاه هاي موسيقي ايراني است. كه پس از سال ها ياحقي آن را منتشر مي كند.
در اين دو اثر پرويز ياحقي ويولن، احمد عبادي سه تار، جليل شهناز تار و جواد معروفي پيانو نواخته اند...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 شهریور1384ساعت 17:15  توسط حجت ملائی چافی   | 

   
 شجريان به روايت شجريان

تولدم روز اول مهر ماه سال يکهزارو سيصد و نوزده خورشيدي در مشهد است در خانواده اي که پدر بزرگم (علي اکبر) صداي بسيار رسايي داشته و به زيبايي آواز مي خوانده است.او از مالکين بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهيز داشته ، گاه براي دوستان سرشناسي که به ديدارش مي آمده اند مي خوانده است. پدرم مهدي از صداي پر طنين و رسا برخوردار بود و در جواني آواز خواندن را شروع مي کند ولي خيلي زود در محيط بسته و سنتي به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقيده باقي ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جايگاه خاصي در مشهد پيدا نمود و شاگردان زيادي براي تلاوت قرآن قرآن تربيت کردکه از جمله خود اينجانب است

تمام وقت من از شش سالگي به خواندن قرآن با صداي خوش مي گذشت . در دوازده سالگي شهره ي خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبي و يا سياسي آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود.به علت توانايي در تلاوت قرآن با صداي خوش ، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبيرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسراي مقدماتي رفتم و راه معلمي پيش گرفتم و از بيست سالگي به معلمي در دهات خراسان پرداختم . يک سال بعد ازد.اج کردم با دختري که او هم معلم دبستان بود.همسرم خيلي با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالي يک زندگي بسيار محقر پيروز شديم

از نوجواني براي فراگيري گوشه هاي آوازي به هر دري مي زدم و از هر کسي که شمه اي اطلاع داشت سئوال مي کردم. به ندرت دسترسي به راديو پيدا مي کردم تا موسيقي دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلي نداشت ، تا اينکه در محيط شبانه روزي دانشسرا ميسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمريناتم را شروع کنم . کمي بعد دبير موسيقي مان آقاي جوان نيز راهنمايي و کمک کردند. بيشترين تمرينات سازنده در دوران معلمي در خارج شهر بود که فراغتي داشتم و اغلب به کوه و صحرا مي دم و تکنيک و متد را با سليقه ي خودم تجربه و تمرين مي کردم و صداهاي گوناگون و تحريرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسيم (ابولحسن کريمي) از ابتداي کار معلمي سنتوري با خود آورده بود که بنوازد ، ترغيب شده مضراب دستم بگيرم و ببينم مي شود زد ، بعد ديدم عجب کار مشکلي است تا دمدمه هاي صبح نشستم و ان قدر تمرين کردم تا توانستم آهنگي را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد يا غار من.
چندي بعد صداي سنتور جلال اخباري را از راديو مشهد شنيدم و خوشم امد ، پيدايش کردم و با هم دوست شديم . سازي مي زد و من هم مي خواندم و تمرينات آواز با ساز و فراگيري نت و نواختن صحيح سنتور را با ايشان شروع کردم.

همان ابتداي کار مه صداي سنتور مشقي ام بسيار بد بود به فکر افتادم که سنتوري بسازم. کمي نجاري مي دانستم با زير رو رو کردن تمامي کاروانسراها و چوب فروشي ها و با دادن يک انعام 5 تواني الوار پهن از چوب توت بيست ساله را پيدا کردمآن را مطابق اندازه ها بريدم . در ان زمان کسي در مشهد گوشي سنتور نمي فروخت ، مجبور شدم صد عدد ميخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستي کوچک کنم. اين سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با يک دلبستگي عجيب به اين ساز ، تمرينات سنتورم را بيشتر کردم. با اينکه براي اولين بار بود چنين کاري کرده بودم و در مورد پل گذاري سنتور تجربه و اطلاعي نداشتم ولي سنتور صداي دلنشيني داشت. غير از آن سنتور سنتورهاي ديگري ساخته يا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاري را براي موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتايج قابل توجهي هم رسيده ام . در نظر دارم در آينده کتاب يا جزوه اي درباره ي تجارب کار پل گذاري هاي گوناگون که روي سنتورها کرده ام همراه با نتايج آن ها منتشر کنم تا در اين زمينه کار مفيدي انجام داده باشم

در سالهاي بعد از چهل با هنرمندان راديو خراسان آشنا شده بودم ولي حاضر به ضبط برنامه موسيقي نبودم . در راديو خراسان گاه اشعار عرفاني و مذهبي و گاهي تلاوت قرآن داشتم.
سال 1345 خوشيدي به اصرار دوستم ابوالحسن کريمي براي شرکت در امتحان شوراي موسيقي به اتفاق او به تهران رفتم. راهي براي نام نويسي و شرکت در امتحان پيدا کرديم. در اتاق شورا ميز کنفرانس بزرگي بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقاي مشير همايون شهردار رييس شورا و آقايان حسنعلي ملاح ، علي تجويدي و مختاري و ديگران بودند. گفتند بيات ترک بخوان ! من هم از مايه بلند دو سه بيتي خواندم و در مايه ي بم فرود امدم . ضربي با يک شعر هم به درخواست آقاي ملاح خواندم.بعد اقاي تجويدي پرسيدند تصنيف هم مي خواني ؟ چون تصنيف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان مي دانستم ، بسيار جدي گفتم ابدا.
جوابي که بعد از يکماه از نتجه امتحان به ما دادند اين بود که فعلا راديو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا راديو نياز به خواننده ندارد

سال بعد به وسيله آقاي دکتر شريف نژاد (که معاون راديو خراسان بود و بسيار به من لطف داشت) قرار گذاشتيم در تابستان که ايشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باايشان شبي به منزل آقاي حسين محبي (که اپراتور با سابقه راديو و برنامه ي گل ها بود) رفتيم و او که دوستي نزديکي با دکتر داشت فرداي آنروز مرا همراه با يک نوار که در " سه گاه " خوانه بودم به اقاي داود پيرنيا (مسئول و تهيه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفي کرد که همان معرفي راهگشاي ن به راديو ايران و و برنامه ي گلها که منظور اصلي ام بود گرديد.
با سپاس از دلسوزي هاي ابولحسن کريمي و محبت هاي دکتر شريف نژاد و يادي خوش از زنده ياد حسين محبي .

  سالشمار استاد شجريان
1319 تولد اول مهر ماه در مشهد
1324 اغاز خوانندگي هاي کودکانه در خلوت
1326 ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد.
1327 اموختن تلاوت قران در نزد پدر
1328 شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگي.
1329 اغاز تلاوتهاي قران در ميتينگها و اجتماعات سياسي ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخي.
1331 تلاوت قران براي اولين بار در راديو خراسان به دعوت رييس راديو.
1332 قبولي در امتحانات شم ابتدايي با عنوان شاگرد ممتاز در بين دانش اموزان مشهد.اغاز تحصيل در دبيرستان شاه رضا.
1334 شرکت در مسابقات فوتبال دبيرستانهاي مشهد.
1336 ورود به دانشسراي مقدماتي در مشهد.اشنايي با اقاي جوان اولين معلم موسيقي شجريان ( معلم سرود و موسيقي دردوران تحصيل در دانشسراي مقدماتي در مشهد).
1338 اغاز همکاري با راديو خراسان و اجراي اوازهاي بدون ساز و قراعت قران براي راديو به طور افتخاري.
1339 دريافت ديپلم دانشسراي مقدماتي و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدريس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنايي با سنتور.
1340 اشنايي با نت و فراگيري سنتور نزد اقاي جلال اخباري و شروع سنتور سازي و تحقيق براي بهتر کردن صداي سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشيزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان.
1341 جشن عروسي در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز يک زندگي خانوادگي سي ساله با ايشان که حاصل ان سه دختر و يک پسر است.
1342 انتقال از بخش رادکان به روستاي شاه اباد مشهد به عنوان مدير دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولين سنتور خود با چوب توت.
1344 تولد دختر دوم افسانه در 28 ارديبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرويز مشکاتيان ازدواج ميکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدريس در کلاس ششم دبستان پهلوي از مهر ماه.شرکت در مسابقات واليبال معلما مشهد.
1345 انتقال از دبستان پهلوي به دبستان عبداللهيان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور.
1346 تدريس در دبستان هاي مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدريس در دبيرستان صفوي . اغاز فعاليت با برنامه هاي راديو ايران. اشنايي با استاد احمد عبادي. راه يابي به کلاس درس اواز استاد اسماعيل مهرتاش و انجمن خوشنويسان نزد استاد بوذري.اشنايي با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همين سال. اجرا و ضبط اولين برنامه ي در راديو ايران که با عنوان ((برگ سبز شماره ي 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در راديو با نام مستعار ((سياوش بيدکاني)) تا سال 1350 خورشيدي و بعد در راديو و تلويزيون با نام خودش. اشنايي با اسماعيل مهرتاش در کلاس اواز ايشان. 
1347 انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبيعي . راه يابي به کلاس خط استاد حسن ميرخاني.
1348 تولد دختر سوم مژگان در 27 هرديبهشت ماه در تهران. تاسيس و شروع راديو اف-ام به طريقه ي استريو فونيک و اجراي برنامه ي ((سه گاه)) به همراهي سه تار عبادي و تار مجد براي اولين بار به طريقه ي استريو . شرکت در جشن هنر شيرازبراي اولين بار. قبولي در امتحان خط (مرحله ي عالي) . راه يابي به کلاس خط استاد حسين ميرخاني.
1349 اغاز همکاري با برنامه هاي تلويزيون ملي ايران در برنامه ي ((هفت شهر عشق)) غيره. قبولي در امتحان خط (مرحله ي ممتازي) انجمن خوشنويسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسين مير خاني (خطاط) ابراهيم بوذري (استاد خط شجريان) خسرو زعيمي ( مدير عامل انجمن خوشنويسان)فرامرز پيل ارام(نقاش و استاد نقاشيخط شجريان). 
1350 اشناي با استاد فرامرز پايور و مشق سنتور نزد ايشان و اموزش رديف اوازي صبا نزد فرامرز پايور . اشنايي ئ همکاري با هوشنگ ابتهاج((ه . الف . سايه)در برنامه هاي (گل هاي تازه))راديو.
1351 شروع تهيه ي برنامه هاي گلهاي تازه توسط هوشنگ ابتهاج در راديو و همکاري با او. اغاز فراگيري رديف هاي اوازي و تصانيف قديمي نزد استاد عبدالله دوامي.برگذاري کنسرتي در شمال ايران با منصور صهرمي و هنرمندان ديگر.ديدار و اشنايي با اقاي دوامي به وسيله ي فرامرز پايور. 
1352 اشنايي با استاد نور علي برومند و فراگيري شيوه ي اوازي سيد حسن طاهر زاده نزد ايشان در مرکز خط ئ اشاعه ي موسيقي و اشنايي با هنر جويان مرکز: محمد رضا لطفيو ناصر فرهنگفرو حسين عليزاده و جلال ذوالفنون و گنجه اي و مقدسي و حدادي و ديگران.
1353 سفر براي کنسرت هاي هندو پاکستان و افغانستان با استاد احمد عبادي . سفر به چين و ژاپنن با احمد احرار و کريم فکور و حسين ملکو پرويز قاضي سعيد به عنوان ميهمانان ويژه براي گشايش پروازهايي به اين دو کشور.
1354 تولد همايون در 30 ارديبهشت ماه در تهران . ماموريت راديو و تلويزيون براي کنسرتهاي فروردين در ايالات مختلف امريکا.انتقال از وزارت منابع طبيعي (به عنوان مهمور خدمت)به راديو.قطع رابطه با مرکز اشاعه ي موسيقي و ادامه ي درس اواز در منزل استاد نورعلي برومند. 
1355 شرکت در جشنواره ي توس (نيشابور)با فرامرز پايور , سايه, حسن ناهيد, رحمت الله بديعي, محمد اسماعيلي, عبدالوهاب شهيدي و هوشنگ ظريف.حضور در برنامه ي جشن هنر شيراز ( در حافظيه) با محمد رضا لطفي و فرهنگفر و اجراي برنامه ي ((راست پنجگاه)).کناره گيري رسمي و قطع رابطه ي کامل از راديو در اسفند ماه.اجراي اواز در صفحات رديف نوازي کانون پرورس فکري کودکان و نوجوانان . بهره گيري از محضر اقاي برومند (در منزل خود استاد) شيوه ي اواز مرحوم طاهر زاده (اخرين جلسه روز چهار شنبه 29 دي ماه).فوت رضا ورزنده(29 دي ماه) و نور علي برومند (30 دي ماه) . اغاز ضبط تصانيف قديمي با صداي عبدالله دوامي. 
1356 اجراي برنامه ي ((نوا)) به همراهي محمد رضا لطفي و گروه شيدا در جشن هنر شيراز.اجراي موسيقي ((چهره به چهره)) و ((گلبانگ)) . کناره گيري از رايو به خاطر جو نامساعد. تاسيس شرکت دل اواز براي انتشار برنامه هاي خود. 
1357 احراز مقام اول تلاوت قران سراسر کشور در مرداد ماه. اجراي بخشي از ((تلاوت قران)) .انتشار البوم ((گلبانگ))( دو نوار). همکاري در تاسيس کانون ((چاوش)) با هوشنگ ابتهاج و محمد رضا لطفيبراي ادامه ي فعاليت هاي موسيقي در خارج از راديو تلويزيون(شجريان در انجا تدريس ميکرد).
1358 اشنايي با فيلسوف يگانه استاد غلامرضا دادبه( جانسوز) در منزل استاد خط مرتضي عبدالرسولي ئ اغاز فراگيريي و شناخت بايگاني هاي فرهنگ و نوا ,... فرهنگ پهلواني و جوانمردان , فرهنگ مادرنوايي .اجراي موسيقي ((خلوت گزيده)) .(( پيغام اهل راز)) ( شامل دو نوار : راز دل و انتظار دل).اخرين کنسرت ها با گروه پايوردر مهر ماه در تالار رودکي . کنسرت ماهور با محمد رضا لطفي و گروه شيدا در تالار رودکي و دانشکاه ملي در ابان ماه.
1359 فوت استاد دوامي . اجراي موسيقي ((عشق داند)) ( در ابو عطا) اجراي موسيقي ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پيغام اهل راز). انتشار نوار موسيقي ((پيغام اهل راز )) (شامل دو نوار : راز دل انتظار دل). 
1361 اولين کنسرت در سفارت ايتاليا به همراهي پرويز مشکاتيان و ناصر فرهنگفر (آستان جانان) پس از سه سال کناره گيري از فعاليت هاي کنسرتي - اجراي موسيقي نوا (مرکب خواني) و سر عشق ( ماهور) و بيداد 
1362 اجراي موسيقي ((همايون مثنوي)) با منصور صارمي. اجراي موسيقي ((چهار گاه)) (با فرهنگ شريف) و ديگر اواز ها در برنامه هاي خصوصي. 
1364 اجراي موسيقي ((گنبد مينا ))و ((جان عشاق)). انتشار نوار موسيقي ((بيداد)).
1365 انتشار نوارهاي موسيقي (نوا)) ( مرکب خواني ),((سر عشق)) (ماهور) و ((استان جانان)). ضبط ده اواز به همراهي ويولن حبيب الله بديعي در مونيخ در منزل دکتر علي خادمي.
1366 اغاز کنسرت ها در اروپا پس از انقلاب و شروع همکاري با گروه عارف . اجراي موسيقي ((دود عود)) ,((دستان))و...
1367 برگذازي سه شب کنسرت براي بزرگداشت حافظ در تالار رودکي( وحدت).انتشار نوار ((دستان)).
1368 اجراي ((ماهور)) و ((ابو عطا)) در کنسرت هاي بهاره در اروپا با پيرنياکان, جمشيد عندليبي, و اعيان. اجراي ((نوا)) و ((افشاري)) در کنسرت هاي پاييزه اروپا به همراهي مشکاتيان و گروه عارف و دو شب کنسرت در اسفند ماه به دعوت شهردار بارسلون در اين شهر به همکاري ني حسين عمومي , تار طلايي و تنبک شميراني.
1369 سفر به تاجيکستان به دعوت خصوصي وزير فرهنگ و هنر تاجيکستان پرده برداري از پيکره ي باربد و دو شب کنسرت در کاخ باربد به همراه کمانچه ي محمود تبريزي زاده , سه تار رضا قاسمي , و تنبک مجيد خلج. کنسرتهايي در امريکا به همراهي پيرنياکان عندليبي و اعيان. اجراي مو سيقي ((سرو چمان)) , (( پيام نسيم)) , و ((دل مجنون)) ( هر سه در امريکا). کنسرت شجريان براي زلزله زدگان رودبار در لس انجلس. سخنراني در پنج دانشگاه معتبر امريکا براي دانشجويان و محققين.
1370 برگذاري پنج شب کنسرت در پارک ارم و هشت شب کنسرتهاي افتخاري براي مردم جنوب شهر تهراندر فرهنگسراي بهمن ( کشتارگاه سابق تهران) در اسفند ماه.برگذاري کنسرت شکوهمندي به مدت پنج شب در محوطه ي چهل ستون اصفهان.کنسرتهاي اروپا با جهاندار و گروه اوا . جدايي از همسر اول خانم فرخنده گل افشان. اجراي موسيقي ((دل شدگان)) و ((اسمان عشق)). انتشار نوارهاي موسيقي ((سرو چمان)) , ((پيام نسيم)),(( دل مجنون)) و (( خلوت گزيده)).
1371 ازدواج با همسر دوم خانم کتايون خوانساري. کنسرتهاي مرحله ي دوم در امريکا با داريوش پير نياکان ,جمشيد عندليبي و همايون شجريان ( اگوست تا نوامبر) .برنامه اي با هابيل علي اف و همايون شجريان در سالن تالار رودکي(وحدت) ,تهران. اجراي موسيقي ((يادايام)) . انتشار نوارهاي ((دل شدگان )) و ((اسمان عشق)).
1372 انتشار گزارشي همراه با گفتگويي با شجريان تحت عنوان (( محمد رضا شجريان استاد اواز ايران کجاست؟)) در نشريه ي نويد فضيلت,شماره ي 16 ,سال 2, مهر ماه ,تهران. اجراي(( سه گاه )) و (( راست پنجگاه)) در کنسرتهاي اروپايي به همراهي محمد رضا لطفي و مجيد خلج در تابستان.
1373 اجرا برنامه ي ((قاصدک)) در کنسرتهاي دور اروپا با پرويز مشکاتيان و همايون شجريان. 
1374 کنسرتهاي اصفهان,شيراز,ساري, کرمان, و سنندج با گروه اوا.برگذاري کنسرتي در اروپا با محمد رضا لطفي در ابات ماه.اجراي موسيقي ((چشمه ي نوش)) در ( فرانسه).انتشار نوارهاي موسيقي ((همايون مثنوي)) ,(( گنبد مينا )),(( جان عشاق)), چشمه ي نوش))و (( ياد ايام)). اجراي موسيقي ((در خيال)).
1375 درگذشت پدر در 18 اذر ماه در سن 85 سالگي.اجراي موسيقي ((رسواي دل)) در دبي.انتشار موسيقي(( در خيال)) . انتشار نوار موسيقي ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پيغام اهل راز). 
1376 تولد پسر دوم رايان (از ازدواج دوم) در ونکوور کانادا.اجراي برنامه هاي((سه گاه)) و ((ماهور)) در کنسرتهاي دور اروپا با همکاري داريوش طلايي, سعيد فرجپوري و اهمايون شجريان در پاييز .اجراي موسيقي(( شب ,سکوت , کوير)) .اجرا و انتشار موسيقي ((معماي هستي)) در کلن, المان. اجرا و انتشار موسيقي ((شب وصل)). انتشار نوار موسيقي ((رسواي دل)). انتشار نوار موسيقي ابوعطا((عشق داند)).
1377 اجراي کنسزتهاي تهران,اصفهان, و دور اروپا با گروه اوا. برگذاري کنسرت درامريکا در شهريور ماه.اجراي (( ارام جان )) .انتشار نوار ((پيام نسيم). انتشار نوار موسيقي ((شب ,سکوت, کويز)). انتشار نوار موسيقي((چهره به چهره)).انتشار نوار موسيقي((راست پنجگاه)). 
1378 اجراي ((ماهور)) و((افشاري)) در پنج کنسرت به نفع دانش اموزان در شهر هشتگرد.بريافت جايزه ي پيکاسو ئ ديپلم افتخار يونسکو تز دبير کل يونسکو ((اقاي مايور)) در پاريس, شهريور ماه. انتشار نوار ((ارام جان)) . اجراي ((اهنگ وفا)) .انتشار نوار ((تلاوت قران)) (1) و (2).
1379 انتشار کتاب((راز مانا)) ( زندگي,ديدگاه و اثار استاد اواز ايران, محمد رضا شجريان)کار محمد جواد غلامرضا کاشي ,محسن گودرزي, و علي اصغر رمضانپور, نشر کتاب فردا, چاپ اول تهران.اجراي برنامه ي ((نوا ))و ((داد و بيداد)) (زمستان) در کنسرتهاي دور اروپا و امريکا و کانادا به همراهي حسين عليزاده,کيهان کلهر و همايون شجريان. عمل جراحي کليه و دهانه هاي معده در واشنگتن در 20 اسفند ماه. 
1380 عمل جراحي براي چسبندگي روده در تهران در ابان ماه.
1381 اجراي برنامه ي (( راست پنجگاه ))و(( مرکب خواني)) در کنسرتهاي دور اروپا و کانادا با حضور حسين عليزاده, کيهان کلهر و همايون شجريان. انتشار نشريه ي (( دفتر هنر )) شماره ي 15, ويژه ي محمد رضا شجريان ,در اسفند ماه ,در کاليفرنيا.

منبع : دل آواز

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1384ساعت 16:19  توسط حجت ملائی چافی   | 

اي مهربانتر از برگ در بوسه‌هاي باران
بيداري ستاره، در چشم جويباران
آئينهء نگاهت؛ پيوند صبح و ساحل
لبخندِ گاه گاهت؛ صبح ِ ستاره باران
بازآ که در هوايت، خاموشيِ جنونم
فريادها بر انگيخت از سنگ ِ کوهساران
اي جويبار ِ جاري ! زين سايه برگ مگريز
کاين گونه فرصت از کف دادند بي شماران
گفتي : "به روزگاري مهري نشسته!" گفتم :
"بيرون نمی‌توان کرد، حتي به روزگاران"
بيگانگي ز حد رفت، اي آشنا مپرهيز
زين عاشق ِ پشيمان، سرخيل شرمساران
پيش از من و تو بسيار بودند و نقش بستند
ديوار ِ زندگي را زين گونه يادگاران
وين نغمهء محبت، بعد از من و تو مانَد
تا در زمانه باقيست آواز ِ باد و باران

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1384ساعت 16:0  توسط حجت ملائی چافی   | 

18 شهريور 1358 - «علينقي وزيري » موسيقيدان بزرگ ايراني بدرود حيات گفت.
وي از محققان برجسته موسيقي ايراني دارد كه از آن جمله در عالم موسيقي وصنعت؛ دستورجديد تاروسه تار؛ سرودهاي مدارس و موسيقي نظري را ميتوان برشمرد.

استاد وزيري پايه گذارموسيقي جديد ايران بعد از انقلاب مشروطه است و نخستين كسي است كه رديف ميرزا عبدالله و آقا حسينقلي را نوشت . او سالهادر دانشگاه تهران هنر و زيبايي شناسي تدريس مي كرد.

ازاستادعلينقي وزيري علاوه بر كتابهاي مختلف،« قطعات زيباي موسيقي همچون اي وطن؛ خاك ايران و دخترك ژوليده» نيز بجاي مانده است.
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1384ساعت 15:41  توسط حجت ملائی چافی   | 

پرکن پياله را
اين آب آتشين
ديري است ره به حال خرابم نمي برد
اين جامها
كه در پيم مي شود تهي
درياي آتش است كه ريزم به كام خويش
گرداب مي ربايد و آبم نمي برد
من با سمند سركش و جادويي شراب
تا بيكران عالم پندار رفته ام
تا دشت پر ستاره انديشه هاي ژرف
تا مرز ناشناخته مرگ و زندگي
تا كوچه باغ خاطره هاي گريز پا
تا شهر يادها
ديگر شرابم جز تا كنار بستر خوابم نمي برد
پر كن پياله را
هان
اي عقاب عشق
از اوج قله هاي مه آلوده دور دست
پرواز كن
به دشت غم انگيز عمر من
آنجا ببر مرا كه شرابم نمي برد
آن بي ستاره ام كه عقابم نمي برد
در راه زندگي
با اين همه تلاش و تقلا و تشنگي
با اين كه ناله ميكشم از دل
كه آب
آب
ديگر فريب هم به سرابم نمي برد
پر كن پياله راكه

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1384ساعت 15:34  توسط حجت ملائی چافی   | 

استاد «محمدرضا شجريان‌» فصل‌ پاييز در انگلستان‌ به‌ اجراي‌ برنامه‌ خواهد پرداخت‌.

در اين‌ برنامه‌ حسين‌ عليزاده‌، كيهان‌ كلهر و همايون‌ شجريان‌ وي‌ را با نواختن‌ تار ، كمانچه‌ و تنبك‌ ياري‌ خواهند داد. ضمن‌ آنكه‌ همايون‌ شجريان‌ در خواندن‌ برخي‌ از قطعات‌ پدر را همراهي‌ مي‌ كند. اين‌ برنامه‌ ساعت‌ 19 و 30 دقيقه‌ هشتم‌ نوامبر در سالن‌ ملكه‌ اليزابت‌ لندن‌ برگزار مي‌شود.

اين‌ در حالي‌ است‌ كه ‌شجريان‌ هم‌ اكنون‌ در حال‌ ساخت‌ پروژه‌ باغ‌ هنر است‌ و تعداد زيادي‌ از اهالي‌ سينما و تئاتر نيز قرار است‌ او را در اين‌ پروژه‌ ياري‌ دهند . از آخرين‌ اجراهاي‌ شجريان‌ مي‌ توان‌ به‌ اجرا در سالن‌ كندي‌ واشنگتن‌ و همچنين‌ معتبرترين‌ سالن‌ هاي‌ كانادا ياد كرد كه‌ با انعكاس‌ بسيار گسترده‌يي‌ در مطبوعات‌ اين‌ كشورها روبرو شد. منبع: سينا

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1384ساعت 15:27  توسط حجت ملائی چافی   | 

          به گیله لو خوش آمدید

<br/><a href="http://i32.tinypic.com/9td3k8.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

بامهر و مهرباني آغاز كرديم و به عشق هنرمندان گرانمايه موسيقي ايران زمين در صدد گسترش گروه گيله لو هستيم ؛
ياري و مساعدت تمامي علاقه مندان را خواستاريم .

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1384ساعت 15:21  توسط حجت ملائی چافی   |