تبليغاتX
به گیله لو خوش آمدید هر چقدر زمان پیش می رود و ایران عزیزمان از تموجات گونه گون به گونه ای اندک به آرامی می گراید، ارج و منزلت اعزه ای که نگهدار موسیقی چند صد ساله ما بوده اند و نیز باعث آرایش و پیرایش آن تاکنون، برایمان بیشتر و بیشتر به روشنائی می گراید. گیله لو را به تمامی دوستداران موسیقی تقدیم می کنم گیـله لـو
                         
 
                        ابوالحسن صبا
 
                         استاد ابوالحسن صبا

تاریخ تولد:  ۴ فروردین ۱۲۸۲ 
محل تولد: تهران 
تاریخ وفات: ۲۹ آذر ۱۳۳۶ 
محل وفات : تهران 


ابوالحسن صبا فرزند کمال‌السلطنه به سال ۱۲۸۱ خورشیدی در خانواده‌ای آشنا به موسیقی و اهل ادب دیده به جهان گشود.نخستین پویه‌های موسیقی را از پدرش فرا گرفت. او نزد میرزا عبدالله فراهانی و درویش خان تار ، نزد حسین اسماعیل‌زاده کمانچه ، نزد حسین هنگ‌آفرین ویولن ، نزد علی اکبر شاهی سنتور و نزد حاجی خان ضرب را آموخت. صبا به نواختن همه سازهای موسیقی ردیف چیرگی پیدا کرد و تمام سازهای ایرانی را در حد استادی می‌نواخت و ویولن و سه‌تار را به عنوان سازهای تخصصی خود برگزید. سپس در مدرسه عالی موسیقی به شاگردی علی‌نقی وزیری درآمد و تکنواز ارکستر او شد. ابوالحسن صبا، چهل سال تمام ساز نواخت، تعلیم داد، در ارکسترها شرکت کرد، کتاب نوشت و درتمام جریان‌های موسیقی ایران تأثیر مستقیم و مثبت داشت. وی در تمام رشته‌های موسیقی ایران و حتی سایر هنرها همچون ساختن ساز و نقاشی و ادبیات مهارت داشت و دانشنامه‌ای جامع از علم و عمل موسیقی ایرانی بود. مکتب نوین موسیقی ایرانی که از درویش خان آغاز شده بود با صبا به اوج رسید و شاگردان صبا نیز پیرو راه او شدند. 


 شاگردان صبا


لطف‌الله مفخم پایان، مهدی خالدی، عباس شاهپوری، مهدی مفتاح، محمدعلی بهارلو، حبیب‌الله بدیعی، علی تجویدی، جهانگیر کامیان، همایون خرم، حسین تهرانی، حسن کسایی ، داریوش صفوت، فرامرز پایور، غلامحسین بنان ، ابراهیم قنبری مهر، رحمت‌الله بدیعی، سعید قراچورلو، ساسان سپنتا و شهریار از شاگردان صبا بودند. 

                    گيله لو


   آثار
صبا صفحات بسیاری حاوی تکنوازی‌ها و همنوازی‌های او منتشر شده‌است که مهارت فوق‌العاده او را در نواختن ویولن نشان می‌دهد. همچینین نوارهای خصوصی بسیاری پر کرده که مرجع هنرجویان و گویای تسلط فوق‌العاده او در نواختن سه‌تار است.
از استاد صبا، سه دوره آموزش ویولن، چهار دوره تعلیم سنتور، یک دوره تعلیم تار و سه‌تار منتشرشده و باقی آثار او هنوز منتشر نشده‌اند.
شعر، سرود با آهنگ‌سازی حسین ملک است نیز از اوست. صبا نخستین موسیقی‌دان ایرانی است که موزه‌ای ویژه از او (منزل شخصی صبا) تأسیس شده و به نام خود او در خیابان ظهیرالسلام تهران واقع است.
روی هم رفته کارهای به‌جا مانده از استاد ابوالحسن صبا را می‌توان اینگونه دسته بندی کرد:

  کارهای مستقل


 * کتاب دوره اول، دوم، سوم ویلون
 * کتاب دوره اول و دوم، سوم، چهارم سنتور.
 * کتاب دوره اول سه تار 

  کارهای غیرمستقل 


 * سلوی ای وطن کتاب دستور ویلون وزیری
 * چهار مضراب سه گاه، کتاب دستور ویلون وزیری
 * رنگ بیات ترک، کتاب ۲۳ قطعه ضربی‏
 * پیش درآمد ترک، ۱۸ قطعه پیش درآمد‏
 * نوید بهار، کتاب اول ویلون
 * چهار مضراب ساده در ماهور، کتاب اول ویلون
 * دستور ضرب
 * ردیف کامل آوازهای ایرانی

   کارهای الهام گرفته از موسیقی محلی 


 *دیلمان (دشتی)‏
 *امیری یا مازندرانی (دشتی)‏
 * زرد ملیجه (دشتی)‏
 * به زندان (شوشتری)‏
 * در قفس (دشتی)‏
 * رقص چوبی (دشتی)‏
 * کوهستانی (دشتی)‏ 

 روحش شاد يادش گرامي

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 آذر1388ساعت 8:31  توسط حجت ملائی چافی   | 

در مراسم تقدير ازاستاد «محمدرضا شجريان» از طرف بنياد بين‌المللي مولانا؛ سكه طلا و سنجاق‌سينه طلا به استاد آواز ايران اهدا شد.

 

استاد «محمدرضا شجريان» شامگاه شنبه (21 آذر) در اولين شب اجراي كنسرت‌اش در قونيه با اشاره به دعوت بنياد بين‌المللي مولانا براي اجراي اين برنامه، ابراز اميدواري كرد: بتوانم برنامه‌اي در خور شان و علاقه مولانا اجرا كنم.شجريان از بنياد جهاني مولانا استاندار وشهردار قونيه در خصوص همكاري براي اجراي كنسرت تشكر و قدرداني كرد.

در پايان سنجاق سينه‌اي طلا و سكه طلابراي اولين‌بار از طرف بنياد بين‌المللي مولانا به استاد آواز ايران اهدا شد. در ادامه استاد محمدرضا شجريان نيز كلكسيوني از نوارها و خط‌‌ هاي خود را از اشعار مولانا به بنياد جهاني مولانا استاندار و شهردار قونيه اهداء كرد.

«اسين‌چلبي» بيست‌ودومين نواده‌ي مولانا و قائم مقام بنياد بين‌المللي مولانا در مراسم تجليل از استاد شجريان گفت، نغمه داودي استاد شجريان با آواز جان‌سوز خود در بهشت را بر روي عاشقان مولانا مي‌گشايد و اميدوارم صدها سال اين صدا ما را به بهشت رهنمون سازد.

قائم مقام بنياد بين‌المللي مولانا از هنر استاد شجريان كه سالها با اشعار مولانا براي مردم دنيا دوستي، صلح و آرامش را هديه داده است، تشكر و قدرداني كرد.

اولين شب اجراي كنسرت استاد محمدرضا شجريان در قونيه دو بخش «رندان مست» و «مرغ خوش‌خوان» اجرا شد. در بخش اول استاد شجريان در دستگاه همايون «چشم ياري»، «رندان مست» و «مرغ خوش‌خوان» را اجرا كرد و در بخش دوم نيز شجريان در دستگاه شور و بيات ترك پيام «نسيم مرغ خوش‌خوان» و «در خيال» را اجرا كرد.

در پايان برنامه طبق روال اغلب كنسرت‌ها استاد آواز ايران به‌درخواست مردم و تشويق حاضران نواي «مرغ سحر» را اجرا كرد. 

          گزارش تصويري

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آذر1388ساعت 7:44  توسط حجت ملائی چافی   | 

مراسم يادبود زنده‌ياد «فرامرز پايور» دوشنبه (23 آذر) در مسجد جامع شهرک قدس برگزار مي‌شود.

        گيله لو

اين مراسم از ساعت 15 تا 16:30 با حضور علاقه مندان به موسيقي ايران برگزار خواهد شد. مراسم تشيع پيکر استاد پايور امروز ساعت 9 صبح از مقابل تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) برگزار مي‌شود.

زنده ياد فرامرز پايور هنرمند برجسته و آهنگساز، نوازنده برجسته سنتور چهارشنبه 18 آذر پس از گذراندن يك دوره طولاني بيماري به دليل ايست قلبي و مشكل تنفسي درگذشت. او از شاگردان صبا بود و آثار مكتوب او در دانشگاه‌ها و هنرستان‌هاي موسيقي تدريس مي‌شود. پايور همچنين گروهي به نام پايور داشت كه نوازندگاني چون هوشنگ ظريف، محمد اسماعيلي، حسن ناهيد ، رحمت الله بديعي، جليل شهناز، شادروان اصغر بهاري، شادروان حسين تهراني ، محمد موسوي، محمد اسماعيلي ، شهرام ناظري ، محمدرضا شجريان و.... در آن به نوازندگي و خوانندگي مشغول بودند.

 روحش شاد يادش گرامي

+ نوشته شده در  شنبه 21 آذر1388ساعت 9:55  توسط حجت ملائی چافی   | 

«فرامرز پایور» استاد اسطوره ای موسیقی ایرانی و نوازنده برجسته سنتور درگذشت.

        

استاد فرامرز پایور حدود یازده سال پیش دچار سکته مغزی شد واز همان زمان کلیه فعالیتهای هنری وی متوقف شده و در منزل به سر می برد.

فرامرز پایور در ۲۱ بهمن سال ۱۳۱۱ در تهران به دنیا آمد. پدرش هنرمند نقاش و استاد زبان فرانسه در دانشگاه تهران و پدربزرگش مصورالدوله، نقاش چیره‌دست دوره قاجار بود که با نواختن ویولن، سنتور و سه‌تار آشنایی داشت.

پایورآموزش موسیقی را نزد استاد ابوالحسن صبا آغاز کرد و همچنین از محضر استادانی چون عبدالله دوامی و نورعلی برومند بهره برد.فرامرز پایور یکی از برجسته‌ترین شاگردان استاد صبا بود و تا سال ۱۳۳۶ که استاد صبا درگذشت از آموزشهای وی بهره برد.شادروان پايور از سال ۱۳۳۳ فعالیت خود را در وزارت فرهنگ و هنر وقت و از سال ۱۳۳۷ تدریس سنتور را در هنرستان عالی موسیقی ملی آغاز کرد.

زنده یاد پایور به عنوان آهنگسازی تحصیل کرده که در نوازندگی سنتور به سبک و شیوه خاص خودش دستیافته بود هارمونی و کمپوزیسیون را در کلاس استاد بزرگ آن زمان، امانوئل ملیک اصلانیان آموخت. در سال ۱۳۴۱ برای ادامه تحصیلات کلاسیک از طرف وزارت فرهنگ و هنر به انگيس رفت و از دانشگاه کمبریج در زبان و ادبیات انگلیسی دانشنامه گرفت و سالها تلاش فراوانی در جهت معرفی موسیقی ایرانی و سنتور به محافل علمی و هنری دنیا داشت.

فرامرز پایور در بیش از نیم قرن فعالیت حرفه ای خود صدها اثرمکتوب و صوتی منتشر و صدها برنامه صحنه ای در ایران و اکثر نقاط جهان اجرا کرد که همگی در اعتلا و ارتقاء کیفی موسیقی ایرانی تاثیرات فراوانی برجای گذاشت.

     

گيله‌لوضایعه درگذشت این هنرمند به جامعه فرهنگی و هنری ايران و به خانواده آن مرحوم تسلیت می‌گوید.

 روحش شاد يادش گرامي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 7:4  توسط حجت ملائی چافی   | 

گيله لو
+ نوشته شده در  شنبه 7 آذر1388ساعت 13:44  توسط حجت ملائی چافی   | 

استاد آواز ایران گفت،"به اتفاق گروه شهناز و با افتخار در مراسم گرامیداشت مولانا در قونیه به روی صحنه می‌رویم و امیدواریم برنامه‌ای در شأن این شاعر و عارف بزرگ ارائه کنیم."

گیله لو

استاد «محمدرضا شجریان» در حاشیه تمرینات گروه شهناز با اعلام اینکه نزدیک به سی‌وچند سال پیش در قونیه به اجرای برنامه پرداخته است،افزود،"این برای نخستین بار پس از انقلاب است که بنا به دعوت بنیاد بین المللی مولانا قرار است به مدت چهار شب درسالن مجموعه فرهنگی صدرالدین کنسرت برگزار کنیم."

استاد شجریان درباره استفاده از شعر شاعران بزرگ ایران در آوازهایش گفت، همواره با شاعران بزرگی چون حافظ، مولانا، سعدی، عطار و... زیسته‌ام و دعوت بنیاد مولانا برای حضور در قونیه فرصتی بود تا در کنار مولانای بزرگ به اجرای برنامه موسیقی بپردازم.

استاد آواز ايران که این روزها در میان شوق و شور اعضای گروه شهناز به سرپرستی مجید درخشانی برای تمرین حضور می یابد درباره جزئیات کنسرت قونيه افزود،در این برنامه که در دستگاه شور، بیات ترک و همایون اجرا می شود علاوه بر استفاده از اشعار مولانا در تصنیف و آواز از اشعار حافظ و سعدی نیز در دیگر تصانیف استفاده شده است.

در پي دعوت رسمي بنياد بين‌المللي مولانا، استاد «محمدرضا شجريان» به همراهي گروه شهناز 12، 13، 15 و 16 دسامبر 2009 برابر با 21، 22، 24 و 25 آذر 1388 از ساعت 18 الي 21 در سالن مجموعه فرهنگی صدرالدين قونيوي كنسرت موسيقي خواهند داشت.

+ نوشته شده در  شنبه 7 آذر1388ساعت 13:29  توسط حجت ملائی چافی   | 

در پي دعوت رسمي بنياد بين‌المللي مولانا، استاد «محمدرضا شجريان» به همراهي گروه شهناز در شهر قونيه، آذر ماه سال 88 همزمان با مراسم بزرگداشت مولانا، كنسرت موسيقي خواهند داشت. 

                       گيله لو

اين كنسرت در دو بخش همايون (مرغ خوشخوان ) و شور (رندان مست ) با اشعاري از حافظ و مولانا اجرا خواهد شد. تاريخ اجراي كنسرت، 12، 13، 15 و 16 دسامبر 2009 برابر با 21، 22، 24 و 25 آذر 1388 از ساعت 18 الي 21 در سالن مجموعه فرهنگی صدرالدين قونيوي مي‌باشد.

+ نوشته شده در  شنبه 7 آذر1388ساعت 13:19  توسط حجت ملائی چافی   | 

عشق در دل ماند و یار از دست رفت

چهل روز گذشته است از آن نابه‌هنگام حادثه، آن تقدیر جان‌سوز... چهل روز از کوچ «سرو آزاد» هنر موسیقی ایرانی گذشته است. پنج‌شنبه ظهر(۱۴آبان) که قدم به دیار نیشابور گذاشتم، از عمق جان به آب و خاک و مردمانی چنین هنرپرور افتخار کردم. نیشابوریان در گرامی‌داشت مشکاتیان عزیز سنگ تمام گذاشته بودند. «بیدادگر دستان» اینک آرام و صبور در میدانی نزدیکی مزار عطار و خیام آرمیده بود؛ اما سیل مشتاقان با شوری عجیب و غم مانایی در دل به سمت آرامگاهش قدم برمی‌داشتند. گویی با وجود گذشت چهل روز، هنوز هم کسی پرواز پرویز را باور نکرده است. با وجود عدم اطلاع‌رسانی، مردم از نقاط دور و نزدیک خود را رسانده بودند. جمعیت دریایی بود و من هم قطره‌ای از این دریا...

ساعت سه بعد از ظهر، همگان منتظر، یار غار مشکاتیان در راه است. از بلندگو نوای جاودانش بلند بود: «روز وصل دوست‌داران یاد باد / یاد باد آن روزگاران یاد باد» نگاه‌ها خیره بود به تابلوی منقوش به چهره‌ی مشکاتیان، با خطی سبزرنگ به این مضمون: «در چله‌نشینی پیوستن پرویز مشکاتیان، هنرمند جاوید موسیقی ایران به آستان جانان، حضور چشم ملت ایران، استاد محمدرضا شجریان را گرامی می‌داریم.» و نیک می‌دانید حضور شجریان نازنین، فرزند برومند خراسان در میان هم‌دیارانش چه غنیمت شیرینی‌ست. استاد شجریان به‌همراه فرزند خلفش، همایون، وارد محوطه شدند.

«سینه مالامال دردست ای دریغا مرهمی / دل ز تنهایی به‌جان آمد خدا را همدمی» ... بغضم شکفت و از دیدار «خسرو خوبان» در کنار مزار هم‌قطارش، مشکاتیان، اشک ریختم. خانواده‌ی مشکاتیان و شجریان حضور پررنگی داشتند. علاوه بر آوا و آیین که در چهره‌ی هر دویشان صبر و آرامی مشکاتیانی، نمایان بود؛ مادر پرویز مشکاتیان، خواهران و خواهرزاده‌هایش، برادر و برادرزاده‌اش و همچنین افسانه و مژگان شجریان و خواهر استاد شجریان و در نهایت فرخنده گل‌افشان نیز با بغضی که گاه به گاه می‌شکفت در جایگاه مخصوص نشسته بودند. کیوان ساکت، علیرضا جواهری، آرش حیدریان و تعداد کثیری از موسیقی‌دانان و هنرمندان خراسانی نیز آمده بودند.

مراسم با قرائت قرآن و همچنین خوانش غزلی زیبا در مدح استاد مشکاتیان آغاز شد:
هان! گو چه شد آن نغمه‌پرداز بهار / باد پاییز از چه در آه و فغان افتاده‌ست
صدهزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست / عندلیبان را خزان بر آشیان افتاده‌ست
در میانه‌ی این مرثیه، اشک از دیدگان آیین روان بود و همایون نیز گاه به گاه سری به علامت تأیید و تحسین تکان می‌داد. پس از سخنرانی معاونت ارشاد نیشابور، انتظار مشتاقان به پایان رسید و از «صدای مانای ایران‌زمین» دعوت به عمل آمد تا با مردم سخن بگوید. بی‌اغراق می‌گویم التهاب و غم سترگی در چهره‌ی استاد موج می‌زد. «درود به شما عزیزانی که از راه‌های دور و نزدیک در کنار ما به دیدار پرویز آمدید...» همچون همیشه، محمدرضا شجریان، همان «خاک پای ملت ایران» می‌نمود. از رابطه‌ی عاطفی پدر و فرزندی که با استاد مشکاتیان داشت سخن راند. بزرگ‌مرد آواز ایران در رثای از دست دادن پرویز از عمق جان افسوس خورد: «پرویز بی‌حوصلگی کرد و بسیار زودتر از کسانی‌که در نوبت بودند این مسیر را رفت.» استاد از زبان همگی‌مان گفت: «ای چرخ فلک خرابی از کینه‌ی توست / بیدادگری شیوه‌ی دیرینه‌ی توست / ای خاک اگر سینه‌ی تو بشکافند / بس گوهر قیمتی که در سینه‌ی توست» لحظه‌ای که بغض اسطوره‌ی موسیقی‌مان شکفت با تشویق بی‌دریغ حاضران مواجه شد. بلندگو هم انگار از این سوگ فریاد برمی‌آورد. در پایان سخنانش با نور امیدی در دل، از دو دسته‌گل پرویز مشکاتیان (آوا و آیین) قول گرفت تا همواره روی پای خود بایستند و هنر پدرشان را برای خدمت به فرهنگ این مملکت، زنده نگه دارند. در چهره‌ی آوا، ماتم دوباره موج زد. شجریان از مردم خواست که نخواهند برایشان بخواند. از تصنیفی اهدایی به پرویز مشکاتیان و مردمان نیک‌سرشت نیشابور سخن گفت و با تشکر دوباره از مردم و مسئولان شهر نیشابور تریبون را ترک کرد.

اما مگر می‌شود نیشابور و مردمان خراسان میزبان فرزندان برومند خویش باشند و رودررو نوای مانای ایشان را نشنوند؟ مجری با بیان اینکه حال ناخوش خانواده‌ی شجریان را درک می‌کند؛ اما از همایون خواست تا به پاسداشت حضور کثیر مردم، دوباره بیتی، مصرعی از «قاصدک» را بخواند. تا رفتن همایون به سمت تریبون در دلم غوغایی بود. «در دل من همه کورند و کرند ... برو آنجا که تو را منتظرند» خیره به ماکت تمثال پرویز مشکاتیان در سوگ قاصدکِ غریبِ وطن، قرار از کف دادم و اشکم روان شد. همایون در اوج مرثیه‌ای سرداد که باید نیک بدانی این دست‌پرورده‌ی شجریان بزرگ، چگونه با این نوای دل‌انگیز، دلربایی می‌کند: «عشق در دل ماند و یار از دست رفت / دوستان دستی که کار از دست رفت» همایون بغض تمام این سال‌های گوشه‌نشینی پرویز مشکاتیان را در خوانش زیبایش جاری ساخت. «کار از دست رفت... ای عجب گر من رسم بر کام دل / کی رسم چون روزگار از دست رفت» خسرو خوبان، اشک‌های روانش را پاک می‌کند و همایون بغضش را فرو می‌خورد و در ابوعطا فرود می‌آید «یار از دست رفت»... حس می‌کنم شهرم، مشهد، در این لحظات نوای همایونی شجریان را با گوش جان می‌شنود و کوردلانش، کورتر و کرتر خواهند شد. گوش‌هایشان را با پنبه‌هایی آلوده به سیاست پر می‌کنند و...

مراسم در حال اتمام است... «چکاد زمانه» نشریه‌ی کوچکی‌ست که همراه همدلانم مهیایش کرده‌ایم در رثای پرویز. نزد آوا، دختر خوش‌سیرت مشکاتیان می‌روم و دستانش را می‌فشارم و از داغی که همگی‌مان را مبهوت گردانیده برایش می‌گویم. چهره‌ی صبور استاد مشکاتیان در صورت آوا جلوه‌گر می‌شود و بغض امانم نمی‌دهد. چند کلامی هم با استاد محبوبم هم‌کلام می شوم و وجدم را از دیدارش در دیار خراسان به او ابراز می‌کنم. چون همیشه سپاسگزار «لطف» ماست؛ و البته من از عمق جان باور دارم که «وظیفه» است و جز این نیست. پدر و پسر محوطه را ترک می‌کنند و رفته‌رفته جمعیت متفرق می‌شود. مشکاتیان را در کنار خیام تنها می‌گذاریم؛ اما در دل عهدی می‌بندیم با او که نشاید تغیر بپذیرد. نشاید، باد خزانش...

متن سخنان استاد محمدرضا شجریان

به نام دوست که هر چه داریم ازوست
درود به شما عزیزانی که از راه‌های دور و نزدیک، در کنار ما به دیدن پرویز آمده‌اید. اجازه بدهید که من همچنان‌که پرویز را همیشه پرویز می‌گفتم، باز هم بگویم پرویز. چون پرویز مثل پسر من بود و ارتباط عاطفی که من با پرویز داشتم، همان ارتباط پدر و پسر بود؛ صرف نظر از همکاری‌های هنری که ما با هم داشتیم. در ابتدای کار، بایستی از شما مردم حق‌شناس و نیک‌سرشت نیشابور به‌عنوان یک هنرمند تشکر کنم که الحق نشان دادید که هنر را پاسداری می‌کنید و از پرویز این‌گونه با شور و اشتیاق و صمیمانه پذیرایی کردید و پرویز را در کنار خیام و عطار قرار دادید... جایی که پرویز واقعاً دوست داشت. پرویز همیشه در تمام زندگی‌اش... الگو و آیین زندگی‌‌‌اش فلسفه‌ی خیام بود و این‌چنین زندگی کرد. واقعاً از جانب خودم بگویم که پرویز خیلی کم‌حوصلگی کرد و زودتر از کسانی‌که جلوتر از او در نوبت ایستاده بودند، این راه را رفت. خیلی متأسفم که پرویز خیلـــی زود رفت. پرویز چیزی را با خودش برد که فقط در خود او بود. پرویز آنچه را که داشت تمام نکرد و رفت. آن طنز قوی که در آهنگ‌های پرویز مشکاتیان بود... که من همیشه این شرایط آهنگ‌هایی که می‌ساخت را به طنز تشبیه می‌کردم؛ این‌قدر این طنزش قوی بود که آن دلنشینی آهنگ‌هایی که می‌ساخت از همان طنزی بود که در آهنگ‌هایش وجود داشت و تصانیفی که می‌ساخت و قطعاتی که برای ارکستر ساز و سازهای مضرابی داشت... من همیشه به‌عنوان یک طنز به آن نگاه می‌کردم و این طنز را در هیچ اثر هنری دیگری، هیچ‌وقت نیافتم. برای همین بود که من همیشه می‌گفتم چه در سر پرویز می‌گذرد که این‌جوری آهنگ می‌سازد؛ که در آهنگ‌هایش این ظرافت را به‌کار می‌گرفت که من فقط می‌توانم بگویم یک طنز قوی‌ای بود. اشخاصی که اهل طنز هستند، در لحظه، بسیار زیبا از کلمات استفاده می‌کنند؛ از همان کلماتی که ما به‌راحتی از کنارشان می‌گذریم یک طنز لحظه‌ای برایمان می‌سازند و لحظه‌ی ما را خوش می‌کنند. پرویز در آهنگ‌هایش این‌چنین کار می‌کرد. طنزی که در وجودش، در صحبت‌کردن‌هایش همیشه بود را به کار می‌گرفت.

داغی بر دل من گذاشت... [بغض استاد و تشویق حضار]... من هر چیزی را می‌توانستم باور کنم...
ای چرخ فلک! ای چرخ فلک! خرابی از کینه‌ی توست / بیدادگری شیوه‌ی دیرینه‌ی توست
ای خاک! اگر سینه‌ی تو بشکافند / بس گوهر قیمتی که در سینه‌ی توست

ما یادش و خاطره‌اش را همیشه با خودمان داریم. آن صدای صحبت‌هایش همیشه در گوشم زنگ می‌زند... و پرویز رفت. از شما مردم واقعاً باید سپاسگزاری کنم که این‌چنین پرویز را در دامان خودتان پذیرا شدید. از شهردار محترم، از شورای شهر تشکر می‌کنم که این‌گونه به فکر آرامگاهی برای پرویز هستند؛ واقعاً سپاس می‌گویم از دیگر کسانی‌که دلشان می‌خواهد برای هنر و هنرمندان کاری بکنند. از نیروی انتظامی تشکر می‌کنم که چه در مراسم قبلی، چه در خاکسپاری و غیره نهایت کوشش را کردند. با صمیمت و احترام این برنامه‌ها را نظم دادند تا خوب برگزار شود. سپاس می‌گویم... از همه‌ی عزیزانی که در نیروی انتظامی خدمت کردند به این مراسمی که ما داشتیم.

از من نخواهید که الآن بخوانم... من در وقت دیگری برای شما خواهم خواند. آهنگی هم هدیه به پرویز کرده‌ام به‌نام «ساکن دل» که با ارکستر تمرین کرده‌ایم و در آینده‌ی نزدیک حضور شما عزیزان تقدیم خواهم کرد که شعری‌ست از مولانا و حالتی که قلب ما از این فقدان دارد را بیان کرده است. من این را آهنگسازی کرده‌ام که هدیه می‌کنم به پرویز و شما مردمان نیک‌سرشت خراسان.

باز هم تشکر می‌کنم... به خانواده‌ی پرویز، به مادر، به خواهرهایش، به برادرش تسلیت می‌گویم. پرویز دو دسته‌گل برایم گذاشت که مسئولیت مرا زیاد کرد. آیین و آوا هنوز می‌خواستند پرویز را بالای سرشان داشته باشند؛ اما پرویز رفت... به هرحال... مسئولیت ما زیاد شد. در اینجا در مقابل شما از این دو عزیز قول می‌گیرم که ان‌شاءالله روی پای خودشان باشند و نام و هنر پرویز را نگه دارند و این تنها خدمتی‌ست که می‌توانند به فرهنگ ما و مردمان‌شان بکنند.
سرفراز باشید، تشکر می‌کنم از همه.

آواز همایون شجریان برای پرویز مشکاتیان

عشق در دل ماند و یار از دست رفت          دوستان دستی که کار از دست رفت
ای عجـب گــر مـن رسـم بـر کــام دل          کی رسـم چـون روزگـار از دست رفت


دانــلــود |
مدت زمان: ۲:۳۵
حجم فایل: ۶۲۹ کیلوبایت

 منبع : ندا حبيبي

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آبان1388ساعت 7:27  توسط حجت ملائی چافی   | 

در مراسم نكوداشت پرويز مشكاتيان، محمدرضا شجريان به همراه گروه شهناز قطعاتي را براي مشكاتيان خواند و گريست.
 
                      

در مراسمي كه چهارشنبه شب با عنوان نكوداشت پرويز مشكاتيان و با حضور هنرمنداني چون استاد محمدرضا شجريان، مجيد درخشاني، داوود گنجه‌اي، همايون شجريان، مهدي آذرسينا، سعيد فرج‌پوري، حميد رضا نوربخش، مجيد مجيدي، نيكي كريمي، ساعد باقري، حسين دهلوي، و تني چند از هنرمندان در تالار آسمان فرهنگستان هنر برگزار شد، بعد از قرائت آياتي چند از قرآن كريم نماهنگي از فعاليت‌هاي هنري مشكاتيان به تهيه كنندگي محمدرضا جعفري پخش و سپس محمدرضا شجريان با بيان اينكه صحبت كردن براي پرويز مشكاتيان در نبودش براي من سخت است گفت: پرويز را همه خوب مي‌شناسند و عزيز همه ما بود من هرگز باور نمي‌كنم كه حضور فيزيكي او در بين ما نيست.
وي ادامه داد: پرويز دردانه‌اي در موسيقي بود و من او را از سال 55 مي‌شناختم. او هنر خود را در جشن هنر سال 56 در كنار حسين عليزاده و ديگران نشان داد و از آن به بعد خيلي‌ها شيوه او را دنبال كردند.
محمدرضا شجريان ادامه داد: پرويز را از دست داده‌ايم اما با ياد او زندگي مي‌كنيم من به عنوان يك فرد كوچكي از خانواده موسيقي و خانه موسيقي از شما مردم عزيز كه ياد پرويز را گرامي داشتيد و آن را با احترام بدرقه كرديد سپاسگزاري مي‌كنم كه اينگونه حق شناس هستيد و قدر هنرمنداني را كه با شما روراست بودند را مي‌دانيد.
استاد آواز ايران در پايان صحبت‌هاي خود بيان داشت: ما وامدار شما هستيم و سعي مي‌كنيم بخشي از دينمان را به وسيله هنرمان ادا كنيم.

*اجراي كامكارها و نوربخش براي مشكاتيان

در ادامه اين مراسم گروه موسيقي متشكل از اردشير كامكار، نوازنده كمانچه، بهداد بابايي نوازنده سه‌تار، و ارژنگ كامكار نوازنده تنبك، به همراه حميدرضا نوربخش خواننده به روي صحنه آمدند تا قطعاتي را در يادبود مشكاتيان اجرا كنند.قبل از اجرا نوربخش گفت: من نه آمادگي و نه قصد اجراي برنامه به خصوص چنين برنامه‌اي كه تا اندازه كافي پربار، زيبا و جذاب بود را ندارم. ولي تصميم جمعي دوستان بر اين بود كه ما هم بغضمان را به اين شكل با شما تقسيم كنيم.
وي در ادامه با ذكر خاطره‌اي از تمرينات كنسرت خود ازسال 86 با مشكاتيان قطعه‌اي از ساخته‌هاي اين آهنگساز بر روي شعري از مولانا به ياد مشكاتيان اجرا كرد.


*خانه موسيقي جايزه سنتور نوازي را برگزار مي‌كند 

در ادامه مراسم نكوداشت پرويز مشكاتيان كه به همت خانه موسيقي و با همكاري فرهنگستان هنر برگزار شد، محمدسرير مديرعامل خانه موسيقي گفت: ما انگيزه‌هاي زيادي براي باهم بودن داريم و اين يادبودهايي كه طي اين مدت براي مشكاتيان برگزار شد نشانه نفوذ و حضور ايشان در بين همه مردم است.
تا به حال چنين چيزي اتفاق نيفتاده كه بعد از مرگ يك هنرمند مردمان هنردوست پايتخت، شهرستانها، شهرهاي كوچك و دانشگاه‌ها بزرگداشت‌هايي را برگزار كنند.
بر اين اساس اين اتفاق يگانه است و نشان مي‌دهد آثار اين آهنگساز هميشه ماندگار است.
وي ادامه داد: خانه موسيقي قصد دارد دو جايزه رقابتي برگزار نمايد كه يكي از اين جوايز در شاخه سنتورنوازي بخصوص شيوه پرويز مشكاتيان برگزار خواهد شد.
هدف ما از برگزاري اين جايزه‌ها ايجاد انگيزه و رشد در بين جوانان است تا بتوانيم اعتبار آثار و حضور مشكاتيان را در نسل‌هاي بعدي پررنگ‌تر نشان دهيم.


*حسين عليزاده‌: مشكاتيان تولدي دوباره پيدا كرد

بعد از پخش نماهنگي از پرويز مشكاتيان حسين عليزاده گفت: مرگ براي همه هست و نمي‌دانم چند سال ديگر در اين سالن چند نفر ديگر از ما حضور نداشته باشند. ولي من هنوز باور ندارم مشكاتيان در شهر و كشوري كه من زندگي مي‌كنم نباشد. ولي به يقين باور كردم مرگ براي كساني مثل مشكاتيان و هنرمندان بزرگ يك زندگي دوباره است. پرويز مشكاتيان با مرگش تولدي دوباره پيدا كرد و ما بايد قدردان مردمان نيشابور باشيم كه به ما يادآوري كردند كه مرگ يك انسان بزرگ مي‌تواند غم‌انگيز نباشد بلكه روز بزرگي در تاريخ است.
وي ادامه داد: من در احساسم جاي پرويز را عوض كردم و فكر مي‌كنم حتي اگر خودم نباشم او در من جاودانه است. هنوز هم كه هنوز است در خلوتم اگر صدايش مي‌كنم شاد مي‌شوم و ديگر غمگين نيستم.
اين نوازنده تار افزود: ما سالهاست كه با غم عجين هستيم و خيلي كم پيش آمده كه شادي‌ها ما را دور هم جمع كند. متاسفانه اين مسئله به دليل شرايطي كه وجود داشته نه تنها در بين اهل موسيقي بلكه بين تمام مردم ايران به وجود آمده است. چرا كه ما روزهاي شاد كم مي‌بينيم و تنها بهانه زندگي ما غم شده است. اما حالا كه پرويز با رفتنش اين درس و يادآوري را به ما كرد كه مي‌توانيم جنبه‌هاي ديگري از زندگي را ببينيم پس بايد شاد بزيستيم و در شاديها همديگر را سهيم كنيم.
عليزاده در خاتمه خاطرنشان كرد: مشكاتيان هميشه زنده خواهد بود و حتي دوستي من با او از زماني كه از اين دنيا رفته عميق‌تر شده است. اي كاش روزي باشد كه مردم ايران شاد باشند و ما بايد به اميد رسيدن به شادي، شاد و نيرومند باشيم و اگر دوستي ما را ترك مي‌كند از نيرو و انرژي نيفتيم و همانطور كه پرويز اميد در دل ما را بوجود آورد ما نيز اين اميد را براي ديگران بوجود بياوريم.

                 محمدرضا شجريان

در پايان اين مراسم گروه شهناز به سرپرستي مجيد درخشاني و آواز محمدرضا شجريان به روي صحنه آمدند و شجريان درحاليكه قطعاتي را براي مشكاتيان مي‌خواند براي اين يار ديرينه خود نيز مي‌گريست.

                گزارش تصويري   

           گزارش تصويري

منبع : فارس  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 10:37  توسط حجت ملائی چافی   | 

خبر بس ناجوانمردانه و تلخ بود و سهمگين....پرويز مشكاتيان درگذشت... چهل روز گذشت ؛ يادش گرامي و روحش شاد.

            گيله لو

به نام دوست كه هرچه هست از اوست

خالق خزان،خزان نديد و ساز جانش را

در آستان جانان نواخت،

                                        چنين نگاشتند خبرنگاران

وليك خبر بس ناجوانمردانه تلخ و سهمگين ....

ناگهان

دشوار زندگي ، بيداد برآورد تا چاووش موسيقي ايران(مشكاتيان)ديگر ننوازد

و صداي جاودانه سازش خاموش گردد

هان ، قاصدك ، هان چه خبر آوردي   وزكجا و ز چه خبر آوردي؟ خوش خبر باشي اما اما

آري ، اين چنين شد كه آه از نهادمان چون دود عود جهانگير گشت و...

مي دانم و مي داني كه مژده بهار را با لاله بهار

در نوا زمزمه خواهيم كرد

و برايش خواهيم گفت كه اي

                      جان جهان دوش كجا بوده اي....

باري

 وطن من

خواهد آمد صبح مشتاقان

تا جان عشاق عزيز دارند  سرعشق بر عاشقان فاش شود

و ما نيز زير اين گنبد مينا از دل و جان خواهيم خواند

بر آستان جانان گر سر نوان نهادن

                         گلبانگ سربلندي بر آسمان توان زد

خانه موسيقي ؛ فرهادکامياري

+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 9:58  توسط حجت ملائی چافی   |